
باز آي چون انتظارت مي كشم
خوب مي داني زعشقت سرخوشم
آمدي اما درون خواب من
بردي هرچه بود اندر تاب من
آمدي اما نديدم روي تو
مست گشتم من زعطر و بوي تو
آمدي اسب عدالت پاي تو
آه ديدي خالي است اين جاي تو
هر شب جمعه به يادت تا سحر
خون زچشمانم بجوشد همچو بحر
كاش اين خوابم به بيداري رسد
همچو نوشدارو به بيماري رسد
كاش آيي از طلوع جان من
اي چراغ روشن تابان من
كاش من يكدم ببينم روي تو
همچو ماهي غرق اندر جوي تو
رفتي اما حيف خوابم نيمه ماند
انتظار ديدنت در خيمه ماند
سارا طيبي ـ انديمشك

|
پله به پله تا ظهور
|

اشاره :
ما بر آنيم تا در اين ستون پله پله تا ظهور به سئوالاتي كه در
زمينه ظهور آقا حجت بن الحسن (عج ) و علائم آن در
ذهن ها نقش مي بندد را طبق روايات اهل بيت (ع ) پاسخ
گوئيم .
سوال : وقت و اجل چند نوع مي باشد
جواب اين سئوال اين است كه وقت و اجل در روايات دو نوع
است :
1 ـ وقت محتوم
2 ـ وقت غيرمحتوم
وقت محتوم : وقتي است كه قبال تغيير و تبديل نيست , علم به وقت
محتوم فقط نزد خداوند مي باشد و كسي وقت حتمي ظهور حضرت
مهدي « عجل الله تعالي فرجه الشريف » را نمي داند.
وقت غيرمحتوم : وقتي است كه قابل تغيير و تبديل است , ائمه
عليهم السلام علم به اين وقت غيرحتمي را مي دانند اما نمي گويند مبادا
اينكه برخلاف شود و وجهش هم بر مردم پوشيده بماند و بعد حضرات
ائمه را تكذيب كنند.
به همين دليل است كه حضرت باقر عليه السلام فرمود : كذب
الوقاتون (دروغ گفته اند كساني كه براي ظهور وقت حتمي تعيين
كرده اند).
سپس حضرت فرمود : حضرت موسي عليه السلام جون ميقات رفت
براي قوم خود سي روز وعده گذاشت و وقتي داوند جل جلاله بر وي ده
روز اضافه كرد قوم موسي عليه السلام گمراه شدند , پس ما هرگاه حديثي
به شما گفتيم سپس موافق افتاد بگوئيد صدق الله و اگر برخلاف آن شد
(يعني : براي شما وجه اش معلوم نشد) باز هم بگوئيد صدق الله . تا دو
مرتبه اجر و پاداش ببريد.
يعني اينكه فرج جزئي در وقت غيرمحتوم قرار مي گيرد و فرج كلي
در وقت محتوم صورت مي گيرد , و علم به فرج كلي و وقت آن كه وقت
محتوم است , نزد خداوند جل جلاله مي باشد و اين مسئله سري از
اسرار خداوند جل جلاله است .

|
حركت و پويايي
اشتياق رهايي
|

سخن از « مهدي » (عليه السلام ) , سخن از « هدايت » است
سخن از « غيبت » , حديث « جستجو » است .
سخن از « انتظار » , روايت « حركت و پويايي » است .
سخن از « ظهور » , بحث از « اشتياق رهايي » است .
« شوق رهايي » , « حركت » مي آفريند , و نتيجه « جستجو » , حصول
« هدايت » است .
« شيعه بودن » با جمود و سكون سازگار نيست . « شيعه » يعني « پيرو »
و لازمه « پيروي » جهت گيري « رفتار و روش » , و شكل گيري « سلوك
و عمل » است .
« شيعه مهدي (عليه السلام ) » بودن , با گمراهي و بي تفاوتي در
برابر انحرافات نمي سازد.
و « انتظار ظهور » داشتن , با ماندن در تاريكي ها و تسليم در برابر
وضع موجود قابل جمع نيست .
اللهم ارزقنا توفيق الطاعه و بعد المعصيه و صدق النيه
و عرفان الحرمه و اكرمنا بالهدي والاستقامه
آمين رب العالمين

|
حكمرانان اندلس اسلامي
|
نگاهي به انگيزه ها و عوامل از ظهور تا سقوط
گردآورنده : علي صدر اتابك
قسمت بيست و ششم
در همان زمان كه امير عبدالرحمن از طريق نامه و اعزام نمايندگان
مي كوشيد تا از همه امت بدون استثنا از راه آرامش بيعت بگيرد , هرگز به
كارگيري قدرت وزور را براي تسليم سركشان و كساني كه بر عصيان و خروج
بر امارت اموي پاي مي فشردند , ناديده نگرفت . فقط پس از چهل روز ابتداي
امارت عبدالرحمن , نخستين پيروزي نظامي نصيب امير شد. در اين زمان
عباس بن عبدالعزيز قريشي , وزير عبدالرحمن , بر فتح بن موسي بن ذي النون
شورشي در قلعه رباح پيروز شد. فتح بن موسي با امير عبدالرحمن بيعت
كرده بود , اما بيعت را شكست و در قلعه رباح و حوالي آن شورش كرد. هر
چند اين پيروزي از نظر نظامي چندان اهميت نداشت , اما روحيه امير و
حكومت را بالا برد و مردم را كه بر اثر شكست هاي پي در پي روزگار امراي
عصر فتنه نوميد شده بودند , بسيار اميدوار و شادمان ساخت .
امير عبدالرحمن در ارزيابي اين پيروزي اشتباه نكرده و بيش از آنچه
لازم بود , بدان اهميت نداد ,
بلكه همواره ماموريت اصلي و نخست خود را تلاش براي نابودي
شورش عمربن حفصون مي دانست كه همچنان مانع نخست بر سر راه تحقق
اهداف امير در راه برپايي حكومت مركزي قوي وبازگرداندن وحدت ملي
اندلس بود , زيرا نه تنها حكومت ابن حفصون بسيار طولاني شده بود , بلكه
ريشه ها و پايه هاي استوار يافته بود.
براين اساس چندماه پس از روي كارآمدن در سال 300 هـ ق (913 م )
پيش از پايان يافتن فصل زمستان و باران , در نخستين غزوه خويش به سوي
سرزمين هاي جنوب شرقي اندلس خارج شد. عبدالرحمن خود را براي
انجام دادن اين نبرد به خوبي آماده كرد و نامه هايي به عمال كوره ها و نواحي
فرستاد و به آنان دستور داد كه نيرو و امكانات در اختيارش قرار دهند.
نخستين كساني كه به درخواست امير پاسخ مثبت دادند , اهالي جند دمشق
بودند كه در كوره البيره اقامت داشتند. آنان به عبدالرحمن پيوستند و متحد
خودابن حفصون را رها كردند.
امير به سوي دژ منتلون رفت كه سعيدبن هذيل در آن جا پرچم عصيان
برافراشته بود. دژ را محاصره كرد تا اين كه سعيد تسليم و امير وارد آن جا
شد. آن گاه با همراهان خود عازم دژشمنتان ـ پايگاه يكي ا ز مهمترين
شورشيان اندلس , يعني عبيدالله بن شاليه ـ شد. عبيدالله بدون جنگ و
درگيري خود را تسليم كرد و از همه پايگاه ها و دژهاي خود كه نزديك به صد
دژ و پناهگاه مي شد , دست برداشت . آن گاه امير عبدالرحمن به سوي دژ بني
هابل رفت و آنان را يكي پس از ديگري در دژهاشان به تسليم واداشت .پس از
آن به سوي دژهاي تحت فرمان مستقيم ابن حفصون در كوره جيان رفت و
آن ها را يكي يكي فتح كرد تا اين كه كوره را كاملا پاك سازي كرد و يك
مخالف در آن جا نماند. سپس به دژهايي حمله برد كه در كوره البيره در
دست ابن حفصون بود و آن ها را يكي پس از ديگري فتح كرد و بر آن جا
مستولي شد. اميرعبدالرحمن شورش البيره را درهم كوبيد و نيروهاي تفرقه
و شورش را از آن جا بيرون راند.
امير عبدالرحمن پس از سه ماه و سه روز با كسب پيروزي هاي بزرگ به
پايتخت خود , قرطبه بازگشت . او توانست در اين حمله حكومت و سيادت
امويان را به شهرها و مناطقي بازگرداند كه از مدت هاي دراز , از سيطره آنان
خارج شده بود و پس از ساليان دراز خروج و عصيان , اين شهرها دوباره به
قلمرو و نفوذ قرطبه و امير آن بازگشت .اين غزوه به غزوه منتلون معروف
است , زيرا دژ منتلون كه در اين غزوه تصرف شد , بسيار اهميت داشت . در
هرحال اين پيروزي با تمام اهميتي كه داشت , جز يك جولان كوچك د
رعرصه درگيري تلخ و دراز اميرعبدالرحمن و ابن حفصون شورشي نبود.
در محرم 301 هـ ق (913 م ) عبدالرحمن بن حجاج رهبر و شورشي
اشبيليه به گونه اي مرد. مردم و رهبران شهر , احمدبن مسلمه بن حجاج را به
رهبري دولت اشبيليه برگزيدند. محمدبن حجاج , برادر رهبر متوفي و حاكم
شهر قرمونه اين انتخاب را پسنديد. محمد همواره تلاش مي كرد تا بر
اشبيليه , مرواريد شهرهاي بزرگ اندلس پس از قرطبه , سيطره يابد. او با
اميرعبدالرحمن وارد مذاكره شد و به فرمانبرداري و اطاعت از او تمايل
نشان داد و براي محاصره و تسليم اشبيليه , به نفع امير اموي اعلام آمادگي
كرد. امير عبدالرحمن سپاهي به ناحيه اشبيليه فرستاد. اين سپاه با محمدبن
حجاج همكاري كرد و شهر را به محاصره خود در آورد و دايره محاصره را
هر چه تنگ تر كرد و بر مناطق اطراف آن مستولي شد. هنگامي كه همه راه ها
به روي احمدبن مسلمه بسته شد , از ابن حفصون درخواست كمك كرد. اين
شورشي شخصا به كمك او آمد و هر دو با هم براي واداركردن نيروهاي سپاه
اموي به عقب نشيني و ترك محاصره بيرون آمدند. نبرد خونين وحشتناكي
درگرفت و ابن حفصون به سختي شكست خورد. احمدبن مسلمه شورشي
راهي نداشت , جز اين كه با اميرعبدالرحمن وارد مذاكره شود و براي اصلاح
خود با حكومت قرطبه تلاش كند , مشروط به آن كه شهر اشبيليه را به كسي
كه امير تعيين مي كند , تسليم نمايد. امير اموي با ذكاوت و درايت از اين
تناقضات سود جست و حاجب , بدر , را در راس سپاهي بزرگ به منطقه
فرستاد . بدر اشبيليه را محاصره كرد و در جمادي الاول 301 هـ ق (913 م )
بدون جنگ و خون ريزي وارد شهر شد. بدين گونه شورش اشبيليه به پايان
رسيد و شهر بزرگ اندلس به حكومت قرطبه پيوست .
پس از چند ماه در شوال 302 هـ ق (914 م ) امير عبدالرحمن در غزوه
دوم خود را در راس سپاهي بزرگ به منظور از سرگيري جنگ با عمربن
حفصون بيرون رفت و اين رهبر شورشي را در نزديكي قلعه طوش به سختي
شكست داد و متحدان مسيحي او نيز نيروهاي خود را از دست دادند , اما
خودش موفق شد به مناطق غرب اندلس فرار كند. اميرعبدالرحمن از اين
پيروزي هر چند جزئي خود استفاده كرد و به شهر جزيره خضرا و از آن جا
به كوره شندونه و سپس به كوره مورور رفت . آنگاه عازم شهر ترمونه شد كه
پس از محمدبن حجاج , حبيب بن سواده آن جا را به تصرف خود درآورده
بود. امير او را محاصره كرد و به تسليم واداشت و او را با اهل و عيالش به
قرطبه برد. عبدالرحمن پس از هشتاد و دو روز به پايتخت بازگشت . او در
طول اين مدت يك ضربه سخت و كاري برابن حفصون وارد كرد , اگرچه اين
ضربت شورش او را خاتمه نداد.
در اين زمان جنبش ابن حفصون روبه عقب نشيني فزاينده اي داشت و بر
اثر ضرباتي كوبنده كه امير بر او وارد كرده بود , شمار بسياري از مهمترين
دژها و قلعه هايش را از دست داد. علاوه بر اين , خود او شخصا پا به دوران
پيري گذاشته و مبارزه طولاني با نيروهاي حكومتي او را خسته كرده بود. از
اين رو گرايش بسياري به مسالمت و سازش يافت , بنابراين نامه صلح به ا مير
نوشت و امير درخواست صلح او را پذيرفت .
عمربن حفصون حدود يك سال بعد در سال 305 هـ ق (917 م ) پس از
يك بيماري طولاني در شهر بيشتر از دنيا رفت . او را مطابق آداب و رسوم
مسيحيان اندلس دفن كردند. وفات وي ضربه اي دردناك به شورش مولدان و
مستعربان در برابر حكومت بني اميه بود , شورشي كه مدت طولاني با
شرارت هاي فراوان تداوم د اشت و امير توانست با پيروزي هاي خود , آن را
در شبانگاه مرگ شورشي بزرگ در سراشيبي احتضار قرار دهد.
فرزندان ابن حفصون درباره رهبري و نيز در خصوص دست آوردهاي و
منافع مادي با هم اختلاف داشتند. همين امر موجب شد صفوف آنان از هم
بپاشيد و وحدت شان از بين برود. امير عبدالرحمن با هوش و ذكاوت خويش
دريافت كه چگونه از اين دسته بندي و اختلاف استفاده كند , از اين رو يك
روز هم , از تشويق يكي بر ضد ديگري ترديد نكرد و آنان را واداشت تا بر
ضد يكديگر توطئه كنند و با هم بجنگند.
هنگامي كه امير قرطبه احساس كرد شورش مولدان و مستعربان وارد
مرحله پاياني و دوره فترت خود شده است و سرسخت ترين انصار و حاميان
شورش از آن جدا شده اند , تصميم گرفت ضربه نهائي را وارد كند. وي
دربهار 315 هـ ق (927 م ) در راس سپاهي عازم شهربيشتر شد . امير اموي با
سپاهيان خود بر اطراف شهر و دروازه هاي آن پياده شد , بر محاصره شدگان
به شدت گرفت , و دژهاي اطراف را يكي پس از ديگري اشغال كرد و سپس به
قرطبه بازگشت و منتظر ماند تا اخبار سقوط بيشتر را از سوي فرمانده
محاصره , يعني سعيدبن منذر دريافت كند.

|
روي موج خبر
|
كانون « مهدويت » در دانشگاه آزاد اسلامي
ايلام راه اندازي شد
كانون مهدويت به مناسبت ميلاد امام حسن عسكري (ع ) در دانشگاه
آزاد اسلامي واحد ايلام راه اندازي شد.
معاون فرهنگي اين دانشگاه , هدف از تشكيل اين كانون را معرفي امام
عصر(عج ) و بيان اهداف حكومتي آن در زمان ظهور و نهادينه كردن فرهنگ
انتظار در جامعه عنوان كرد.
حجت الاسلام محمدرضا حسيني نيا تشكيل كلاسهايي با موضوع
مهدويت , انتشار گاهنامه انتظار , برپايي همايش بزرگ مهدويت در نيمه
شعبان و نقد و بررسي فيلمهاي ساخته شده عليه مهدويت را از جمله
برنامه هاي اين كانون عنوان كرد.
به گفته وي , در اين كانون متشكل از 14 عضو , تاكنون بيش از 300
دانشجو براي شركت در كلاسهاي آموزشي ثبت نام كرده اند.
وي ابرازاميدواري كرد , تشكيل اين كانون نقش مهمي در ترويج فرهنگ
انتظار در نسل جوان داشته
باشد.
برگزاري همايش جوانان ومهدويت در شهرستان خوي
همايش جوانان و مهدويت در شهرستانت خوي برگزار شد.
به گزارش واحد مركز خبر از اروميه در اين همايش يكروزه كه با تلاش
بسيج دانشجويي دانشكده پرستاري و بهداشت محيط خوي برگزار شد , از
25 مقاله رسيده به دبيرخانه همايش در زمينه هاي ضرورت معرفت منتظران ,
فلسفه غيبت , وظايف منتظران , حكومت جهاني و نقش جوانان در حكومت
امام زمان (عج ) كه از بين آنها مقاله ضرورت معرفت و فلسفه غيبت به عنوان
مقاله برتر شناخته شد.
مسئول دفتر نمايندگي ولي فقيه در دانشگاه اروميه در اين همايش در
زمينه فلسفه مهدويت در مكتب شيعه گفت : حضرت مهدي (عج ) با ظهورش
ريشه ظلم و ستم را از جهان برخواهد چيد و عدل و مساوات را جايگزين
آن خواهد كرد.
حجت الاسلام مهدي قرشي انتظار براي ظهور صاحب الزمان را
بزرگترين عبادت دانست و افزود : ارتباط با آن حضرت و زمينه سازي براي
ظهور حضرت مهدي موعود از وظايف مسلمانان به ويژه شيعيان جهان
است .
حجت الاسلام حسني مسئول نماينده نهاد رهبري در دانشگاه علوم
پزشكي استان نيز در اين همايش سخنراني كرد.
در پايان اين همايش از صاحبان 10 مقاله برتر با اهدا جوايزي قدرداني
شد.

| |
|
|
|