بسم الله الرحمن الرحيم
اجلاس وزراي خارجه كشورهاي موسوم به 1 +5 روزهاي پاياني هفته
گذشته در وين برگزار شد و بدون آنكه « دود » و يا « بخاري » از دودكش هاي
آن بلند شود , به كار خود پايان داد و بنا شد پيشنهاد تكراري مشترك آمريكا
و سه كشور انگليس , فرانسه و آلمان تحت عنوان « بسته هاي تشويقي » به
ايران ارائه شود. از اين رو در روزهاي اخير و قبل از آنكه « خاوير سولانا » به
تهران براي ارائه اين پيشنهاد , به تهران سفر كند , تلاشهاي تبليغاتي و
سياسي وسيعي از سوي غرب عليه جمهوري اسلامي ايران به عمل آمد كه
يك جنگ تمام عيار رواني است .
اين روزها حجم وسيعي از تبليغات رسانه هاي غربي به موضوع فعاليت
هسته اي ايران و واژه اي تحت عنوان « بسته هاي تشويقي » و يا « فرصت هاي
باورنكردني » اختصاص يافته كه سعي دارد فقط با اشاره به جنبه هاي به
اصطلاح تشويقي آن , اشاره اي به ابعاد غيرحقوقي , سياسي و باج خواهانه
اين پيشنهادات نداشته و ايران را در ميان پذيرش دو گزينه « آري » يا « نه »
قرار دهد. اينكه دقيقا اين پيشنهادات حاوي چه نكاتي است نمي توان به
طور صددرصد درباره آنها اظهارنظر كرد ولي براساس اطلاعات منتشره از
سوي خود غربي ها 90 درصد طرح پيشنهادي آنها حاوي همان پيشنهاد قبلي
اروپا با پيش شرط تعليق هرگونه فعاليت هسته اي است . بنابراين مي توان گفت
پيشنهادهاي اجلاس وين بيش از آنكه بازكننده مسير جهت دستيابي به يك
راه حل عادلانه در موضوع پرونده هسته اي ايران باشد , گامي در مسير
مسدود كردن راهها و تلاشهاي ديپلماتيك است , زيرا گنجاندن پيش شرط
آمريكايي « تعليق فعاليتهاي هسته اي ايران » مغاير با هرگونه تلاش ديپلماتيك
براي حل و فصل موضوع است و اين پيشنهاد را پيش از آنكه قابل بررسي و
مطالعه قرار دهد , با بن بست مواجه مي كند.
في الواقع آنچه آمريكا و اذناب اروپايي اش در بسته هاي كودكانه خود
براي فريب طرف مقابل ارائه كرده اند , به مثابه « فضله موشي » است كه در اين
آش فريز شده انداخته و هرگونه امكان بهره برداري از آنرا پيشاپيش از بين
برده اند. گنجاندن پيش شرط غير منطقي و مغاير با حقوق مصرح در
« ان .پي .تي » , چيزي نيست كه هيچ كشوري را ترغيب و يا تشويق كند. اين
پيش شرط به منزله توسل به تهديد در زبان ديپلماسي است كه طبعا
نمي تواند با اصول گفتمان بين المللي سازگاري داشته باشد , اين در حاليست
كه ايران بارها اعلام كرده هيچ گونه پيش شرط زورگويانه اي را نمي پذيرد و
همچنان بر مذاكره عادلانه و بدون پيش شرط پاي مي فشارد.
با اين وصف و در كنار نشانه هاي محكم ديگري كه وجود دارد , حتي
خود اروپائيها نيز مي دانند كه ارائه اين مشوق ها در كنار فضله بزرگي همچون
چشم پوشي ايران از حق مسلم فناوري هسته اي خود , اين طرح پيشنهادي را
متعفن ساخته و فقط يك طرح غوغاسالارانه براي به انفعال كشاندن ايران در
صحنه افكار عمومي دنياست ولي همانگونه كه بيانيه اجلاس وزراي خارجه
كشورهاي عضو جنبش عدم تعهد نيز نشان داد , عليرغم جنگ رواني و
كولي بازي غرب براي وانمود كردن وجود اجماع جهاني عليه فعاليت هاي
هسته اي ايران , 116 كشور جهان كه دو سوم كرسي هاي سازمان ملل را در
اختيار دارند با شهامت از موضع هسته اي ايران حمايت كرده و خواستار
دستيابي ايران به انرژي صلح آميز هسته اي شدند. بنابراين بايد گفت اولا هيچ
اجماعي عليه ايران وجود ندارد ـ كه اگر هم باشد فقط در ميان تعداد اندكي
از كشورهاي مستكبر غربي پيرو سياستهاي آمريكاست ـ بلكه همه كشورها
در قول و عمل ملت ايران را تاييد مي كنند و ثانيا جمهوري اسلامي ايران
هيچ تهديدي براي هيچ كشوري نيست و فعاليتهاي هسته اي ما آنقدر شفاف
و روشن است كه اعلام كرده ايم همه فعاليتهاي گذشته و آينده خود را در
معرض نظارت بازرسان آژانس قرار داده و خواهيم داد و براي شفاف سازي
كامل حاضريم طرفهاي خارجي را در فعاليتهاي هسته اي خودمان مشاركت
دهيم .
بدين گونه بازهم آمريكا و سه كشور اروپايي سعي دارند ايران را در
موضع اتهام قرار داده و خود در موضع قاضي قرار بگيرند ولي واقعيت
آنست كه پرونده اي سياه تر و قطورتر از پرونده هسته اي و سياستهاي
ضدحقوق بشري آنان در جهان وجود ندارد و ملتهاي جهان دير يا زود آنانرا
به محاكمه خواهند كشاند.
به هر صورت بنظر مي رسد غوغاسالاري غربي ها در اجلاس وين يك
هدف عمده را تعقيب مي كند وآن , اتخاذ تدابير تنبيهي و الزام آور براي وادار
كردن ايران به عقب نشيني از پيشرفتهاي علمي جوانان برومند اين مرز وبوم
است و لذا زمزمه هايي از جنس تحريم را به عنوان چماق در مقابل هويج
مطرح مي كنند ولي جواب ملت ايران در حضور پرشكوه مراسم بيعت با امام
و انقلاب در مرقد مطهر بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران به جنگ رواني
غرب اين بود كه اگر موضوع تحريم ايران , در هر سطحي ـ اعم از خرد يا
كلان ـ در دستور كار قرار گيرد , ملت ايران مجبور خواهد شد راهكارهاي
جديدي را مورد مطالعه قرار دهد كه نه تنها براي غربي ها قابل پيش بيني
نيست بلكه تبعات سنگيني را نيز براي آنها به همراه خواهد داشت .

|