روزنامه جمهوري اسلامي 08/03/1385 صفحه هنر و ادبيات
تاثير عرفان و تصوف و ترجمه مثنوي مولوي در سرزمين بنگلادش




به قلم : محمدعيسي شاهدي
استاديار دانشگاه جهانگير نگر , بنگلادش
اشاره :
اين حقيقت از لحاظ تاريخي غيرقابل انكار و هنوز هم زبادنزد مردم است كه اسلام در سرزمين بنگاله با صوفيان كرام كه اكثرا ازايران بوده اند نشر و تبليغ شده است . بدين علت عشق و ارادت نسبت به اولياي خدا و متصوفان با خون مردم مسلمان اين سرزمين آميخته شده است . شاعران بزرگ عارف ايران همچون مولانا رومي , حافظ , سعدي و جامي مانند شاعران بزرگ خود بنگلادش معروف و نزد خاص و عام محترم هستند. بزرگان دين و فرهنگ در محافل علمي و ادبي خواندن يكي دو بيت از شاعران مذكور را افتخار خود مي دانند و مردم هم با نگاه تقدس با دل و جان گوش مي كنند براي اينكه تاثير عرفان و تصوف و بخصوص ترجمه هاي مثنوي مولانا را در سرزمين بنگال بررسي كنيم بهتر است نگاهي به تاريخچه اسلامي اين سرزمين بياندازيم .
معرفي كوتاه بنگلادش
بنگلادش يكي از كشورهاي شبه قاره هند كه در گوشه شرق جنوبي هندوستان قرار دارد از سه طرف غرب و شمال و قسمتي از جنوب با هند محصور و در قسمتي با برمه , ميانمار كنوني هم مرز و در جنوب با خليج بنگال ساحل دارد. جمعيت اين كشور كه 55 هزار ميل مربع مساحت دارد 140 ميليون نفر و 86 % مسلمان 10 % هندو و بقيه بودائي و مسيحي هستند . كشاورزي مهمترين منبع اقتصادي و صنعت لباس دوزي بزرگترين منبع درآمد ارزي است . سيستم حكومتي دموكراتيك و قدرت اجرائي در دست نخست وزير قرار دارد ـ گرچه احساسات مذهبي مردم بسيار قوي و تحسين برانگيز است ولي موقعيت جغرافيائي و استراتژيك اين كشور در جنوب شرقي آسيا توجه سياستمداران و استثمارگران جهاني را به اين كشور جلب نموده است .
ورود اسلام
از ديدگاه تاريخ نويسان , اسلام در صدر اسلام وارد اين سرزمين شده است . البته يك سكه قديمي كه مربوط به خلافت هارون الرشيد (809 ـ786 ) مي باشد بعنوان نشانه نفوذ اسلام در اين كشور تلقي مي شود. اين سكه عربي از خرابه هاي معبد بودائي در منطقه پاهارپور در استان راجشاهي كشف شده است . گرچه در آن زمان بودائيها حكمران بودند بازهم كشف يك سكه اسلامي از خرابه معبد بودائي كه راجه دهورموپال باني آن بوده است , اهميت نفوذ اسلام در آن زمان در اين سرزمين را نشان مي دهد. به گفته پژوهشگران امكان دارد صوفيها و مبلغان مسلمان اين سكه را همراه خود به اين ديار آورده بودند و يا خليفه هارون الرشيد شايد با حاكم بنگال تبادل ايلچي كرده بود.
اخيرا تاريخ نويسان به اين حقيقت رسيده اند كه ورود اسلام در سرزمين بنگال بخصوص در بندر چيتاكنگ ; بزرگترين شهر و بندر بنگلادش , با صدر اسلام و دوران خليفه دوم مربوط مي شود. بازرگانان عرب كه با مجمع الجزاير هندشرقي روابط بازرگاني برقرار كرده بودند از بندر چيتاگنگ بعنوان توقف گاه خود استفاده كرده و از اين طريق مسلمانان اين سرزمين , اسلام را پذيرفتند. شايد از اين لحاظ بود كه نام چيتاگنگ در قديم « اسلام آباد » , بوده است . بگفته جهانگردان و جغرافي دانان مسلمان در زمان روابط تجاري عربها با مجمع الجزاير هندشرقي چيتاگنگ به مستعمره عربها تبديل شده بود. در اين دوره بود كه شول توينگ چندوي , حكمران روشانگ در برمه در يك عمليات نظامي يك امير مسلمان بنگال كه عنوان سلطان داشت را شكست داد . ابن بطوطه در زمان حكومت فخرالدين مبارك شاه در 1343 م مسلمانان بسياري را بعنوان اهالي چيتاگنگ مشاهده كرده بود.
مهاجران , پيام آور اسلام در سرزمين بنگال
بدنبال تاجران عرب صوفيان مهاجر از سرزمين هاي ايران و عرب با پيام انسان دوستي و عشق ورزي به خداوند متعال وارد اين سرزمين شده بودند. وجود مقبره هاي بسيار و نفوذ غيرقابل توصيف صوفيان بر قلوب مردم از نشانه هاي اين واقعيت مي باشد. بگفته مورخان بعد از حمله هلاكوخان بر بغداد و ويران شدن اين مركز فرهنگ و تمدن مسلمانان صوفيان از بغداد و سرزمين ايران بصورت گسترده وارد بنگال شده بصورت دائمي متوطن شده بودند , يك نامه تاريخي اين واقعيت را بخوبي باثبات مي رساند.
حضرت ميرسيداشرف جهانگيرسمناني (1386 ـ1380 م ) در بنگال كه شاگرد متصوفه چشتيه علاالحق از منطقه پاندواي هند بود طي نامه اي خطاب به سلطان ابراهيم شرقي در جون پور حالت عمومي و محيط بنگال را بدين گونه ترسيم مي كند :
« تمامي سپاس براي خداوند متعال است . چه خوش و خرم است اين كشور , فقرا و دراويش بسيار از كشورهاي گوناگون به اين سرزمين گردهم آمده و اين كشور را بعنوان وطن دائمي خود برگزيده و متوطن شده اند... در يك كلام تنها شهرها و بنادر بزرگ نيست بلكه هيچ يك از شهر و روستا وجود ندارد كه در آن صوفيان پاك سيرت آمده و متوطن نشده اند.
مقاله شيخ شرف الدين در كتاب صوفين و جامعه
حكومت مسلمانان بر بنگال
حكومت مسلمانان بر بنگال توسط اختيارالدين محمد بختيارخلجي سردار تركي نژاد دهلي در سال 1201 م برقرار شده بود. وي با عشق و علاقه فوق العاده به ترويج اسلام و تاسيس خانقاه ها , مساجد و مدارس اقدام كرده بود. بگفته مورخان صوفيها و درويشان قبلا زمينه را براي حكومت اسلامي آماده كرده بودند و آنها در مواقع گوناگون با حاكمان كافر و مشرك محلي نيز روبرو شده مورد شكنجه قرار گرفته بودند و در نتيجه با پيروان خودشان مقاومت كرده شهيد هم شده بودند و در بعضي مواقع سپاهيان سرداران مسلمان را نيز كمك كرده بودند. در ميان اينگونه صوفيها اسامي باباآدم شهيد در رام پال در شهرستان منشي گنج در جنوب داكا , تركان شهيد در راجشاهي , شهيد مخدوم شاه دوله در شهنرادپور , نمازي شاه سلطان ماهي سوار در مهاستان منطقه بولگرا , شاه مخدوم روپوش در راجشاهي , و شاه جلال مجرد يمني در سيليت قابل ذكر هستند.
صوفيان معروف
همانطوريكه اشاره شد صوفيان معروف در سراسر بنگلادش قابل شمارش نيستند در اين ميان بعضي از صوفياني كه هنوز هم در اذهان مردم حكمراني مي كنند عبارتند از
1 ) شاه محمد سلطان رومي قبل از فتح بنگال توسط مسلمانان , زندگي مي كرد
2 ) باباآدم شهيد در رامپال منشي گنج داكا ـ قبل از فتح بنگال زندگي مي كرد
3 ) ميرسيدسلطان ماهي سوار ـ نيز در قبل از فتح بنگال زندگي مي كرد
4 ) مخدوم شيخ جلال الدين تبريزي در سالهاي 1201 ـ1979 م در شمال بنگلادش به تبليغ اسلام پرداخت .
5 ) مخدوم شيخ جلال الدين تبريزي . گفته مي شود ايشان براي تبليغ اسلام به بنگلادش آمده بود.
6 ) مخدوم شاه دوله شهيد از يمن
7 ) مولانا شيخ شرف الدين ابوتوامه ـ (1260 م )
8 ) مخدوم الملك شيخ شرف الدين يحيي منيري (ولادت 661 هـ . ق )
9 ) شاه مخدوم روپوش در سال 1288 م از بغداد به شهرستان راجشاهي كنوني آمد.
10 ) شيخ نورقطب العالم (وفات 1415 )
11 ) ميربدرالدين بدرعالم زاهدي هم عصر شيخ يحيي كه در چيتاگنگ مدفون است .
خلاصه از اينگونه صوفيان اولياي خدا و درويشان بيش از حد و شمار هستند.
نفود زبان وادبيات فارسي
از آغاز حكومت مسلمانان در سال 1201 م توسط اختيارالدين محمدبختيار خلجي زبان فارسي زبان رسمي اين كشور بود و اين روال تا جايگزيني زبان انگليسي در سال 1837 م توسط استعمارگران انگليس زبان رسمي و زبان ادبيات و فرهنگ و دين و مذهب اين ديار بود كه شاهد ديگري بر نفوذ تصوف و عرفان ايراني در اين منطقه مي باشد.
قابل ذكر است كه حاكمان مسلمان بنگال در كنار زبان و ادبيات فارسي به ترويج و پرورش ادبيات بنگال اقدام كرده بودند در حاليكه حاكمان هندو قبلي بخاطر طرفداري از زبان سنسكرت درمحو زبان مردمي بنگال سعي و تلاش مي نمودند.
در اين سلسله بود كه ادبيات بنگلا از آبشخوار فارسي و تصوف و قند پارسي كه به بنگاله رفته بود بوجود آمد كه ادبيات دوزبانه نام گرفت .
ترجمه هاي فارسي و بخصوص مثنوي
براي شرح و تفصيل ترجمه هاي كتب فارسي از قديم زمان تا به امروز بايد كتابي جداگانه نوشت . ما در اينجا تنها به كتابهائي اشاره خواهيم كرد كه بخصوص در مورد ترجمه مثنوي شريف به زبان بنگلا به چاپ رسيد.
1 ) مولانا روميرمثنوي شريف (كتاب مثنوي شريف مولانا رومي ) جلد اول مترجم اظهرعلي بختياري سال بنگال 1302 , چاپ داكا


2 ) مثنويركهاني (داستانهاي مثنوي ) از نذرالحق , چاپ داكا سال 1395 بنگالي
3 ) مثنوير گلپو (قصه هاي مثنوي ) از عبدالستار چاپ داكا
4 )رومير مثنوي (مثنوي رومي ) يك قسمت مترجم منيرالدين يوسف چاپ داكا سال 1383
5 ) ابن العربي و جلال الدين رومي : از محمدسليمان علي سركاره 1984 م چاپ داكا
6 ) مثنوي رومي , از قاصي اكرم حسين چاپ كلكته
7 ) مثنوير گلپو : (داستان مثنوي ) از خليل الرحمان چاپ داكا سال 1967 م
8 ) مولانا روميرمثنوي شريف : مترجم مولانا عزيزالحق , جلد اول در چهاربخش چاپ داكا سال 1395 بنگالي
9 ) مثنوي رومي مترجم مولانا عبدالمجيد چاپ داكا سال 1986 در اين كتاب هم جلد اول مثنوي مولوي در چهارجلد ترجمه شده شرح داده شد.
10 ) مولانا جلال الدين رومي : از غلام رسول محمد , چاپ داكا سال 1964 م
11 ) بيشوپريميك رومي (عاشق جهاني رومي ) نويسنده شمس الدين محمد اسحاق اهل چيتاگنگ چاپ سال 1984 م
12 ) كتاب مولانا رومي از مرحوم عبدالستار چاپ سال 1980 م داكا
13 ) داستانهاي مثنوي از پرفسورمحمدفريدالدين خان چاپ 1991 م
قابل ذكر است كه كتابهاي ذكر شده هيچ كدام ترجمه كامل مثنوي نيست
بعضي از كتابهابا شرح و تفصيل بعضي از اشعار به بررسي افكار و انديشه والاي مولانا رومي پرداخته است و بعضي قسمتي از كتاب مثنوي را ترجمه و شرح نموده است . كتب رديف 8 و 9 فهرست ترجمه و شرح مثنوي جلد اول را در چهار بخش انجام داده و به چاپ رسانده و هر كدام تاسي از ترجمه اردو مثنوي رومي توسط مولانا اشرفعلي تهانوي اهل هندوستان مي باشد. ظاهراست كه اين گونه ترجمه ها نتوانسته پيام مولاناي رومي را براي مردم به خوبي منتقل نمايد. حتي مي توان گفت كه عشق و علاقه مردم نسبت به مولانا و مثنوي بعد از مراجعه يه اين كتابها سردمي شود و باعث نااميدي شده ارزش والاي پيام مثنوي در اذهان مردم كاهش وگاهي دگرگون مي شود.
با درنظر گرفتن واقعيت فوق بنياد اسلامي بنگلادش كه بزرگترين سازمان رسيدگي به امور فرهنگي اسلامي در بنگلاش است تصميم به ترجمه و شرح مثنوي شريف را گرفته و بعد از گذراندن مراحل پژوهشي اينجانب را ماموربه اين كار مهم كرده است . ولي با وجوداينكه ترجمه و شرح جلد اول مثنوي را انجام داده , از آنجا كه سازمان مذكور دستخوش تحولات سياسي و مسايل تامين بودجه شده اين كتاب در پرونده هاي آرشيو قرار گرفته است و هنوز اقدام و يا فعاليت واقعي براي چاپ آن ديده نمي شود.
ترجمه آثار مولوي راجع به حضرت پيامبر
اينجا بايد ذكر كنم كه ترجمه آثار مولاناي روم به زبان بنگالي كه مربوط به حضرت ختمي مرتبت (ص ) باشدبصورت مشخص و جداگانه انجام نگرفته است . البته بنده مقاله اي را با شرح داستان ناله اسطوانه حنانه از هجر رسول و مسايل مطرح شده توسط مولانا در اين داستان را شرح داده ام و اين مقاله در مجله الاحسان چاپ بيت الشرف سال 1998 , به چاپ رسيده است .
فعاليتهاي ديگر در رابطه با مولاناي روم در بنگلادش
از سالهاي گذشته نه چندان دور فعاليتهاي فرهنگيان و فارسي دوستان در ارتباط با مولانا رومي و مثنوي قوت تازه اي گرفته است . در اين رابطه مي توان چند نمونه را متذكر شد.
آقاي دكتر نورالهدي رئيس بخش زبانها(از جمله فارسي ) در دانشگاه راجشاهي در سال 2001 در مورد مولاناي رومي دكتري گرفت ـ عنوان تز دكتري او « مثنوي مولانا جلال الدين رومي , فلسفه زندگي و صوفيت » مي باشد.
در زمان انجام مسئوليت اينجانب در فرهنگستان اسلامي چيتالنگ جلسه هفته اي مثنوي خواني در روزهاي جمعه بمدت 2,5 سال از 1922 ـ 1994 برگزار شد كه به مركز تجمع فرهنگيان وبزرگان علم و دانش آن شهر تبديل شده بود.
3 ـ چند سيمنار بزرگ از طرف رايزن فرهنگي و با همكاري دانشگاهها و سازمانهاي فرهنگي كشور بنگلادش بمناسبت روز مولوي از سال 2000 بطور مرتب هر سال برگزار مي شود . انعكاس فوق العاده اخبار و گزارشات و مقالات مربوط به سمينار و مولوي رومي نشان دهنده چگونگي نفوذ مولوي در قلوب مردم اين سرزمين مي باشد.
آقاي سيداحمدالحق مجموعه مقالات خودش را در ارتباط با مولاناي رومي در چند كتاب به چاپ رسانده است و در موازات جلسه مثنوي خواني در چيتاگنك محكمي بنام علامه رومي سوسايتي برپا نموده كه در هر هفته يك جلسه در رابطه با مثنوي ومولوي برگزار مي كند.
خلاصه
پيام زنده وجاويد مولانا رومي در سرزمين بنگلادش روز بروز گسترش بيشتري پيدا مي كند و روحانيون و دانشگاهيان كشور عشق و علاقه شديدي به اين مهم نشان مي دهد.
ولي بايد اين واقعيت را اذعان نماييم كه شناخت دقيق و واقعي و بررسي افكار و انديشه والاي دين ابر مرد تاريخ بطور شايسته تا به حال انجام نگرفته است . بايد با ترويج و احياي مجدد زبان و ادبيات فارسي در بنگلاش و اقدام براي معرفي واقعي چهره الهي و فلسفي مولاناي رومي و ديگر بزرگان علم و ادب ايران پيوند دو كشور ايران و بنگلادش را بار ديگر تحكيم بخشيده پرچم اسلام واقعي را در برابر تهاجم فرهنگي غرب وديدگاههاي مخرب سلفي ونجدي همچنان به اهتزاز درآوريم .
منابع :
1 ـ تاثير صوفيها در بنگال ـ دكتر محمدانعام الحق ـ چاپ داكاـ 1975 م
2 ـ تاريخ الهيات ـ دكتر عبدالحي ـ شهيدالدو علي احسن چاپ داكا1957
3 ـ پرفسور محمد عبدالله , ادبيات فارسي در بنگلادش , چاپ داكا 1982
4 ـ تواريخ داكا , منشي رحمان علي مرحوم ـ چاپ داكا ـ 1908
5 ـ اسلام در پاكستان شرقي ـ دكتر محمد انعام الحق
6 ـ صوفيهاي پاكستان شرقي ـ دكتر غلام ثقلين
social history of the muslins in Bengal 9591 . 7 ـ Colns and Chronology of 8 ـ
Daka - Dr. abdul karim the Indepedent Sultans of Bengal Dr.N.K. Bha Hasali
بدنبال تاجران عرب صوفيان مهاجر از سرزمين هاي ايران و عرب با پيام انسان دوستي و عشق ورزي به خداوند متعال وارد اين سرزمين (بنگلادش ) شده بودند. وجود مقبره هاي بسيار و نفوذ غير قابل توصيف صوفيان بر قلوب مردم از نشانه هاي اين واقعيت مي باشد
بگفته مورخان , صدفيها و درويشان قبلا زمينه را براي حكومت اسلامي آماده كرده بودند و آنها در مواقع گوناگون با حاكمان كافر و مشرك محلي نيز روبرو شده مورد شكنجه قرار گرفته بودند و در نتيجه با پيروان خودشان مقاومت كرده و شهيد هم شدند
از آغاز حكومت مسلمانان در سال 1201 ميلادي توسط اختيارالدين محمد بختيار خلجي , زبان فارسي , زبان رسمي اين كشور بود و اين روال تا جايگزيني زبان انگليسي در سال 1837 ميلادي توسط استعمارگران انگليس , زبان رسمي و زبان ادبيات و فرهنگ و دين و مذهب اين ديار بود كه شاهد ديگري بر نفوذ تصوف و عرفان ايراني در اين منطقه مي باشد