
نهضت مقدس عاشورا , نهضتي است غني , پرمحتوا , جامع , و داراي
ابعاد وجنبه هاي گوناگون وتشكيل شده از عناصر مختلف براي « راه »
نماياندن وايجاد « حركت » و « رشد و كمال » در شئون و جلوه هاي متنوع
حيات ارضي و سمائي .
به هر زاويه از اين نهضت الهي نظر گستريم , درسي مي آموزيم و پيامي
دريافت مي كنيم و عبرتي ذخيره مي سازيم وشيوه وروشي متعالي براي
زيست بالنده و عزتمند مي يابيم .
در ميان همه عناصر تشكيل دهنده اين انقلاب سترگ و تاريخ ساز ,
« تبليغ » نيز جايگاهي خاص دارد و منزلت واهميت و نقشي اساسي و تعيين
كننده .
نهضت عاشورا , از ابتدا تا انتها , از ديروز تا امروز , و ازامروز تا فرداهاي
تاريخ , با « تبليغ » , زنده است و در بستر زمان سريان دارد.
تبليغ , انتشار وانتقال و ابلاغ آموزه ها و پيام ها و تعاليم و ارزشهايي
است كه درمتن يك دين , تفكر , حركت وقيام ونهضت نهفته است .
تبليغ كه امري است حياتي و نقش آفرين و بدون تحقق آن همه حركت ها
و تلاش ها بدون نتيجه و ثمر باقي مي ماند , با رسالت پيامبران بزرگ الهي و
گسترش تعاليم ومعارف وقوانين كتب آسماني پيوند و ارتباط متقن
ومستحكم دارد , چنان كه قرآن كريم مي فرمايد :
« الذين يبلغون رسالات الله ويخشونه و لا يخشون احدا »
« پيامبران حق كساني هستند كه رسالت هاي الهي را تبليغ مي كنند و جز
خدا از هيچ فرد و گروه و قدرت ونيرويي نمي هراسند . » (1 )
و نيز خطاب به رسول گرامي اسلام (ص ) مي فرمايد :
« بلغ ما انزل اليك »
« تبليغ وابلاغ كن آنچه به تونازل شده است . » (2 )
در متون معارف اسلامي به وفور درباره نقش بنيادين تبليغ سخن به ميان
آمده است كه از آن جمله اميرمومنان حضرت علي (ع ) به اين واقعيت اشاره
مي فرمايد كه خداوند متعال رسولان و پيامبران خود را يكي پس از ديگري
فرستاد تا انسان را به بازگشت و وفا به پيمان هاي فطري خود تذكر دهند و
آنچه فراموش شده و به نسيان سپرده شده است به يادآورند وپيام خدا را
تبليغ كنند واز اين راه با مردم اتمام حجت نمايند . (3 )
نهضت مقدس عاشورا از طريق « تبليغ » ـ در بهترين شيوه ها وبه شكل
بليغ و رسا و تحول زا ـ با مردم ارتباط برقرار كرد و افكار و احساسات و
عواطف را مخاطب قرار داد و به انتقال پيام ها ودرس ها و عبرت ها و
آموزش هاي ژرف وراه گشا به ذهن وجان و روح انسان ها
پرداخت .
حضرت امام حسين (ع ) از ابتداي حركت پرشور والهي خويش تا
آخرين لحظات شهادت , نقش اصلي ومحوري انتشار و انتقال پيام هاي
مقدس نهضت الهي اش را ايفا مي نمود ودر مراحل ومنازل مختلف , در
مواجهات و تعاملات , خطبه ها , نامه ها , در برخوردبا دوستان ودشمنان ,
موافقان و مخالفان حركت خويش , اصحاب و ياران و فرزندان و اهل بيت
خود , از اهداف مقدس و آرمان هاي والا و تعاليم و ارزش هاي نهفته در قيام
ونهضت خويش سخن به ميان مي آورد و ازاين طريق به ابلاغ انديشه ها و
تفكرات و اصول ومباني انقلاب خويش اهتمام مي ورزيد.
پس از شهادت حضرت امام حسين (ع ) و 72 تن از ياران ايثارگر و
وفادارش , مسئوليت بزرگ « تبليغ » بر دوش حضرت زينب (س ) گذاشته شد
و اين بانوي فكور و انديشمند وشجاع وفداكار قافله سالار كارواني شد كه
بايد پس از شهادت امام حسين (ع ) راه پاك و مقدسي كه اوآغاز كرده وبه
عالي ترين و اثربخش ترين مراحل رسانده بود , تداوم دهد و منزل به منزل و
مرحله به مرحله « پيام رساني » كند.
حضرت زينب (س ) در شرايطي مسئوليت تبليغ نهضت عاشوراي
حسيني را بردوش مي گيرد كه در كنار آن بايد وظايف و مسئوليت هاي ديگري
را نيز به انجام برساند. يكي از اين مسئوليت ها محافظت وسرپرستي اعضاي
كاروان اسيران بود.
اين كاروان كه متجاوز از 84 نفر ومتشكل از زنان ـ همچون سكينه و
فاطمه وهمسران شهداي كربلا ـ و كودكان و خردسالان بود , نظارت و
رسيدگي و غمخوارگي حضرت زينب (س ) را مي طلبيد و آن بانوي مقاوم و
رئوف و مسئول و متعهد , اين وظيفه را به نحو احسن به مرحله اجرا و عمل
درمي آورد.
يكي ديگر از مسئوليت هاي حضرت زينب (س ) پرستاري از حضرت
امام زين العابدين (ع ) بود كه در اوج بيماري و رنج طاقت فرسا قرار داشت
وبانوي بزرگ كربلا از همه سو مراقبت مي ورزيد كه اولا بيماري يادگار برادر
به بهبودي ختم گردد. ثانيا دشمنان به وجود شريفش آسيبي نرسانند تابه اين
وسيله « امامت » توسط او تداوم يابد.
پس از شهادت امام حسين (ع ) ويارانش , دشمن چنين دستور داشت كه
از فرزندان امام حسين (ع ) هيچ مردي باقي ننهد وبه همين دليل چندبار به
خيمه ها تهاجم بردند تا امام زين العابدين (ع ) را به قتل برسانند , لكن وقتي
امام (ع ) را در شدت بيماري يافتند با خود چنين انديشيدند كه او خود در
حال جان سپردن است , و از همين رو دست از امام (ع ) كشيدند و به اين
ترتيب مشيت و حكمت الهي بر اين تعلق گرفت كه امام سجاد(ع ) به بيماري
سخت مبتلا شود تا دشمن او را رها كند و به شهادت نرساند و امامت در
نسل حضرت اباعبدالله الحسين (ع ) استمرار يابد.
علاوه بر اين نقل كه دشمن به دليل شدت بيماري از كشتن امام
سجاد(ع ) امتناع مي ورزد , (4 ) بنا به نقل ديگر يكبار در يورشي كه به خيمه
اهل بيت (ع ) براي كشتن امام زين العابدين (ع ) مي برند حضرت زينب (س )
پس از اطلاع از اين تصميم , خود را به روي بستر امام (ع ) مي اندازد و او را
در آغوش مي گيرد و مي گويد : « به خدا سوگند نمي گذارم او كشته شود مگر
اين كه مرا هم با او بكشيد. » , و همين عمل حضرت زينب (س ) موجب گرديد
كه دشمن امام (ع ) را رها كند . (5 )
حضرت زينب (س ) با اين مسئوليت هاي سنگين , تبليغ وپيام رساني
نهضت مقدس عاشورا را به نحو مطلوب و در تمام مراحل ومنازل به نيكي به
انجام رسانيد.
كوفه , يكي از منزلگاه هايي است كه حضرت زينب (س ) به خوبي از
موقعيت استفاده ميكند و به تبليغ نهضت امام حسين (ع ) مي پردازد و با
برانگيختن احساسات مردم ناآگاه و در جهل و جمود فرو خفته , آگاه سازي و
بينش آفريني مي كند.
دشمنان دين مردم فريب خورده را از قبل در كوچه ها و پشت بام ها جمع
وآماده كرده بودند تا با مشاهده كاروان اسرا به شادي و هلهله بپردازند وبه
اين وسيله پيروزي بزرگ يزيد ودستگاه و عوامل خلافت او را به رخ بكشند
و از باده غرور و تفاخر سرمست گردند.
حضرت زينب (س )در چنين هنگامه اي سخن آغاز نمود و خطاب به
مردم ناآگاه , از شخصيت والاي امام حسين (ع ) تمجيد كردو او را به خوبي
معرفي نمود و به توده هاي غفلت زده و فريب خورده مردم تفهيم كرد كه يزيد
و لشگريانش كسي را به خاك وخون كشيده اند كه فرزند پيامبر خدا(ص ) و
نور ديده و مورد علاقه و اشتياق او بود و مشعل هدايت وراهيابي و امام و
حجت خداوند بر شما محسوب مي شد.
حضرت زينب (س ) علاوه بر معرفي شخصيت حضرت امام حسين (ع )
ودميدن روح آگاهي و بينش در مردمي كه تحت تاثير تبليغات باطل وگمراه
كننده يزيديان درشناخت جبهه حق وباطل به اشتباه افتاده بودند و امام
وخليفه و پيشواي معصوم (ع ) را طاغي وسركش و خروج كننده بر خليفه !
وپيشواي مسلمين ! يعني يزيد مي دانستند , ماهيت دستگاه اموي و جنايت و
خيانت بزرگ و غيرقابل بخشش آنان را در به شهادت رساندن امام
حسين (ع ) وفرزندان و اصحابش آشكار و نمايان ساخت .
سخنان حضرت زينب (س ) در اوج بلاغت و فصاحت و داراي همه
مشخصه هاي تبليغ بليغ بود , به گونه اي كه ناظر وراوي اين خطابه پرشور
ميگويد : « به خدا قسم تا آن روز زن با عفت وحيائي را كه بهتراز زينب سخن
بگويد نديده بودم , وچنان بود كه گويي او از لسان و زبان علي بن ابيطالب (ع )
سخن مي گويد . » (6 )
منزلگاه دوم تبليغ وآگاهي آفريني حضرت زينب (س ) , مجلس ابن زياد
بود.
ابن زياد مجلسي آراست و سران و درباريان وبزرگان خويش را گردآورد
و با شكوه وجلال بر تخت آرميد و خويشتن را مهياي ديدار اسيران و تحقير
و استهزاي آنان و ابراز قدرت و پيروزي كرد.
حضرت زينب (س ) در برابر سخنان حقارت آميز ابن زياد كه گفت : « خدا
را سپاس كه شما را رسوا كرد و بكشت و وحي و اخبارتان را دروغ گردانيد »
در اوج صلابت چنين پاسخ داد :
« سپاس خداوندي را كه ما را به پيامبرش (ص ) گرامي داشت , و ما را از
پليدي و رجس دور داشت , تنها فاسق است كه رسوا مي شود , و فاجر است
كه دروغ مي گويد و اوغير ازماست . » (7 )
مفهوم سخن كوبنده زينب (س ) اين بود كه ابن زياد فاسق و فاجر است ,
نه ما , و رسوايي وفضاحت و صفت دروغ گويي كه به ما نسبت مي دهد , از
اوست و با او , نه از ما وبا ما.
ادامه سخنان زينب (س ) وملامت ها و تحقيرهاي اوچنان كوبنده بود كه
ابن زياد ضمن احساس ضعف ورسوايي در جمع , نگاهبانان را فراخواند تا
هر چه سريع تر حضرت زينب (س ) را از مجلس خارج كنند.
سومين منزلگاه ظهور و بروز سخنان آگاهي بخش حضرت زينب (س )
بارگاه يزيد است .
وقتي كاروان اسرا وارد دمشق شد و به مجلس يزيد درآمد , اورا مست از
باده غرور يافت . اودر حالي كه بزرگان حكومت را فراهم آورده بود و
نمايندگاني از ملل خارج نيز در كنار او بودند , بر خود مي باليد و خويشتن را
پيروز مي يافت .
حضرت زينب (س ) درمجلس يزيد خطبه پرشوري خواند كه در آن او
را مورد عتاب قرار داد و قاتل وكشنده امام حسين (ع ) و فرزندان و يارانش و
مستوجب دوزخ وعذاب الهي ناميد و خلافت رانه براي امويان , كه شايسته
و حق مسلم خاندان پيامبر اكرم (ص ) دانست .
حضرت زينب (س ) در اوج فصاحت وبلاغت و در حالي كه نمايندگان
ملل خارجي حاضر در مجلس به طور طبيعي گزارشگر حركت پرشور اين
بانوي پاك و فداكار وفكور و خطيب بودند , هم به اثبات حقانيت امام
حسين (ع ) و حركت پرشور او پرداخت و هم جنايت و خيانت يزيد و
عواملش را به دين وملت نمايان نمود , وهم جبهه حق را از جبهه باطل
تفكيك و جدا ومشخص ساخت .
به اين ترتيب عنصر « تبليغ » در مرحله دوم نهضت مقدس عاشورا كه با
حركت كاروان اسرا از مسلخ عشق و ايمان به سوي منزلگاه پيام رساني و
آگاهي بخشي آغاز گرديد , در انديشه و عمل حضرت زينب (س ) به بهترين
شيوه و در اوج دانش وبينش و همراه با مهابت وصلابت به تجلي درآمد و اين
بانوي متعهد و فداكار پيام آور نهضت پرشكوه ومقدسي گرديد كه براي
« بشريت » راه هاي رشد وبالندگي وآزادگي و سربلندي وانتخاب زندگي سالم
وپويا و عزتمند را مي گشايد و « سعادت دنيا » و « رستگاري آخرت » را نويد
مي دهد.
همانگونه كه حضرت زينب (س ) الگوي زن مسلمان در « پرستاري » و
« سرپرستي » هاي مهرورزانه و دلسوزانه است , الگوي « تبليغ » نيز مي باشد ,
زيرا پيام رساني و تبليغ يك وظيفه عمومي است كه در حيطه عمل زنان
مسلمان نيز وارد مي شود وآنان اين احساس پاك را در خويش مي يابند كه
بايد حامل پيام اسلام و ارزش ها وهنجارهاي اسلامي و تعاليم و آموزش هاي
ژرف نهفته در نهضت پرشور حسيني باشند واز اين طريق است كه مي توان
انديشه هاي والا و رفتار وسلوك و عملكردهاي زندگي ساز وسعادت آفرين
حضرت زينب كبري (س ) را در عرصه ها و صحنه هاي مختلف حيات فردي و
اجتماعي به تجلي و ظهور درآورد و تابع و پيرو راستين وخالص و صادق
اين بانوي بزرگ گرديد.
پاورقي :
ــــــــ
1 ـ قرآن كريم , سوره احزاب , آيه 39
2 ـ سوره مائده , آيه 67
3 ـ نهج البلاغه , ترجمه فيض , خطبه اول , قسمت 36
4 ـ ارشادمفيد , ص 242
5 ـ زندگاني حضرت زينب (س ) , علي قائمي , انتشارات اميري , ص 231
6 ـ لهوف , ص 146 , حماسه حسيني , ج 1 , ص 336
7 ـ همان منبع , ص 372
در ميان همه عناصر تشكيل دهنده انقلاب سترگ و تاريخ ساز
عاشورا , « تبليغ » نيز جايگاهي خاص دارد و منزلت و اهميت و
نقشي اساسي و تعيين كننده , نهضت عاشورا , از ابتدا تا انتها , از
ديروز تا امروز , و از امروز تا فرداهاي تاريخ , با « تبليغ » زنده
است و در بستر زمان سريان دارد
عنصر « تبليغ » در انديشه و عمل حضرت زينب (س ) به بهترين
شيوه و در اوج دانش و بينش و همراه با مهابت و صلابت به تجلي
درآمد و اين بانوي متعهد و فداكار پيام آور نهضت پرشكوه و
مقدسي گرديد كه براي « بشريت » راه هاي رشد و بالندگي و
آزادگي و سربلندي و انتخاب زندگي سالم و پويا و عزتمند را
مي گشايد و « سعادت دنيا » و « رستگاري آخرت » را نويد
مي دهد
همان گونه كه حضرت زينب (س ) الگوي زن مسلمان در
« پرستاري » و « سرپرستي » هاي مهرورزانه و دلسوزانه است ,
الگوي « تبليغ » نيز مي باشد , زيرا پيام رساني و تبليغ يك وظيفه
عمومي است كه در حيطه عمل زنان مسلمان نيز وارد مي شود و
آنان اين احساس پاك را در خويش مي يابند كه بايد حامل پيام
اسلام و ارزش ها و هنجارهاي اسلامي و تعاليم و آموزش هاي
ژرف نهفته در نهضت پرشور حسيني باشند

|