روزنامه جمهوري اسلامي 06/03/1385 صفحه امام
بسط پيام و معنويت انقلاب اسلامي در جهان , ضامن امنيت نظام اسلامي




علي معصومي (وزوايي )
يكي از مهم ترين تفاوت هاي انسان با حيوان اين است كه بخش بزرگي از وجود انسان ها را معنويت تشكيل مي دهد و انسان هرگز نمي تواند از معنويت جدا شود. البته همه انسان ها از نظر معنويت در يك حد نيستند و مي توان گفت كه ميزان معنويت هر كس با ديگري متفاوت است . برخي فقط از لايه بسيار نازكي از معنويت برخوردارند و برخي ديگر نيز در اين عرصه چنان پيش رفته اند كه رنگ معنويت در سراسر اعمال و وجودشان به چشم مي خورد.
چون آفرينش انسان ها به گونه اي است كه انسان بدون معنويت قابل تصور نيست (مگر انسان هايي كه ماهيت انساني آن ها مسخ شده باشد) , بنابراين , در تاريخ انسان ها , به هيچ دوره اي كه جوامع انساني از معنويت كاملا تهي باشد , برنمي خوريم و مشاهده مي كنيم كه در هر دوره اي , انسان ها به شكلي گرايش ذاتي به معنويت داشته اند , منتها شكل گرايش آن ها و تصورات آن ها از معنويت , صورت هاي مختلف داشته است و حتي گاهي در اثر عدم درك و پايين بودن ميزان تشخيص و معرفت آن ها نسبت به هستي , عناصر ضد معنويت را معنويت پنداشته و با اين عناصر ضدمعنوي چه عشق ورزي ها و چه نجواها كه نكرده اند.
چون خداوند در آفرينش و ذات انسان ها , بنياد معنويت و گرايش به معنويت را نهاده است , براي سامان دادن به اين گرايش و راهنمايي كردن انسان ها به سوي معنويت اصيل و شناساندن اصل و اساس هستي به عنوان ريشه همه معنويت هاي اصيل (خدا) , پيامبراني فرستاد. پيامبراني كه بعضي از آن ها صاحب شريعت بودند و دين تازه اي را براي بشر آوردند. در ميان همه اين اديان , آخرين و كامل ترين آن دين مبين اسلام است كه پاسخ گوي همه نيازها و آمال مادي و معنوي انسان ها مي باشد.
نكته ديگر اينكه چون بشر نياز و گرايش ذاتي به معنويت دارد , و چون دين هاي توحيدي (به ويژه دين اسلام ) كامل ترين و بهترين راهنماي بشر به سوي معنويت اصيل هستند. بنابراين , همان طور كه گرايش هاي معنوي از وجود انسان جدايي ناپذير است , دين نيز (مخصوصا دين جامع و كامل اسلام كه به همه نيازهاي مادي و معنوي بشر توجه دارد) هرگز از بشر جدا نخواهد شد و همه آن هايي كه بعضي وقت ها از پايان رسيدن عصر دين و احتمال جدا شدن بشر از دين در آينده تاريخ , سخن مي گويند , ياوه گويي هاي كودكانه مي نمايند و متوجه نيستند كه امور خطري و آنچه همراه آفرينش انسان است , هرگز از انسان جدا نمي شود و تاريخ نيز اين را به خوبي نشان داده است .
عصري كه ما اكنون در آن زندگي مي كنيم , بيش از هر عصر ديگري نياز و گرايش به دين و معنويت نشان مي دهد و بشر اين عصر به شكل معناداري احساسات و خواست هاي معنوي خود را بروز مي دهد. البته اگر بخواهيم تحليل كلي و تاريخي از تعامل بشر با دين و معنويت در چند قرن اخير بنماييم , اين نكته را به خوبي درمي يابيم كه گرايش معنادار بشر امروز به دين و معنويت , كاملا طبيعي است ; زيرا در چند قرن اخير , جريان ها و كانون هاي بزرگ و كوچك فراواني پديد آمدند كه همگي آن ها مبارزه با دين و معنويت و از ميان برداشتن دين و معنويت را در صدر برنامه هاي كلان خود گنجاندند. به تعبيري مي توان گفت كه كل جريان هاي جهاني كه در بعد سياست , فرهنگ , اقتصاد , جامعه و.... در قرن هاي اخير در غرب پديد آمد و عناويني مثل ليبراليسم , كمونيسم , اومانيسم و ده ها ايسم ديگر به خود گرفت , محور و مايه اصلي آن ها مبارزه با دين و معنويت ديني بود و اين جريان ها در قرون اخير و حاضر , تمام توان علمي , سياسي , اقتصادي , فلسفي , فكري و فرهنگي خود را به كار گرفتند تا دين و معنويت ديني را از ميان بردارند و از اين رهگذر به اهداف خاص دنيايي و سلطه طلبانه خود دست يابند. گرچه جريان هاي مذكور تا حدود زيادي موفق شدند و دين و معنويت ديني را به پايين ترين ميزان خود در كل تاريخ بشر رساندند , ولي مدتي است كه بشر در برابر آن « كنش ضدديني و ضدمعنوي » , واكنش ديني و معنوي از خود بروز مي دهد و بار ديگر به سوي دست يافتن به آنچه از دستش ربوده بودند , به پيش مي رود. بنابراين , اكنون مدتي است كه بشر هوشيار شده است و براي بازيافتن بخش معنوي وجود خويش تكاپو مي كند.
بزرگ ترين و وسيع ترين جرياني كه در دهه هاي اخير در قالب يك حادثه بزرگ سياسي و اجتماعي و فرهنگي و فكري متجلي شد و با استمرار روزافزون و رو به گسترش خود , نماد بسيار روشن و عيني براي گرايش مجدد بشر به دين و معنويت و بازيابي بخش معنوي گرديد , انقلاب اسلامي است كه بلافاصله پس از وقوع , تاثير بسيار گسترده اي در جهان نهاد و به زبان بي زباني نشان داد كه عصر بازگشت به دين و معنويت آغاز شده است و مردم جهان در جست و جوي گم شده بخش معنوي خويش هستند. بنابراين , هم اكنون ايران كانون قدرت مندترين جريان معنوي جهان است و به همين دليل , برخلاف دشمنان بزرگ و مجهزي كه دارد , تاكنون هيچ گزندي به آن نرسيده است و جايگاه كانوني ايران اسلامي براي معنويت جهان , سبب شده است دشمنان از زدن ضربه اساسي و انهدامي به آن ناكام بمانند. به عبارت روشن تر , جريان انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي را با هر حادثه و پديده انساني و سياسي و اجتماعي كه در قرون گذشته روي داده است , مقايسه كنيم , مشاهده خواهيم كرد كه هيچ پديده سياسي و اجتماعي و فرهنگي و هيچ انقلابي به اندازه انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي ايران دشمنان بزرگ و كوچك نداشته است ; آن هم دشمناني كه سلطه و قدرت نظامي و اقتصادي و فني و تبليغاتي آن ها چنان است كه فقط درصد بسيار ناچيزي از جهان را تحت سلطه ندارند. با اين حال , انقلاب اسلامي نه تنها از ضربه هاي انهدامي دشمناني كه حتي به يك لحظه از حيات انقلاب راضي نيستند , در امان مانده است , بلكه پيوسته در حال نضج بوده است . يكي از مهم ترين علل اين ناكامي , جلوه كردن نظام و انقلاب اسلامي ايران به عنوان كانون معنوي جهان است . البته اين نعمت بسيار بزرگ را كه اكنون حدود سه دهه است كه به عنوان عامل امنيت كلي انقلاب و نظام اسلامي ايران در جهان مطرح است , بدون ترديد ما از امام خميني داريم ; زيرا امام خميني بلافاصله پس از پيروزي انقلاب اسلامي , موضوع صدور انقلاب و توسعه معنويت انقلاب اسلامي را مطرح فرمودند و از همه خواستند كه در حد توان خود , به صدور و توسعه ارزش هاي انقلاب اسلامي در جهان كمك كنند. امام خميني براي صدور ارزش هاي معنوي و عمومي انقلاب اسلامي و همچنين براي اينكه چه كسي بايد اين ارزش ها را صادر كند , حد و مرزي قائل نشدند و از همه خواستند به صدور ارزش هاي انقلاب اسلامي كمك كنند; منتها از دستگاه هاي مسئول , انتظار ويژه داشتند و صدور ارزش هاي انقلاب اسلامي را از وظايف شغلي آن ها نيز مي دانستند.
دلايل و انگيزه هاي امام خميني از طرح صدور انقلاب و ارزش هاي معنوي انقلاب , متعدد است . اولين انگيزه مربوط به همان تكليف عمومي است كه هر مسلمان بر دوش دارد , يعني امربه معروف و توسعه و توزيع امور خير و با ارزش . دومين انگيزه به اين موضوع بازمي گشت كه امام خميني به خوبي مي دانست كه معنويت و دين بخش لاينفك وجود انسان است و اگر غريوي در زمينه بازگشت معنويت و دين به ميان جوامع بشري بلند شود , قطعا بي پاسخ نخواهد ماند و افواج انساني به آن پاسخ خواهند داد; يعني همان چيزي كه اتفاق افتاد و ارزش هاي معنوي انقلاب اسلامي از محدوده مرزها گذشت و در فضاي جهاني جا گرفت . نكته ديگر اينكه امام خميني مي دانست كه مردم جهان به دليل سياست ها و رفتارهاي دين ستيزانه اي كه چندين قرن ادامه داشته است , مردم جهان را آماده واكنش نموده است و اگر پيشقراولي پيدا شود , اين واكنش عمومي خواهد شد.
موضوع ديگر اينكه در آن زمان كه امام خميني مساله صدور انقلاب اسلامي را مطرح كرد , كم تر كسي مي دانست كه اين موضوع , جنبه امنيتي قدرتمند نيز براي نظام و انقلاب اسلامي دارد و اگر ارزش ها و معنويت انقلاب اسلامي صادر شود , ايران كه به منزله كانون اين معنويت است , در برابر دشمني هاي قدرتمندان جهاني , پايدارتر و قدرتمندتر خواهد شد و به عبارت ديگر , ريشه هاي حياتي آن در پهنه وسيع تري گسترش خواهد يافت و عناصر امنيتي نظام اسلامي در چشم انداز جهاني قوي خواهد شد. در آن زمان كه امام خميني موضوع صدور انقلاب را مطرح مي كردند , بعضي افراد و گروه هاي ساده نگر , گمان مي كردند طرح اين موضوع , سبب مي شود انقلاب اسلامي با مخاطرات بيشتر مواجه شود و در خطر قرار گيرد , در حالي كه محصور و منزوي شدن انقلاب و حالت جزيره اي به خودگرفتن انقلاب , بيش از هرچيز براي آن زيانبار بود و اگر چنين مي شد , دشمنان به راحتي مي توانستند انقلابي را كه ريشه هاي امنيت بخشي در ميان ملل جهان , به ويژه در ميان مسلمانان ندارد , از ميان بردارند. امام خميني در پاسخ به آن هايي كه گمان مي كردند منظور از صدور انقلاب , درگيري با جهان است , به صراحت تبيين مي كردند كه منظور اين است كه ارزش ها و معنويت انقلاب اسلامي و چهره حقيقي اسلام , به جهان معرفي شود تا نه تنها سلطه جويان و قدرتمنداني كه بنگاه ها و دستگاه هاي عظيم تبليغاتي را در دست دارند , نتوانند ارزش هاي انقلاب و معنويت انقلاب را از ديده ها پنهان نمايند بلكه با توسعه ارزش هاي انقلاب و معنويت آن در ميان جوامع , انقلاب اسلامي و اسلام اصيل جايگاه مناسبي در جهان به دست آورد. امام خميني در اين زمينه سخنان متعدد و متنوع دارند , به عنوان نمونه , ايشان مي فرمايند : ما كه مي گوييم « انقلابمان را مي خواهيم صادر كنيم » , مي خواهيم اين را صادر كنيم , مي خواهيم اين مطلب را , همين معنايي كه پيدا شده , همين معنويتي كه پيدا شده است در ايران , همين مسائلي كه در ايران پيدا شده , ما مي خواهيم اين را صادر كنيم . ما نمي خواهيم شمشير بكشيم و تفنگ بكشيم و حمله كنيم . (1 ) ما از اول گفتيم مي خواهيم انقلابمان را صادر كنيم . صدور انقلاب به لشكركشي نيست , بلكه مي خواهيم حرفمان را به دنيا برسانيم كه يكي از آن مراكز , وزارت امور خارجه است كه بايد مسائل ايران و اسلام و گرفتاريهايي كه ايران از شرق و غرب داشته است , به دنيا برساند و به دنيا بگويد كه مي خواهيم اين گونه عمل كنيم . (2 )
اسلام در قرنهاي زياد مظلوم بود; براي اينكه آن چيزي كه اسلام مي خواست در پرده بود و آن چيزي كه برنامه اسلام بود هيچ وقت پياده نشد و گفته نشد و ملتها را بي خبر گذاشتند از اسلام و جنايتكاران تاريخ كوشش كردند كه اسلام را در حجاب نگه دارند و نگذاريد اين مكتب آزاديبخش را , اين مكتب استقلال بخش را , اين مكتبي كه با ستمكاران در ستيز و با مستمندان برادر است , نگذاشتند كه معرفي بشود. و من اميدوارم كه در اين زمان كه ما هستيم توفيق پيدا بكنيم , همه عزيزان ما توفيق پيدا بكنند و همه مبلغمان اسلامي توفيق پيدا بكنند كه اين پرده هايي كه قدرتمندان به روي اسلام كشيده اند و حقايق اسلام را در ستره نگه داشتند , با دست علماي اسلام , مبلغان اسلام و همه جوانهايي كه مشغول خدمت هستند عرضه بشود. قدرت اسلام يك امري بود كه انكار داشتند قدرتها , حكومتها , حكومتهايي كه روي كار مي آمدند , چه آنهايي كه مخالف با اسلام بودند , چه آنهايي كه مخالف نبودند , اسلام را در يك حجابي نگه داشتند يا عامدا يا از روي جهل .
قدرت اسلام بر عالم و در بين طوايف مختلف عالم در حجاب بود و يك نمونه اي از او در زمان ما و در ايران وطن ما , يك زمينه مختصري , يك نمونه مختصري از او پيدا شد. اين نمونه اين بود كه ثابت كرد اسلام به اينكه جوانان ما مهيا هستند از براي جانفشاني در راه اسلام و همانطوري كه اسلام مي خواهد كه در مقابل كفر و زندقه و در مقابل ستم و ستمكاران ايستادگي بكنند , مردانه ايستادند و ايثار كردند و جانفشاني كردند و اين مطلب را به ثبت رساندند . (3 )
امام خميني در سخنان ديگري ضمن بيان اين نكته كه فطرت انسان ها آماده شنيدن صداي حق است و بايد از فطرت حق جويي انسان ها براي رساندن پيام انقلاب و گسترش معنويت انقلاب بهره برد و دشمنان را خلع سلاح كرد , چنين مي فرمايد :
ما كه مي گوييم اسلام را ما مي خواهيم صادر كنيم , معنايش اين نيست كه ما سوار طياره بشويم و بريزيم به ممالك ديگر. يك همچو چيزي نه ما گفتيم و نه ما مي توانيم . اما آنكه ما مي توانيم اين است كه به وسيله دستگاههايي كه داريم , به وسيله همين صداوسيما , به وسيله مطبوعات , به وسيله گروه هايي كه در خارج مي روند , اسلام را آن طوري كه هست معرفي كنيم . اگر آن طوري كه هست معرفي بشود , مورد قبول همه خواهد شد. بشر به فطرتش يك فطرت سالم است , اگر يك چيزي را القا بكنند , روي فطرت سالم خودش قبول مي كند و قدرتمندها از همين معنا مي ترسند. بنابراين ما يك وظيفه بسيار بزرگ بر عهده داريم . نه ما تنها , همه مسلمانها و نه شما تنها , همه قشرهايي كه در ايران و در خارج ايران هستند و متعهد به اسلام هستند , وظيفه بزرگي داريم و آن اينكه اسلام را آن طوري كه هست , آن طوري كه خداي تبارك و تعالي فرموده است , آن طوري كه در روايات و در قرآن ما هست , آن طوري به مردم ارائه بدهيم و به دنيا ارائه بدهيم . و همين خودش از هزارها توپ و تانك بيشتر مي تواند موثر باشد. آن چيزي كه با ارشاد حاصل بشود , قلب مردم را برمي گرداند. و اين كار , اين هنر از اسلام مي آيد و اين هنر از احكام اسلام مي آيد , نه با يك توپ و تانك بخواهد كار بكند . (4 )
بايد خودمان راه بيفتيم , دوره برويم , برويم و مسائلمان را بگوييم و آلان يك فرصت خوبي است براي آقايان و من اميدوارم كه با پشتيباني خداي تبارك و تعالي , شما موفق بشويد در هر جا برويد , مصاحبات داشته باشيد. در جمعيتهايي كه هست برويد شركت كنيد , صحبت بكنيد. و مردم بلاد اينطور نيستند كه مثل اين حكومتها باشند و مثل اين قدرتهاي بزرگ باشند , مردم , حتي مردم آمريكا هم آنطور نيستند; منتها اينقدر تبليغ كردند به ضد ما كه آنها خيال مي كنند كه آلان در ايران هر روز ـ در ميدان كذا يك عده كثيري را اينها به رگبار مسلسل مي بندند و از بين مي برند . (5 )
اكنون نيز ما هم به دليل وظيفه اي كه از نظر ديني و انقلابي بر دوش داريم و هم به اين دليل كه بال هاي امنيتي نظام اسلامي و انقلاب اسلامي را در برابر دشمنان متعدد جهاني انقلاب , گسترش بدهيم , بايد از هر روش و وسيله مشروع و عقلاني براي گسترش و صدور ارزش ها و معنويت هاي انقلاب اسلامي كوشش نمائيم تا دشمنان را در موضع انفعالي قرار بدهيم . اگر ما بتوانيم راه امام خميني را در صدور ارزش ها و پيام هاي بحق و معنوي انقلاب اسلامي به طور معقول و مشروع و موثر ادامه دهيم , تبليغات شيطاني دشمنان را كه به گمان خود مي خواهند ما را محور شرارت و خشونت به جهان معرفي كنند و بعد از آنكه ماهيت ما را در اذهان وارونه جلوه دادند و فضاسازي مناسب به نفع خود انجام دادند , موجوديت ما را در مخاطره بيندازند , قطعا خنثي خواهيم كرد.
مآخذ :
1 ـ صحيفه امام , جلد 13 , ص 90 و 91
2 ـ همان , جلد 19 , ص 414
3 ـ همان , جلد 16 , ص 74 و 75
4 ـ همان , جلد 18 , ص 364
5 ـ همان , جلد , ص 3
در آن زمان كه امام خميني مساله صدور انقلاب اسلامي را مطرح كرد , كم تر كسي مي دانست كه اين موضوع , جنبه امنيتي قدرتمند نيز براي نظام و انقلاب اسلامي دارد و اگر ارزش ها و معنويت انقلاب اسلامي صادر شود , ايران كه به منزله كانون اين معنويت است , در برابر دشمني هاي قدرتمندان جهاني , پايدارتر و قدرتمندتر خواهد شد , زيرا ريشه هاي حياتي آن در پهنه وسيع تري گسترش خواهد يافت و عناصر امنيتي نظام اسلامي در چشم انداز جهاني قوي خواهد شد
بزرگ ترين و وسيع ترين جرياني كه در دهه هاي اخير در قالب يك حادثه بزرگ سياسي و اجتماعي و فرهنگي و فكري متجلي شد و با استمرار روزافزون و روبه گسترش خود , نماد بسيار روشن و عيني براي گرايش مجدد بشر به دين و معنويت و بازيابي بخش معنوي گرديد , انقلاب اسلامي است كه بلافاصله پس از وقوع , تاثير بسيار گسترده اي در جهان نهاد و به زبان بي زباني نشان داد كه عصر بازگشت به دين و معنويت آغاز شده است و مردم جهان در جست وجوي گم شده بخش معنوي خويش هستند
امام خميني :
اگر اسلام آن طوري كه هست معرفي بشود , مورد قبول همه خواهد شد. بشر به فطرتش يك فطرت سالم است , اگر يك چيزي را القا بكنند , روي فطرت سالم خودش قبول مي كند و قدرتمندها از همين معنا مي ترسند. بنابراين ما يك وظيفه بسيار بزرگ برعهده داريم . نه ما تنها , همه مسلمانها و نه شما تنها , همه قشرهايي كه در ايران و در خارج ايران هستند و متعهد به اسلام هستند , وظيفه بزرگي داريم و آن اينكه اسلام را آن طوري كه هست , آن طوري كه خداي تبارك و تعالي فرموده است , آن طوري كه در روايات و در قرآن ما هست , به مردم ارائه دهيم
امام خميني :
ما كه مي گوييم « انقلابمان را مي خواهيم صادر كنيم » , مي خواهيم اين را صادر كنيم , مي خواهيم اين مطلب را , همين معنايي كه پيدا شده , همين معنويتي كه پيدا شده است در ايران , همين مسائلي كه در ايران پيدا شده , ما مي خواهيم اين را صادر كنيم . ما نمي خواهيم شمشير بكشيم و تفنگ بكشيم و حمله كنيم