بسم الله الرحمن الرحيم
آمريكا سرانجام پاداش « تواب » شدن قذافي را داد و در اقدامي توام با
تبليغات و سروصدا , از تصميم براي عادي سازي روابط با ليبي خبر داد. كاخ
سفيد همچنين اعلام كرد ليبي را از فهرست « حاميان تروريسم » خارج
مي سازد . اين حركت آمريكا اگرچه از چندي قبل و به خصوص از 2,5 سال
پيش كه قذافي اعلام كرد در پاسخ به درخواست غربي ها , از برنامه
هسته اي اش صرف نظر مي كند , قابل پيش بيني بود ولي اين اقدام , در شرايط
كنوني منطقه مفهوم ويژه و تامل برانگيزي دارد.
مناسبات دوجانبه ميان حكومت ليبي و دولت آمريكا طي سالهاي اخير
دچار دگرگوني عمده اي شده است . در اين تحولات هر يك از طرفين اهداف
خاصي را مدنظر داشته اند كه نيازمند بررسي است .
درباره ليبي , از آنجا كه در طول سه دهه اخير , شخص معمر قذافي
حاكميت مطلق بر اين كشور را داشته طبعا سياستهاي طرابلس بازتاب و
تابعي از تفكرات و رفتارهاي وي بوده است . از اينرو در طول سه دهه گذشته ,
جهان شاهد نوسانهاي بسيار فاحش در مواضع دولت ليبي , از دشمني و
رويارويي تا دوستي و همسويي با غرب بوده است به طوري كه در جمع بندي
اين رفتارهاي متناقض , مي توان به نوعي عدم تعادل و توازن فكري و عقلي
در راس حاكميت طرابلس را مشاهده كرد.
به قدرت رسيدن قذافي سوسياليست و ناسيوناليست كه با كودتاي
نظامي بر عليه رژيم پوسيده سلطنتي ميسر شد , اين كشور را در مسير
رويارويي با غرب و به خصوص آمريكا انداخت . سياستها و رفتارهاي
جنجالي شخص قذافي , بدون تكيه بر مواضعي ريشه اي و اصولي , صرفا به
تشديد خصومت با آمريكا منجر شد بگونه اي كه پس از يك دهه از قدرت
گرفتن وي , مناسبات آمريكا و ليبي قطع شد. با بمباران شهر « بنغازي » , و
انهدام يكي از كاخهاي قذافي , رويارويي ليبي و آمريكا به اوج رسيد.
در پي آن , حادثه انهدام يك هواپيماي مسافري آمريكا برفراز لاكربي در
سال 1367 و متهم ساختن طرابلس به دخالت در اين ماجرا از سوي
آمريكا , دو طرف را همچنان در دايره رويارويي نگاه داشت . 7 سال پس از
اين ماجرا , قذافي , دو تبعه ليبيايي را كه از سوي غرب متهم به دخالت در
انفجار مذكور بودند تحويل سازمان ملل و يا به عبارت بهتر تحويل غربي ها
داد كه بايد از اين حادثه به عنوان آغاز تغيير خط مشي قذافي و افتادن در
مسير تسليم و سازش در برابر آمريكا ياد كرد.
قذافي به دنبال آن , حتي پرداخت غرامت به بازماندگان هواپيماي ساقط
شده را كه پيشتر منكر دخالت در آن بود , نيز پذيرفت البته با توجيه دفاع از
منافع ملي . سرانجام در آذر 1382 در ميان بهت جهانيان , با اعلام توقف
داوطلبانه فعاليت هاي هسته اي و توليد سلاح هاي كشتار جمعي , قذافي به
عمده « نگراني هاي » آمريكا و غرب پايان داد و تسليم پذيري خود را كامل
كرد. قذافي حتي در تلاش براي جلب نظر غرب , در مواضع خود نسبت به
رژيم صهيونيستي نيز تجديدنظر اساسي نشان داد و ديدار مقامات ليبي با
برخي مقام هاي اسرائيل و پيشنهاد تاسيس كشوري به نام « اسراطين » , در
فلسطين اشغالي از جمله آن بود. پس از اين اقدامات , با اينكه قذافي منتظر
دريافت پاداش هاي ارزشمندي بود ولي آمريكا با پيش كشيدن شرايط و
خواسته هاي بيشتر , همچنان به سياستهاي گذشته عليه ليبي ادامه داد. با در
نظر گرفتن چنين شرايطي مي توان , اعطاي امتيازات اخير به قذافي را به
منزله مرهمي بر زخم ها و سرخوردگي هاي اين شخصيت جاه طلب دانست .
واشنگتن , اهداف ديگري را پيگيري مي كند كه تامل در آن اهداف ,
مشخص مي سازد كه اقدامات اخير و دادن امتياز به قذافي هرگز از روي
لطف و قدرداني نيست . واقعيت است كه آمريكا با اقدام اخير , قصد دارد
ليبي را به عنوان الگو , براي كشورهاي منطقه و به خصوص كشورهايي كه
سياستهاي مستقل و ضدآمريكايي دارند , معرفي كند. آمريكا با اعطاي به
اصطلاح امتيازات به ليبي مي خواهد اينگونه وانمود كند كه هر كشوري در
منطقه اگر در مسير رژيم قذافي قرار گيرد در مدار بهره مندي از حمايت هاي
آمريكا قرار مي گيرد و كشورهايي كه تمكين نكنند بالطبع مورد غضب و خشم
قرار خواهند گرفت .
با اينحال بايد گفت كه سياستمداران و برنامه ريزاني كه در واشنگتن اين
سياستها و خط مشي را تدوين مي كنند بسيار ابله و كودن هستند و قدرت
درك اين واقعيت را ندارند كه زمان اينگونه فربيكاري هاي ساده لوحانه و
امتيازدهي ها و يا باج خواهي ها گذشته است و قطعا كشورها و ملت ها از آن
حد از آگاهي و درك برخوردار هستند كه هرگز حاضر نخواهند شد استقلال
سياسي و حقوق ملي خود را با چنين امتيازات سطحي و كم ارزشي معاوضه
نمايند. از اينرو بايد گفت طرح و ترفند كاخ سفيد در الگوسازي از ليبي در
منطقه نيز از هم اكنون سوخته و غيرقابل تاثير است .

|