
يكي از هنرهاي بزرگ حضرت امام خميني اين بود كه در ملت ايران
روح « اميد » دميد و به دنبال آن « خواستن » و « توانستن » و « باور » و
« عمل » را به زيباترين شكل و در همه ابعاد و جلوه هاي گوناگون متجلي
نمود و راهي را گشود كه پويندگانش با عزم و اراده هاي راسخ و نيرومند
براي نيل به رشد و بالندگي و عزت و مهابت و سرافرازي از هيچ تلاش و
كوششي دريغ نورزيدند.
حضرت امام خميني براي ايجاد « اميد » و پس از آن « حركت » در
ملت ايران و در مرحله بعد ملل و جوامع اسلامي , با هرگونه « نااميدي »
به مقابله و معارضه پرداخت و مركز اصلي اين نااميدي را كه قدرت هاي
استعماري هستند نشانه رفت و انگيزه ها و اهداف پنهان آنان را نمايان
ساخت و القاي روحيه « نتوانستن » را كه مروج اين تفكر باطل است كه
توان حركت و ابداع و اكتشاف و پيشرفت در ملت ايران نيست , به
صورت يك فريب و ترفند شيطاني براي بازداشتن ملل مسلمان از
حركت و بالندگي و رشد و در نتيجه همواره بازار مصرف غرب باقي
ماندن و مستعمره واقع شدن , آشكار نمود.
حضرت امام خميني در تعابير ژرف خويش قدرت هاي استعماري و
عوامل آنان را در داخل كشور ايران كه اين سرزمين را سر تا پا « غربي »
مي پسندند و از همين رو راه رشد و كمال آن را مسدود مي كنند و با
القائات خود از انعقاد نطفه هاي اميد و عزم و حركت جلوگيري مي كنند ,
شياطيني مي داند كه در خدمت ابليس هستند و ياس و نااميدي را كه از
جنود ابليس است به ملل مسلمان القا مي كنند :
« بايد بيدار بشويد , برويد دنبال اين كه آن صنايع پيشرفته را
خودتان درست بكنيد. وقتي اين فكر در يك ملتي پيدا شد و اين اراده در
يك ملتي پيدا شد , كوشش مي كند و دنبال كوشش اين مطلب حاصل
مي شود.
ياس از جنود ابليس است , يعني شيطان ها انسان را به ياس
وامي دارند , همين ابليس هايي كه مي بينيد در طول تاريخ ملت هاي
ضعيف را مايوس كرده اند , همين هايي كه به ملت هاي ضعيف تزريق
كردند كه ما « هيچ نمي دانيم » و « هيچ نمي توانيم » , همين هايي كه به
ملت هاي ضعيف به واسطه وابستگي شان به خارج گفتند كه ما بايد
« غربي » باشيم , ما ارتشمان هم بايد از غرب برايش يك كسي بيايد ,
كارخانه هايمان هم بايد از غرب بيايد راهش بيندازد » (1 )
حضرت امام خميني سپس « اميد » را « جنودالله » مي داند كه بايد در
مقابل « ياس » كه « جنود ابليس » است قرار گيرد و دل وجان ها را متحول
و دگرگون سازد و افكار را روشن كند و عزم ها را جزم نمايد و به حركت
وادارد :
« ما بايد اين جنود ابليس را كنار بزنيم و « اميد » كه از « جنودالله »
است در خودمان زنده بكنيم , به خودمان اميدوار باشيم , تكيه به اراده
خودمان بكنيم . » (2 )
حضرت امام خميني براي نماياندن روشن ترين و مشهودترين
نمونه و مصداقي كه « اميد » را جايگزين « نااميدي » كرد و جوشش و
حركت ايجاد نمود و « سپيدي » را در پايان شب « سياه » نمايان ساخت ,
انقلاب شكوهمند اسلامي و حركت بزرگ و عظيم ملت مسلمان را كه به
« پيروزي » ختم شد مثال مي زند و به اين وسيله , اميد و حركت براي
پيشرفت هاي علمي و رسيدن به قله هاي رفيع دانش و صنعت را توصيه
مي نمايد :
« ما بايد اين را بفهميم كه همه چيز هستيم و از هيچ كس كم نداريم .
ما كه خودمان را گم كرده بوديم , بايد اين خود گم كرده را پيدا كنيم و
اين فكر كه بر ما تحميل شده بود كه « اگر دست خارج كوتاه شود
مي ميريم » را با تمام قدرت از بين ببريم . و ديديد كه ملتي با دست خالي
در مقابل ابرقدرت ها و قدرت ها ايستاد و اين حركت موجي برداشت كه
به اميد خدا به اين زودي ها نمي ايستد . » (3 )
حضرت امام خميني با توجه به نقش بسيار مهم رسانه هاي گروهي
و از جمله مطبوعات و نويسندگان در ايجاد « اميد » در ملتي كه پس از
غلبه بر رژيم وابسته به قدرت هاي سيطره جوي جهاني قصد گشودن
راههاي علم و صنعت براي دست يابي به مراتب بالاي علوم و فنون و
اكتشافات را دارد , آنان را اينگونه مورد خطاب قرار مي دهد و از دميدن
روحيه نااميدي و ناتواني باز مي دارد و به القاي اميد و توانستن و
حركت و تلاش كردن ترغيب مي نمايد :
« نويسنده هاي ما , گويندگان ما همه شان دنبال اين باشند كه به اين
ملت اميد بدهند , مايوس نكنند ملت را , بگويند توانا هستيم , نگويند
ناتوان هستيم , بگويند خودمان مي توانيم , و واقع هم همين طور است ,
مي توانيم , اراده بايد بكنيم . » (4 )
هنر بزرگ امام خميني در دميدن روح « اميد » و « توانستن » و به
دنبال آن « حركت » و « تلاش » , در تمام مراحل حيات اين ملت عظيم و
بزرگ زيباترين آثار خود را متجلي نمود , و اين روزها شاهد برخي از
نمونه ها و مصاديق عيني آن مي باشيم . يكي از اين مصاديق , كشف
« سلول هاي بنيادي » و تلاش چشمگير دانشمندان ايراني براي
بهره وري هاي گسترده از اين دانش جديد است . نمونه موفق اين
بهره وري , عمل ترميم ضايعات كبدي مي باشد كه براي اولين بار با
برداشت سلول هاي بنيادي مغز استخوان يك بيمار و پرورش و تبديل آن
به سلول هاي كبدي و سپس استفاده از آن براي مرتفع نمودن ضايعات
كبدي صورت پذيرفت .
در مقياس بسيار عظيم تر و شگفت انگيزتر , پيشرفت دانشمندان
فكور ايراني در دانش انرژي هسته اي با توليد اولين چرخه سوخت و
غني سازي موفق اورانيوم مي باشد كه همه جهان را به اعجاب و تحسين
واداشت و زمينه هاي پيشرفت در مراحل بعدي و بهره وري از اين
موفقيت هاي بزرگ كه حاصل ترويج فرهنگ « خودباوري » توسط
حضرت امام خميني مي باشد , در ابعاد تقابل با ضعف , تزلزل , نااميدي ,
احساس حقارت و ناتواني , و دميدن روح اميد , عزم , عزت , توانايي و
حركت در ملت مسلمان ايران به تجلي درآمد.
به ياد آوريم تحرك جريان هاي فكري غرب گرا و احزاب و
جمعيت هاي سياسي وابسته را كه تا چند سال پيش و درست در زماني
كه در اثر تغيير و تحولات سياسي ناشي از انتخابات و آمد و شد دولتها ,
بر مراكز فرهنگي و حكومتي تسلط داشتند و بر اريكه هاي قدرت تكيه
زده بودند و با ژست هاي روشنفكرمآبانه ملت مسلمان ايران را به
« نتوانستن » متهم مي كردند و پيوسته با واژه چيني ها و عبارت
پردازيهاي مرموزانه « غرب » را « كعبه آمال » معرفي مي نمودند و گاهي به
تلميح و اشاره , و زماني به صراحت و نمايان و در اوج گستاخي , آن چه
خود داشتند ـ يعني كم داني و ركود و ارتجاع ـ به ملتي نسبت مي دادند
كه فرزندان انديشمند و پژوهنده و محقق و دانشمندشان با تلاش هاي
خالصانه و شبانه روزي درصدد دست يابي به دانش هسته اي بودند.
به ياد آوريم تلاش هاي زشت و ناجوانمردانه كساني را كه سعي
داشتند اطلاعات محرمانه درباره فعاليت هاي هسته اي ايران را به
قدرت هاي متعدي و متجاوز كه دشمنان استقلال ايران مي باشند منتقل
كنند و متاسفانه اينگونه نيز عمل كردند!
به ياد آوريم تحركات خيانت بار بي آبروهاي سياسي را كه از پشت
تريبون هاي عمومي و در حالي كه سخنانشان به نقاط مختلف جهان
مخابره مي شد , اعلام كردند كه بيست سال است ايران به دنيا دروغ
مي گويد! و از اين كه در اين سرزمين تاسيسات انرژي هسته اي اين
دانش را با دست هاي تواناي دانشمندان اين مرزوبوم به نتيجه و ثمر
مي نشاند , خشمناك مي شدند و يا چهره برافروخته اسلام و انقلاب و
نظام اسلامي را به زير سئوال مي بردند!
به ياد آوريم كه در روزنامه هاي زنجيره اي ـ كه هنوز آثار تفكرات
مسموم و استقلال ستيز و بيگانه گراي آن ها در گوشه و كنار مطبوعات
ايران نفوذ دارد و تبليغ مي شود ـ چسان از اين كه ايران اسلامي توسط
آمريكا تهديد به حمله نظامي مي شد به وجد مي آمدند و اين « بالا
آورده هاي غربي » را مزمزه مي كردند كه : « به قواعد دموكراسي عمل كنيد
تا مورد تهاجم نظامي واقع نشويد » !
به ياد آوريم تلاش هاي بيگانه گرا و اظهارات غرب پسندانه كساني
را كه در تب و تاب انتخابات رياست جمهوري براي جلب حمايت
دنياي متفرعن و متوحش غرب و جذب آراي غرب گرايان و بيگانه
پرستاني كه درگوشه و كنار سرزمين ايران با قلم و زبان زهرآگين خود به
جوانان و دانشجويان ناآگاه آدرس هاي اشتباه مي دهند , اعلام كردند كه
در صورت پيروزي در انتخابات , تاسيسات و مراكز انرژي هسته اي را
تعطيل خواهند كرد و از رشد اين دانش جلوگيري به عمل خواهند آورد!
ترديدي وجود ندارد كه حافظه ملت ايران بسيار قوي است و اين
تفكرات و رفتار وعملكردهاي استقلال ستيز را فراموش نخواهد كرد و
هرگز آنان را كه از بودجه و اموال و ذخائراين ملت استفاده كردند و پنجه
بر سيماي پاك « دين » زدند و « منافع ملي » را به معامله با دشمنان اين
سرزمين گذاشتند و به « خيانت » به ملت و « جاسوسي » براي بيگانه
افتخار كردند و دست قدرت هاي استعماري را براي هرگونه جنايت و
ظلم و فساد و تباهي باز گذاشتند , نخواهد بخشيد و به هيچ وجه اجازه
بازگشتشان به مراكز قدرت سياسي و فرهنگي را نخواهد داد.
اينك مائيم و ميراث عظيم انديشه هاي ژرف و پويا و تحول زا و
انسان ساز و حيات بخش حضرت امام خميني , هم او كه در پرتو
افاضات روح قدسي و مطهرش كه به مظهريت صفات و اسماي الهي
رسيده بود و در حضرت معشوق ازلي و ابدي « فاني » شده بود و با او
« باقي » و جز « خدا » نمي ديد و نمي انديشيد , و هم او كه با ايمان راسخ و
مستحكم و قدرت و صلابت ناشي از عشق و تقوا و توكل و تقرب الهي
دنياي كفر و شرك و نفاق را به هم ريخت و خواب خوش مستكبران و
طاغوتان و فرعون هاي زمان را آشفته ساخت و سرود « توحيد » را در
چهار گوشه جهان طنين انداخت و « دين » و « دين باوري » را احيا نمود.
در صيانت و پاسداري و بهره وري هاي گوناگون از اين ميراث بزرگ
و عظيم , هر غفلتي كه تاكنون كرده ايم و هر قصور و تسامحي كه
ورزيده ايم , با « بيداري » و « هشياري » و « آمادگي » و « حركت جديد »
براي استفاده هاي جامع و كامل جبران كنيم تا اين مشعل پر فروغ هدايت
و رشد و كمال همواره روشني بخش راههاي پرفراز و نشيب و
صعب العبور باشد.
پاورقي :
1 ـ صحيفه نور , ج 13 , ص 283
2 ـ همان منبع , ص 284
3 ـ همان منبع , ج 15 , ص 192
4 ـ همان منبع , ج 13 , ص 285
به ياد آوريم تحرك جريان هاي فكري غرب گرا و احزاب
و جمعيت هاي سياسي وابسته را كه با ژست هاي
روشنفكرمآبانه ملت مسلمان ايران را به « نتوانستن » متهم
مي كردند و پيوسته با واژه چيني ها و عبارت پردازي هاي
مرموزانه « غرب » را « كعبه آمال » معرفي مي نمودند و
گاهي به تلميح و اشاره , و زماني به صراحت و نمايان و در
اوج گستاخي , آن چه خود داشتند ـ يعني كم داني و ركود و
ارتجاع ـ به ملتي نسبت مي دادند كه فرزندان انديشمند و
پژوهنده و محقق و دانشمندشان با تلاش هاي خالصانه و
شبانه روزي درصدد دست يابي به دانش هسته اي بودند
پيشرفت دانشمندان فكور ايراني در دانش انرژي
هسته اي با توليد اولين چرخه سوخت و غني سازي اورانيوم
كه همه جهان را به اعجاب و تحسين واداشت , حاصل ترويج
فرهنگ « خودباوري » توسط حضرت امام خميني مي باشد
كه در ابعاد تقابل با ضعف , تزلزل , نااميدي , احساس
حقارت و ناتواني , و دميدن روح اميد , عزم , عزت , توانايي
و حركت در ملت مسلمان ايران به تجلي درآمد
حافظه ملت ايران بسيار قوي است و هرگز آنان را كه از
بودجه و اموال و ذخائر اين ملت استفاده كردند و پنجه بر
سيماي پاك « دين » زدند و « منافع ملي » را به معامله با
دشمنان اين سرزمين گذاشتند و به « خيانت » به ملت و
« جاسوسي » براي بيگانه افتخار كردند نخواهد بخشيد و به
هيچ وجه اجازه بازگشتشان به مراكز قدرت سياسي و
فرهنگي را نخواهد داد

|