
در امتداد پرصلابت خاك ,
دست هاتان
اين شيارهاي « به توان رسيده ي صبر »
زمينه ي مساعد رويش هاست ...
آنگاه
كه دانه هاي نجيب عرق
از جبين بلند مساعدت هاتان
آبرودار بذر كوشش هاست ...
لرزش دست هاتان مباد
كه خاك را
تاب اين زمين لرزه
نخواهد بود
زينب رزثمالي (سوزان )

|
همشهري خوش حساب
|

طنز انتقادي , نگاه موشكافانه واغراق گرايانه اي است كه معضلات و
مشكلات پيرامون را به شكل لطيف سربريدن با پنبه به خورد مخاطب
مي دهد. داستان زير نوشته ي « آناتول پوتملكوفسكي » طنزپرداز لهستاني
است كه از كتاب تلخ عين عسل برگردان اسدالله امرايي انتخاب شده است .
راستش شب بود كه اين فكربه ذهنم رسيد. يعني اگر راديو و تلويزيون
ومطبوعات نبودند نمي توانستم چنين تصميمي بگيرم . مخصوصا بايد از
تلويزيون تشكر كنم كه وجدان مرا بيدار كرد. با كمال افتخار عرض مي كنم كه
آن شب به چيز تازه يي دست يافتم . براي اجراي تصميم , بي تابانه لحظه ها را
مي شمردم . همين بي تابي موجبات رضايت خاطرم را فراهم مي آورد. اما
چاره اي نبود , شب همه جا تعطيل بود و من مي بايستي تا صبح صبر مي كردم .
صبح زود از درخانه بيرون زدم تا به فكر خود جامه ي عمل بپوشانم .از
در وارد نشده , پرسيدم : « صندوق كجاست » مسئول باجه ي اطلاعات
شانه هايش را با فاصله لاقيه ي بالا انداخت و گفت : « طبقه ي اول , دست
چپ , اتاق شماره 10 » پشت گيشه مگس مي پراند . روي ميزش فقط يك
بسته سيگار بود , همين . طرف با خودش هم قهر بود. مثل اين كه ارث پدرش
را خورده بودم . بيچاره خبر نداشت كه تاريخ حماسي كشور جلوي
چشمانش رقم مي خودرد و او در معرض نيسم دلنواز آن قرار دارد. ابله !
گفتم : « اتاق ده ! » و با عجله به طرف پله ها دويدم .اتاق شلوغ بود.اما پشت
باجه ي صندوق كسي به چشم نمي خورد. از شدت اشتياق در پوست خود
نمي گنجيدم , صندوقدار را كه ديدم گفتم : « من آمده ام مبلغي به حساب دولت
واريز كنم . يك هزار ودويست زلوتي حقوق گرفته ام . دقيقا يك هزار
ودويست زلوتي . هشتاد تا براي خرج من كافي است . يك هزار و صدو بيست
زلوتي باقي مانده را مي خواهم به حساب خزانه برگردانم تا به بودجه ي
عمومي دولت كمكي كرده باشم ! » صندوق دار پرسيد : « به كدام رديف
بودجه »
گفتم : « من رديف و حساب و اين حرف ها سرم نمي شود. دلم مي خواهد
يك هزار و صد و بيست زلوتي به حساب دولت برگردانم . » صندوق دارد
نگاه عاقل انرد سفيهي به من انداخت و گفت : « من كه سردر نمي آورم . چرا
مي خواهي اين پول را پس بدهي » گفتم : « من زيادي گرفته ام . لازم ندارم .
سوتفاهم نشود , مي خواهم اين مبلغ را به عنوان كمك ناچيزي دراختيار
خزانه قرار دهم . »
صندوق دار شكاكانه نگاه تندي به من انداخت . لابد فكر كرده بود مي خواهم
او را دست بياندازم .راستش حسابي قاطي كرده بود. براي دلجويي از او گفتم :
« ببين عمو , درآمد من بيش تر از نيازم است . »
سگرمه هايش درهم رفت وگفت : « عوضي آمدي . دايره ي ماليات
بردرآمد طبقه ي بالاست .من وقت ندارم به اين چرت و پرت ها گوش كنم . »
اين حرف به من برخورد گفتم : « آقا جان , ببخشيد , بنده قصد ندارم وقت
شما را بگيرم . از جنابعالي به عنوان يك مامور دولت درخواست مي كنم پول
اضافه يي را كه گرفته ام ومي خواهم به خزانه برگردانم تحويل بگيريد.اين كار
ربطي به اداره ي ماليات بردرآمد ندارد.و من داوطلبانه مي خواهم در حل
مشكلات جاري كارمندان دولت قدمي بردارم , خود شما كه از مقررات
اداري و قرطاس بازي در ادارات دولتي خبر داريد. »
صندوق دار براق شد و گفت : « نخير , هيچ خبر ندارم ! من اصلا اين حرف
را نزدم , بي خودهم حرف توي دهن من نگذار! » من با همان لحن آرام گفتم :
« عزيز دلم , من كه به جناب عالي جسارت نكردم . ماليات هايم را به موقع
مي پردازم . براي ماليات اضافي هم موردي نمي بينم . »
اين حرف تاثير خودش را بخشيد و او را نرم كرد. پرسيد : « آخر چرامي
خواهي اين پول را به صندوق دولت برگرداني » اين همان سئوالي بودكه از
آن وحشت داشتم . راه چاره اي نبود. صدايم را پايين آوردم و آهسته
گفتم : « اين موضوعي شخصي است . اما چون آدم خوبي هستي به تو هم
مي گويم . » صندوق دار گفت : « بنده گوشم با شماست . »
با صداي آرام گفتم . « به دليل وضعيت بحراني مملكت . به خاطر ميهن
دوستي . »
با شنيدن اين حرف مثل برق گرفته ها از جا جست و خيره خيره به من
چشم دوخت , فورا كركره ي باجه را پايين كشيد و فرياد گوش خراشي سر
داد. چند لحظه بعد آژير صندوق به صدادرآمد. تا خواستم به خودم بجنبم
دو مامور پليس دست هاي مرا گرفتند. به اداره دارايي كه مي آمدم . فكر
مي كردم كه با سو تفاهم روبه رو خواهم شد. اما اهميتي نمي دادم . از آن
گذشته , هر كاري شروعش سخت است . آن هايي كه راه هايي نو در برابر
بشريت گشودند , همواره با ناملايمات ودشواريهاي فراوان رو به رو
مي شدند. اما ازحوادثي كه پيش آمده بود حيرت مي كردم .گفتم مگر عقلتان را
ازدست داده ايد اين چه طرز برخورد با يك كارمند دولت است خشم و
عصبانيت خود را فرو خوردم و دست و پاي خود را جمع كردم . خشم من به
خاطر عدالت بود. مرا به جرم توهين به مامور دولت در حين انجام وظيفه به
پرداخت 1120 زلوتي محكوم كردند . خوب خدا را شكر پول به حساب
خزانه واريز شد. اما از راهي ديگر! گويي جز اين راهي نبود. بسياري از
كارمندان از اقدام من تقليد كردند. كارمند دون پايه اي را در اداره ي دارايي
نشانده اند. فقط كافي است به ايشان توهين بفرمائيد. تشريفات هم ندارد.
يعني داشت . كم كرده اند . ايشان از ساعت 8 صبح الي 3 بعدازظهر در خدمت
شماست . كار چندان جالبي ندارد اما همه او را محترم مي دارند.

|
حكمت اعرابي
|
خليفه با اعرابي اي از باديه طعام مي خورد و در آن اثنا نظرش بر لقمه ي
وي افتاد , مويي به چشم وي درآمد. گفت : « اي اعرابي آن موي را از لقمه ي
خود دور كن . »
اعرابي گفت : « بر مائده ي كسي كه چندان در لقمه ي خورنده نگرد كه
مويي را ببيند طعام او نتوان خورد. » و دست از طعام باز كشيد و سوگند
خورد كه ديگر بر مائده ي وي طعام نخورد.
بهارستان جامي

|
نظر اول
|
از پشت دو تا شيشه به قاعده ي ته استكان , دنيا خيلي هم عجيب تر به
نظر نمي رسد. اما آن درخت هاي رو به رو كه اگر غلط نكنم بايد حداقل ده
قدم دورتر باشند , انگار همين جلو , توي دستت هستند. سكوت شكننده با
سروصداي گنجشك ها و صداي پاي آب , آفتاب نيم نگاه زمستاني كه فقظ
گاهي از پشت ابر سر بيرون مي آورد و نازت مي كند , نسيم ملايم نيم روزي كه
از سمت چپ مي آيد و هميشه به راست مي رود... و ناگهان عبور تند سايه اي
كه از جلوي چشمانت رد مي شود , به قدر يك نفس حبس كردن . و تا
مي خواهي سربلند كني و كودك اسكيت سوار را با نگاهت بدرقه كني ... آخ !
امان از اين درد كمر!
ورق هاي خيالت يكي يكي از همان سمت چپ ذهنت با تنبلي بلند
مي شوند و خودشان را سمت راست پهن مي كنند. و نسيم خاطرات تو ,
سال هايي را برايت مي وزاند كه سال هاست رفته اند. گام هاي تند و شتاباني كه
نم نم لنگ لنگان شدند و اكنون ثابت روي نيمكت پارك آرام گرفته اند. تمام
ماه هايي كه دستان چيره ات بي وقفه تكان خورد و كم كم محتاج خستگي در
كردن هاي پي در پي . و حالا تكيه داده بر عصا در مقابلت مي لرزد. تمام
روزهايي كه در فكر نان بودي و اكنون ... از پشت دو تا شيشه به قاعده ي ته
استكان , دنيا خيلي هم عجيب به نظر نمي رسد.

تقديم به ساحت مقدس رسول الله اعظم معلم بزرگ بشريت و پيشگاه
فرهنگيان و دانشگاهيان معظم
« خورشيد معرفت »
|
مطهري به حقيقت به راه قرآن رفت
به عشق حضرت معشوق و قرب سبحان رفت
ستاره اي بدرخشيد و ماه مكتب شد
ستاره اي چو مه آسمان درخشان رفت
گلي زگلشن اين ساحت مقدس ما
به بوي كوي محمد به سوي رضوان رفت
معلمي كه به احسان نديده دانشگاه
زآسمان فضيلت چو ابر احسان رفت
بيا تو ساقي ما حل اين معما كن
مگر كه مرشد ما هم به تير مژگان رفت
بگفت عارف حق پاسخ سوالم را
اسير عشق به جانان چو مرغ بيجان رفت
اگر كه فرق حق و باطلي حساب آري
به تيغ باطل فكر گروه فرقان رفت
خدا , خدا تو نما رو سياه دشمن دين
دريغ و درد چه گويم چراغ عرفان رفت
كجا است عارف حق آن معلم عرفان
بگو كه يوسف مصري به سوي كنعان رفت
هزار نكته اسرار معرفت بگذاشت
چراغ معرفت او مگو زبستان رفت
هر آن كتاب شريفش گلاب معرفتي است
مگو كه بوي خوش گل از اين گلستان رفت
كلاس درس و كتابش زدين و ايمان است
سعادتي كه معلم به راه ايمان رفت
خجسته روز معلم به ياد او باشد
خوش آن معلم مومن به راه ايشان رفت
غزل به جاي قصيده سرودم اين موسم
كه عاشق رخ ياري به عشق رحمان رفت
حديث راز « طبا » اهل معرفت دانند
كه مرتضي به صف حرمت شهيدان رفت
سيد مرتضي طباطبايي ـ ورامين

|
آثار خود را براي ما بفرستيد
|
بدين وسيله از كليه ي نويسندگان و شاعران با ذوق كشورمان به
خصوص قشر جوان دعوت مي شود تا آثار خود را جهت درج در اين صفحه
براي ما ارسال دارند.
مطالب مي بايد حتي الامكان كوتاه و ترجيحا همراه عكس و زندگي
نامه ي مختصر صاحب اثر باشد.

|
خبرهاي ادبي ـ فرهنگي
|
گشايش نمايشگاه طراحي در خانه فرهنگ تبريز
تبريز ـ خبرنگار روزنامه جمهوري اسلامي : آثار هنري يكي از طراحان
هنرمند تبريز در محل نگارخانه ي استاد ميرعلي تبريزي خانه ي فرهنگ تبريز
به نمايش درآمد. اين نمايشگاه به همت انجمن هنرهاي تجسمي و همكاري
امور هنري اداره ي كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان ترتيب يافته است و در
آن تعداد 80 اثر طراحي از هنرمند « ناصر بخشي » در موضوعات طبيعت
درون با سبك اكسپرسيونيسم انتزاعي و تكنيك آزاد در معرض ديد عموم
قرار گرفته است .
هم چنين به همت انجمن هنرهاي تجسمي و با همكاري امور هنري
اداره ي كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان , نمايشگاه گروهي گرافيك آثار
هنرجويان هنرستان فني و حرفه اي استاد شهريار در مجتمع فرهنگي و هنري
تبريز گشايش يافت . در اين نمايشگاه تعداد 150 اثر گرافيكي از 60 هنرجوي
هنرستان استاد شهريار در موضوعات تصويرسازي كارگاه گرافيك , خط در
گرافيك و... با سبك و تكنيك آزاد به نمايش گذاشته شد.
برنامه هاي مركز گسترش زبان و ادبيات فارسي
برگزاري چهارده دوره دانش افزايي زبان و ادبيات فارسي در داخل و
خارج از كشور و بزرگ داشت استادان فارسي در اقصي نقاط جهان , ازجمله
برنامه هاي امسال مركز گسترش زبان و ادبيات فارسي عنوان شد.
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي ضمن بيان اين خبر , به نقل از رئيس
مركز گسترش زبان و ادبيات فارسي افزود : برگزاري المپياد زبان و ادبيات
فارسي ويژه ي غيرفارسي زبانان به صورت منطقه اي و كشوري با همكاري
نمايندگي فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در خارج از كشور , اعزام استاد و
مدرس زبان و ادبيات فارسي به 4 كشور و تقويت و تجهيز كرسي ها و مراكز
آموزشي زبان فارسي در خارج از كشور نيز از ديگر برنامه هاي اين مركز
مي باشد.
انتشار « گذري بر تاريخ ايران » به زبان انگليسي
كتاب « گذري بر تاريخ ايران » نوشته ي دكتر رضا شعباني از سوي
انتشارات الهدي وابسته به سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي به زبان
انگليسي چاپ و منتشر شد. به گزارش روابط عمومي سازمان فرهنگ و
ارتباطات اسلامي اين كتاب كه توسط محمود فرخ پور به انگليسي برگردانده
شده است , در برگيرنده ي تاريخ كشورمان از زمان سلسله ي اشكانيان تا
پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي و مشتمل بر 368 صفحه مي باشد .
نور شرق در تورين ايتاليا با حضور هنرمندان ايراني
سه هنرمند ايراني 30 مترمربع از ديواري واقع در خيابان آستراده , يكي
از خيابان هاي اصلي شهر تورين ايتاليا را با موضوع « نور شرق » نقاشي
كردند. به گزارش روابط عمومي موزه ي هنرهاي معاصر تهران اين سه هنرمند
در يك جشنواره ي فرهنگي در كنار تيم هايي از كشورهاي مجارستان ,
ليتواني , اسپانيا , روماني و ايتاليا برروي ديواري به ارتفاع 5 متر و طول 40
متر نقاشي كردند. مضمون اثر هنرمندان ايراني يك بانوي شرقي « مادر » است
كه نور درواش را به وسيله ي امواجي از كلمات به محيط انتشار مي دهد. اين
اثر روز هفدهم ارديبهشت ماه افتتاح گرديد.
سفارش كتاب به كتابخانه هاي تهران توسط اينترنت
شهروندان تهراني تا دو ماه ديگر مي توانند به وسيله ي اينترنت از
كتابخانه هاي تهران , كتاب امانت بگيرند. خبرگزاري فارس به نقل از ستاد
خبري نمايشگاه بين المللي كتاب تهران ضمن اعلام اين خبر افزود : در حال
حاضر عمليات اينترنتي كردن كتاب هاي موجود در كتابخانه هاي تهران در
حال اجراست و در فاز دوم آن شهروندان مي توانند كتاب هاي سفارش داده
شده را در منازل خود تحويل بگيرند.

| | | | |
|
|