بسم الله الرحمن الرحيم
شكست آمريكا و طيف سنتي اروپايي دنباله رو سياستهاي كاخ سفيد در
ايجاد اجماع عليه پرونده هسته اي ايران , غرب را دچار سردرگمي و نوعي از
هم گسيختگي كرده است . در پي ناكامي اجلاس 1 +5 در نيويورك براي ايجاد
راهكار به اصطلاح تنبيهي و الزام آور عليه ايران , غرب دو هفته به خود
مهلت داد تا طرح جديدي را ارائه كند و براساس آن , روسيه و چين را به
صف مقابله سخت افزاري با پرونده هسته اي ايران بكشاند.
از اين رو سه كشور اروپايي انگليس , فرانسه و آلمان به عنوان تروئيكاي
اتحاديه اروپا طرحي را دردست تهيه دارند تا بتوانند با انجام تغييرات
اندك , مواردي را به عنوان مجموعه اي تشويقي در طرحهاي قبلي خود
بگنجانند. برهمين اساس وزيران امورخارجه اتحاديه اروپا , امروز در
بروكسل تشكيل جلسه مي دهند تا مجموعه اي از مشوق هاي سياسي و
اقتصادي را براي متوقف ساختن فعاليت هاي هسته اي ايران مورد بررسي
قرار دهند. اين درحاليست كه گفته مي شود اين مشوق ها شبيه همان موارد
تشويقي است كه شهريور سال گذشته اروپائيها در قبال متوقف كردن
فعاليت هاي غني سازي اورانيوم به ايران پيشنهاد داده و با موضع قاطع مردم
و مسئولين ايران روبرو شده بودند.
براساس پيش نويس طرح اروپائيها , درصورتي كه ايران دست از
غني سازي برداشته و اجازه بازديد وسيع و بي حد و مرز به بازرسان آژانس
انرژي اتمي بدهد در اين صورت اروپا به برنامه توسعه هسته اي ايران كمك
خواهد كرد. همانطور كه پيش بيني ميشد در اين طرح تصريح شده كه تمامي
فعاليتهاي مربوط به غني سازي و فرآوري هسته اي از جمله تحقيق و توسعه
بايد به حالت تعليق در آيد تا ايران بتواند همانند پيشنهاد گذشته اروپا , از
تركيب مشوق هاي سياسي , تجاري و هسته اي اروپا برخوردار شود. اين
پيشنهاد به اصطلاح تشويقي درست در زماني ارائه مي شود كه دولتهاي
اروپايي از سوي ديگر در سازمان ملل درصدد تنظيم پيش نويسي براي
تحريم ايران براساس خواسته هاي آمريكا هستند.
كارنامه سه سال گذشته اروپائيها در موضوع پرونده هسته اي ايران نشان
مي دهد كه آنها هرگز قدرت عمل در خارج از حوزه مغناطيس آمريكا نداشته
و هرگونه پيشنهادي را هم ارائه كرده اند , يكسويه و فقط در جهت تامين
منافع آمريكائيها بوده و هرگز حقوق ملت ما در آن به رسميت شناخته نشده
است .
ملت ايران حركت اخير غربي ها را نه تنها به عنوان چرخش ديپلماسي
غرب و نرم شدن مواضع آنها در قبال موضوع فعاليتهاي هسته اي كشورمان
تجزيه و تحليل نمي كند بلكه آنرا يك بازي رسواي آمريكايي مي داند كه
اروپائيها به عنوان بازيگران آن به صحنه كشانده شده اند. شايد هنوز
اروپايي ها مثل روسيه و چين به اين نتيجه نرسيده اند كه حمايت از
طرحهاي آمريكا و افتادن در دام تندرويهاي هيات حاكمه آمريكا , نتيجه
معكوس داشته و آنها را در صحنه سياسي رسوا و منفعل خواهد
كرد.
اروپائيها در حقيقت در قالب بازي با كلمات , همان طرح 9 ماه پيش را
در دست ارائه دارند و حرف جديدي كه بتواند انگيزه اي براي ايران باشد را
در بساط ندارند. تروئيكاي اروپايي بايد بداند گرچه طرح آنها تغيير قابل
ملاحظه اي با آب نبات 9 ماه پيش ندارد ولي وضعيت ايران با 9 ماه پيش
تغيير قابل ملاحظه اي دارد و سياست پايداري و استقامت ملت ايران به ثمر
نشسته و از اين پس اين اروپائيها هستند كه بايد خود را با موضع ايران
تطبيق بدهند.
غربي ها بايد بدانند مذاكره با كساني كه ادبيات تهديد و زبان زور را براي
خود برگزيده اند , معنا ندارد. قطعا از اين پس همه چيز در موضوع پرونده
هسته اي به بازي ايران بستگي دارد و هرطرحي كه حق قانوني فناوري
هسته اي ايران در آن لحاظ نشده باشد , غيرقابل قبول است و غني سازي در
داخل خاك ايران نيز خدشه پذير نيست .
بنابر اين بهتر است اروپايي ها به جاي بازي دادن خود , به دنبال ارائه
طرحي جامع الاطراف باشند و بدانند بهترين مشوق براي ما آنست كه آنها
معاهده « ان . پي . تي » بويژه مواد 2 و 4 آن را به دقت اجرا كنند .

|