مجيد زندي
انالله و انااليه راجعون
« روح بلند پيشواي مسلمانان و رهبر آزادگان حضرت امام
خميني به ملكوت اعلي پيوست ... » اين جمله آغاز انفجار ملت
ايران در روز يكشنبه 14 خرداد 1368 بود . انفجاري از غم و
اندوهي بزرگ كه هيچ چيز نمي توانست دايره آن را جمع كند.
عجيب اينكه آن روزها و شب ها براي ملت ايران آنچنان حزن آور
گذشت كه هيچگاه از ياد و حافظه ملت ايران پاك نخواهد شد.
آن روزها خاموش كردن شيون مردم ايران و جلوگيري از
برسركوبيدن دست ها غير ممكن بود زيرا كشور يكپارچه در ماتم
و عزا فرو رفته بود. ملت آن روز شخصيتي را از دست داده بود
كه با مجاهدت بزرگ خويش , فداكاريها و رهبريهاي قاطع خود
در عصر مكاتب مادي و الحادي به اسلام ناب حياتي دوباره
بخشيده بود.
ملت ايران آن روز مردي را از دست داده بود كه با نداي
تكبير خود مجد و عظمتي دوباره به اسلام و مسلمانان بخشيده
بود. انسان عارفي كه در مقام زمامداري لايق , دلهاي مستكبران و
ابرقدرت هاي را به لرزه درآورده بود و جز خدا از هيچكس
نمي ترسيد و جز براي خدا قدمي برنداشت . خميني عزيز(ره ) با
اعتقاد راسخ به اراده الهي براي احيا ملت ها و به مدد شجاعت
و ايمان خود , انقلابي را در ايران ايجاد كرده بود كه نام آن رعبي
ويرانگر در دل طاغوت ها و قدرت هاي مستكبر ايجاد كرده بود و
ملت ايران دقيقا دريافته بود كه چه ثلمه اي در كشور ايجاد گشته
و تنها دلهاي به هم پيوسته و گره خورده ملت مي توانست جاي
آن ثلمه را پركند.
آري روح بلند امام خميني (ره ) آن اسوه تقوا و فضيلت با
قلبي مجروح و دلي پردرد به ملكوت اعلي پيوست و داغ بزرگ را
بر دل ميليونها انسان عاشق نهاد.
اين ايام ياد آن امام عزيز يادآور همه عزت و كرامتي است كه
او براي ملت ايران به ارمغان آورده بود , عزت و كرامتي كه خود
داشت و تقوا , پارسايي , شجاعت , شهامت و بسياري از صفات
فاضله را به آن اضافه نموده بود.
امسال اگر چه هفده سال از وفات آن يگانه دوران مي گذرد
ولي ياد او و گراميداشت خاطره او نمايانگر حفظ و احياي
انديشه متعالي آن رهبر فرزانه انقلاب اسلامي در جامعه
ونسل هاي آينده محسوب مي شود.
اكنون سالهاي پاياني دهه دوم رحلت امام خميني (ره ) را
مي گذرانيم در اين سالها اتفاقات فراواني در كشور رخ داده اما
يك نگاه براي هميشه باقي خواهد ماند كه امام هديه اي بود كه از
طرف خداوند به ملت ايران ارزاني شده بود هديه اي كه باعث
شده نام ملت ايران در ذهن ودل آزادگان عالم زنده شود و اكنون
نيز بسياري از آزادگان جهان با ذكر ياد امام خميني و مجاهدت
ملت ايران , افق و راه آينده خود را براي مبارزه با كشورهاي
سلطه گر روشن كرده اند.
در چنين شرايطي ما هم وظيفه داريم در وجود خود و همه
نسل جوان اين سرزمين كه از وجود امام خميني كمتر مي دانند ,
تمام ويژگي هاي امام خميني را به عنوان عارفي سياستمدار كه
جز خدمتگزاري به ملت ايران و همه آزادگان جهان هدفي
نداشت , زنده نگه داريم .
آري امام خميني همانندرودي جاري بود كه در مسير خود
شادابي و طراوت و سرسبزي ايجاد مي كرد و ثمره اين حضور
زماني براي هميشه باقي خواهد ماند كه امام خميني به نسل هاي
جوان به درستي معرفي شود و هدف آن بزرگوار همانگونه كه بود
براي جوانان و نوجوانان تبيين شود. امام اين روزها روزهاي
فراق آن يار سفركرده است و هر يك از مردم داغي از آن روزها را
در دل دارند كه در گزارش امروز به سراغ آن ياد و يادمان آن داغ
در دل ملت ايران مي رويم .
آقاي عبدالحسيني كارمند بانك درباره بيان خاطرات آن
روزهاي سراسر حزن و اندوه مي گويد : روزهاي منتهي به
چهارده خرداد يكي از تلخ ترين روزها و شب هاي زندگي من
محسوب مي شود زيرا روز سيزده خرداد من به همراه چند نفر از
دوستان و فاميل به جماران رفتيم و شب را در حاشيه خيابان
منتهي به مسجد جماران گذرانيدم و صبح وقتي كه خبر از طريق
راديو اعلام شد به مسجد هجوم برديم و جزو اولين كساني بودم
كه از بالكن استقرار امام بالا رفتم .
وي افزود : آن روزها و شب ها همانند ديوانگان شده بودم
زيرا آنقدر فشار غم و غصه امام بر دلم سنگيني مي كرد كه
نمي فهميديم چه حالتي دارم . آن شب را هم به صورت نشسته
كنار خيابان نشستيم و آنقدر گريه مي كرديم كه چشهايمان از
حدقه بيرون زده بود زيرا باور از دست دادن امام برايم آنقدر
سخت بود كه نمي توانستم آن را در ذهن خود بگنجانم .
وي ريشه اين عشق و علاقه را قرار داشتن امام در دل همه
مردم ايران ارزيابي مي كند و چنين ادامه مي دهد : لحظه اي كه
خبر را شنيدم دقيقا متوجه شدم كه فرياد همه مردم در يك لحظه
به آسمان رفت آن لحظه فقط دوست داشتم دستهايم را بالا ببرم
و بر فرقم بكوبم .
وي كه خود از رزمندگان دوران دفاع مقدس هم بود ادامه
مي دهد : عشق به امام همانند خوني بود كه در جبهه ها به ما تزريق
شد و اين خون هيچگاه از بدنمان خارج نمي شود واميدوارم
بتوانيم همين خون را فقط درراه خدا و آرمانهاي مقدس امام
خميني (ره ) فدا كنيم .
خانم دكتر مريدپور نيز در بيان خاطرات خود از چهارده
خرداد 68 مي گويد : آن روز من دانشجوي دانشگاه شيراز بودم
صبح كه خبر ارتحال امام خميني (ره ) را از راديو شنيدم همانند
ساير دانشجويان دچار شوك شديدي شدم و به خاطر دارم كه
دانشجويان چه دختر و چه پسر همه زانوي غم در بغل گرفته و در
پله هاي دانشگاه نشسته بودند , سكوت غمبار و شديدي فضاي
دانشگاه را فرا گرفته بود و هر از چند لحظه صداي گريه و فرياد
تعدادي از دانشجويان به گوش مي رسيد.
وي ادامه داد : آن لحظه نگه داشتن گريه براي همه سخت بود
وقتي مي ديدم كه چگونه استادان دانشگاه با صداي بلند گريه
مي كنند و همان لحظه دسته هاي عزاداري حركت كرده بود و آن
روز دقيقا به خاطرم هست مردم شيراز يكپارچه در خيابان آمده
بودند آنطور كه احساس مي كردم هيچكس در آن روز در خانه
نمانده بود.
وي معتقد است : امام خميني در چشم ملت ايران بعنوان
استوارترين شخصيت حامي مردم و محرومان و مقاوم ترين
شخصيت سياسي قرن براي مبارزه با كشورهاي قدرتمند
محسوب مي شدند و آنچنان در نگاه ملت ايران دولت آمريكا و
شوروي آن زمان راحقير خطاب مي كردند كه مردم ايران به خود
باوري رسيدند و همين باور باعث شد امروز جوانان ما در
زمينه هاي مختلف پزشكي و ساير علوم و تحقيقات به نتايج
بسيار خوبي دست يابند.
آقاي خاني جانباز جنگ تحميلي و بازنشسته وزارت دفاع
نيز در گفت و گو با گزارشگر ما مي گويد : شب 14 خرداد اصلا
خواب به چشم هيچكس از عاشقان امام نمي رفت تا اينكه
ساعت 6 صبح كه صداي قرآن از راديو پخش مي شود فرياد زدم
« كمر جانبازان شكست » و همزمان صداي گريه اهل خانه هم بلند
شد زيرا تا آن لحظه ما حتي چنين فكري را هم به ذهنمان وارد
نمي كرديم كه روزي ايران بي امام بماند بخاطر همين وقتي خبر
فوت حضرت امام را شنيديم . احساس كرديم آسمان قرار است
بر سرمان خراب شود و همه ملت ايران يكپارچه فرياد « وااماما »
سر مي دادند.
وي گفت : آن روز صبح ما چاره اي جز حضور در وزارتخانه
نداشتيم تا اگر نيازي به كمك بود برويم وقتي به محل كارم
رسيدم ديدم همه همكاران بر سر و سينه مي زنند و همانند ظهر
عاشورا در محل كار عزاداري كرديم .
آقاي بيتانه معلم زبان و از آزادگان دوران دفاع مقدس هم به
گزارشگر ما مي گويد : آن روز ما در اردوگاه رمادي بوديم و يكي از
بدترين روزهاي عمرم محسوب مي شد و بزرگترين داغ ما هم
محسوب مي شد زيرا اگر تا آن روز بارها از دست دشمنان سيلي و
شلاق خورده بوديم داغ فراق امام در غربت خيلي دلمان را به
درد آورده بود و بدتر از آنكه دشمن كه تا آن روز اجازه و استفاده
از راديو را به اسرا نمي داد خودش صداي ايران را پخش كرد و
درون اردوگاه از فوت امام خميني به عنوان ابزاري براي تخريب
روحيه ما استفاده كرد.
وي افزود : آن روز مي خواستيم از درون منفجر شويم اما
همديگر را به صبوري دعوت مي كرديم زيرا معتقد بوديم اگر صبر
نباشد همه اسرا از پاي مي افتند و بسياري مشكلات امنيتي براي
كشور در اين برهه ايجاد مي شود. آن روزها اگر چه ما در مقابل
دشمن گريه نمي كرديم ولي شب ها پتو را روي سر خود
مي انداختيم و تا صبح هق هق گريه هامان قطع نمي شد.
آقاي بيتانه چنين ادامه مي دهد : اين داغ فراق و غم از دست
دادن امام آنقدر بر دلمان سنگيني كرده بود كه سالها بعد حتي از
خبر آزادي خود هم خوشحال نشديم زيرا در دلمان غصه اي
چهار ـ پنج ساله مانده بود كه تا قبل از رحلت جانگداز امام به
آن فكر مي كرديم كه اگر ازاد شويم به ملاقات امام مي رويم اما
روز آزادي بدون حضرت امام برايمان بي ارزش شده بود و اين
غصه هنوز در دلم هست آنروز و آرزوي ديدار امام براي ما به
آرزويي دست نيافتني تبديل شده بود.
خانم اكبري معلم نيز درباره يادآن روز مي گويد : آن روزها
پدرم با يك راديو شب را تا صبح بيدار بود تا اينكه صبح هنگام
كه حتي يادآوري آن برايم تلخ وجانگداز است صداي پدرم را
شنيدم كه مي گفت نمي دانم چرا برنامه هاي عادي راديو قطع شده
و مدتي است فقط قرآن مي خواند و هر قدر موج راديو را تغيير
مي دهم جز صداي قرآن نمي شنوم . آن لحظه صداي مادرم را هم
در يادم هست كه گفته بود , نكن خداي نكرده .... كه پدرم
صحبتش را قطع كرد و گفت نه ... خدا نكند دكترها در اطلاعيه
ديشب خود گفتند حال امام خوب است ...
خانم اكبري ادامه داد : در همين فضاي بهت آورد صحبت
مي كرديم كه ناگهان صداي قرآن قطع شد و گوينده راديو با
صداي لرزان و غمگين خبر فوت امام خميني (ره ) را داد و پس از
آن ديگر نفهميدم چه شد همه خانواده گريه مي كردند و حتي
صداي فرياد و گريه همسايه ها را هم مي شنيديم من هم با آنكه آن
روز دانش آموز بودم آنقدر گريه كردم كه صفحات كتاب فيزيك كه
قرار بود همان روزها امتحان بدهيم خيس خيس شده بود.
وي ادامه داد : دقيقا يادم هست كه آن روز تلخ ترين روز
تعطيلي مدرسه بود چرا كه عزيزي همانند امام خميني را از دست
داده بودم . و آن روز به همراه همه اهل خانه به تشييع جنازه او
رفته بوديم كه بسياري از مردم با پاي پياده تا بهشت زهرا آمده
بودند.
وي در خاطرات خود ادامه مي دهد : آن روز جمعيت آنقدر
زياد بود كه از طريق راديو از مردم خواسته مي شد كه از خانه
خارج نشوند وحتي شايعه اي پخش مي شد كه ممكن است
مراسم تدفين به پانزده خرداد موكول شود تا شايد عده اي
پشيمان شوند و باز گردند اما آن روزها همه مردم فكر مي كردند
همه وجود خود را از دست داده بودند و هيچ وسيله اي
نمي توانست آنها را به ماندن در خانه وادارد.
آقاي مسعود كاركشته با شغل آزاد از ديگر هموطناني است
كه ضمن يادآوري خاطره ارتحال حضرت امام مي گويد : اگر از
وضعيت شخصي خود در آن روز بگذريم يك مساله براي من
بسيار مهم است . فكر مي كنم در تاريخ انقلاب ماندگار خواهد
بود و آن اينكه فوت حضرت امام همه را بهت زده كرد زيرا آن
روزها در مراسم ويژه حضرت امام شاهد گريه افرادي بوديم كه
تا قبل از آن به امام اهانت هم مي كردند ولي به شدت پشيمان
شدند وقتي كه جايگاه امام و حكومت امام بر قلب هاي ملت
ايران را مشاهده كردند.
وي مي افزايد : حكومت امام بردلهاي مردم ايران فقط
مختص به مسلمانان يا شيعيان نبود بلكه بنده خود شاهد گريه
محزونانه يكي از فاميل كه از هموطنان اقليت كليمي هم هستند
بودم . اين وضعيت نشان مي داد كه آن روز دل همه مردم ايران
شكست .
آقاي كار كشته ادامه مي دهد : مردم ما بخوبي بين خائن و
خادم تفاوت قايل مي شوند و هر كس كه براي ملت كار كند يادش
را نيز براي هميشه گرامي مي دارند و امام خميني (ره ) از چنين
افرادي بودند كه براي هميشه تاريخ ايران ماندگار خواهند ماند.
خانم حيدري كه در سال 68 علاوه بر كارمندي در سازمان
آب تهران دانشجو هم بود مي گويد : ما آن روز در مصلاي تهران
مفهوم مرگ عالم رباني را مشاهده كرده ايم كه چگونه براي بدرقه
آن عزيز رستاخيزي عظيم در ايران ايجاد شده بود. رستاخيزي
كه يادآور قيامت است و آن ازدحام جمعيت كه فقط گريه مي كرد
و بر سرو صورت مي زد.
وي مي افزايد : تا آن روز واقعا مرگ امام براي ما غير قابل
قبول بود حداقل فكر نمي كرديم امام اينقدر زود از ميان ملت
ايران بروند ايام همه ملت ايران فكر مي كردند « مراد » خود را از
دست داده اند.
وي ادامه داد : روز 14 خرداد من به همراه خواهرانم تا
بهشت زهرا رفتيم اگر چه طول اين مسير را هم گريه كرديم زيرا
به خاطر دارم در مسير راه آقايي كه مسئول توزيع غذا بودوقتي
كه متوجه مي شود ما جز گريه به دنبال چيز ديگري نيستيم
خودش چند ساندويچ را گرفته و به دنبالمان دويد آن را به ما
رساند و عجيب اينكه آن روز مردم خودشان هم به صورت
خودجوش هر چه آذوقه در خانه داشتند در مسير راه در اختيار
عزاداران قرار مي دادند.
اين ايام ياد آن امام عزيز يادآور همه عزت و كرامتي است
كه آن بزرگوار براي ملت ايران به ارمغان آورده بود و امام
خميني (ره ) نيز خود هديه اي بود كه از طرف خداوند به ملت
ايران ارزاني شده بود
ملت ايران 14 خرداد 1368 مردي را از دست داده بود كه
با صداي تكبير خود مجد و عظمتي دوباره به اسلام و مسلمانان
بخشيده بود , انسان عارفي كه در مقام زمامداري لايق , جز
خدمتگزاري به مردم و كار براي خدا هدف ديگري نداشت
آقاي بيتانه از آزادگان دوران دفاع مقدس : اگر تا آن روز
بارها در اسارت از دست دشمن شلاق و سيلي و كتك خورده
بوديم , شنيدن داغ فراق امام در غربت برايمان بسياردردآور
بود زيرا دشمن از آن خبر براي تخريب روحيه , هم استفاده
كرده بود
خانم حيدري كارمند سازمان آب : آن روز در مصلاي تهران
من به مفهوم رستاخيز و قيام انسانها در آخر زمان آشنا شدم كه
آن ازدحام جمعيت فقط گريه مي كرد و بر سر مي زد

|