روزنامه جمهوري اسلامي 03/03/1385 صفحه جبهه و جنگ

* حفظ خرمشهر به هر قيمت ممكن
* داستان كوتاه
چشمان گرد
حفظ خرمشهر به هر قيمت ممكن




گزارش عمليات بيت المقدس از زبان يكي از فرماندهان حزب بعث عراق
بخش دوم و پاياني
اشاره : بخش نخست گزارش عمليات بيت المقدس از زبان يكي از فرماندهان حزب بعث عراق كه توسط مركز مطالعات و تحقيقات جنگ سپاه تهيه و تنظيم شده بود را در صفحه قبلي جبهه و جنگ روز سه شنبه 85,3,2 خوانديد. آنچه در پي مي آيد بخش دوم و پاياني اين گزارش است كه از نظر شما مي گذرانيم .
خلاصه طرح پدافندي عراق از خرمشهر
الف ) مقاومت و پايداري در سنگر تا آخرين گلوله و نفردنبال شود;
ب ) به محض ايجاد رخنه در يكي از مواضع , تيپ 33 نيروي مخصوص موظف بود فورا با آن مقابله كند.
چنانچه رخنه گسترده بود وتيپ 33 نيروي مخصوص قادر به مقابله با آن نبود به ترتيب لشكر و سپاه نيروي احتياط خود را واردعمل مي كردند.
طرح تك و بازپس گيري خرمشهر توسط نيروهاي ايران در 61,3,1
خلاصه طرح تك نيروهاي اسلام به شرح زير است :
الف ) رخنه و پيشروي به وسيله دو ستون در جبهه نيروهاي عراقي در شمال نهر عرايض كه ستون نخست : ستوني به سمت شط العرب و ستون دوم : ستوني به سمت نيروهاي مستقر در نزديك جاده اهواز ـ خرمشهر براي محاصره آنها بود;
ب ) نگهداري منطقه متصرفي بعد از موفقيت رخنه با تكيه بر نهر عرايض به عنوان يك مانع اصلي وقوي تا از شكستن محاصره وسط نيروي مستقر در شهر جلوگيري به عمل آيد;
ج ) نيرويي به سمت راست نهر عرايض , براي تنگ كردن حلقه محاصره و وادار كردن آنان به تسليم شدن , پيشروي نمايد; و
د) نيرويي به غرب نهر عرايض براي پدافند به سمت شلمچه اعزام بشود تا از رسيدن نيروهاي كمكي سپاه براي محاصره شهر جلوگيري به عمل آيد.
تك نيروهاي ايران در روز 61,3,1
الف ) در ساعت 13,30 روز 61,3,1 , نيروهاي اسلام تك سريع و برق آساي خود را بر جبهه تيپ 22 و تيپ 422 انجام دادند و توانستند به آساني خط را شكسته و به سرعت به جاده خرمشهر ـ بصره برسند. هم چنين , پيشتازان اين نيروها به نزديك پل نو و قرارگاه تيپ 33 كه گردان 9 و گردان 10 را اعزام كرده بود , رسيدند و توانسسند كليه نيروهاي تاخيري و تعويقي را منهدم كنند به طوري كه قرارگاه تيپ 33 به عقب نشيني به سمت شط العرب وادار شد;
ب ) لشكر 11 فورا به تيپ ها براي اجراي طرح از پيش تعيين شده درباره دفاع از خرمشهر دستوراتي صادر كرد , ولي بدون نتيجه ماند و نيروهاي اسلامي توانستند بخش عظيمي از تيپ هاي 22 و 422 را منهدم و پيشروي خود را به سمت شط العرب ادامه دهند;
ج ) گزارش هاي واصله از تيپ ها دقيق و و اضح نبود . تيپ 3 به گردان 9 دستور داد كه گروههاي گشتي را به عقب برگرداند , اما اين گروه ها از نقطه رهايي واقع در منطقه گردان 1 تيپ 48 حدود ده تا دوازده كيلومتر دور گشتند كه اين امر به تيپ گزارش شد و تيپ فورا به گردان 10 كه در پادگان دژ به عنوان احتياط گردان 9 مستقر بود براي مقابله با رخنه ايجاد شده در جبهه دستور حركت داد گردان 10 به سمت قرارگاه تيپ حركت كرد , ولي به علت تاريكي و آشنا نبودن فرمانده جديد آن كه چند روز بيش از انتصاب وي به اين سمت نگذشته بود , نتوانست ماموريت خود را انجام دهد و در بامداد روز 61,3,2 در قسمت غرب ساختمان هاي مسكوني (پيش ساخته ) در محاصره كامل قرار گرفت و مجبور شد خود را به نيروهاي اسلام تسليم كند , اما گردان 9 توانست يك گروهان به علاوه يك دسته به پادگان دژ اعزام دارد تا منتظر بازگشت گروههاي گشتي شوند و خود را براي ماموريت آينده آماده كند;
د) پس از بازگشت گروههاي گشتي , گردان به سمت پادگان دژ حركت كرد و باتوجه به تماس بي سيمي خوبي كه با قرارگاه برقرار بود , وضعيت به تيپ گزارش داده شد. هم چنان وضعيت براي اغلب يگان ها به دليل آشنا نبودن با محورهاي پيشروي و اماكن متصرفي نيروهاي اسلام نامشخص بود و اين كه آيا تردد از جاده خرمشهر به سمت پل نو توسط نيروهاي خودي انجام مي گيرد . در ساعت 5,30 روز 61,3,2 , گردان 10 گزارش داد كه در منطقه نزديك مواضع توپخانه و ساختمان هاي مسكوني در ميان نخلستان هاي پراكنده محاصره شده و بعد از تسليم نيروها قادر به انجام كاري نمي باشد. با تسليم شدن گردان 10 , مشخص شد كه نيروهاي اسلام بر جاده خرمشهر تا قرارگاه تيپ 33 كنترل دارند و پل نو و قرارگاه تيپ 33 نيز به دست اين نيروها سقوط كرده و روشن شد كه نيروهاي اسلام به طور كامل بر نهر عرايض مسلط و حلقه محاصره را بر نيروهاي عراقي تثبيت كرده است . در اين حين تماس با قرارگاه تيپ قطع شد تا پايان نبرد اين وضع ادامه پيدا كرد و اين مسئله به دليل به اسارت درآمدن نيروهاي گردان 10 بود كه باعث تغيير فركانس ها شد و علي رغم آن , تماس هم چنان قطع بود.
ه ) ما از داخل پادگان دژ مشاهده كرديم كه يگان هاي عراقي به سمت خرمشهر در حركت بودند و دليل آن رانمي دانستيم . شخصا با قرارگاه تيپ 113 تماس گرفتم آنها اعلام كردند لشكر به يگان ها دستور عقب نشيني به داخل شهر داده است اين تصميم بسيار اشتباه بود; زيرا , يگان ها در داخل شهر متراكم و كنترل آنان دشوار مي شد و چنانچه نيروها به دليل وجود مهمات وتداركات در مواضع خود باقي مي ماندند , كنترل آنان نيز آسان مي شد. اين تصميم را مي توان يكي از اشتباهات اصلي فرماندهي عراق در نبردهاي خرمشهر به حساب آورد;
و) در ساعت 9 سرهنگ احمد زيدان فرمانده تيپ 113 و فرمانده نيروهاي مستقر در خرمشهر , بنا به دستور لشكر 11 دستور داد كه منطقه بندر براي انجام حمله و شكستن محاصره شناسايي شد. سرهنگ احمد زيدان كنترل خود را از دست داده و دستپاچه شده بود و حتي در حين شناسايي بندر به طور آشكار معلوم شد كه وي در حال شناسايي و جست وجوي محلي براي عبور از اروندرود است . در ساعت 15 سرهنگ احمد زيدان دستورات لشكر را به نيروهايي كه به طور انباشته و فشرده تجمع كرده بودند (به طور غير قابل و صفي كپه شده بودند) ابلاغ كرد. هم چنين , شنيديم كه ايشان در داخل يكي از ميادين مين خرمشهر رفته و سرهنگ ستاد خميس مخيلف , فرمانده تيپ 48 , به جاي وي منصوب شده است . نيمه شب 61,3,2 , تمام يگان ها داخل بندر بودند.
ز) در ساعت 8 روز 61,3,3 لشكر 7 پشتيباني در منطقه شلمچه پاتك كرد , ولي با شكست روبه رو شد. هم چنين , از نيروهاي عراقي محاصره شده در شهر خواسته شد براي شكستن محاصره , از بندر به سمت قصر شيخ خزعل اقدام به حمله كنند , ولي با پاتك نامنظم به دليل وجود نهر عرايض و اجراي آتش انبوه سلاح ها با شكست روبه رو شد , و نيروهاي عراقي متحمل تلفات زيادي شدند.
ح ) نيروهاي اسلام حلقه محاصره را در منطقه بندر تنگ تر كردند به طوري كه تا دروازه بندر رسيدند در اين حال , تمامي مهمات نيروهاي عراقي كه در موقع عقب نشيني از مواضعشان با خود حمل كرده بودند تمام شده و هزاران نفر خود را تسليم نيروهاي اسلام كردند.
ط ) فرماندهي عراق , سرتيپ ستاد سعيد محمد فتحي را از سمت فرماندهي لشكر 11 بركنار و هدايت عمليات به عهده سرلشكر ستاد قدوري الدوري , دبير فرماندهي كل نيروهاي مسلح , واگذار شد. وي از نيروهاي عراقي خواست مقاومت كند و قول داد كه نيروهاي المنصور با پشتيباني نيروهاي زرهي در حال پيشروي به سمت خرمشهر مي باشند , ولي اين اظهارات به طور كلي نادرست بود , و
ي ) وضعيت به همين صورت ادامه داشت و هزاران نفر از جمله فرماندهان تيپ ها و گردان ها در قرارگاه نيروهاي كماندويي موجود در بندر گرد آمدند كه ترس , اضطراب و دستپاچگي همه را در برگرفته بود و توپخانه نيروهاي اسلام به اجراي آتش خود ادامه مي داد كه باعث كشته و زخمي شدن ده ها نفر (به طوري كه از درد مي ناليدند) شد. در ساعت 18 روز 61,3,3 نيروهاي اسلام موفق شدند بندر را تصرف كنند و هزاران نفر از نيروها و فرماندهان عراقي كه در محاصره بودند را به اسارت در آوردند و به اين ترتيب تصرف بندر خرمشهر پايان يافت .
درس هاي آموزنده از نگاه اسيران عراقي
اشتباهات ايران
الف ) عدم بهره برداري از فرصت هاي به دست آمده در جريان نبردها . براي نمونه , بعد از انهدام تيپ 18 زرهي و تيپ 24 مكانيزه در روز 61,2,19 مي توانستند به سوي خرمشهر و شلمچه پيشروي كنند و اغلب يگان هاي سپاه سوم را محاصره كنند , ولي از اين فرصت استفاده مناسبي براي گرفتن اسير بيشتر نشد ,
ب ) عدم حفظ دور تك , نيروي مهاجم بعد از وارد آوردن خسارات فراوان به دشمن بايد از ضعف , دستپاچگي و اضطراب فرماندهان و نيروها استفاده مي كرد و تك خود را براي انهدام هر چه بيشتر يگان هاي دشمن به طور گسترده تري ادامه مي داد.
ج ) ترديد در اتخاذ تصميمات متهورانه و قاطع كه در اين نبرد به طور آشكار مشاهده شد چرا كه مي توانستند بعد از انهدام كامل نيروهاي عراق , تصميمات متهورانه همراه با اقدام نظامي اتخاذ كنند. هم چنين مي توانستند ماشين جنگي عراق را در شرايطي كه وضعيت نظامي از دست فرماندهي عراق خارج شده بود منهدم كنند , زيرا , قادر بودند از آن شرايط خوب و مناسبي كه به دست آوردن آن در آينده مشكل مي بود استفاده كنند.
د) فقدان نيروهاي تقويتي و احتياط تا در شرايط مناسب توسط فرماندهي نيروهاي اسلام وارد عمل شود.
ه ) عدم حفاظت اطلاعات درباره تمركز نيروها باعث لو رفتن طرح هاي زيادي از سوي نيروهاي اسلام شده بود , و
و) نيروهاي اسلام احتياج به كنترل زياد بر يگان ها , جبهه و تردد افراد و خودروها داشتند.
اشتباهات عراق
الف ) عراق مي توانست به نيروهاي اسلام فرصت پيشروي به سمت (عراق ) داخل را داده و سپس آنان را به وسيله لشكر 6 زرهي و لشكر 5 مكانيزه محاصره و دور زند , ولي دستپاچگي آشكار فرماندهي باعث شد از اتخاذ آسان ترين تصميمات باز ماند.
ب )فرماندهان جرات كافي براي اتخاذ تصميمات متهورانه نداشتند.
ج ) اغلب تصميمات و دستورات مركز بدون محاسبه و دور از واقعيت موجود در صحنه نبرد بود.
د) عراق مي توانست نيروهاي خرمشهر (نيروهاي عراقي ) را به مرزهاي بين المللي بكشد و آنان را از مشكلي كه قبل از نبرد اتفاق افتاد رها كند.
ه ) عراق مي توانست با لشكرهاي 6 ـ5 ـ9 به سمت نيروهاي عبور كننده اسلام پاتك كند و عمليات عبور را به شكست كشاند.
و) پايين بودن روحيه ها و عدم تمايل بيشتر افسران , درجه داران و سربازان به جنگ , به نيروهاي اسلام كمك شاياني كرد.
نقاط مثبت ايران
الف ) بالا بودن روحيه نيروهاي اسلام .
ب ) طرح تك نيروها بسيار خوب و منسجم بوده است .
ج ) بهترين (شگفت ترين ) اقدام ايران در عمليات بيت المقدس طرح تك به خرمشهر و در نظر داشتن نهر عرايض براي استفاده از آن در هنگام تك و محاصره نيروهاي عراقي در منطقه قبل از پل احداثي بر شط العرب بود كه به محروم ساختن نيروهاي عراقي در استفاده از پل منجر گرديد , با توجه به اين كه قبل از عمليات خرمشهر نيروهاي اسلام براي محاصره نيروهاي عراقي رخنه اي در نزديكي مرزهاي بين المللي انجام دادند , ولي موفق نشدند.
د) مقاومت و پايداري نيروهاي اسلام باعث شكست كليه اقدامات عراق شد.
تهيه و تدوين : مركز مطالعات و تحقيقات جنگ
بهترين (شگفت ترين ) اقدام ايران در عمليات بيت المقدس طرح تك به خرمشهر و در نظر داشتن نهر عرايض براي استفاده از آن در هنگام تك و محاصره نيروهاي عراقي در منطقه قبل از پل احداثي بر شط العرب بود كه به محروم ساختن نيروهاي عراقي در استفاده از پل منجر گرديد
نيروهاي اسلام حلقه محاصره را در منطقه بندر تنگتر كردند به طوري كه تا دروازه بندر رسيدند در اين حال , تمامي مهمات نيروهاي عراقي كه در موقع عقب نشيني از مواضعشان با خود حمل كرده بودند تمام شده و هزاران نفر خود را تسليم نيروهاي اسلام كردند

داستان كوتاه
چشمان گرد




براساس خاطره اي از سردار شهيد محمود كاوه ; فرمانده لشكر ويژه شهدا
روزي نبود كه صداي تيراندازي در شهر شنيده نشود. كومله ها خيلي جنايت مي كردند. بارها شده بود كه با ديدن جنازه ها و جنايات آنها حال بچه ها بهم خورده بود.
خبرها كه به محمود مي رسيد حسابي ناراحت مي شد و هر بار دستوراتي مي داد اما اين بار اعلاميه عجيبي صادر كرد :
« بسم الله الرحمن الرحيم »
.... از تاريخ .... چنانچه حتي يك تير كلاشينكف از خانه اي شليك شود با خمپاره شصت آن خانه منهدم خواهد شد.
فرمانده عمليات سپاه مهاباد
محمود كاوه
خيلي ها تعجب كرده بودند , مي گفتند با اين اقدام , مردم نسبت به سپاه بدين مي شوند و عليه ما موضع مي گيرند و...
اما محمود سر حرفش بود. آنهايي كه او را مي شناختند , مي دانستند كه هميشه حكمتي پشت حرفهايش خوابيده است .
اعلاميه در سطح شهر پخش شد. همان شب , چند تير رسام از يكي از خانه ها شليك شد. انگار مي خواستند به همه بفهمانند كه شما جرات اين كارها را نداريد , امالله
لحظه اي بعد با شليك گلوله آر پي چي و خمپاره شصت , آن خانه با خاك يكسان شد.
چشمان خيلي ها گرد شده و نفسهاي بسياري در سينه حبس شده بود اما نتيجه آن شد كه محمود مي خواست .
نيروهاي كومله و دموكرات از شهر فرار كردند و به كوه رفتند. شهر آرامشي دوباره يافت !
ثمهدي بابازاده