روزنامه جمهوري اسلامي 09/03/1385 صفحه عقيدتي

* اين خورشيد را غروبي نيست
پايه هاي اساسي موفقيت امام خميني
از تو آموختم رهايي را
اين خورشيد را غروبي نيست




2 ـ عناصر اصلي حركت امام خميني از ديدگاه رهبر ارجمند انقلاب
وقتي كه اعلام مي كنيم راه اماممان را قاطعانه دنبال خواهيم كرد , اولين تكليف اين است كه ببينيم عناصر اصلي حركت امام (ره ) چه بود. حركتي كه امام امت از حدود بيست سال پيش شروع كردند , منجر به تاسيس نظام و حكومتي شد كه اسلام را مبناي زندگي قرارداد و با توفيق الهي , كار را به جايي رساندند كه اسلام و مسلمين در دنيا عزيز شدند. اين راه , راهي طوفاني و دشوار بود. پيمودن اين مسير , شرايطي داشت و چون امام بزرگ ما حايز آن شرايط بود , توانست اين راه را طي كند.
ما كه مي خواهيم آن راه را دنبال كنيم و بر اين نيت هم صادقيم , بايد ببينيم كه آيا آن شرايط را در خودمان ايجاد كرده ايم يا خير. اين مهم است . يقينا امام با همان روحيه و روشي حركت مي كرد كه پيامبران الهي حركت مي كردند. راه و هدف او هم براساس راه و هدف پيامبران بود. آنها در پيمودن راه دشوار خود , عواملي را ملاحظه مي كردند : « قال موسي لقومه استعينوا بالله و اصبروا ان الارض لله يورثها من يشا من عباده و العاقبه للمتقين » .1 اول , صبر و استقامت و دوم , استعانت به خدا و تكيه به او. اين دو عامل , حتما لازم است و اگر نباشد; راه طي نخواهد شد2.
هدفها و آرمانهاي امام
جمهوري اسلامي , در حالي به وجود آمد كه هيچ كس در دنيا باور نمي كرد اين نظام پابرجا بماند و بر دشمنان كينه ورز و قدرتمند خود , فايق آيد. ما بايد اين راه را ادامه دهيم . آن چيزي كه از امام براي ما قابل تقليد است , هدفهاي او و حركت به سمت آن هدفهاست . هيچ كدام از هدفها و آرمانهايي كه امام معين كردند , صرف نظر كردني نيست . آن بزرگوار براي ملت ايران و انقلاب و نظام جمهوري اسلامي , بهترين و والاترين و اصيلترين هدفها را انتخاب كردند و به زبان آوردند و آنها را در دهها اثر از ادبيات مخصوص خود ثبت كرده و حركت به سمت آنها را نشان دادند.
خطي كه امام ترسيم كرد
خطي كه امام براي انقلاب ترسيم كردند و ده سال است كه ملت ايران براساس آن حركت مي كند , خط عظمت اسلام و مسلمين و دفاع از محرومان و مستضعفان در سراسر عالم است . خط و راهي است كه ملت ايران را در دنيا , به صورت يك ملت زنده و سرفراز و مستقلترين و زنده ترين و فعالترين ملتهاي دنيا درآورده و ما را از حالت ملت عقب افتاده ي وابسته ي مرده , خارج ساخته است . خطي است كه ايمان و محبت و عشق مردم به اسلام را برانگيخته و آنها را در اين راه , به فداكاريهاي اعجاب انگيز و بي نظير واداشته است . اين خط , زندگي و همه ي هستي و هويت ملي و انقلابي ماست و به فضل پروردگار اين خط , با قاطعيت و قدرت و اميد و با همان روحيه يي كه امام در طول دوران نهضت و انقلاب , عملا به ما تعليم دادند , به پيش خواهد رفت . ما براي تحكيم راه امام و انقلاب و فداكاري و تلاش و كوشش شبانه روزي , آماده ايم . جانها و خونهاي ما , فداي اين راه و خط است . سعادت ما در اين است كه زندگي خود را در اين راه بگذرانيم . در اين , هيچ ترديدي نيست 4.
آرمانهاي بزرگ امام
آرمانهاي بزرگي كه امام (ره ) بيان مي كردند , عبارت بود از : مبارزه با استكبار جهاني , حفظ اعتدال قاطع در خط « نه شرقي نه غربي » , اصرار فراوان بر استقلال حقيقي و همه جانبه ي ملت (خودكفايي به معناي كامل ) , پافشاري فراوان و تمام نشدني بر حفظ اصولي ديني و شرع و فقه اسلامي , ايجاد وحدت و همبستگي , توجه به ملتهاي مسلمان مظلوم دنيا , عزت بخشيدن به اسلام و ملتهاي اسلامي و مرعوب نشدن در مقابل قدرتهاي جهاني , ايجاد قسط و عدل در جامعه ي اسلامي , حمايت بي دريغ و هميشگي از مستضعفان و محرومان و قشرهاي پايين جامعه و لزوم پرداختن به آنها. همه ي ما شاهد بوديم كه امام در اين خطوط , مصرانه و بدون تعلل , حركتش را ادامه داد. ما بايد راه و اعمال صالح و حركت مداوم او را دنبال كنيم 5.
خصوصيات خط امام
من خصوصيات چيزي كه ما به آن مي گوييم خط و جهت گيري امام كه مشخصه ي حركت نظام جمهوري اسلامي در طول ده سال حيات پربركت امام بوده است را به طور خلاصه عرض مي كنم .
اول : ايستادگي در برابر تحميل و نفوذ قدرتهاي خارجي و سازش نكردن با اين قدرتهاست .
دوم : اهتمام به تعبد و عمل فردي و ايستادگي در برابر سلطه ي شيطان نفس و وسوسه هاي شيطاني .
اين دو مطلب بزرگ و اين دو ميدان مبارزه را امام از هم جدا نمي كردند. در صحنه ي اجتماع و سياست , در مقابل شيطان بزرگ و شيطانهاي قدرت مي ايستادند و در صحنه ي روان آدمي و درون وجود انسان نيز با نفس مبارزه مي كردند ودر هر حال اصرار بر تعبد در عمل انساني و فردي و شخصي داشتند.
سوم : اهميت دادن به توانايي ملتها و اصل دانستن آنهاست . امام با ملتها سخن مي گفتند و معتقد بودند كه تحولات بزرگ عالم اگر به دست ملتها انجام بگيرد غير قابل شكست است و ملتها مي توانند در دنيا تحول ايجاد كنند و محيطهاي خود را عوض كنند.
چهارم : اصرار بر وحدت مسلمين و مبارزه با تفرقه افكني استكبار است .
پنجم : اصرار بر ايجاد روابط سالم و دوستانه با دولتهاست مگر استثناهايي كه پشت سر منطق عدم رابطه با هر كدام از آنها , استدلالهاي قوي وجود دارد. امام به ما ياد دادند كه جمهوري اسلامي در سطح عالم مي تواند و بايد از روابطي سالم با دولتها برخوردار بشود. البته رابطه ي با آمريكا مردود است . به خاطر اينكه او يك دولت استكباري و متجاوز و ظالم و با اسلام و جمهوري اسلامي در حال مبارزه و محاربه است , همچنين ارتباط با رژيم صهيونيستي و رژيم نژادپرست آفريقاي جنوبي مردود است . در مورد بقيه ي دولتها , باتوجه به مصالح نظام جمهوري اسلامي , اصل بر ايجاد ارتباط است .
ششم : اصرار بر شكستن حصار تحجر و التقاط در فهم و عمل اسلامي و التزام به اسلام ناب است . از نظر امام , در بيان و عمل ايشان , هم تحجر مردود بود و هم التقاط كه به معني رها كردن قيود صحيح براي فهم دين و اسلام است .
هفتم : محور دانستن نجات محرومين و تامين عدالت اجتماعي است . مردم هميشه در نظر امام , اصل و محور بودند. در منطق و خط حكومتي امام امت , محرومين و مستضعفان همواره محور تصميم گيريها محسوب مي شدند و همه ي فعاليتهاي اقتصادي و امثال آن بايد بر محور نجات محرومين از محروميتها انجام گيرد.
هشتم : توجه ويژه به مبارزه با رژيم اشغالگر قدس و رژيم غاصب صهيونيستي است . مساله ي مبارزه با اسرائيل در منطق و راه و رسم امام , جايگاهي خاص داشت . در نظر امام امت يكي از اصولي كه به هيچ وجه براي ملتهاي مسلمان قابل اغماض نيست , مساله ي مبارزه با صهيونيستهاست . و اين به خاطر آن است كه امام بزرگوار ما نقش ويرانگر و مخرب رژيم تحميلي را از سالهاي پيش از انقلاب بدرستي تشخيص داده بودند.
نهم : حفظ وحدت ملي وايجاد يكپارچگي در ميان ملت ايران و اصرار بر مقابله و مبارزه با هر شعار تفرقه افكنانه است .
دهم : حفظ مردمي بودن حكومت و ايجاد و حفظ ارتباط با مردم است . امام همواره هم به مسوولين سفارش مي كردند كه از مردم جدا نشويد , با مردم باشيد , زندگي مردمي داشته باشيد و هم متقابلا به مردم سفارش مي كردند و با كساني كه ارگانهاي نظام و دولت را تضعيف مي كردند به نحوي از انحا مقابله مي كردند.
يازدهم : اصرار بر سازندگي كشور وارائه ي يك نمونه ي عملي به جهان است كه در ماههاي آخر عمر با بركت امام , اين مساله جايگاه مهمي در نظر ايشان داشت . ايشان اصرار داشتند كه اين كشور بايد بازسازي بشود , هم از لحاظ اقتصادي و كارهاي زيربنايي و هم از لحاظ تامين درآمد براي كشور و مردم تا بتوانيم يك نمونه ي عيني و عملي از سازندگي اسلامي را به دنيا ارائه دهيم .
چيزهايي كه به اعتقاد بنده رئوس و خطوط اصلي بينش امام و سلوك عملي و حكومتي ايشان بود , همين مواردي است كه عرض شد6.
(منبع : « او كه بود » از انتشارات موسسه قدر ولايت )

پاورقي :
1 ـ سوره ي اعراف , آيه ي 128
2 ـ حديث ولايت , ج 1 , صص 113 و 114
3 ـ همان , ص 5
4 ـ حديث ولايت , ج 2 , ص 24
5 ـ حديث ولايت , ج 1 , ص 5
6 ـ سالگرد رحلت حضرت امام (ره ) در حرم مطهر , 1371,3,14
خطي كه امام براي انقلاب ترسيم كردند , زندگي و همه هستي و هويت ملي و انقلابي ماست . ما براي تحكيم راه امام و انقلاب و فداكاري و تلاش و كوشش شبانه روزي آماده ايم . جان ها و خون هاي ما , فداي اين راه و خط است
امام با همان روحيه و روشي حركت مي كرد كه پيامبران الهي حركت مي كردند. راه و هدف او براساس راه و هدف پيامبران بود
يكي از خصوصيات راه امام اصرار بر شكستن حصار تحجر و التقاط در فهم و عمل اسلامي و التزام به اسلام ناب است . در بيان و عمل امام , هم تحجر مردود بود و هم التقاط كه به معني رها كردن قيود صحيح براي فهم دين اسلام است

پايه هاي اساسي موفقيت امام خميني


در پاسخ به اين سئوال مهم و قابل توجه و تعمق كه رمز موفقيت امام خميني در چه بود و چه چيزي باعث شد تا امام راحل امت اسلام , اين گونه سرافراز و قدرتمند گردد بايد گفت : رمز توفيق آن بزرگمرد را در سه چيز بايد جست وجو كرد , سه اصلي كه پايه هاي اساسي موفقيت چشمگير ايشان بود. اين سه پايه عبارتند از :
.1 علم .2 عمل .3 عقل
مقام شامخ آن امام عزيز , بر اهل فن و محققين حاضر امت اسلامي پوشيده نيست . حضرتش در فقه . اصول , عرفان , فلسفه و اخلاق , مجتهد بي نظير , محقق و متفكري بي بديل بود.
مقام علمي ايشان با تركيب عمل و عقل معظم له , باعث شده تا با دست مبارك وي , اسلام اصيل , مجد و عظمت دوباره يابد و پس از سالهاي دراز غربت , اسلام و مذهب از گوشه مساجد و منابر به ميدان عمل و جامعه كشيده شود و قرآن مظلوم در كنار طاقچه ها , طاق ايمن اجتماعي اسلامي گردد. از اين روي در بيانات مهم خود خطاب به حوزه هاي علميه , به اين نكته اساسي كه فقه سنتي و جواهري اسلام . فلسفه عملي حكومت است , تصريح فرموده اند.
در ميدان عمل و تقوا , امام بزرگوار , استاد بي بديل اخلاق در عصر خويش بود. نمونه يك انسان متخلق به اخلاق الهي و مهذب را , در وجود او بايد جست وجو كرد.
او عارفي بود كه عرفان ناب را به سياست اسلامي آميخته بود; لذا در اين ميدان بزم و رزم , به جهاد في سبيل الله پرداخت . همين مقام علمي او باعث شد تا به دنيا بسيار بي اهتمام گردد و حتي در زماني كه بر اريكه قدرت مطلق اسلام تكيه زده بود , از كمترين منافع دنيا بهره ببرد و زهد و ساده زيستي را به ديگران , مخصوصا مسئولين نظام توصيه كند.
همچنين پايه ديگر موفقيت ايشان را , بايد در عقل و تدبير بي نظير حضرتش جست وجو نمود; چرا كه انديشه او در تركيب با علم و عملش , از اين مرد الهي سياستمداري بي بديل و عالي مقام به وجود آورد و او را در قلوب آزادگان عالم جاي داد و او را بسيار دور انديش نمود و حقا اسلام و نظام جمهوري اسلامي , استمرار و بقاي خود را در طوفانهاي سهمگين داخلي و خارجي , وامدار تدبير و انديشه والاي سياسي اوست , همان گونه كه وجود و حصول خود در اين عرصه را نيز مديون عقل كامل ايشان است . (امام خميني در چشم انداز ياران , از انتشارات دفتر تبليغات اسلامي قم )

از تو آموختم رهايي را


از تو آموختم رهايي را
شعر زيباي آشنايي را
پرگرفتي به آسمان يقين
از دل خاك پرگشايي را
مثل امواج آب غلتيدي
رفتي از خويش و جابجايي را
شب به درگاه دوست روكردي
صبح ديدار روشنايي را
دست دادي به دست باد سحر
در ره عشق بادپايي را
از تو آموختم نشاني باغ
با لب چشمه همصدايي را
مي روم با كبوتران سپيد
از تو آموختم رهايي را
شيرين تنگكيان