روزنامه جمهوري اسلامي 08/03/1385 صفحه سرمقاله
كدام عقل


بسم الله الرحمن الرحيم
بلر نخست وزير بحران زده انگليس كه ظاهرا حامي ديگري جز بوش ندارد , در سفر به واشنگتن و در مصاحبه مشترك با رئيس جمهور آمريكا ادعا كرد مواضع خصمانه لندن و واشنگتن در قبال برنامه هسته اي ايران واقعا عاقلانه است ! وي مدعي شد « هرچند ايران كشور بزرگي است اما به حكومتي نياز دارد كه اعتراف كند اگر مي خواهد كشور بزرگي باشد , بايد به وظايف بين المللي خود عمل كرده و حمايت خود را از افرادي كه مي خواهند از طريق تروريسم و خشونت , روند دمكراسي را تخريب كنند , قطع كند. » بلر كه ديگر هيچ اعتباري در داخل انگليس و حتي در ميان هم حزبي هايش ندارد و زمان براي سقوط او به شمارش افتاده , افزود : « ايراني ها بايد درك كنند كه آنچه جامعه بين المللي مي گويد روشن و جدي است و بايد به تعهدات خود پايبند باشند. »
نخست وزير مفلوك انگليس در بخش ديگري از اظهاراتش همچنين از ضرورت تغيير در ايران و اجباري نبودن آن سخن گفت و مدعي شد آزاديهاي بيشتر و مردم سالاري , نياز ايران است .
بوش نيز در اين ديدار از حامي بي چون و چرا و چشم و گوش بسته خود حمايت كرد و براي تثبيت موقعيت متزلزل او در صحنه داخلي و بين المللي گفت : « اميدوارم تا زماني كه من در رياست جمهوري هستم , بلر هم در قدرت حضور داشته باشد. »
سران آمريكا و انگليس در پايان ضمن اعتراف به اشتباهات خود در عراق بر عزم خود براي سنگ اندازي در مقابل فعاليتهاي هسته اي صلح آميز ايران تاكيد كردند.
بلر كه هم اكنون به عنوان منفورترين نخست وزير انگليس لقب گرفته درحالي به آمريكا سفر كرد كه رسانه هاي انگليس از اين سفر به منزله « آغاز يك پايان » و « پرده آخر » دوران خواهرخواندگي وي با بوش ياد كرده و از ائتلاف اين دو سياستمدار به عنوان « محور ضعيفان » نام بردند.
بلر كه از سال 1376 به عنوان رهبر حزب كارگر بر كرسي نخست وزيري انگليس تكيه زده با درپيش گرفتن سياست پيروي از آمريكا و پايبندي به سياستهاي كاخ سفيد تا بدانجا پيش رفته كه مردم انگليس او را به واسطه توجيه گري سياستهاي آمريكا « سگ دست آموز بوش » لقب داده اند.
گذشت ايام و سپري شدن 9 سال از عمر دولت بلر و ضربات زيادي كه او به واسطه تبعيت بي چون و چرا از سياستهاي آمريكا به كشتي طوفان زده اين كشور در عرصه داخلي و خارجي وارد كرده افقي تاريك از عملكرد بلر در فضاي انگليس ترسيم نموده بطوري كه واژه « بلريسم » در فرهنگ سياسي مردم انگليس به مدخلي از ناكاميهاي بزرگ و بي تدبيرهاي حاكم بر خانه شماره 10 « داونينگ استريت » تبديل شده است . بي ترديد توني بلر را بايد نخست وزير آمريكا و مسئول اجرايي كردن سياست هاي كاخ سفيد دانست . شايد به همين دليل است كه برخي مطبوعات انگليس اعلام كرده اند هرچه محبوبيت بلر در ميان مردم انگليس كاهش مي يابد , به همان نسبت بر محبوبيت او در ميان مردم آمريكا و سياستمداران كاخ سفيد افزوده مي شود زيرا كه آمريكائيها احساس مي كنند بلر به مجري سياستهاي آنها در اروپا و آنسوي مرزهاي آمريكا تبديل شده است .
هم اكنون توني بلر آنچنان مورد تنفر مردم انگليس قرار گرفته كه 50 نفر از نمايندگان پارلمان انگليس از ميان هم حزبي هايش او را همچون غده چركيني توصيف كرده اند كه هيچ چاره اي جز جراحي و بيرون انداختن اين عنصر متعفن وجود ندارد. به همين ترتيب آستانه انزجار افكار عمومي مردم انگليس آنچنان بالا رفته كه يك وزير سابق كابينه بلر اعلام كرده كشتن بلر از نظر اخلاقي جايز است . بنابر اين چندان دور از انتظار نيست كسي كه در چنين حد نازلي از مقبوليت اجتماعي در جامعه انگليس قرار دارد براي كسب اعتبار و حمايت به واشنگتن سفر كرده و در آنجا در كنار بوش , چشم به رهبري جامعه جهاني دوخته و در عين حال براي ديگران نسخه بنويسد.
بنظر مي رسد بلر در شرايط كنوني آنچنان بي اعتبار است كه دون شان ملت و مسئولين ايران باشد كه بخواهند به غلط هاي زيادي او درباره ايران پاسخ بدهند. چه بسا مردم انگليس قبل از اينكه او هوس كند حاكميت ايران را از درون تغيير دهد , نسخه او را بپيچند و بلر را در اقيانوس دروغ ها و جنايت هايش غرق كنند.
شايد بي مناسبت نباشد كه به عنوان آخرين كلام به آقاي بلر گفته شود اگر عقل ميزان عمل سران كشورهاي آمريكا و انگليس بود , اكنون نيازي به دست و پا زدن و توجيه اشتباهات بوش و بلر در مصاحبه مشترك مطبوعاتي شان نبود و اگر عقل ملاك عمل نخست وزير انگليس مي بود , ديگر آقاي بلر منافع مردم انگليس را به دست بوش نمي سپرد و لقب « سگ دست آموز بوش » را به خود اختصاص نمي داد.