روزنامه جمهوري اسلامي 17/02/1385 صفحه عقيدتي
بر محمل بالهاي طاير بلند پرواز علم




مباني پنجگانه تعليم و تدريس در سيره و روش امام خميني
شخصيت هاي الهي به دليل صعود به قله هاي رفيع تقوا و تقرب و سريان آثار عشق و محبت خدا در تمام حالات و رفتار و سلوكشان , و نيز به دليل عينيت يافتن ارزشهاي والاي اخلاقي در كنش و عملكردهايشان در تمام عرصه ها و صحنه هاي حيات فردي و اجتماعي , و همچنين به دليل اتصاف به دانش و بينش و مراتب بالاي علم و حكمت , اسوه و الگوي انسان ها قرار مي گيرند و راهگشاي سلامت جان و روح و سعادت و بالندگي و كمال و رستگاري آنان مي شوند.
حضرت امام خميني از شخصيت هاي والايي است كه براي مردم كشور ما و جوامع اسلامي اسوه و الگويي بي نظير در اين عصر و اعصار بعد محسوب مي شود و انديشه هاي زلال و تحول زا و رفتار و سلوك الهي و عملكردهاي بسيار عميق و دقيق و علم و حكمت و بينش هاي ژرف او فراراه ملتهايي است كه به رشد و سعادت و هدايت و رستگاري مي انديشند و حيات « خاكي » و « سمائي » خود را با پاكي و سلامت و موفقيت در امور مختلف قرين و همراه مي طلبند.
بديهي است اين رجل عظيم القدر الهي و اين حقيقت هميشه زنده , در صورتي در محيط ذهن و فكر و آشيان دل و جان انسان ها به پيام گزاري و تحول آفريني مي پردازد كه در ابعاد و جلوه هاي گوناگون شناسايي و معرفي شود , كه جامعيت شخصيت امام خميني , جامعيت شناخت ها را مي طلبد و چنانچه اين مهم به انجام نرسد , مردم جامعه از توفيق درك عميق و بهره وري بهينه از انديشه و رفتار و عمل اين پيشواي محبوب محروم مي گردند و به حسرت مي نشينند.
امام خميني , در اخلاق و رفتار , مبارزه و جهاد , امور سياسي و حكومتي , و مردم دوستي و مردم زيستي به جامعه شناخته شده است , آن هم نه به طور كامل , كه در نازل ترين مرتبه و در حد متداول و معمول , ولي متاسفانه ساير ابعاد و جلوه هاي اين مرد الهي تاكنون شناخته نشده است .
يكي از ابعاد و جلوه هاي شخصيت حضرت امام خميني كه تاكنون آنگونه كه شايسته است به شناسايي و معرفي به جامعه نرسيده است , نگرش هاي عميق او به جايگاه و اهميت دانش و تدريس و تعليم مي باشد.
در سيره و روش علمي حضرت امام خميني درس ها و پيام هاي بسيار ژرف و ارزشمندي مي يابيم كه هر كدام از آنها راهنماي معلمين و اساتيد براي كسب بينش هاي لازم نسبت به جايگاه و اهميت تعليم و تدريس به شمار مي رود.
ايامي كه به بزرگداشت مقام « معلم » اختصاص يافته است , بهترين فرصت براي نماياندن جلوه هاي زيباي تعليم و تدريس در شخصيت والاي حضرت امام خميني محسوب مي شود.
1 ـ تعاليم و معارف اسلام براي انديشه وري و تفكر در نظريات و ديدگاه هاي علمي ارزش و اهميتي خاص قائل است و نطفه نضج هرگونه تفكر و انديشه بالنده و راهگشا را مراكز علمي و بحث و مناظره ها و اظهارنظرهاي جويندگان دانش مي داند.
اگر مراكز علمي ما از اين « اصل » تبعيت نمايند , دانش آموختگان با پشتوانه اي عظيم از ديدگاه هاي بديع وارد عرصه هاي كار و تلاش علمي مي شوند و در هر رشته و تخصصي كه مشغول فعاليت مي گردند با تكيه بر افكار بلند خود به برنامه ريزي هاي جامع و ارائه طرحهاي موفق و نتيجه بخش مي پردازند.
معلمين و اساتيد « حوزه » و « دانشگاه » بايد طلاب و دانشجويان را به تفكر و انديشه وري انس و عادت دهند و در ديدگاه هايي كه در حين تدريس مطرح مي كنند , دانش پژوهان را ترغيب به تفكر و اظهارنظر نمايند تا به اين وسيله ذهن آنان به تكاپو افتد و به بررسي و نقد و تحليل و نتيجه گيري بپردازد.
حضرت امام خميني بر كرسي تدريس علوم و معارف دين همواره شاگردان و دانش پژوهان را به تفكر و انديشه دعوت مي نمود و همواره به حالت سكوت و خودداري از ارائه نظراتشان درباره ديدگاه هاي مطرح شده اعتراض مي كرد.
نقل مي كنند حضرت امام خميني براي ايجاد انگيزش در طلاب براي ارائه ديدگاه و نظرات خويش به آنان مي فرمود :
« حرف مرا كه مي شنويد , تعبدي نپذيريد , فكر بكنيد , استلال بكنيد. »
حضرت امام همين روش نيكو را به يكي از اساتيد خويش نسبت مي داد و اعلام مي كرد :
« استاد ما مرحوم آيت الله حائزي مي فرمود وقتي بحث مرا نوشتيد , پائين ورقه يك اظهارنظري بكنيد تا من بدانم شما در اين باره اظهارنظر كرده ايد. »
حضرت امام خميني باتوجه به ارزش تفكر و بهره وري از آثار بررسي و نقد و تحليل ديدگاه ها و نظرات , پيوسته به اين موضوع اشاره مي كرد و با اصرار مي فرمود :
« در مقام بحث , فكرتان را آزاد نگه داريد و نگوييد استاد گفته است , استاد گفته باشد , خودتان فكرتان را به كار بيندازيد . » (1 )
2 ـ انديشه هاي باطل و ديدگاه هاي تباه و فاسدي كه مكتب هاي فكري و فلسفي غرب و شرق مطرح مي كنند و با روش هاي گوناگون در جوامع و سرزمين هاي اسلامي ازجمله جامعه ما ترويج مي نمايند , مقابله اساسي و مستند و مستدل را مي طلبد و تنها از اين طريق است كه مي توان به نقد ريشه اي و بنيادين اين مكاتب پرداخت و ضعف ها و اشكالات و انحرافات را در آنها يافت و به شبهات و سئوالاتي كه در اذهان مردم به ويژه جوانان و دانشجويان به وجود آمده است پاسخ راسخ و مستحكم و راهگشا داد.
يكي از راه هاي دست يابي به نقد و بررسي هاي اساسي و اطلاع كامل و جامع به ديدگاه هاي مكاتب براي يافتن نقاط انحرافي و به دست آوردن دلايل كافي و مستحكم براي نقد و رد آنها , آشنايي عميق به انديشه ها و افكار و تئوري هايي است كه آنها ارائه مي دهند. اين مهم اگر نزديك و ملموس و مشهود و عيني صورت پذيرد , بسيار موثر خواهد بود و انديشمندان اسلامي را سهلتر به نتيجه خواهد رساند.
حضرت امام خميني معتقد به اتخاذ اين روش براي آگاهي يافتن به عمق و ژرفاي مكتب هاي باطل ازجمله ماترياليسم و كمونيسم بود.
يكي از شاگردان حضرت امام خميني چنين نقل مي كند :
در زمان آقاي بروجردي (ره ) يك روز با جمعي از دوستان كه همدرس و از شاگردان امام بوديم , خدمت حضرت امام (ره ) در منزلشان شرفياب شديم . در محضر قدسي ايشان از شبهاتي كه ماديون در آن عصر مطرح مي كردند و به اين وسيله جوانان را گمراه و اغفال مي كردند , بحث شد. معظم له فرمودند :
« براي اينكه در حوزه , كار اساسي و ريشه اي انجام بگيرد , من اگر جاي آقاي بروجردي ـ كه امروز رئيس مسلمين است ـ باشم , چند تن از كمونيست هاي با معلومات را از شوروي به ايران مي آورم , حقوق و ديگر مخارج آنان را تامين مي كنم كه بيايند شبهات كمونيستها و مطالب علمي آنها را كه براساس آن الحاد را پايه گذاري كرده اند , مطرح كنند تا علما و فضلا از شبهات آنان به طور كامل آگاه شوند , تا با آنان به مقابله علمي برخيزند و پاسخ هاي مستدل و محكمي به آن شبهات و استدلال هاي آنها بدهند تا نتوانند ديگر اين قدر تبليغات كنند . » (2 )
3 ـ پرسش و پاسخ در جلسات تعليم و تدريس ميان شاگرد و معلم و استاد , امري است بسيار مفيد و لازم كه درس و يافته هاي علمي را به سوي فزوني و نكته يابي و كنكاش و تدقيق مي برد و مباحث تازه اي را مطرح مي نمايد و عرصه نويني را براي نيل به مقاصد عالي و بلند علمي گشوده مي دارد.
اساتيدي كه در شاگردان خود اين شوق را مي پرورانند كه به درس استاد اشكال بگيرند و سئوالات گوناگون مطرح كنند و حلقه هاي بحث را با پرسش و پاسخ هاي متعدد نشاط و طراوت ببخشند , هم خود به مراتب بالاتري از انديشه و تفكر و مهارت در تدريس نائل مي آيند , و هم شاگردان خويش را به ژرف انديشي و بالندگي و پويايي مي رسانند و بهترين نتايج را از اتخاذ اين شيوه شايسته كسب مي نمايند.
يكي از ويژگي هاي بزرگ حضرت امام خميني در عرصه تعليم و تدريس اين بود كه در فضاسازي هاي مفيد و سازنده به منظور تحقق اصل اشكال و پرسش و پاسخ كوشش فراوان مبذول مي داشت و معتقد بود كه اين شيوه آثار فراوان و ارزشمندي برجاي مي نهد.
در خاطرات شاگردان حضرت امام چنين آمده است :
در قم همان اوايلي كه به درس هاي فقه و اصول امام مي رفتم , بزرگان زيادي در كلاس هايشان شركت مي كردند... سبك تدريس حضرت امام اين امتياز خاص را داشت كه شاگردان را به بحث و گفتگو و مكالمه و درآوردن مطالب دقيق علمي وادار مي كرد.
پس از آن , حضرت امام در نجف اشرف در مسجد شيخ انصاري تدريس مي كردند... در حوزه علميه نجف متداول شده بود كه شاگردان در پاي درس استاد اشكال نگيرند و حرفي نزنند , آن هم به اين دليل بود كه وقت ديگران و كساني كه در جلسه حضور داشتند , تلف نشود و وقت و زمان درس كوتاه نشود. ولي امام در جلسه درسشان در نجف اين سد را شكستند.
شاگردان ايشان درپاي درس اشكال مي گرفتند و ايشان هم مانند شيوه تدريسشان در قم جواب مي دادند , و به اين معنا هم مقيد بودند و هر اشكالي هم مي شد , ايشان گوش مي دادند و سپس جواب مي فرمودند , ولو اين كه اشكال , اشكال خيلي واردي نباشد... ايشان معتقد بودند كه گاهي اشكال هايي در درس گفته مي شود كه بقيه شاگردها به آنها توجه ندارند , و وقتي كسي اشكالي را گفت , تازه ذهنها دنبال آن مي رود كه اين اشكال هم در مطلب هست و در نتيجه از جواب استاد برداشت بهتري مي كنند... در مسجد اعظم قم در درس ايشان واقعا يك محشر و معركه اي بود از سئوال و جواب و اشكال » (3 )
حضرت امام خميني با اصرار بر وجود مباحثه و مطرح كردن اشكال در مجالس تدريس و تعليم , به اين نكته نيز توجه اي ويژه داشتند كه فرق است بين « مباحثه » و « مخاصمه » و ضرورت طرح پرسش و اشكال براي يافتن پاسخ هاي مناسب , نبايد جلسات درس را به مخاصمه و تنش بين افراد تبديل سازد و استاد و شاگردان را از رسيدن به هدف بازدارد.
حضرت امام ضمن اين كه مي فرمودند « در همه جا بايد مناقشات طلبگي و مناقشات علمي باشد » و استناد به جلسات درس فقهاي مشهور مي كردند و ازجمله مي فرمودند « در محضر علماي بزرگ هم مثل ميرزاي شيرازي كه دو تا درس مي گفتند و پنج ساعت هم طول مي كشيد , همه داد و قال ها بوده است » , اذعان مي كردند كه در اين مجالس هرگز « مخاصمه نبوده , مباحثه بوده » و « يك وقت هست , اين طرف مي خواهد او را بكوبد , آن طرف مي خواهد او را بكوبد , اين , نه راه اسلام است , نه مقصد اسلامي مي تواند داشته باشد » . (4 )
همچنين حضرت امام خميني در عين حال كه به شدت معتقد به طرح پرسش و اشكال در مجلس درس بودند و از سكوت و امتناع شاگردان از اشكال متعجب شده و مي فرمودند : « مگر مجلس ختم است كه همه ساكت هستيد ! » , از افراط و زياده روي در اين امر به گونه اي كه مانع انعقاد جلسات درس به نحو صحيح و رسيدن به مقصود با نتيجه گيري هاي لازم گردد , مخالف بودند و در مواردي كه اين روش از حد اعتدال و معقول خارج مي شد , مي فرمودند : « مگر تعزيه خواني است كه تو بگويي , و من جواب بدهم ! » (5 )
4 ـ نظم و سامان در تعليم و تدريس يكي از ضروريات و لوازم بسيار حائز اهميت محسوب مي شود و معلمان و استادان بايد با اتصاف به اين صفت , مشوق شاگردان در الگوگيري از استاد و به كارگيري اين شيوه نيكو در همه عرصه هاي حيات باشند.
اگر به جستجوي عوامل رشد در كار تعليم و تدريس و موفقيت معلمان و اساتيد و شاگردان و دانش پژوهان بپردازيم , ترديدي وجود ندارد كه يكي از اين عوامل , نظم دقيق و مستمر در حاضرشدن به موقع در جلسات درس مي باشد و اين روش اگرچه بايد در عملكرد « استاد » و « شاگرد » هر دو متجلي گردد تا بهترين نتايج از جلسات مباحث به دست آيد , لكن نقش « استاد » در نظم و سامان و رعايت ضوابط آن بسيار حساس تر و تعيين كننده تر مي باشد و هرگونه تعلل و مسامحه او در اين امر , موجب بروز هرج ومرج و نابساماني در تداوم روند مطلوب دانش پژوهي و نيل به ثمرات و نتايج ارزشمند مي باشد.
يكي از مشخصه هاي بارز حضرت امام خميني در مقام تعليم وتدريس , نظم بسيار شگفتي زاي ايشان مي باشد كه همواره زبانزد فضلا و علما و دانشمندان اسلامي بوده و هست .
يكي از كساني كه در محفل درس امام حضور داشته و سالها از محضر نوراني اين استاد عاليقدر كسب فيض كرده است , درباره نظم و سامان آن انديشمند بزرگ و حكيم فرزانه چنين مي گويد :
« زماني كه ما در قم در مسجد سلماس پاي درس ايشان حاضر مي شديم , كمتر اتفاق مي افتاد كه من زودتر از امام به كلاس درس برسم . بيشتر وقتها من و ديگر طلبه ها وقتي به مسجد مي رفتيم , مي ديديم كه امام قبل از همه تشريف آورده اند... همه ما مي دانستيم كه حضرت امام از اين كه بعضي از شاگردان بعد از شروع درس مي آمدند , خيلي بدشان مي آمد , چرا كه خودشان آدم منظمي بودند و مي فهميدند كه اين طلبه نامنظم است كه سروقت در درس حاضر نمي شود ... (6 )
نظم شگفتي زاي حضرت امام در حضور به موقع در محفل درس و بحث به گونه اي دقيق بود كه شاگردانش معتقدند كه « حتي يك دقيقه هم تاخير نمي كردند » . (7 ) و حتي بعضي از آنان مي گويند : « ما ساعتهايمان را با درس امام منظم مي كنيم » . يعني ساعتي كه بنا بود امام در درس و بحث حاضر شوند , سر دقيقه حضور مي يافتند . (8 )
حضرت امام حتي در سخت ترين شرايط , به طور منظم در مجلس تدريس حضور به هم مي رسانيدند و به تلاش هاي علمي خويش اهتمام مي ورزيدند. يكي از اين شرايط سخت , با حمله ساواك به مدرسه فيضيه قم به وجود آمد كه طلاب چنين تصور مي كردند كه كلاس درس تعطيل شود , لكن امام در صحن حضرت معصومه (س ) روي زمين نشستند و مشغول تدريس شدند . (9 )
يكي ديگر از شرايط سخت و ناگواري كه در برنامه منظم تدريس حضرت امام تاثيري ننهاد , دستگيري مرحوم آيت الله مصطفي خميني فرزند فكور و فرزانه اش بود كه توسط حزب بعث عراق از نجف دستگير و به بغداد منتقل شد. در مرحله بعدي شهادت جانسوز او بود كه اين دو واقعه نتوانست كوچكترين خللي در نظم خيره كننده اي كه بر اشتغالات علمي و برنامه هاي درسي امام حاكم بود تاثير منفي و بازدارنده برجاي نهد.
5 ـ تسلط علمي معلمان و استادان و احاطه آنان بر جنبه ها و جلوه هاي مختلف موضوعاتي كه در آنها تخصص يافته اند , از مشخصه هاي لازم و ضروري براي موفقيت در تعليم و تدريس مي باشد.
احاطه بر علوم و معارف و به دست آوردن بينش هاي جامع براي حضور فعال در عرصه تدريس , از راه هايي چون مطالعات و بررسي هاي دقيق و همراه با تفكر و تعقل به دست مي آيد و همين روشهاست كه اساتيد را از سطح به عمق مي رساند و در هر اظهارنظر و تفسير و شرح و تبيين ها , ديدگاهايي را مطرح مي كنند كه بسيار راهگشا و مفيد و سازنده است و برپايه هاي آزادانديشي و نوآوري و تحول آفريني استوار مي باشد.
وسعت انديشه و تسلط فكري و علمي كساني كه بر كرسي تدريس و تعليم تكيه مي كنند , رونق بخش جلسات بحث و بررسي ها و ايجادكننده شوق و طراوت در مستمع براي تلاش مستمر به منظور كسب معرفت و شناخت و دانش بيشتر و عميق تر مي باشد و از همين روست كه شاگردان پرورش يافته در مكتب درسي اين اساتيد , از برجستگي ها و مهارت هاي خاصي برخوردار مي باشند و به خوبي با ديگران قابل تشخيص و تفكيك هستند.
حضرت امام خميني شخصيت والايي بود كه از جامعيت و تسلط علمي و تدبير و بينش عميقي برخوردار بود و كساني كه در جلسات درس او حضور يافته و از چشمه هاي جوشان علم و حكمت و معارف و دانش هايش جرعه ها برگرفته اند , اذعان و اعتراف دارند كه او از تسلط علمي خاصي برخوردار بود و با احاطه اي كه بر موضوعات مطروحه داشت , هر بحثي را بسيار جامع و دقيق و عميق دنبال مي كرد و شاگردان را به اقناع كامل علمي مي رساند.
تسلط علمي امام در اثر مطالعات مستمر و داراي كميت بالا و كيفيت مطلوب و متصل به بينش ها و شناخت و بصيرت هاي تحول آفرين بود , و اين شخصيت سترگ علمي با كنكاش و تحقيق و پژوهش هايي كه با مطالعات پي گير و مستمر انجام مي داد , بر موضوعات و مباحث مختلف احاطه و سيطره داشت .
شاگردان حضرت امام نقل مي كنندكه « ايشان تمام وقتشان را صرف درس و مطالعه و رسيدگي به مسائل و بررسي روايات و گفتار علما مي كردند و درس پخته و شسته و حلاجي شده اي تحويل شاگردان مي دادند. يعني بازدهي يك درسشان شايد به اندازه يك هفته درس ديگران بود... ما تعجب مي كرديم كه ايشان تا چه اندازه به مسائل احاطه دارند كه مسائل خارج از موضوع و خارج از بحث روز را هم جواب مي دهند » . (10 )
همچنين شاگردان و نزديكان امام مطالعات پي گير و مداوم و دقيق او را اينگونه توصيف مي كنند :
امام را از موقعي كه به ياد دارم , ميان كتاب هايشان مي ديدم . (11 )
مطالعات امام خيلي زياد بود. وقتي وارد اتاقشان مي شدم , مي ديدم توي كتاب ها گم شده اند . (12 )
امام آنقدر مشغول مطالعه و درس بودند كه ما فقط سر ناهار يا گاهي ده دقيقه سرشب ايشان را مي ديديم . (13 )
هنگامي كه امام بعد از شهادت حاج آقا مصطفي به خانه برگشتند , ساعتي بود كه ايشان مطالعه خاص خود را مي كردند. ايشان آمدند , نشستند و به ساعتشان نگاه كردند و متوجه شدند كه وقت مطالعه خاصشان است . سپس كتابشان را برداشتند و مطالعه خود را شروع كردند . (14 )
آنچه از نظر گذشت , گزيده اي از شيوه و روش هاي حضرت امام خميني استاد بزرگ فقه , كلام , فلسفه , اخلاق , عرفان , سياست , تفسير , تربيت , رهبري و مديريت اسلامي بود كه اركان و مباني پنجگانه « تدريس و تعليم » مي باشند و راهگشاي همه معلمان و اساتيد مراكز علمي براي به نتيجه و ثمرنشاندن تلاش هاي خود با پرورش نيروهاي انديشمند و مجرب و بالنده و مفيد و سازنده براي جامعه مي باشند.
اين اركان پنجگانه يعني انديشه وري و تفكر , كسب اطلاعات جامع از مكتب هاي فكري براي نقد مستند و مستدل آنها , پرسش گري هاي علمي , نظم و سامان , و احاطه جامع علمي بر موضوعات تخصص ها در اثر مطالعه با كميت بالا و كيفيت مطلوب , در صورتي كه در حوزه ها و عرصه هاي كار و تلاش و تدريس و تعليم معلمان و اساتيد به طور كامل و دقيق و عميق به تجلي در آيند , زمينه ساز رشد و كمال و پيشرفت و بالندگي در ميادين و صحنه هاي مختلفي مي شوند كه سعادت و رستگاري در حيات مادي و معنوي جامعه را تامين خواهند نمود.
پي نوشت ها :
1 ـ پا به پاي آفتاب , گردآوري و تدوين اميررضا ستوده , نشر پنجره , ج 3 , ص 39
2 ـ همان مدرك , ج 4 , ص 296
3 ـ همان مدرك , ج 2 , ص 283 و 284
4 ـ حكايت هاي تلخ و شيرين , موسسه فرهنگي قدر ولايت , ج 1 , ص 116
5 ـ پا به پاي آفتاب , ج 4 , ص 137
6 ـ همان منبع , ج 2 , ص 282
7 ـ جلوه هاي معلمي امام خميني , گردآوري و تدوين از امير رضا ستوده , احمد برادري , نشر پنجره , ص 51
8 ـ همان منبع , ص 52
9 ـ برداشت هايي از سيره امام خميني , ج 2 , ص 320
10 ـ پا به پاي آفتاب , ج 4 , ص 81 و 82
11 ـ برداشت هايي از سيره امام خميني , ج 2 , ص 335
12 ـ پا به پاي آفتاب , ج 1 , ص 88
13 ـ جلوه هاي معلمي امام خميني , ص 57
14 ـ همان منبع , ص 57
انديشه هاي زلال و تحول زا و رفتار و سلوك الهي و عملكردهاي بسيار عميق و دقيق و علم و حكمت و بينش هاي ژرف حضرت امام خميني فراراه ملت هايي است كه به رشد و سعادت و هدايت و رستگاري مي انديشند و حيات « خاكي » و « سمائي » خود را با پاكي و سلامت و موفقيت در امور مختلف قرين و همراه مي طلبند
تعاليم و معارف اسلام براي انديشه وري و تفكر در نظريات و ديدگاه هاي علمي ارزش و اهميتي خاص قائل است و نطفه نضج هرگونه تفكر و انديشه بالنده و راهگشا را مراكز علمي و بحث و مناظره ها و اظهارنظرهاي جويندگان دانش مي داند
يكي از ويژگي هاي بزرگ حضرت امام خميني در عرصه تعليم و تدريس اين بود كه در فضاسازي هاي مفيد و سازنده به منظور تحقق اصل اشكال و پرسش و پاسخ كوشش فراوان مبذول مي داشت و معتقد بود اين شيوه آثار فراوان و ارزشمندي برجاي مي نهد