در كلاس را آرام باز كرد و وارد شد. فقط صداي ناله ي لولاي در قديمي
باعث شد سرم را برگردانم و نگاهش كنم ; و به دنبال من , سيزده نگاه ديگر. تا
برگردم نصف راه را رفته بود. من را كه ديد لب هايش را به هم فشار داد و
سرجايش ايستاد. چشم هايش خيلي مظلوم شد. فكر كردم الان گريه اش
مي گيرد. آهسته گفتم : « بشين » نشست . كلاس ساكت شده بود. همه انگار توقع
رفتار ديگري از من داشتند. نفس عميقي كشيدم و لپ هايم را پر از باد كردم .
به طرف تخته كه برگشتم و نفس كه خالي شد , دوباره دست به گچ بردم .
صداي موتور آب از دور دست ها به گوش مي رسيد. گاه گاهي غرش عبور يك
تراكتور يا وانت سكوت نصفه نيمه ي كلاس را به هم مي زد. بعد از چند دقيقه
دوباره صداي وزوز طبيعي كلاس بلند شده بود.
دستم را بالا آوردم و چرخاندم . ساعت 5 بود و وقت كلاس تمام . كتابم
را بستم و به بچه ها نگاه كردم . خودشان زودتر از من كتابهايشان را جمع
كرده بودند و تا به خودم بجنبم كلاس خالي بود. باد يكي از پنجره ها را به هم
زد. رفتم تا ببندمش . صداي يكي از فرشته كوچولوها كه مي دويد توي گوشم
زنگ زد كه : « نفهميد! ديدي هيچي بهم نگفت ! شايد خيال كرد... » و
دنباله ي طنين شاد صدايش در غرولند يك تراكتور گم شد.
يك نفس عميق و لپ هايم پر از باد. روي نيمكت نشستم و خروج نفس
يك آه آسوده را مي مانست .

|
توبه ي اخلاص
|
گويند به در ميكده اي مرد پريشان
نالان زخطاكاري خود , سردي ايمان
مي راند به درش چنگ زنان , نطقكي آرام
تا در بدنت ناي شبابي , بدرش مان
كاين در ثمين وقت فراقش برسد زود
وز حاصل اين داد و ستد , موي سپيدان
هردم منشان بذر شناعت به دل دوست
دست گير , كه مدد روزي شود حاصل دوستان
آرام منشين , جامي بكش , خامي حرامست
هر كس نكشد آه ز بيداري هجران
شبنم به رخ مرد , نشاني ز طراوت
اين رسم ندامت ز عمل در خور درمان
دريا بودش مقصد آن توبه ي اخلاص
جانا , كه ز غفلت زده اي ره به بيابان
محمد علي طاهري 18 ساله

|
حيران راه
|
بايزيد آمد شبي بيرون زشهر
از خروش خلق خالي ديد دهر
ماهتابي بود بس عالم فروز
شب شده از پرتو او مثل روز
آسمان پر انجم و آراسته
هر يكي كار دگر را خاسته
شيخ چنداني كه در صحرا بگشت
كس نمي جنبيد در صحرا و دشت
شورشي بر وي پديد آمد به زور
گفت يا رب در دلم افتاد شور
با چنين درگه كه در رفعت توراست
اين چنين خالي ز مشتاقان چراست
هاتفي گفتش كه اي حيران راه
هر كسي را راه ندهد پادشاه
عزت اين در , چنين كرد اقتضا
كز در ما دور باشد هر گدا
چون حريم عز ما نور افكند
غافلان خفته را دور افكند
سال ها بردند مردان انتظار
تا يكي را بار بود از صد هزار
منطق الطير , عطار

|
خبرهاي ادبي ـ هنري
|
موزه هاي آستان قدس رضوي منحصر به فرد در بين كشورهاي منطقه
مشهد : خبرنگار روزنامه جمهوري اسلامي : رئيس سازمان كتابخانه ها ,
موزه ها و مركز اسناد آستان قدس رضوي گفت : همجواري موزه هاي آستان
قدس رضوي با مرقد مطهر حضرت رضا(ع ) و جوداشيا منحصر به فرد , اين
موزه ها را در بين كشورهاي منطقه شاخص كرده است . به گزارش خبرنگار ما
دكتر برادران كه به مناسبت روز جهاني موزه وميراث فرهنگي با خبرنگاران
گفتگو مي كرد افزود : آستان قدس رضوي داراي يازده موزه مي باشد كه طرح
توسعه اين گنجينه ها در دست اقدام است .وي در خصوص اين موزه ها گفت :
گنجينه قدس شامل 41 تخته قالي ـ قاليچه و تابلو فرش كه قديمي ترين
فرش مربوط به دوره صفوي مي باشد وي افزود : ريزبافت ترين فرش جهان به
نام معراج در ابعاد 24 * 18 سانتي متر در اين گنجينه به نمايش درآمده است .
موزه تمبر و اسكناس كه پيش از 120,000 قطع تمبر و اسكناس درمعرض
ديد عموم قرارگرفته كه منحصر به فردترين قرآنها منسوب به ست خط ائمه
در آن نگهداري مي شود , گنجينه مقام معظم رهبري شامل 112 قلم اشيا
اهدايي مقام رهبري گنجينه نجوم , سلاح وظروف شامل 252 قلم اشيا
موزه هاي گنجينه هنرهاي تجسمي شامل 23 تابلو كه قديمي ترين تابلو اين
گنجينه اثر كمال الملك مي باشد , موزه تاريخ مشهد , سكه و مدال كه
قديمي ترين شئي اين موزه سنگ قبر حضرت رضا(ع ) مي باشد و گنجينه
صدف شامل 491 قطع انواع صدف دريايي در آن نگهداري مي شود . دكتر
برادران در آينده موزه مردم شناسي و علوم طبيعي نيز به تعداد موزه هاي
آستان قدس اضافه خواهند شد وي با اشاره به اينكه در نظر داريم اشيا
موزه ها در آستان قدس درسال 1382 گام مهمي صحبت تحول در موزه ها
برداشته شده است . وي افزود : طي سال گذشته پيش از 600 هزار نفراز
موزه هاي آستان قدس رضوي بازديد كرده اند و انتظار مي رود اين تعداد در
سال جاري افزايش يابد وي نگهداري , حفاظت و مرمت اشيا موزه را
از
مهمترين اولويتهاي آستان قدس عنوان كرد و افزود : دستگاههاي پيشرفته اي
در اين خصوص خريداري شده است . وي هزينه نگهداري اين آثار را بسيار
بالا عنوان كرد.
نمايش ماكت سنگي تخت جمشيد در موزه كشورهاي جهان در
تايلند
ماكت سنگي بخشي از آثار تاريخي تخت جمشيد كه توسط جمعي از
هنرمندان تايلندي تهيه شده است , به زودي در محل موزه كشورهاي جهان
در ميني سيتي شهر پاتايا تايلند در معرض ديد همگان قرار مي گيرد.
به گزارش روابط عمومي سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي , اين
مجموعه در دو ماه آينده در مراسمي با حضور شهردار و مقامات محلي و
همچنين رسانه هاي جمعي منطقه افتتاح مي شود.
مجموعه آثار فرهنگي كشورهاي جهان در محيطي نسبتا وسيع و ورودي
شهر پاتايا در موزه ميني سيتي گردآوري شده و با تلاش هاي مستمر سفارت
جمهوري اسلامي ايران در بانكوك آثار تاريخي تخت جمشيد در اين
مجموعه به نمايش گذاشته مي شود.
پيش بيني مي شود , هر روز هزاران توريست از سراسر جهان از اين
مجموعه ديدن كنند.
مجموعه كتب خطي ودست نوشته هاي مرحوم ميرزا
محمدعلي مدرس خياباني به كتابخانه مركزي تبريز اهدا شد
تبريز ـ خبرنگار روزنامه جمهوري اسلامي : طي آييني 21 جلد تكاب از
مجموعه كتابهاي خطي ودست نوشته هاي مرحوم ميرزا محمدعلي مدرس
خياباني به كتابخانه مركزي تبريز اهدا شد.
در اين آيين احمدي مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلامي آذربايجان شرقي
ضمن قدرداني از استاد مدرس گفت : اين مجموعه گام بزرگي در راستاي
حفظ و حراست از فرهنگ و ادب اين مرز وبوم وسعي و تلاش گذشتگان
است و با اهداي اين مجموعه قطعا انسانهاي فرهيخته در طول اعصار ياد
نيكي از اين خانواده گرانقدر خواهند كرد.
محمدعلي بن محمد طاهرين نادربن محمد طاهر تبريزي معروف به
مدرس خياباني داراي تاليفات ريحانه الاب , فياض الزلائل في رياض في
المسايل معروف به شرح كبير و فرهنگ بهارستان , فرهنگ نگارستان , فرهنگ
نوبهار , و كتاب غايه المني في تحقيق الكني در بيان كنيه هاي حيوانات در
زبان عرب مي باشد.

|
پرستار صبر
|

به او كه زينت پدر و زينت بخش همه ي صبوري هاست ..
صبر , بي حوصلگي مي كرد
حال تماشاي دورها را نداشت
و براي
« راه نيامدن » با لحظه ها ,
مدام بهانه مي آورد
انكار كه تب هم داشت
و چقدر پنچره ها
« نگران » بودند
پس , آن گاه
نسيم گام هاتان « به مرور » آمد
صبر
بي اختيار به پاخاست
و صبر ,
دريا را دوباره به يادآورد...
از آن پس , پنجره ها
شما را
پرستار صبر
مي خوانند
زينب رزثمالي (سوزان )

|
آثار خود را براي ما بفرستيد
|
بدين وسيله از كليه ي نويسندگان و شاعران با ذوق كشورمان به
خصوص قشر جوان دعوت مي شود تا آثار خود را جهت درج در
اين صفحه براي ما ارسال دارند.
مطالب مي بايد حتي الامكان كوتاه و ترجيحا همراه عكس و
زندگي نامه ي مختصر صاحب اثر باشد.

|
مناجات
هو لطيف
|

الهي عده اي تو رادر آسمان جستجو مي كنند و من در درون
خويش .
الهي چگونه نااميد باشم كه كريمي چون تو صاحب من است
الهي چگونه به خود نبالم كه تو از روح خود در من دميده اي .
الهي تو را مي پرستم كه تو لايق پرستشي و تو را مي ستايم كه تو
لايق ستايشي .
الهي آنكس كه بر تو عاشق شد هم دنيا را دارد و هم آخرت اما تو
خود بگو كه با آن ها چه كند وقتي تو هستي
الهي هر كه تو را دارد چه ندارد و هر كه تو را ندارد چه دارد
الهي فرصتها مي گذرد و از دست مي رود تو از ما بگذر تا از دست
نرويم .
الهي فرصت اندك است و يك ابديت در پيش خوشا كه اين اندك و
آن ابد با تو بگذرد.
الهي عطش را آب كاهد آبي از كامت خواهم كه عطشم زايد.
الهي شرم دارم كه از تو جز تو خواهم كه از بزرگي چون تو كم
خواستن عين بي ادبي است
الهي چشم دادي بصيرتم ده گوش دادي شنيدنم ده لب دادي كامم
ده جان دادي جانانم ده .
الهي بيناتر از آنكس كه تو را مي بيند كيست به ديدار خوبانت نايلم
كن .
الهي در شگفتم از مردمي كه بر روزي و رزقي كه تو عطا مي كني بها
و قيمت مي نهند.
الهي عاقلان را مدهوشت ديدم ما ديوانگان چه كنيم
الهي سخنوران را در مدحت گنگ ديدم ما بيسوادان چه
گوييم
الهي از چه گويم از حضور تو يا از غيبت خودم
الهي تشنگان از تو آب خواهند و من از تو تشنگي افزونتر خواهم تا
آب از درونم بجوشد.
الهي چه لذتي دارد همه وجود و وقت و سرمايه خود را كه از تو
امانت است در راه تو وقف كردن .
الهي داراتر از آنكس كه تو را دارد كيست به داشتن عشقت
دارايم كن كه من خراب كجا و رب الارباب كجا
الهي چه زيباست كه بنده ات ببيند آنچه را كه تو مي بيني و بشنود
آن چه را كه تو مي شنوي اما زيباتر آن است كه تو با چشم بنده ات
ببيني و با گوش او بشنوي .
الهي سرمايه اي جز محبت تو و كالايي جز جانم كه تو به امانت
داده اي ندارم در اين بازار پر آشوب كسي جز تو خريدارش نيست
چه خوب معامله اي .
مهديار خليلي

| |
| | | | |