روزنامه جمهوري اسلامي 30/02/1385 صفحه سرمقاله
مسلسل نامه ها


بسم الله الرحمن الرحيم
براساس اظهارات آقاي احمدي نژاد , در آخرين مصاحبه اي كه با رسانه هاي داخلي و خارجي داشت , نوشتن و ارسال نامه , به رئيس جمهور آمريكا محدود نمي شود بلكه براي ساير روساي كشورها و سران و رهبران جهاني نيز نامه هائي ارسال خواهد شد. گمانه زني هاي روزهاي اخير كه گوياي درحال آماده شدن دومين نامه رئيس جمهور است (به پاپ بنديكت شانزدهم رهبر كاتوليك هاي جهان يا هر كس ديگر) , نيز مويد استمرار اين اقدام مي باشد و گويا قرار است مسلسل نامه ها شكل بگيرد.
با توجه به همين استمرار , لازم ميدانيم چند نكته را درباره موضوع نامه ها مورد تاكيد قرار دهيم .
1 ـ موافقان , از نامه آقاي احمدي نژاد به بوش , استقبال كردند و البته طبيعي هم بود كه چنين كنند. آنها به ايشان بسيار خوشبين هستند و بر همين اساس همه كارهايش را مثبت مي بينند و حتي در مواردي كه شبهه اي وجود داشته باشد نيز از قاعده « حمل به صحت » استفاده مي كنند و خود را بسيار زود از آن شبهه راحت مي نمايند. اين , چيزي است كه درباره روساي جمهور سابق نيز وجود داشت و اصولا امري طبيعي و مورد انتظار است .
برهمين اساس , اظهارنظرهاي حاميانه زيادي به جامعه راه يافت كه بعضي از آنها از اينقرارند.
نامه آقاي احمدي نژاد به بوش , الهام خداوند بود.
اين نامه عجيب و غريب را راديو تلويزيون بايد مكرر بخواند.
اين نامه بايد در كتابهاي درسي دانش آموزان وارد شود.
اين نامه بسيار شجاعانه بود.
كسي جرات ندارد چنين مطالبي را مطرح كند.
اين نامه شبيه نامه امام به گورباچف بود.
اقدام آقاي احمدي نژاد , شبيه اقدامات پيامبر اكرم بود.
نامه رئيس جمهور به بوش , مايه افتخار اسلام و ايران شد.
اين نامه چون محترمانه بود , ادب اسلامي را به نمايش گذاشته است .
نامه آقاي احمدي نژاد , راه را براي برطرف شدن سوتفاهم ها ميان ايران و آمريكا هموار كرده است .
اين نامه , همه معادلات سياسي جهان را به هم زد.
آمريكا و اروپا با اين نامه در موضوع پرونده هسته اي ايران سردرگم شده اند.
2 ـ مخالفان , نويسنده نامه را به باد انتقاد گرفتند و گفتند و نوشتند :
نوشتن نامه به سران جهان , كار رهبري است نه رئيس جمهور.
رئيس جمهور , رئيس اجرائي كشور است و نبايد بجاي كارهاي اجرائي وارد چنين مقولاتي شود.
آقاي احمدي نژاد , مهندس ترافيك است , نبايد در اين كارها دخالت كند.
نامه رئيس جمهور مطلب تازه اي نداشت , اينها همان مطالبي است كه صدها بار در مقالات روزنامه ها چاپ شده و حالا يكجا با امضاي آقاي احمدي نژاد براي بوش فرستاده شده است .
محتواي اين نامه , قبلا بارها توسط امام , رهبري , روساي جمهور سابق , وزراي خارجه و بسياري از مسئولان گفته شده و چيز جديدي نيست .
آقاي احمدي نژاد , به وعده هائي كه داده است عمل كند و كاري به كار ديگران نداشته باشد.
اين نامه , با هدف باز كردن راه براي مذاكره مستقيم ميان ايران و آمريكا نوشته شده است .
اصولگرايان ميخواهند مشكل قطع رابطه ايران و آمريكا را حل كنند و نوشتن اين نامه هرچند ظاهري پرخاشگرانه دارد , ولي در باطن به دنبال ايجاد رابطه با آمريكاست .
اقدام آقاي احمدي نژاد , بلند پروازانه است و نشان ميدهد او به آنچه دارد قانع نيست و درصدد رسيدن به پله هاي بالاتر است .
اين , يك اقدام تبليغاتي براي دور بعدي انتخابات رياست جمهوري است .
رئيس جمهور بايد براي نوشتن نامه به سران جهان با روساي قوا مشورت كند.
گفتن اين مطالب به بوش , اثري ندارد و باعث تمسخر مي شود.
آقاي احمدي نژاد با نوشتن اين نامه خواسته پا جاي پاي امام بگذارد.
3 ـ در خارج از كشور نيز تا زماني كه محتواي نامه منتشر نشده بود , ارسال اين نامه , خبر اول همه خبرگزاري ها بود ولي هنگامي كه متن كامل آن در روزنامه ها منتشر شد و روي پايگاه هاي اينترنتي رفت , با اظهارنظرهاي متفاوتي مواجه گرديد. عده اي آنرا يك تلاش براي برقراري رابطه با آمريكا دانستند , عده اي ديگر آنرا اقدامي پرخاشجويانه تلقي كردند كه رابطه را تيره تر خواهد ساخت و چهره ايران را خشن تر جلوه خواهد داد , و البته در ميان مردم بويژه در جهان اسلام تاثير مثبتي برجاي گذاشت .
هرچند رئيس جمهور آمريكا و دستياران وي به اين نامه بي اعتنائي كردند و رسما اعلام نمودند نكته خاصي در آن نديده اند تا در صدد دادن جواب برآيند , ولي براي جمع بندي آثار اين نامه , چه در آمريكا و چه در ساير نقاط جهان , به زمان بيشتري نياز است .
4 ـ فارغ از آنچه موافقان و مخالفان گفتند و نوشتند و با قطع نظر از بازتاب هاي خارجي اين نامه , نكته بسيار مهمي در نوع برخورد رسانه اي با نامه رئيس جمهور وجود دارد كه بايد به آن توجه جدي شود.
برخلاف آنچه مخالفان گفتند و نوشتند , نوشتن و ارسال نامه به سران جهان توسط رئيس جمهور , با هيچيك از اصول قانون اساسي و مواد ساير قوانين منافات ندارد. درست است كه چنين اقدامي از وظايف پيش بيني شده رئيس جمهور نيست , ولي از آنجا كه منعي هم وجود ندارد , اصل مخالفت با ارسال نامه , چندان موجه به نظر نمي رسد.
در مورد محتواي نامه , لحن آن , زمان ارسال و اينكه بهتر است با مشورت باشد , بويژه اين نكته كه براي انجام چنين اقدامي بايد ابتدا نظر رهبري گرفته شود و درصورت موافقت رهبري , هماهنگي هاي لازم در همه زمينه هاي ذكر شده انجام گردد , نقطه نظرهاي خوبي توسط صاحبنظران بي غرض و دلسوز ابراز مي شود كه بهره گرفتن از آنها قطعا مفيد است .
برخورد رسانه اي با چنين نامه هائي را بطور طبيعي بايد در يك تقسيم بندي كلي ملاحظه كرد. رسانه ها از يك نظر به دو دسته مكتوب و غيرمكتوب تقسيم ميشوند. رسانه هاي مكتوب در شرايط فعلي كشور چهار دسته هستند. طرفدار دولت , مخالفت دولت , بي طرف و بي تفاوت .
از طرفداران , انتظار تاييد مطلق ميرود كما اينكه چنين كردند. مخالفان بدون آنكه انتظاري وجود داشته باشد مخالفت مطلق كردند. بي طرف ها علاوه بر آنكه متن كامل نامه را چاپ كردند , نقظه نظرهاي مخالفان و موافقان را نيز منعكس نمودند. بي تفاوت ها هم كه اصولا كاري به اين كارها ندارند!
هرچند رسانه هاي مكتوب هم , در مسائلي كه ملي محسوب ميشوند و با منافع و مصالح كلي جامعه سروكار دارند , بايد در نهايت بيطرفي , منصفانه عمل كنند و حب و بغض ها را كنار بگذارند و موافقان از مصاديق « حب الشيئي يعمي و يصم » و مخالفان از مصاديق « بغض الشيئي يعمي و يصم » نباشند , اما از آنجا كه اكثر رسانه هاي مكتوب جامعه ما ارگان بخش خصوصي هستند , اگر برطبق اين انتظار كاملا درست عمل نكنند , چندان حرجي بر آنها نيست . باقي ميماند رسانه ملي , يعني صدا و سيما.
نكته مهم مربوط به برخورد رسانه ها با نامه رئيس جمهور , به عملكرد صدا و سيما مربوط ميشود. به عنوان مقدمه , لازم است اين نكته را گوشزد نمائيم كه بهيچوجه از صدا و سيما نبايد انتظار داشته باشيم در جهت مخالفت با دولت و ترويج ديدگاه هاي ضددولتي يا ضد اشخاص و افرادي كه عضو دولت هستند , از رئيس جمهور گرفته تا وزرا و ساير مسئولين دولتي , حركت كند. با تاكيد بر اين اصل كه بايد دقيق و بي گذشت رعايت شود , انتظار از صدا و سيما اينست كه بلندگوي دولت هم نباشد بلكه بلندگوي نظام و ملت باشد.
قطعا ميان نظام و دولت تضاد و تبايني وجود ندارد و دولت در خدمت نظام است , اما از آنجا كه دولت ها ميآيند و ميروند و نظام ميماند , لازم است عملكرد دولت ها هميشه نقد شود. قطعا همه اصول نقد واقعي بايد در شيوه عمل صدا و سيما رعايت شود و نقد دولت بايد مصداق واقعي نقد منصفانه باشد.
در مورد همين نامه , صدا و سيما بجاي آنكه به جاده اي يكطرفه تبديل شود و فقط تاييدها و تعريف ها را پخش كند , اگر نقطه نظرات مخالفان را هم ميگرفت و پخش ميكرد , چنين اقدامي , نقد نامه رئيس جمهور بود و فوايد بسياري براي جامعه داشت . يكي از اين فوايد اين بود كه صدا و سيما به نقش فرهنگ ساز خود در اين زمينه كه مردم با چنين پديده هائي چگونه بايد برخورد كنند عمل كرده بود , كاري كه اكنون زمين مانده است .
ترديدي نداشته باشيد كه اگر در كنار آن موافق مطلق , يك مخالفت محترم و مودب را در ميزگرد تلويزيوني بنشانيد و هر دو آنچه را كه در مورد نامه رئيس جمهور به نظرشان ميرسد بيان كنند , مردم با شنيدن مطالب طرفين , بهترين قضاوت ها را خواهند كرد. اينست رسالت فرهنگ سازي صدا و سيما , رسالتي كه اگر زمين بماند , حرفهاي مخالفان از اس .ام .اس ها , تاكسي ها , اتوبوس ها , متروها , نانوائي ها , اطاق هاي ادارات و محافل خانوادگي سردر ميآورد. شما خود را با يك روزنامه مقايسه نكنيد , زيرا اولا برد شما باحتي همه روزنامه ها قابل مقايسه نيست و درست به همين دليل ميدان نگاه شما به مسائل هم نبايد با آنها قايل مقايسه باشد و ثانيا شما رسانه ملي هستيد و بايد فراتر از اشخاص و حتي دولت ها بيانديشيد و افق هاي بالاتر را ببينيد و ثالثا صدا و سيما متعلق به همه مردم است و همه حق دارند نقطه نظرهاي خود را البته با رعايت موازين از اين رسانه بيان كنند. فقط نظر موافق را در هر موضوعي جمع كردن و به نام مردم پخش كردن , هنر نيست , هنر و رسالت صدا و سيما اينست كه با رعايت چارچوب هاي قانوني و موازين , نظرهاي موافق و مخالف را مطرح كند و بقيه را به عهده مردم بگذارد.
اعتبار صدا و سيما فقط با چنين شيوه ايست كه حفظ خواهد شد و در آنصورت سخن بدخواهان , نفوذي نخواهد داشت . نيازي نيست به گذشته برگرديم , اگر مسئولان صدا و سيما به برخوردي كه با موضوع ورزشگاه ها و پخش خبر مربوط به دستورالعمل ورود بانوان به ورزشگاه ها از همه شبكه ها در طول 24 ساعت و بسيار كمرنگ مطرح كردن بيانيه هاي مراجع عظام تقليد در همين موضوع داشتند توجه كنند , به اين نتيجه خواهند رسيد كه چنين عملكردي با رسالت رسانه ملي تناسبي ندارد.
مطرح كردن اين نكته را بدان جهت لازم دانستيم كه نامه رئيس جمهور محدود به بوش نمي شود و قرار است با ديگر سران و رهبران سياسي و مذهبي نيز چنين مكاتباتي صورت بگيرد. صدا و سيما اگر با اين نامه ها برخورد يكطرفه نداشته باشد و به آنچه در اين مقاله اشاره شد توجه نمايد , قطعا به نفع جامعه , صدا و سيما و حتي خود رئيس جمهور خواهد بود. ما خواهان حفظ اعتبار صدا و سيما هستيم چون صدا و سيما را متعلق به همه ملت ميدانيم همانگونه كه خواهان قوت و قدرت و اعتبار و توفيق دولت و رئيس جمهور هستيم چون آنها را نيز متعلق به همه ملت ميدانيم . مسلسل نامه هاي رئيس جمهور اگر با شيوه صحيح برخورد صدا و سيما مواجه شود , علاوه بر آنكه به مفهوم سلسله نامه هاست قطعا در هدف گيريهايش كاربرد مسلسل را نيز خواهد داشت . اميد كه چنين باشد.