
متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري
جمله اي نغز از مولاي متقيان در زمينه شرط موفقيت مصلح ديني در
نهج البلاغه ضمن كلمات قصار مسطور است :
انما يقيم امرالله سبحانه من لايصانع ولايضارع ولايتبع المطامع (1 )
در اين جمله ها سخن از « برپا داشتن فرمان خدا » است , سخن از چيزي
است كه از صد سال پيش در زبان مصلحين اسلامي از آن به « احيا انديشه
اسلامي » تعبير مي شود , سخن از اينست كه مواقعي مي رسد كه فرمانهاي
خدا در يك جامعه زمين مي خورد و نياز به اينست كه از نو بنياد شود. سخن
در اينست كه چه كسي قادر است اين كار پيامبرانه را انجام دهد آيا هر فردي
در هر شرائط روحي و اخلاقي و با هر نوع شخصيت معنوي موفق به برداشتن
چنين گامي پيامبرانه مي شود
علي عليه السلام با قيد كلمه « انما » كه مفيد حصر است مي فرمايد كسي
چنين توفيقي حاصل مي كند كه سه صفت بزرگ در او راه نيافته باشد :
مصانعه , مضارعه , طمع بندگي .
براي مصانعه هنوز نتوانسته ام يك معادل فارسي دقيق پيدا كنم . شايد
بشود گفت سازشكاري , يا ملاحظه كاري , يا معامله گري , اما نه , همه اينها
مصانعه هستند , ولي مصانعه بيش از اينها است . آنگاه كه به علي پيشنهاد
كوتاه آمدن در عزل معاويه مي شد , اين كار در تعبيرات علي و يارانش نوعي
« مصانعه » تعبير مي شد , علي حتي از اينكه بخاطر « مصلحت » , از آن نوع
مصلحتهائي كه سياستمداران خود را با آنها تطبيق مي دهند , يك ساعت
اجازه دهد معاويه سركار خود بماند امتناع كرد و آنرا « مصانعه » مي دانست .
اصحاب و دوستان احيانا مي آمدند و در حضورش او را ستايش
مي كردند , او را محتشم مي شمردند , با القاب و عناوين ياد مي كردند , از
اينكه اگر نقصي در كارها بنظرشان برسد و ابراز كنند خودداري مي كردند و
علي به شدت آنها را از اين روش نهي مي كرد و اين عمل آنها را نوعي
« مصانعه » مي خواند و مي گفت : لاحتخالطوني بالمصانعه ولاتكلموني بما
تكلم به الجبابره (2 ) با من با سبك مصانعه معاشرت نكنيد , با من به طرزي
كه با جباران وستمگران سخن گفته مي شود , يعني چاپلوسانه و تملق آميز و
مداحانه و در لفافه القاب مطنطن و عناوين مجلل سخن مگوئيد. صريح
مي گفت من دوست دارم مردم آنگاه كه با من روبرو شوند به جاي تعارفات و
مداحيها , نقصها و عيبهائي كه به نظرشان مي رسد با كمال صراحت رو
درروي من بگويند.
رودربايستي در اجرا امر خدا داشتن مصانعه است , ملاحظه دوست و
رفيق و فرزند و خويشاوند و مريد را در كارها دخالت دادن مصانعه است .
قرآن كريم لغت « ادهان » را به كار برده است , كه معمولا در عرف امروز
« مداهنه » به كار برده مي شود.
ادهان يعني روغن مالي , در اصطلاح فارسي زبانان « شيره مالي » يا
« ماست مالي » گفته مي شود. اين تعبير معمولا در موردي به كار برده مي شود
كه يك امري به جاي اينكه بطور جدي اجرا شود , به صورتسازي بدون حفظ
محتوا قناعت مي شود. قرآن مي فرمايد كه كفار دوست دارند كه تو اهل
مداهنه مي بودي تا مداهنه مي كردند , مثلا صورت توحيد , صورت برادري و
برابري , صورت ممنوعيت ربا محفوظ مي بود , اما حقيقت و محتوا نه .
خلاصه اينكه دوست داشتند تو اهل مصانعه بودي , و نيستي , پس سمبل
كردن , به صورتسازي قناعت كردن مصانعه است .
گفتيم رفيق بازي , ملاحظه دوستان , فرزندان , خويشاوندان و مريدان را
در اجرا امر خدا دخالت دادن مصانعه است . داستاني از علي عليه السلام در
تاريخ مسطور است كه ازاين جهت آموزنده است :
آنگاه كه علي عليه السلام به فرماندهي يك سپاه با سربازانش از يمن
برمي گشت و حله هاي يمني همراه داشت كه متعلق به بيت المال بود , نه
خودش يكي از آن حله ها را پوشيد و نه به يكي از سپاهيان اجازه داد در آنها
تصرف كند , يكي دو منزل نزديك مكه (آنوقت رسول خدا براي حج به مكه
آمده بود) خود براي گزارش زودتر به حضور رسيد و سپس برگشت كه با
سربازانش با هم وارد مكه شوند , وقتي كه به محل سربازان رسيد , ديد آنها
آن حله ها را آورده و پوشيده اند , علي بدون هيچ ملاحظه و رودربايستي و
مصلحت انديشي سياسي , همه را از تن آنها كند و به جاي اول گذاشت .
سربازان ناراحت شدند وقتي كه به حضور رسول خدا رسيدند , از جمله
چيزهائي كه رسول خدا از آنها پرسيد اين بود كه از رفتار فرمانده تان راضي
هستيد گفتند بلي , امالله وقصه حله ها را به عرض رساندند. اينجا بود كه
رسول خدا جمله تاريخي را درباره علي فرمود : « انه لاخيشن في ذات الله » او
خشن ترك فردي است در ذات خدا يعني علي آنجا كه پاي امرالهي برسد , از
هرگونه مصانعه و ملاحظه كاري بدور است . مصانعه و مصانعه دوستي نوعي
ضعف و زبوني است و نقطه مقابل خشونت اصولي است كه نوعي شجاعت
و قوت است .
اما مضارعه : مضارعه يعني مشابهت . آنكس كه مي خواهد جامعه اي را
اصلاح كند و تغيير دهد , خودش نبايد همرنگ همان مردم باشد , و همان
نقاط ضعف كه در مردم هست , در خودش وجود داشته باشد. كسي موفق به
اصلاح نقاط ضعف مي شود كه خود از آنها مبرا باشد.
وغير تقي يامرالناس بالتقي
طبيب يداوي الناس وهو عليل
اگر در بيماريهاي جسمي احيانا يك بيمار بتواند بيمار ديگري را معالجه
كند در مداواهاي روحي و اجتماعي ميسر نيست . خودسازي بر جامعه سازي
مقدم است . علي عليه السلام فرمود : « به خدا سوگند من شما را به هيچ كاري
فرمان ندادم مگر آنكه پيش از آنكه فرمان دهم خودم به كار بستم , و از هيچ
چيز شما را منع نكردم , مگر آنكه پيش از آنكه شما را منع كنم , خودم از آن
دوري كردم » و همچنين آنحضرت فرمود : « آنكس كه خود را در مقام امام و
رهبر مردم قرار مي دهد , نخست خود را تعليم دهد , سپس مردم را. معلم و
مودب خويشتن , بيش از معلم و مودب ديگران , شايسته اكرام و احترام
است .
اما طمع بندگي : علي فرمود « الطمع رق موبد(3 ) طمع بردگي جاويد
است , در هر بردگي اميد رهائي از طرف مالك هست مگر بردگي از نوع طمع ,
كه اميدي از جانب مالك به رهائي نيست . در اينجا اختيار رها شدن به دست
برده است نه مالك . آنكس كه مي خواهد امر خدا را بپا دارد , بايد از اين
اسارت رها باشد. حريت و آزادي معنوي شرط توفيق مصلح ديني است .
همچنانكه يك زبون ملاحظه كار توفيق اصلاح خدائي نمي يابد , و همچنانكه
يك گرفتار بيمار موفق به مداواي جامعه خود نمي گردد يك اسير و بنده
مطامع نفساني نيز موفق نخواهد شد ديگران را ازاسارتهاي اجتماعي يا
معنوي بازدارد.
(نهضت هاي اسلامي در صدساله اخير , متفكر شهيد استادمرتضي مطهري )
پاورقي ها :
1 ـ نهج البلاغه , كلمات قصار , حكمت 107
2 ـ نهج البلاغه , خطبه 207,11
3 ـ نهج البلاغه , كلمات قصار , حكمت 171
« مصانعه » كه حضرت علي (ع ) به شدت از آن متنفر بود و
پرهيز مي نمود يعني رفيق بازي , ملاحظه دوستان , فرزندان ,
خويشاوندان , مريدان , و آنان را در اجراي امر خدا دخالت
دادن
آنكس كه مي خواهد جامعه اي را اصلاح كند و تغيير دهد ,
خودش نبايد همرنگ همان مردم باشد , و همان نقاط ضعف كه
در مردم هست , در خودش وجود داشته باشد. كسي موفق به
اصلاح نقاط ضعف مي شود كه خود از آنها مبرا باشد
كسي كه مي خواهد امر خدا را به پا دارد , بايد از اسارت ها
رها باشد. حريت و آزادي معنوي شرط توفيق مصلح ديني
است . يك اسير و بنده مطامع نفساني موفق نخواهد شد
ديگران را از اسارت هاي اجتماعي يا معنوي باز دارد

|
راه شناخت
|

پرندگان گوناگون
امام علي « ع » ـ درباره اشكال گوناگون پرندگان چنين مي فرمايد : خداوند
چندان گواهيهاي آشكار برصنعت لطيف و قدرت عظيم خوبش فراهم آورد
كه خردها به وجود او معترف گشت , و در برابر او سر تسليم فرود آورد , و
بانگ دلايل بر يگانگي او در گوشهاي ما طنين انداز شد. از اين جمله است
پرندگان گوناگوني كه آنها را آفريد , و در فرورفتگيهاي زمين و شكافهاي
كوهها و دره ها جايگزين ساخت , پرندگاني كه بالهاي گونه گون و صورتهاي
متفاوت دارند و همه در فرمان اويند , و بالهاي خود را در گذرگاههاي فضاي
گسترده به حركت در مي آورند و در آسمان پرواز مي كنند. خداوند آنها را از
نبود بود كرد , و به آنها اينهمه شكلهاي شگفت انگيز بخشيد ... (الحياه , ج 1 )
شگفتي هاي آفرينش خفاش (شب پره )
امام علي (ع ) درباره شكفت انگيزي آفرينش خفاش يا شبپره چنين
مي فرمايد : از لطايف صنع و شگفتي هاي حكمت او اسراري است كه در
خلقت خفاش ها نمودار ساخته است ! روشني و نور كه سبب گسترش و
انبساط هر چيز است , مايه گرفتگي و انقباض اين حيوان مي شود , و تاريكي
مايه قبض و گرفتگي , سبب انبساط آن . بنگريد كه چگونه چشمهاي اين
جانور براي گرفتن نور از خورشيد فروزان و راه بردن به جايي كه بايد برود
ناتوان است ! و چگونه پرتو خورشيد اين جانور را از آن باز مي دارد تا در
شكوه تابش آفتاب جولان كند و به پرواز درآيد. به محض آنكه نور خورشيد
از افق سر برآرد , شبپره در پناهگاه خود باقي مي ماند و سراسر روز از بيرون
رفتن در روشني خودداري مي كند , و پلكها را برهم مي نهد , ليكن شب را
براي خود همچون چراغي قرار مي دهد و راه خود را براي يافتن روزي در
پرتو تاريكي مي يابد , و چشم نور گريزش از آنهمه تاريكي شب جز آسايش و
بينايي چيزي احساس نمي كند , و از اينكه در بحبوحه تاريكي شب به راه
خود برود هيچ غمي ندارد. و چون خورشيد پرده از رخ برگيرد , و روز آشكار
شود , و پرتوهاي آفتاب به درون لانه او درآيد , چشم فرو مي بندد و از روزي
در تمام روز ـ به آنچه شب هنگام بهره او شده است قناعت مي ورزد. منزه
است خدايي كه شب را براي اين حيوان چنان روز , هنگام فراهمسازي معاش
قرار داد , و روز را مخصوص آرام و قرار او ساخت . همچنين براي اين جانور
بالهايي از گوشت فراهم آورد تا هنگام نيازمندي به پرواز با آنها بالا رود;
بالهايي كه همچون لاله هاي گوش است و پرو شاهپري در آن ديده نمي شود ,
جز اينكه جاهاي رگها در آن مشهود است ; اين بالها نه چندان نازك است كه
شكافته شود , و نه چندان ستبر كه بر جانور سنگيني كند. در آن هنگام كه به
پرواز در مي آيد بچه اش نيز به او چسبيده است , كه چون بالا رود با آن بالا
مي رود و چون فرود آيد و قرار گيرد آن نيز قرار مي گيرد; تا زماني كه اندامها
و اركان بدن اين بچه استوار نشده و بالهايش براي پرواز آمادگي پيدا نكرده و
از يافتن راه زندگي و نگاهداري خود چنانكه بايد آگاه نشده است , اين
پيوستگي به مادر را از دست نمي دهد. منزه است آفريننده هر چيز كه
بي داشتن نمونه اي كه از ديگران برجاي مانده باشد همه چيزها را آفرينده
است . (الحياه , ج 1 )
شگفتي هاي آفرينش مورچه
امام صادق « ع » درباره آفرينش مورچه چنين مي فرمايد :
در مورچه ناچيز كوچك نيك بينديش ! آيا در اين جانور كاستي از آنچه
كه شايسته او باشد مي بيني آيا اين اندازه گيري درست در آفرينش مورچه از
كجا است آيا جز بنا بر تدبيري است كه در آفرينش كوچك و بزرگ آفريده ها
مشهود است به مورچگان و فراهم آمدن آنها براي گردآوري و آماده ساختن
قوت و غذا خوب دقت كن . گروهي از آنها را مي بيني كه هنگام بردن دانه به
لانه همچون جماعتي از مردمان با يكديگر همكاري مي كنند كه به كار انتقال
خوراك يا چيز ديگر اشتغال دارند. بلكه مورچگان را در اين كار , كوشش و
همتي است كه مردمان همانند آن را ندارند. آيا نمي بيني كه در جا به جا كردن
چيزها همان گونه با يكديگر همكاري مي كنند كه مردمان در كارهاي خود با
يكديگر همكاري دارند و سپس به كار آماده كردن دانه ها مي پردازند , آنها را
پاره پاره مي كنند تا سبز و تباه نشود و اگر به آن رطوبتي رسد , از لانه بيرونش
مي آورند و مي گسترند تا بخشكد. ديگر اينكه مورچگان در جايي لانه
مي سازند كه بلند باشد تا سيل آن را فرا نگيرد و سبب غرق مورچگان شود.
آيا اينهمه بدون عقلي و انديشه اي تواند بود نه , بله اين خداي بزرگ است
كه جهان آفرينش را بنا بر مصلحت و لطف خويش اينچنين آفريد. (الحياه ,
ج 1 )
اميرمومنان حضرت علي (ع ) :
منزه است خدايي كه شب را براي خفاش چنان روز , هنگام
فراهم سازي معاش قرار داد , و روز را مخصوص آرام و قرار او
ساخت . منزه است آفريننده هر چيز كه بدون داشتن نمونه اي
كه از ديگران برجاي مانده باشد , همه چيزها را آفريده است
حضرت امام جعفر صادق (ع ) :
به مورچگان بنگر كه هنگام بردن دانه به لانه همچون جماعتي
از مردمان بايكديگر همكاري مي كنند. بلكه مورچگان را در
اين كار , كوشش و همتي است كه مردمان همانند آن را ندارند

|
|