روزنامه جمهوري اسلامي 31/02/1385 صفحه جبهه و جنگ

داستان كوتاه
پاسخ مقدس

* سيره « خط مقدمي ها »
داستان كوتاه
پاسخ مقدس


نزديكهاي ظهر بود كه يكدفعه سر و كله جيپ سرلشگر پيدا شد. اكثر بچه ها در آسايشگاه مشغول انجام كارهاي شخصي بودند كه با فريادهاي فرمانده گردان به خط شدند.
سرلشگر ناجي , حسابي ناراحت و عصباني بود و مدام اين طرف و آن طرف مي رفت . بچه ها حيران مانده بودند اما دل ابراهيم گواهي مي داد كه قضيه لو رفته است .
بالاخره همه چيز با فريادهاي سرلشكر روشن شد
آشپزاي گروهان بيان بيرون
لحظه اي بعد ابراهيم و حسن در كنار سرلشگر بودند.
ببينم ابراهيم همت كدومتونه
ابراهيم با آرامشي عجيب جواب داد : منم . لختي بعد صداي سيلي سرلشگر , تن خيلي از بچه ها را لرزاند , اما ابراهيم همانطور آرام ايستاده بود.
شنيدم به بچه ها سحري مي دي . غلطاي زياد مي كني . نشنوم ديگه اين اتفاقات بيافته .
بعد دستور داد تا آب بيارن و همه بچه هاي گروهان روزه هايشان را بشكنند. آخر به قول سرلشگر ناجي , روزه گرفتن به سربازها مربوط نبود!

آشپزخانه پادگان , 24 ساعتي بود كه مثل گذشته شور و نشاط نداشت . با بازگشت بچه ها از بازداشتگاه , همه بچه ها خوشحال شدند , اما ذهن ابراهيم به چيزي مشغول بود.
ابراهيم پيشنهاد داد كه آشپزخانه را حسابي تميز كنند و برق بياندازند. با موافقت بچه ها , هركسي مشغول كاري شد.
ساعتي بعد وسايل آشپزخانه تميز و مرتب چيده شده و موزاييك هاي كف آن هم با روغن برق افتاده بود. حالا ابراهيم و حسن به آرامي با هم صحبت مي كردند. انگار منتظر چيزي بودند.
بالاخره انتظارشان به پايان رسيد. سرلشگر ناجي براي بازديد به آشپزخانه آمد. اما اولين قدمي كه در آشپزخانه گذاشت ...
سرلشگر آن سوي آشپزخانه روي زمين ولو شده و پايش نيز شكسته بود. و اين بهترين خبر براي روزه داران پادگان بود كه تا پايان ماه رمضان به راحتي روزه دار باشند.
ث مهدي بابا زاده

سيره « خط مقدمي ها »




تقديم به نيك سيرتان خط مقدم نبرد الي بيت المقدس
آبان 58 وقتي لانه جاسوسي آمريكا تحت تصرف تعدادي دانشجوي پيرو خط امام قرار گرفت آغازي بود بر افشاي مجددي از ترفندهاي مرموزانه و حيله گرانه شيطان بزرگ . كاركنان آن مركز توطئه هم شدند گروگانهاي آمريكايي , تلاش پشت تلاش كه سندي افشا نشود و حتي الامكان زودتر گروگانها آزاد شوند تا جايي كه حاضر شدند حيثيت نظامي خود را هم به بازي بگيرند و خدا خواست در 5 ارديبهشت 59 حمله كاروان نظاميشان هم با شكست روبرو شد و مفتضحانه بازگشتند.
كمتر از شش ماه بعد استكبار و اعوانش هم « يك شهر » را از ما بگروگان گرفتند , مزدوران آنها با كلي فشار بين المللي 444 روز را پشت سرگذاشتند و صحيح و سالم به كشورشان رفتند . اما خونين شهر 35 روز مقاومت كرد تا مجبورش كردند شانه هايش زير بار پوتينهاي خشن وآلوده بعثيون قرار گيرد . 4 آبان 59 آغاز گروگان گيري شهري بود كه مدت اسارتش 575 روز بطول انجاميد , براي لانه اي ها حتي امكانات رفاهي دور از انتظارشان فراهم بود وبه برگزاري مراسم , تفريح و ورزش هم مي پرداختند به تدبير امام راحل (ره ) چندين نفرشان از سياه پوستان و زنان آزاد شدند ولي با خرمشهر عزيزمان چه ها كه نكردند . خرداد 61 ديگر اثري از 13 اسكله فعال وپرتحرك آن باقي نبود , ديگر از 700 هزار تن كالاي گمرك , از چند صد دستگاه اتومبيل خارجي نو كه به يغما رفته بيست T . N . T بودند خبري نداشتيم . به اعتراف خودشان با 300 تن وهفت هزار منزل و مدرسه و مغازه را تخريب كردند و اثاثيه آنها را به تاراج بردند . دو روز آغاز جنگ بيش از 500 نفر در اين شهر به شهادت رسيدند . عراقيها 800 تانك در مرز مستقر كرده بودند كه 200 تانك براي اشغال خرمشهر و آبادان در چهارم مهر 59 شروع به پيشروي نمودند مگر مي شد با سلاح هاي ژـ3 و ام ـ يك مقابل تانك مقاومت كرد در شهر يكصدو پنجاه هزار نفري بسختي مي شد خانه اي را يافت كه ديوارهايش خراب نشده يا آثار خمپاره وگلوله بر اتاقهايش نباشد و اين شواهد حاكي بود كه مدافعان ايراني چگونه خانه به خانه از اين شهر دفاع كرده اند. همان مدافعيني كه از شدت خستگي وبيداري هاي مفرط براي نگهباني نشسته در پست ها خوابشان مي برد و ايستاده و بيسيم بدست چرت مي زدند شرايطي بود كه خيلي وقتها آب هم گير نمي آمد و با تيمم نماز مي خواندند .با اين وضعيت خرمشهر ايستاد و مقاومت كرد. شهيد داد و تحمل كرد. مردانش كشته و اسير شدند. بدنهاي بسياري از مدافعينش قطعه قطعه گرديد , نوجوانهاي 14 ـ13 ساله اش پس از هفته ها خستگي , بيخوابي , مبارزه و مجروحيت به شهادت رسيدند , زنان ودختراني هتك حرمت شدند و خيل عظيمي آواره و مهاجر ... تا بالاخره در 59,8,4 تصرف شد .
حقيقتا مي توان مقايسه كرد چهار صد و چهل وچهار روز آرامش , سلامتي ومهمان نوازي براي عده اي جاسوس و دغلكار سياسي و پانصد و هفتاد و پنج روز تخريب و كشتار و غارت براي ساكنين ومحلات شهري خرم و بي تقصير! شايد هم بيشتر مربوط مي شد به آناني كه ميزبانشان بودند. مردم و نظام جمهوري اسلامي با ساكنين لانه جاسوسي بنحو احسن واقعا " همچون مهمان و همسايه برخورد كردند و نگذاشتند به اصطلاح خون از دماغ كسي جاري شود اما متجاوزين بعثي چنان بلايي سر مردم و ساختمانهاي خرمشهر آوردند كه ماهها زبانزد خبرگزاري ها و سوژه خبرنگاران بود. يكماه پس از عمليات پيروزمند فتح المبين , دهم ارديبهشت 61 سرآغاز مراحل چندگانه عمليات بيت المقدس بود كه با رمز يا علي ابن ابي طالب توانست 5400 كيلومتر از خاك عزيز كشورمان را آزاد سازد. در آن گرماي طاقت فرسا و آمادگي و حضور گسترده نيروهاي عراقي بعيد بنظر مي رسيد كه رزمندگان ايراني بتوانند به اهداف عمليات جامه عمل بپوشانند. ارزيابي نيروهاي عراقي اين بود كه تا 15 روز هم اگر سوخت , غذا , مهمات و پشتيباني براي عراقيهاي داخل شهر نمي رسيد امكان مقابله و استقامت داشتند. اما آنچه تعيين كننده بود همت , انگيزه و تلاش ايثارگراني بود كه براي اخراج نيروهاي متجاوز و ويرانگر , براي شاد كردن دل امام و خانواده هاي شهدا و اثبات پيروي از عبارت افتخار آميز « هيهات من الذله » تمام مصائب و محدوديتها را تحمل كردند و ظهر روز سوم خرداد تربت خونين شهري مظلوم و آسيب ديده پذيراي قدوم خسته , ولي اميدوار و مصمم رزمندگان اسلام گشت .
راديو لندن در تاريخ 61,3,5 اعلام كرد « برخي از كارشناسان مقاومت 35 روزه ايران را در خرمشهر با مقاومت روسها در جنگ دوم جهاني هنگام حمله آلمانها مقايسه كردند و از خرمشهر به عنوان « استالين گراد » در برابر عراق نام برد » در اواخر ارديبهشت 61 يك ديپلمات غربي در بغداد گفت : « خرمشهر يك جايزه بزرگ است اگر ايراني ها آن را پس بگيرند , عراقيها حرفي براي گفتن نخواهند داشت » (جمهوري اسلامي 61,2,31 بنقل از فرانس سوار) .
روزنامه واشنگتن پست بنقل از مقامات آمريكايي نوشت : « مقامات آمريكايي از اينكه ايران توانسته به فاصله كمي از حمله ماه مارس (فتح المبين ) چنين ضربه بزرگي به عراق وارد آورد اظهار تعجب نمودند و افزودند كه ايران تاكتيك حمله نظامي را بنحو احسن انجام داده است عملياتي كه عراق هنوز در آن موفق نبوده است . بر طبق محاسبات پنتاگون تا بحال ايران چهار حمله عظيم داشته است ليكن اين حمله اخير قاطعترين آنهاست » (61,2,17 ) . خبر گزاري فرانسه بنقل از كارشناسان نظامي خارجي مقيم تهران با اظهار شگفتي از نحوه هماهنگي عمليات بلحاظ زماني و مكاني بيان كرد : « نيروهاي مسلح ايران (ارتش , سپاه , بسيج ) ثابت كردند كه از يك انسجام بهت آور و غير مترقب برخوردارند. نيروهاي بسيج كه تجهيزات نظامي اندك ولي انگيزه هاي مذهبي عميقي دارند عامل تعيين كننده اي را در پيروزي هاي اخير ايرانيان تشكيل مي دهند « (61,3,5 ) . روزنامه الاهرام در اين زمينه نوشت : « هيچ كس انتظار نداشت خرمشهر با اين سرعت بدست ايرانيان بيفتد باز پس گيري خرمشهر تكان دهنده است زيرا عراقيها بيست ماه پيش پس از آنكه خرمشهر بدستشان افتاد , سه خط دفاعي قوي در داخل خاك ايران تشكيل داده بودند . » (61,3,2 ) .


نكته بسيار حائز اهميت پس از فتح خرمشهر اصرار مجامع بين المللي و حاميان قسم خورده صدام در تحميل پذيرش آتش بس از سوي جمهوري اسلامي بود. چنانچه هنري كيسينجر وزير خارجه اسبق و از طراحان و تئوريسين هاي سياست خارجي آمريكا گفت : « ... اين بنفع ماست كه هر چه زودتر آتش بس را برقرار كنيم و... » متاسفانه هنوز پس از بيست و چهار سال كه از آن همت عظيم و جهاد دلاورانه براي احقاق حق مسلم ما مي گذرد , ذهنهاي عليل با تحليل هاي مسموم عنوان مي دارند كه : « مگر چه مي شد آتش بس را مي پذيرفتيم و به تدريج هم بر سر ميز مذاكره , مسائل جنگ را حل و فصل مي كرديم » غافل از آنكه بلاي تهاجم صدام به كويت با شدت و كينه بيشتري پس از فتح خرمشهر بر سر ايران مي آمد. حضور نظاميان و مدعيان متجاوز بعثي در مناطق اشغالي و شهرهاي مرزي ما تثبيت مي شد , اسراي ايراني در عراق باقي مي ماندند تا در قبال واگذاري امتيازاتي پس گرفته شوند. اگر آتش بس را پذيرفته بوديم نه متجاوزي معرفي مي شد و نه آغازگر جنگي , نه غرامتي جهت تخريبها و صدمات پرداخته ميشد و نه بيانيه و قطعنامه اي در محكوميت تحميل جنگ . اگر چه از دست دادن دهها هزار شهيد و لطمات جسمي و روحي چند صد هزار جانباز و خانواده هاي ايثارگر به هيچ نرخ و قيمتي قابل جبران و بازگشت نمي باشد. اما جا دارد كه هم آن كوته نظران بيشتر بينديشند و هم خودمان هوشيار باشيم كه دشمنان اصلي ما اگر چه نهايتا با پذيرش قطعنامه 598 از سوي ايران نقشه هاي پليد و مكارانه شان بر آب شد و نتوانستند خاتمه جنگ تحميلي را آنطور كه خود مي خواستند رقم زنند , امروز نيز در خاكريزهاي متعدد و چه بسا پنهان تر , مترصد و منتظر اجراي عمليات و مقابله در ابعاد گوناگون نظامي , اقتصادي , علمي , سياسي و فرهنگي براي تضعيف و تخريب اهداف انقلاب اسلامي , رهبريت و امت وفادارش مي باشند.
پس هنوز هم تكليف برماست كه همچون آن ايام پرافتخار « خط مقدمي » باشيم . با محدوديتها سازگار و چشمانمان بيدار باشد كه دشمن در نزديكي و اطرافمان كمين كرده و آماده حمله است , در كنار يكديگر ايثار , محبت , گذشت و تلاش را در اوج رفتارهاي خود تجسم بخشيم . نهايت اينكه همچون , خط مقدمي هاي جبهه ها » يكدست قرآن و اعتقادات مان را و با دست ديگر سلاح و تجهيزاتمان , چشماني هوشيار و دلهايي پذيراي رهنمودهاي رهبر و مسئولين مخلص و خدمتگزار نظام داشته باشيم . خوشبختانه در چنين مرحله از انقلاب اسلامي و برهه هاي جنگ تحميلي بر همه ثابت شده كه تا دستهاي اتحاد , همدلي همديني و دشمن ستيزي ميان ملت ما به يكديگر پيوند خورده , استقلال , عزت , همگرايي و پيروزي هايمان دو چندان شده است .
سيد محمود خير الامور
ارديبهشت 1385
راديو لندن : برخي از كارشناسان مقاومت 35 روزه ايران رادر خرمشهر با مقاومت روس ها در جنگ دوم جهاني هنگام حمله آلمانها مقايسه كردند و از خرمشهر به عنوان « استالين گراد » در برابر عراق نام بردند
نكته بسيار حائز اهميت پس از فتح خرمشهر اصرار مجامع بين المللي وحاميان قسم خورده صدام در تحميل پذيرش آتش بس از سوي جمهوري اسلامي بود
اگر آتش بس را پذيرفته بوديم نه متجاوزي معرفي مي شد ونه آغازگر جنگي , نه غرامتي جهت تخريب ها و صدمات پرداخته مي شد ونه بيانيه و قطعنامه اي در محكوميت تحميل جنگ
روزنامه واشنگتن پست به نقل از مقامات آمريكايي نوشت : مقامات آمريكايي از اينكه ايران توانسته به فاصله كمي از حمله ماه مارس (فتح المبين ) چنين ضربه بزرگي (فتح خرمشهر) به عراق وارد آورد اظهار تعجب نمودند و افزودند كه ايران تاكتيك حمله نظامي را بنحو احسن انجام داده است