4 ـ راه هاي پاسداشت هدف ها و
آرمان هاي امام خميني از ديدگاه رهبر
ارجمند انقلاب
ما امروز در فقدان امام و چشم بيناي انقلاب ... اگر اين نعمت را با خود
نداريم , بياييد سامعه وشامه و ذاقه و لامسه و همه ي احساسهاي مكمون و
مكنون خود را , بيش از گذشته به كار اندازيم . امروز بايد بيشتر كار كنيم ,
بيشتر فكر كنيم و همبستگي بهتري داشته باشيم ; تا بتوانيم وظايفمان را
انجام دهيم .
انقلاب , به سرچشمه هاي بياض و جوشان استعدادهاي بشري نياز دارد;
بايد براي تامين اين نياز بكوشيم و اين , عمل به وصيت بزرگمردي است كه
جاي خالي او را با همه ي وجودمان لمس مي كنيم . اگر بخواهيم انقلاب , با
همان سرعت و شتاب و با همان اتقان و استقامت و درست در همان خط
صحيح اسلام و بدون گرايش به چپ و راست , حركت كند; بايد هدفهايي كه
بر قله ي بلند آرزوهاي ملت ما ـ بلكه ملتهاي اسلامي ـ مي درخشند , همواره
مقابل ديدگان ما باشد. بايد تلاش خود را براي تحقق اين هدفها مضاعف
كنيم و از مشكلات نهراسيم .
بزرگترين خطر اين نيست كه ما از رفتن باز بمانيم يا خسته شويم ;
بزرگترين خطر اين است كه چشم انداز ترسيم شده و هدفهاي تعريف شده را
گم كنيم و نبينيم . نگذاريد غبارها و ابرها , جلوي اين هدفها و آرمانها را
بگيرد1.
حراست و حمايت از جمهوري اسلامي ايران
توجه كنيد كه راه نجات , راه صلاح , راه پيروزي بر دشمنان خبيث و
مكار , راه جلب رضاي الهي و توفيق دررسيدن به هدفهاي مقدس اسلام و
انقلاب , عبارت است از همان توصيه يي كه امام عزيزمان هميشه آحاد ملت
ايران را به آن فرامي خواندند; يعني حفظ ارتباط با خدا , توكل به او ,
نترسيدن از دشمنان خدا و با همه ي وجود , حمايت و حراست از جمهوري
اسلامي , اين , راه ملت ايران است .
بايد با همه ي وجود , تمام آحاد ملت و مسئولان , از جمهوري اسلامي ـ
كه ارزنده ترين ميراث امام عزيز ماست ـ حراست و حمايت كنند و در مقابل
دشمنان باشند. بدانند كه خدا با آنهاست و دشمن با همه ي كيد و مكري كه
دارد , ضعيف است . بدانند كه راه سعادت ملت ايران , همين راهي است كه با
هدايت امام و رهبرمان , آن را شناختيم و در آن قدم گذاشتيم و پيش رفتيم 2.
تكرار حقيقت امام , براي درس گرفتن
ما بايد با تكرار اين حقيقتها , يك هدف را دنبال كنيم و آن , درس گرفتن
است و لاغير; و الا صرف ستايش كردن فايده يي ندارد , بلكه گاهي هم مضر
است , زيرا وقتي كه خيال مي كنيم او كارها را انجام داده است ; تصور
مي كنيم كه ديگر كاري به عهده ي ما نيست .
گر نماز آن بود كان مظلوم كردديگران را زين عمل محروم كرد
ما آن بزرگوار و انسان والا و مقتدا و قائد را ستايش مي كنيم تا خودمان
را به او نزديك سازيم و راهش را ادامه دهيم . تقواي خدا بر همه ي امور
زندگي او حاكم بود , ما نيز بايد تقواي خدا را ملاك همه ي امورمان
بشماريم . اصل قضيه تقواست . تقوا يعني مراقب باشيم برخلاف اراده ي
الهي , حركتي از ما سر نزند3.
حضور در صحنه و وفاداري به اصول انقلاب و اسلام و امام
حضور مردم در صحنه هاي انقلاب و ايمان آنها به خداوند , دشمنان
نظام را مايوس مي كند. دست غيب الهي و قدرت لايزال او , دلها را به طرف
اسلام و انقلاب و رهبر معظم و بي نظير آن و نظام جمهوري اسلامي جذب
كرد. امام فقيد عزيز ما , قدر اين توجه عمومي را مي دانست . كمتر كسي را
ديده ايم كه به قدر امام , نسبت به مردم از عمق دل احساس محبت و اعتماد
كند. او , به شجاعت و ايمان و وفا و حضور مردم باور داشت و مردم هم حقا
و انصافا پاداش آن اعتماد مطلق را به رهبر و امام بزرگوارشان
دادند.
امتحان عجيبي براي امام (ره ) و شما مردم به وجود آمد. آن بزرگوار , به
مردم با همان چشمي نگاه مي كرد كه پيامبران نگاه كرده بودند. پيامبران ,
دنبال آدمهاي برجسته و ممتاز نبودند , بلكه در پي انسانهاي مومن و توده
مردم مي گشتند « خضوا اجنحتهم للمومنين » 4 امام , دنبال خواص نمي گشت ,
به توده مردم دل مي داد. با آنها حرف مي زد و با آنها رابطه داشت , همان طور
كه اميرالمومنين (ع ) به مالك اشتر سفارش مي كرد.
دل دادن به توده و متن مردم و همان كساني كه سنگينترين بارهاي دفاع از
انقلاب و كشور بر دوش آنهاست ; از ويژگيهاي امام (ره ) بود. مردم هم به آن
بزرگوار , پاسخ مناسب مي دادند و به همين خاطر توانستند اين انقلاب را از
راههاي صعب العبور و خطرناك عبور دهند و بگذرانند.
اگر به عقب برگرديم و راههاي خطرناكي را كه طي كرده ايم , نگاه كنيم ,
وحشت مي كنيم . گاه انسان در ميان پيچ وخمهاي يك جاده كوهستاني و
صعب العبور , با احتياط ودقت قدم برمي دارد , بعد كه به قله كوه رسيد , پشت
سر خود را نگاه مي كند و با تعجب مي بيند كه از چه جاهاي خطرناكي عبور
كرده است . ده سال گذشته ما , اين وضعيت را دارد. جنگ , محاصره
اقتصادي , همدستي قدرتهاي بزرگ عليه جمهوري اسلامي , تباني نيروهاي
نظامي اروپا و آمريكا و ارتجاع عليه ما , توطئه هاي داخلي , نفوذيهاي
دشمن , طراحي كودتا , نفوذ ليبرالها , و ملي گراها و بي اعتقادان به اسلام و
مردم , مسيرهاي صعب العبوري بوده اند كه ما آنها را با سلامت , پشت
سرگذاشته ايم .
كسب اين موفقيت , در درجه اول , به خاطر لطف و فضل و دست قدرت
و حمايت پروردگار و در درجه بعد , پيوند مستحكم شمامردم با امام و رهبر
بزرگ خود بوده است . لذا وقتي جاي خالي آن شخصيت عظيم , همه دنيا را
متوجه ما كرد و دوستانمان نگران و دشمنانمان خوشحال شدند , در چنين
لحظه حساس حضور مردمي ملت ايران و پيوندشان با آرمانهاي امام (ره ) ,
انقلاب را بيمه كرد.
داشتن روحيه ايمان و حساسيت و وفا نسبت به اصول انقلاب و اسلام
و امام ; موهبت بسيار بزرگي است كه خداوند آن را بر شما مبارك كند و
برايتان نگه دارد و اين ايمان و احساسات را , پشتوانه محكمي براي انقلاب
قرار دهد5.
به خدا متكي باشيد و همه باهم باشيد
در آن لحظه اي كه امام (ره ) ناراحتي قلبي پيدا كرده بودند , ما بشدت
نگران بوديم . وقتي كه من رسيدم , ايشان انتظار و آمادگي براي بروز احتمالي
حادثه را داشتند. بنابراين , مهمترين حرفي كه در ذهن ايشان بود , قاعدتا
مي بايد در آن لحظه حساس به ما مي گفتند. ايشان گفتند : قوي باشيد ,
احساس ضعف نكنيد , به خدا متكي باشيد , « اشدا علي الكفار رحما
بينهم » 6 باشد و اگر با هم بوديد , هيچ كس نمي تواند به شما آسيبي برساند . به
نظر من , وصيت سي صفحه اي امام (ره ) مي تواند در همين چند جمله
خلاصه شود.
او واقعا حكيم بود و مصداق كامل « صيروت الانسان عالما عقليا مضاهيا
للعالم العيني » محسوب مي شد. انسان احساس مي كرد كه تمام حقايق عالم
در وجود او منعكس بود. او چيزهايي را به وضوح و روشني و با همان
نورانيت نفساني و نگاه رحماني و حكمت خودش ـ نه با استعداد و تمهيد
مقدمات معمولي ـ مي ديد و مي فهميد كه ديگران , عصازنان خودشان را به
آن نقطه مي رساندند.
اين مرد حكيم الهي مجرب دلسوزي كه چندين سال اين جامعه را اداره
كرده بود , مهمترين مساله را همين چند كلمه مي دانست كه يكي از آنها
(رحما بينهم ) است . من وصيت حقيقي امام (ره ) را تحقق همين نكات
مي دانم . بايد بر سلايق پاگذاشت , آن جا كه موجب جدا شدن از ديگران
است , چه رسد به اهوا و هوسها و انگيزه هاي مادي كه حالش معلوم
است . (7 )
حفظ وحدت و صفا و برادري و حضور آگاهانه و مخلصانه
وظيفه امروز مردم اين است كه اولا , وحدت و صفا و برادري را با همه
وجودشان حفظ كنند و از سليقه ها و انگيزه هاي گوناگون , صرف نظر كنند( نه
اين كه سليقه شان را كنار بگذارند , بلكه سلايق مختلف را موجبي براي
مخالفت و كارشكني و بدگويي به يكديگر ندانند) و برادروار با هم زندگي
كنند. ثانيا ملت ايران گوش به زنگ باشند تا آنجايي كه انقلاب و نظام ,
حضور آنها را لازم مي داند , در صحنه حاضر باشند.
مي بايست نظام كشور را كه متعلق به خودشان است , به معناي حقيقي
كلمه , از خودشان بدانند و از آن دفاع كنند و از مسئوولان كشور و كساني كه
بار سنگين اجرا را بر دوش دارند , حمايت كنند , همچنان كه امام (ره ) در
طول اين مدت , بارها به مردم توصيه مي كردند كه مسوولان را كمك و
حمايت و همراهي كنند. بارها اين بيانات از زبان مبارك ايشان صادر و شنيده
شد , بعد از اين هم بايد همين گونه باشد.
با حضور آگاهانه و مخلصانه شما , تمام مشكلات ريز و درشت اين
كشور و ملت برطرف خواهد شد. ما ملتي هستيم كه امكانات زيادي داريم و
مي توانيم زندگي مادي و معنوي سطح بالايي داشته باشيم . هم آزاد و آقا و
عزيز و مرفه و برخوردار باشيم و هم مومن و پرهيزگار و درستكار و پاكدامن ,
اين , آن زندگي اي است كه اسلام براي امت اسلامي و طرفداران خود ,
خواسته است و ما مي توانيم اين گونه زندگي را با اين اركان , در دنيا به وجود
آوريم . ابزار و وسيله كار , در اختيار ملت ايران است و كشور ما همان
كشوري خواهد بود كه براي ملتهاي ديگر الگو و نمونه خواهد شد و آنها را
انشاالله به وادي نجات و رستگاري سوق خواهد داد و هدايت خواهد
كرد8.
تسليم نشدن در برابر باج خواهيهاي دشمن و تداوم سازندگي
وظيفه اول , اين است كه صلابت و ابهت و عزت انقلاب را حفظ كنيم و
راه امام را با قاطعيت ادامه دهيم و تسليم باج خواهيهاي دشمنان اسلام و
انقلاب نشويم . شرق و غرب عالم , اين انقلاب را شناخته اند و زورگوهاي
دنيا هم , توقعشان را از جمهوري اسلامي كم كرده اند. ملتها و دولتهاي
ضعيف , با ضعف خود , بزرگترين ضربه را به خودشان مي زنند.چنين ملتها و
دولتهايي , از طرف قدرتهاي مورد ترحم قرار نمي گيرند.
قدرتهاي استكباري , بايد بدانند كه انقلاب ما مانند صخره است و
نمي توان به او ضربه زد و چيزي از او كاست . ما بايد اين اقتدار و ابهت را
حفظ كنيم . اميد ملتهاي مسلمان به انقلاب و جمهوري اسلامي , به خاطر
همين صلابت است . اينكه در رحلت امام شما , ملتهاي تحقير شده اقصي
نقاط جهان ـ با تمام فشاري كه روي آنها وجود دارد ـ اين گونه عزاداري
مي كنند و بر سر و سينه خود مي كوبند , به خاطر اين است كه عزت و عظمت
خودشان را در چهره آن مردالهي مي ديدند , لذا او را دوست داشتند و به او
علاقه مند شده بودند و به او عشق مي ورزيدند و آن عزيز را مظهر موجوديت
و هويت و عزت خودشان , به حساب مي آورند. اين افتخار , براي جمهوري
اسلامي بايد محفوظ بماند.
وظيفه دوم , توجه به سازندگي و آباداني كشور است . اگر ما نتوانيم
كشور خود را بسازيم , ملتهاي مسلمان از ما مايوس مي شوند و دشمنان نيز
نسبت به ما , جري خواهند شد. بدگوها خواهند گفت اينها نتوانستند
كشورشان را بسازند و آبادكنند. ما وظيفه داريم براي آباداني كشور تلاش
كنيم و سازندگي را در همه ابعاد طبيعت و شهرها و روستاها و اقتصاد و
صنعت و كشاورزي و اشتغال و... محقق سازيم . همچنين وظيفه داريم فقر و
محروميت را در كشور از بين ببريم و به زندگي اين قشر , بيشتر رسيدگي
كنيم . اين وظيفه ما و وصيت امام (ره ) است .
ما بايد ميرات امام را حفظ كنيم . او كه اهل درهم و دينار نبود : (لم
يورثوادينارا و لادرهما).او مانند پيامبران , از خود درهم و ديناري باقي
نگذاشت . زخارف مادي دنيا , كوچكتر از آن بود كه به آن روح ملكوتي و بلند
راه پيدا كند. در حقيقت ميراث او , جمهوري اسلامي و جوانهاي ساخته
شده دست اوست كه به بركت انقلاب , بايد آنها را حفظ كرد.
سازندگي بايد در تمام ابعاد مادي و معنوي آن , صورت بگيرد. هم بايد
چرخهاي اقتصاد به حركت درآيد و هم بايد روحيه معنوي و اخلاق و رابطه
با خدا , در ما تقويت شود. همه ما در قبال اين وظيفه بزرگ مسئووليم . از من
كه به عنوان يك طلبه , در نظام جمهوري اسلامي مسووليتي دارم تا علما و
دانشگاهيان و كارگران و كشاورزان و شهري و روستايي و كارمند و بازاري و
هر كس كه مي تواند در راه سازندگي بزرگ كوشش كند , بايد نهايت تلاش
خود را انجام دهيم , خوشبختانه مسوولان كشور مشغولند. كمك و حمايت
مردم هم بايستي دائما پشتوانه كار آنها باشد.
اگر بخواهيم اين دو وظيفه بزرگ را به نحو مطلوب انجام دهيم , بايد
همواره يك راز را كه رمز پيروزي و توفيق در سازندگي و توفيق در حفظ
انقلاب و جمهوري اسلامي بود , مورد توجه قرار دهيم و آن , وحدت كلمه
است .
بايد بهانه ها را دور ريخت . بايد اين فضاي صميميت و مهرباني را كه
امروز به بركت توجهات روح پرفتوح امام (ره ) در كشور به وجود آمده است
حفظ كرد. بايد انگيزه هاي اختلاف را در درون خود , كشت . بايد طرح مسايل
اختلاف انگيز را , ممنوع ديني و شرعي دانست .
بعضيها به خاطر محدود بودن شعاع وجودشان , خيلي نمي توانند
زمينه ساز اختلاف و تفرقه باشند , ممكن است حداكثر بين چند نفر ايجاد
اختلاف كنند ـ هر چند همين موارد جزيي هم حرام است و اشكال داردـ اما
بعضيها هستند كه نقش و تاثير و قوت وجوديشان , طوري است كه كمترين
اشاره آنها ـ هر چند غيرعمد باشدـ ممكن است خداي نكرده موجب تفرقه
و اختلاف شود.
افرادي كه حساس هستند و حركات و حرف و اشاره و تصريح آنها , در
مردم اثر مي گذارد , بايد مواظب باشند كه كار آنها به ايجاد اختلاف و تفرقه
دامن نزند. كساني كه قلم در دستشان و تريبون در اختيارشان است و كساني
كه در ميان مردم از وجهه اي برخوردارند , بايد خيلي مراقبت كنند , بايد
وحدت كلمه را حفظ كرد , اين وصيت دايمي امام بود. شايد در طول ده سال
بعد از انقلاب , كمتر مساله اي به اندازه وحدت , مورد تاكيد آن بزرگوار بود9.
پاورقي :
1 ـ حديث ولايت , ج 1 , ص 50 و .51
2 ـ حديث ولايت , ج 1 , ص .93
3 ـ همان , ص .300
4 ـ نهج البلاغه , خطبه ي .192
5 ـ حديت ولايت , ج 1 , ص 130 و .131
6 ـ سوره ي فتح , آيه ي .29
7 ـ حديث ولايت , ج 1 , ص .193
8 ـ حديث ولايت , ج 1 , ص 310 و .311
9 ـ حديث ولايت , ج 1 , ص 121 ـ .123
انسان احساس مي كرد كه تمام حقايق عالم در وجود امام
خميني منعكس بود. او چيزهايي را به وضوح و روشني و با
همان نورانيت نفساني و نگاه رحماني و حكمت خودش ـ نه با
استعداد و تمهيد مقدمات معمولي ـ مي ديد و مي فهميد كه
ديگران عصازنان خودشان را به آن نقطه مي رساندند
امام دنبال خواص نمي گشت , به توده مردم دل مي داد. با
آنها حرف مي زد و با آنها رابطه داشت . دل دادن به توده و متن
مردم و همان كساني كه سنگين ترين بارهاي دفاع از انقلاب و
كشور بردوش آنهاست , از ويژگي هاي امام بود. مردم هم به آن
بزرگوار پاسخ مناسب مي دادند و به همين خاطر توانستند اين
انقلاب را از راههاي صعب العبور و خطرناك عبور دهند
امروز ملت هاي تحقير شده اقصي نقاط جهان ـ با تمام
فشاري كه روي آنها وجود دارد ـ به امام خميني عشق
مي ورزند و آن عزيز را مظهر موجوديت و هويت و عزت
خودشان به حساب مي آورند

|