بسم الله الرحمن الرحيم
اجلاس چهارشنبه گذشته كارشناسان كشورهاي عضو دائم شوراي
امنيت و آلمان درباره پرونده اتمي ايران كه در لندن برگزار شد , نيز به
نتيجه اي نرسيد. اين , همان چيزي بود كه قبل از تشكيل اين اجلاس نيز
پيش بيني ميشد و همه كارشناسان و صاحبنظران بين المللي بر آن اتفاق نظر
داشتند.
اين كشورها , با عناوين و نام هاي 1 +5 (5 عضو دائم شوراي امنيت
باضافه آلمان ) و 3 +3 (سه كشور اروپائي آلمان , فرانسه و انگليس باضافه
سه كشور غير اروپائي چين , روسيه و آمريكا) تاكنون درباره پرونده اتمي
ايران جلسات متعددي برگزار كرده اند و در هيچيك از آنها به نتيجه اي كه
مورد اتفاق نظر باشد نرسيده اند. مانع اصلي توافق در اين جلسات ,
زياده خواهي هاي آمريكاست . اگر آمريكا در اين مجموعه حضور نداشته
باشد و يا از خواسته هاي خود كوتاه بيايد , قطعا اين كشورها به يك
جمع بندي خواهند رسيد.
علت اينكه حضور آمريكا مانع توافق است اينست كه خواسته هاي
آمريكا خارج از قانون و منطق است . آمريكا ميخواهد ايران به اتهام
غيرواقعي و خيالي انحراف از فعاليت هاي صلح آميز هسته اي به سوي
ساخت سلاح اتمي و تحت عنوان ايجاد ناامني و تهديد صلح جهاني
محكوم و مجازات شود. اين اقدام براي اروپائي ها به دليل پيروي بي چون و
چرا از آمريكا قابل قبول است ولي براي چين و روسيه , پذيرفتني نيست . با
اينحال , ناكامي آمريكا و سه كشور اروپائي در رساندن اجلاس 1 +5 يا 3 +3
به نتيجه مطلوب و مورد نظر خودشان دلايل متعددي دارد كه مهمترين آنها
از اينقرارند.
1 ـ به اعتراف رئيس آژانس بين المللي انرژي اتمي , در بررسي هاي
بازرسان اين آژانس كه بيش از 2000 نفر ساعت از تاسيسات اتمي ايران
بازرسي كرده اند , هيچ دليلي بر انحراف فعاليت هاي اتمي ايران از صلح آميز
بودن يافت نشده است . اين امر موجب مي شود هيچ مستمسك قانوني در
اختيار كشورهائي كه ميخواهند ايران , تحت عنوان « تهديد براي صلح
جهاني » متهم و مجازات شود قرار نگيرد.
2 ـ دولتمردان آمريكائي در درون حاكميت دچار مشكل بزرگي در زمينه
جمع بندي مسائل مربوط به فعاليت هاي اتمي ايران هستند. هفته گذشته
نمايندگان كنگره آمريكا , دولت بوش را ملزم كردند قبل از اتخاذ هر تصميمي
درباره ايران , اطلاعات و ارزيابي جديدي از فعاليت هاي اتمي ايران را به
كنگره ارائه نمايد تا مشخص شود ادعاهاي دولت در اين زمينه واقعيت دارد
يا همچون اتهاماتي كه به عراق وارد كرده بود , نادرست است . عدم اعتماد
نمايندگان كنگره آمريكا به دولتمردان بويژه شخص بوش كوچك , علاوه بر
مشكلاتي كه در درون حاكميت آمريكا بوجود آورده , زمينه را براي
بي اعتمادي كشورهاي ديگر به دولتمردان آمريكا نيز فراهم كرده است .
3 ـ يكجانبه گرائي آمريكا , عامل مهم ديگر ناكامي اجلاس 1 +5 يا 3 +3
مي باشد. آمريكا در ماجراي عراق در اثر يكجانبه عمل كردن گرفتار باتلاقي
شده است كه اكنون براي خلاصي از آن دچار سرگرداني است . علاوه بر اين ,
لشكركشي آمريكا به عراق و افغانستان , خسارت هاي جبران ناپذيري به صلح
جهاني وارد ساخته و تعادل و توازن سياسي جهان را بويژه در منطقه
خاورميانه و قاره آسيا بهم ريخته است . ادامه اين وضعيت براي چين و
روسيه با توجه به منافعي كه در منطقه دارند قابل تحمل نيست و آنها
نمي توانند شاهد استمرار يكجانبه گرائي آمريكا در اين منطقه باشند.
4 ـ رياكاري آمريكا بويژه در مسائل اتمي نيز عامل ديگر ناكامي است .
سكوت واشنگتن در برابر فعاليت هاي آشكار اتمي رژيم صهيونيستي كه بيش
از 200 كلاهك اتمي در اختيار دارد و تهديد بزرگي براي صلح منطقه است ,
همه ادعاهاي صلح خواهانه آمريكا را زير سئوال مي برد و دولتمردان
آمريكائي را در ماجراي پرونده ايران ناكام ميگذارد.
5 ـ تحولات آمريكاي لاتين و اروپا كه از يكسال قبل تاكنون سرعت
زيادي در جهت ضد آمريكائي شدن حكومت ها پيدا كرده , يكجانبه گرائي
آمريكا را بشدت مورد تهديد قرار داده است . وجود 5 دولت ضد آمريكائي
در آمريكاي لاتين , پيروزي چپ ها در اسپانيا و ايتاليا و شكست سختي كه
توني بلر در انتخابات شوراها در انگليس متحمل شده , همگي سيلي هاي
سختي بودند كه بوش كوچك از رهگذر سياست يكجانبه گرائي دريافت كرده
است . نقش اين شكست ها را كه آشكارا شكست سياست خارجي آمريكا را
به نمايش ميگذارد نميتوان در ناكامي هاي ديگر آمريكا ناديده گرفت .
6 ـ و سرانجام رشد گرايشهاي ضد آمريكائي در خاورميانه و بطور كلي
در كشورهاي اسلامي و ميان ملت هاي مسلمان , عامل بسيار مهمي است كه
علاوه بر انزواي دولت بوش كوچك در داخل حكومت آمريكا , اعتبار آمريكا
را نزد ساير دولتها بشدت كاهش داده و قطعا در ناكامي آمريكا در داخل
مجموعه 1 +5 يا 3 +3 نيز تاثيرگذار است .
اقدامات جنگ طلبانه آمريكا در افغانستان و عراق كه تحت عنوان زيباي
« مبارزه با تروريسم » صورت گرفت , عملا تروريسم را گسترش داده و صلح
منطقه و جهان را به خطر انداخته است . به همين دليل , اكنون متهم اصلي
دامن زدن به تروريسم , خود رئيس جمهور آمريكاست و شكست ها و
ناكامي هاي آمريكا در پرونده اتمي ايران نيز يكي از آثار اين عملكرد ضد
انساني است .
طرف ديگر ماجراي ناكامي هاي آمريكا در پرونده اتمي ايران ,
توانائي هاي ايران , همبستگي موجود در ايران و تفاوت هاي ايران با
افغانستان و عراق است كه عوامل بسيار مهمي در شكست توطئه هاي آمريكا
عليه ايران در گذشته بوده و البته در آينده نيز خواهند بود , بشرط آنكه
مسئولين نظام جمهوري اسلامي در حفظ اين امتيازات ارزشمند كوشا
باشند.

|