نگاهي به انگيزه ها و عوامل از ظهور تا سقوط
قسمت بيست و دوم
وفات عبدالرحمن
امير عظيم اموي , عبدالرحمن دوم , مشهور به « اوسط » در سال 228 ه'
ق (852 م ) درگذشت و دولت شكوهمند و با ثبات و تمدن در حال رشد و
توسعه با سرعتي دهشت انگيز را براي فرزندانش , محمد گذاشت . در عين
حال مشكلات , اختلافات و مصائبي را برايش به ارث گذاشت كه ريشه در
عمق تاريخ اسپانياي اسلامي و تركيب جمعيتي آن داشت و هر چند به نظر
مي رسيد در ايام عبدالرحمن دوم چنان از بين رفته كه ديگر باز نخواهد
گشت , اما همچنان زنده و فعال باقي بود.
عصر فتنه و تفرقه در امارت اموري
(238 ـ 300 هـ . ق ـ 852 ـ912 م )
به محض انتقال قدرت به امير محمدبن عبدالرحمن در سال 238 هـ . ق
(825 م ) مرحله اي در تاريخ اسپانياي اسلامي آغاز شد كه حدود شصت
سال طول كشيد. اين مرحله روزگار را امير محمد و دو فرزندش , منذر و
عبدالله , را در برگرفت وطي آن , فتنه و آشوب كشور را فرا گرفت و
جدايي طلبي و تفرقه گرايي و عصيانگري نزد حاكمان , امرا , بزرگان , مناطق و
شهرهاي بزرگ , خصوصا در مناطق ثغور به صورت يك اصل و قاعده
درآمد. نفوذ امراي اموي و حكومت مركزي اندلس رو به كاهش مداوم
گذارد. چنا ن كه در روزگار اميرعبدالله , قدرت وي از ديوارهاي اندلس
(پايتخت ) و برخي از روستاهاي نزديك آن فراتر نمي رفت . دولت اسلامي
اندلس وحدت سياسي خود را از دست داد وبراي حفظ آن از گزند حوادث
ودفع خطر , به دست هايي قدرتمند و توانا , چون دست هاي عبدالرحمن
داخل , حكم اول و عبدالرحمن اوسط نياز داشت و بالاتر اين كه در برخي
اوقات و آن گاه كه مصائب و مشكلات پي در پي باريدن گرفت و آن زمان كه
تحركات جدايي طلبانه فراگير شد , چنان به نظر مي رسيد كه كشور در
سراشيبي نابودي قطعي است . ا لبته نزديكي ممالك مسيحي اسپانيا و
آمادگي مداوم آن ها براي كمك به شورشيان و متمردان اندلس به منظور
تضعيف دولت اسلامي اندلس ـ كه البته در اين راه تلاش هم مي كردند ـ تاثير
عميقي در افزايش احساسات منطقه اي و گرايش هاي جدايي خواهانه
داشت .
ابن خطيب , از مورخان اندلس , دو علت ديگر به اين ملاحظات خارجي
مي افزايد : از نظر وي وفور شورش ها وتحركات شورشيان و متمردان در نيمه
دوم قرن نهم ميلادي دو علت ديگر نيز داشت كه به بافت جمعيتي اندلس
مربوط مي شود.اين دو علت عبارتند از :
1 ـ شكوه كشور و پناهگاه هاي مستحكم و مشكلات ناشي از ارتباط
مردم با نصاراي شمالي .
2 ـ همت عالي , تكبر و خود بزرگ بيني و نافرماني , زيرا اشراف نيز , كه از
خضوع و فرمانبرداري گريزان هستند , در ميان آنان بودند.
محمدبن عبدالرحمن (238 ـ 273 هـ . ق 852 ـ 886 م )
اميرمحمدبن عبدالرحمن در ربيع الثاني 238 ه' ـ ق (852 م ) پس از
مرگ پدر به امارت رسيد. زماني كه پدرش در بستر بيماري بود , با او بيعت و
رسما به عنوان امير معرفي شد. امير محمد اكثر دولتمردان و معاونان پدرش
را , خصوصا آنان كه از افاضل با تجربه بودند , در مناصب خود ابقا كرد.
امير محمد صفات و خصوصيات والايي داشت كه بر اساس معيارهاي
آن عصر مي توانست و بلكه لازم بود او را از فاضل ترين , موفق ترين و
قدرتمندترين امراي زمان خودش قرار دهد. با وجود اين محمد نتوانست در
مقابله با فتنه وآشوب موفق شود , زيرا فتنه ها قوي تر از آن بود كه وي بتواند
با آن ها مقابله كند. همين امر موجب شد كه ابن حيان به هنگام ارزيابي دست
آوردهاي وي , درباره روزگار او بگويد : « اواخر عصر وي سراسر آشوب بود ,
مردم گروه گروه شده و تخم نفاق در همه جا پراكنده شده بود » .
روابط محمد با مسيحيان
امير محمد در قبال ممالك مسيحي اسپانيا , در شمال اندلس سياست
جديدي در پيش نگرفت . او سياست سنتي اعزام لشكرهاي تابستاني و
زمستاني را ـ كه از اسلاف خود به ارث برده بود ـ ادامه داد. او خود را متعهد
مي دانست كه با آمدن تابستان و در صورت مساعد بودن اوضاع , به
سرزمين هاي مسيحيان شمال حمله كند , اما هدف روشن , جز جنگ با
دشمنان و تخريب زمين ها و انهدام , شهرها و دژهاي آنان و بازگشت با اموال
و غنايم هر چه بيش تر , نداشت .
به نظر مي رسد آرامش نسبي در مرزهاي اسپانياي اسلامي و اسپانياي
مسيحي در سال هاي پاياني حكومت عبدالرحمن در روزگار محمد دوام
نيافت , زيرا در اين دوره روابط اندلس با مسيحيان همواره لرزان و مضطرب
بود. بدتر اين كه در اكثر موارد , ميدان جنگ و نبرد در داخل سرزمينهاي
مسلمانان بود , زيرا مناطق ثغور همواره بر ضد حكومت امير محمد در
عصيان و تمرد بود و رهبران و زعماي اين مناطق در همپيماني و همكاري و
نيز درخواست كمك از همسايگان مسيحي ترديدي به خود راه نمي دادند.
اين تعاون و همكاري , آنان را در مقابله با امير محمد و سپاهيان او تواناتر و
اميراموي را از ارسال لشكرهاي تابستاني به مناطق شمال ناتوان و عاجز
مي ساخت .
در اين جا به بيان بارزترين و مهم ترين حملات بسنده مي كنيم :
1 ـ امير محمد اقدامات و فعاليت هاي نظامي اش را خود آغاز كرد . او پس
از روي كار آمدن , براي نخستين بار يك حمله تابستاني به زمين هاي قشتاله
(قلاع ) را در سال 241 هـ . ق (855 م ) خودش فرماندهي و تا آن سوي اين
منطقه پيشروي كرد و بسياري از دژهاي مشركان را گشود.
2 ـ در سال بعد , يعني در سال 242 هـ . ق (856 م ) از موسي بن قسي ,
والي تطيله و بزرگترين رهبران مناطق ثغراعلي , خواست كه يك حمله بزرگ
به شهر برشلونه را فرماندهي كند. موسي به شهر برشلونه حمله و آن را
محاصره كرد , اما آن را تسليم نكرد و برخي از محلات شهر و مناطق آن را
ويران و دژ طراحه در حوالي برشلونه را فتح كرد.
3 ـ در سال 246 هـ . ق (860 م ) امير محمد يك حمله بزرگ به زمين هاي نبره
(بلاد شبكنس ) تجهيز كرد. فرماندهي اين حمله را يكي از بزرگان سپاه او
برعهده داشت . در سپاه امير محمد در اين غزوه چنان خارج شد كه از نظر
شمار جمعيت , كمال عدت و ظهور هيبت , همانندي پيش از اين نداشت .
هدف اين حمله , مقابله با پيمان اردونيوي اول , شاه استورياس , و غرسيه ,
شاه نبره , و دفع تجاوز آنان به سرزمين هاي مسلمانان بود.
4 ـ در سال 247 هـ . ق (861 م ) يك حمله تابستاني به زمين هاي البه و قلاع
(قشتاله ) انجام شد , اما دست آورد مهمي نداشت .
پس از اين چندين حمله تابستاني به زمين هاي شمال مسيحي در روزگار
امير محمد انجام شد. طبعا اين حملات هنگامي صورت مي گرفت كه اوضاع
داخلي رو به وخامت و پيچيدگي , به او اجازه مي داد , بيش تر حملات , به
اراضي قشتاله (قلاع ) انجام شد , اما هيچ يك نتايج مهمي در برنداشت .

روي موج خبر
بزرگترين دانشنامه امامت شيعه ازنگاه اهل سنت درقم
درحال تدوين است
|

قم ـ خبرگزاري جمهوري اسلامي : بزرگترين دانشنامه امامت شيعه از
نگاه اهل سنت در شهر مقدس قم از سوي كتابخانه آيت الله مرعشي
نجفي (ره ) درحال تدوين است .
مدير دانشنامه امامت شيعه روز چهارشنبه در گفت وگو با ايرنا افزود :
اين دانشنامه 40 جلدي كار تدوين آن از سه سال گذشته آغاز و در حال
حاضر پنج جلد با عنوان « موسوعه الامامه في خصوص اهل السنت » چاپ
شده است .
« محمد اسفندياري » افزود : متون اين دانشنامه شامل كتابهاي حديثي
وتاريخي اهل سنت از قرن دوم تا هفتم هجري است .
وي ادامه داد , اين دانشنامه با استفاده از آثاري كه آيت الله مرعشي
نجفي از اهل سنت گردآوري نموده و كتاب ملحقات احقاق الحق وي
بازسازي و درحال تدوين است .
وي بيان داشت : دانشنامه فوق در پي اثبات فضايل و برتري خاندان
عصمت و پيشوايي و رهبري معصومين (ع ) است و سعي شده تا با نگاهي نو
جايگاه اهل بيت (ع ) از ميان ميراث كهن كاويده و با ساختار و قالبي جديد
ارايه گردد.
اسفندياري از جمله ويژگي هاي اين اثر را مستند بودن احاديث و متون ,
دسته بندي دقيق , ذكر مصادر , تنوع و جامعيت مطالب و اختصاصي بودن
كتاب ذكر كرد.
وي افزود : اين دانشنامه تا سه سال آينده كامل خواهد شد.

|
شيوه هاي ارائه مفاهم نهج البلاغه
|

نگاهي به دسته بندي مفاهيم ژرف و انسان ساز نهج البلاغه
اشاره :
دسته بندي مفاهيم ژرف و انسان ساز نهج البلاغه و شرح و توضيح
سخنان آن امام بزرگوار از سوي پژوهشگران و غواصان درياي بي كران
نهج البلاغه در شيوه ها و اسلوب هاي گوناگون ارائه شده است , كه به توضيح
آن مي پردازيم . لازم به يادآوري است كه هر يك از اين شيوه ها در جايگاه
خود از امتيازاتي برخوردار است و توجه به هر يك از آنها , ما را از شيوه هاي
ديگر بي نياز نمي سازد.
شيوه هايي كه در ارائه مفاهيم نهج البلاغه ارائه شده است را به طور عمده
مي توان در موارد زير خلاصه نمود :
.1 شرح و توضيح سخنان امام علي ـ عليه السلام ـ به ترتيب نهج البلاغه
در اين شيوه , ترتيب و سياق خطبه ها , نامه ها و كلمات كوتاه آن حضرت
همان گونه كه در نهج البلاغه آمده است ـ محفوظ مي ماند و پژوهشگر تنها
به شرح و توضيح سخنان امام ـ عليه السلام ـ از نظر مفاهيم و لغت و زنجيره
سند و مفاهيم مشابه در خطبه هاي ديگر و ديگر سخنان پيشوايان دين , و
ساير سخنان آن حضرت در اين زمينه و... مي پردازد. شرح كنندگان
نهج البلاغه عموما اين شيوه را برگزيده اند و هر يك متناسب با گستره
معلومات و گرايش خاص خود ـ و معمولا در چندين مجلد ـ شرحي را بر
نهج البلاغه سامان داده اند.
ابن ابي الحديد معتزلي يكي از شارحان پيشگام نهج البلاغه اين سبك را
برگزيده است . وي در سال 649 ق . شرح بيست جلدي خود بر نهج البلاغه را
به پايان مي برد و از جمله بزرگاني است كه در تبيين سخنان امام ـ عليه السلام
از اشعار و ادبيات عرب و نقل حوادث تاريخي و نكته هاي ادبي و كلامي
استفاده فراوان برده و از اين طريق نقش بارزي در آشنا كردن ذهن مسلمانان ـ
به ويژه در جهان اهل سنت ـ با اين كلام جاودانه برعهده گرفته است . استاد
محمدابوالفضل ابراهيم مصري در مقدمه خود بر تصحيح و تحقيق اين شرح
گران سنگ مي نويسند :
تاكنون بسياري از علما و فضلا شرح هايي بر نهج البلاغه نگاشته اند كه
طبق آنچه سيدهبه الله شهرستاني (در كتاب « ما هو نهج البلاغه » ) نوشته
تعداد آنها از پنجاه شرح بزرگ و كوچك در مي گذرد , كه در بين آنها
شرح هايي از ابوالحسين بيهقي , امام فخرالدين رازي , قطب راوندي ,
كمال الدين محمد ميثم بحراني , از پيشينيان و حبيب بن محمد بن هاشم
هاشمي و شيخ محمد عبده و محمد نائل مرصفي از متاخيرين به چشم
مي خورد. ولي تاكنون بزرگترين و طولاني ترين اين شرح ها ـ كه سرشار از
دانش و ادب و معارف گوناگون است ـ همان شرح عزالدين عبدالحميد بن
ابي الحديد مدائني است .
ايشان اين شرح را در آغاز ماه رجب سال 644 ق . شروع و در پايان ماه
صفر سال 649 ق . (يعني طي چهار سال و هشت ماه ) به پايان برده است ,
چنان كه خود در اين باره مي گويد : « مدت نگارش اين كتاب به اندازه مدت
خلافت اميرمومنان ـ عليه السلام ـ بوده است . » و باز خود در مقدمه شرح
خويش مي گويد : « كسي جز سعيدبن هبه الله بن حسن فقيه , معروف به
راوندي در شرح نوشتن بر نهج البلاغه از او پيشي نگرفته است . » (1 )
پس از شرح ابن ابي الحديد شرح هاي بسياري با گرايش هاي ادبي ,
كلامي , تاريخي , فلسفي , اجتماعي , اخلاقي و... به زبان هاي مختلف به ويژه
زبان عربي و فارسي به همين سبك و سياق بر نهج البلاغه نوشته شده است
كه برخي از پژوهشگران تعداد آنها را از سي صد متجاوز دانسته اند و بررسي
خصوصيات و امتيازات هر يك از آنها نياز به پژوهشي جداگانه دارد و
نام هاي برخي از آنها را در فصل پاياني همين نوشتار آورده ايم .
.2 ارائه سخنان امام ـ عليه السلام ـ برپايه زمان صدور
روش ديگري كه در ارائه مفاهيم نهج البلاغه به كار گرفته شده است ,
دسته بندي بيانات آن حضرت برپايه زمان صدور و شان بيان آنهاست . در
اين شيوه با توجه به مضمون سخن امام ـ عليه السلام ـ و قراين و شواهد
تاريخي , جايگاه سخن امام ـ عليه السلام ـ از نظر زمان صدور مشخص
مي شود يا به هم پيوستن كلمات آن حضرت در حقيقت تاريخ بازسازي و با
كمك هر يك , ديگري روشن مي شود.
محقق سخت كوش زنده ياد آقاي شيخ محمدباقر محمودي در كتاب
« نهج السعاده » ـ كه به عنوان مستدرك نهج البلاغه نگاشته اند ـ از اين شيوه
سود برده اند. ايشان در مقدمه اين كتاب مي نويسند :
نكته ديگري را كه بايد يادآور شوم اين است كه , ما در اين كتاب ترتيب
در كلام امام ـ عليه السلام ـ را مورد نظر قرار داده ايم و آنچه را از نظر زماني
زودتر صادر شده ـ ولو در حد تقريب و گمان ـ مقدم داشتيم . ما در اين
كتاب , قاعده « نخست و سپس نخستين » (الاول فالاول ) را مراعات كرديم و
هر جا شواهد دروني , مانند مضمون كلام يا دلالت سند و يا شواهد بروني و
قراين منفصل بر زمان صدور سخن آن حضرت يافتيم , مبنا قرار داده و بر آن
پايه سخن آن حضرت را در جايگاه خود نهاديم تا زنجيره سخن امام ـ
عليه السلام ـ آن گونه كه در ظرف زمان و در عالم خارج به وقوع پيوسته ـ
مرتب شود; و هركس به راحتي بتواند به سخنان آن حضرت در هر مقطع از
زمان دست يابد; يعني اگر كسي بخواهد بياناتي را كه آن حضرت در زمان
پيامبراكرم ـ صلي الله عليه وآله ـ بيان فرموده است بيابد , تنها با گشودن
كتاب و ملاحظه عناوين اين فصل به هدف خود دست يابد.
از فوايد اين نوع تنظيم اين است كه , نهج البلاغه بصورت زندگاني نامه
آن حضرت ـ كه از زبان و بيان وي گرفته شده ـ درخواهد آمد و مي توان
مطالب درست يا نادرستي را كه در شرح زندگاني آن حضرت نگاشته شده با
آن سنجيد و نيز مي توان به كمك آن , درستي يا نادرستي مطالبي كه به
جنابش نسبت داده و يا از ساحت مقدسش نفي كرده اند فهميد . (2 )
.3 شيوه موضوعي به ترتيب اهميت موضوع
در اين شيوه سخنان امام ـ عليه السلام ـ با توجه به مفهوم آن در ابواب
گوناگون گرد مي آيد و برپايه اهميت و جايگاه آن در نظام سلسله وجود تنظيم
و ارائه مي شود. در اين شيوه معمولا موضوعات نهج البلاغه از خدا و صفات
خدا و عالم خلق و فرشتگان شروع , سپس موضوعات مربوط به نبوت عامه
و خاصه و امامت و معاد گردآوري و آن گاه به موضوعاتي چون عبادات ,
معاملات , اخلاق , آداب , مواعظ و... مي پردازند.
زنده ياد علامه شيخ محمدتقي شوشتري در شرح توضيحي خويش ,
يعني « بهج الصباغه » اين شيوه را ارائه داده اند. ايشان در مقدمه خويش بر
اين شرح مي نويسند :
از آن رو كه مصنف محترم نهج البلاغه « سيدرضي ـ قدس سره ) خطبه ها
و نامه ها و كلمات كوتاه آن حضرت با به ترتيب لفظي گردآوري كرده اند , به
نظرم رسيد بيانات آن حضرت را براساس مفهوم و معنا جمع كنم از اين رو
آنچه را كه مثلا در ارتباط با « توحيد » يا « نبوت » يا « امامت » بود در يك جا
گردآوردم . (3 )
آن گاه ايشان بيانات آن حضرت در نهج البلاغه را در شصت موضوع
اساسي گردآوري و در چهارده مجلد به شيفتگان كلام آن امام همام تقديم
مي كنند.

استاد لبيب بيضون نيز كتاب « تصنيف نهج البلاغه » خود را ـ چنانكه
پيش از اين نيز يادآور شديم ـ در 430 موضوع بر اساس همين روش ارائه
داده اند. ايشان با نوشتن مدخل هاي توضيحي مفيد بر بسياري از موضوعات
و نيز حسن سليقه در انتخاب مفاهيم , اثر ارزشمندي در دسته بندي مفاهيم
نهج البلاغه پديد آورده اند.
.4 شيوه موضوعي به ترتيب الفبايي
شيوه ديگري در ارائه مفاهيم والاي نهج البلاغه , شيوه ارائه مفاهيم
براساس موضوع به ترتيب الفباست .
اين شيوه , همان شيوه معمول كتاب هاي لغت است و كتاب هايي مانند
« الكاشف الالفاظ نهج البلاغه » و « المعجم المفهرس لالفاظ نهج البلاغه »
براي يافتن واژه هاي هم ريشه در نهج البلاغه از آن سود برده اند. كتاب هاي
زير با چنين شيوه اي نوشته شده است :
« الدليل علي موضوعات نهج البلاغه » و « الهادي الي موضوعات
نهج البلاغه » تاليف آيت الله علي مشكيني ; و نيز مجموعه نه جلدي « فرهنگ
آفتاب » ـ فرهنگ تفصيلي مفاهيم نهج البلاغه ـ تاليف حجت الاسلام
عبدالمجيد معاديخواه ـ كه با ترجمه اي خوش به فارسي نگارش يافته ـ
است .
در پيش گفتار فرهنگ آفتاب آمده است :
تاكنون نزديك به 400 كتاب به نام « ترجمه » , « تفسير » , « مدارك » ,
« مستدرك » , « كاشف » و « معجم » در اين زمينه انتشار يافته است ; آنچه اينك
با نام « فرهنگ آفتاب » بر اين مجموعه افزوده مي شود « معجم » ديگري است
فراهم آمده از فهرستي ديگر كه محور كار در آن نه واژه ها بلكه مفاهيم و
معاني نهج البلاغه است ...
در فرهنگ آفتاب موضوعات فراواني مطرح است كه هر يك پهنه اي
گسترده براي پژوهش تواند بود. تلاش نگارنده همه اين بوده است كه
دستيابي پژوهشگران را به يكي از منابع اسلامي سازد; در مثل « آب » نخستين
موضوعي است كه به چشم مي خورد و پژوهشگري كه آب پژوهي را در
دستور كارش داشته باشد , با مراجعه به اين فرهنگ , اطمينان مي يابد كه
عبارت هايي سودمند را از نهج البلاغه در اختيار دارد . (4 )
.5 تك نگاري ها در مورد يك موضوع و يا يك كلام از نهج البلاغه
يكي از شيوه هاي رايج و پسنديده در توضيح و ارائه مفاهيم نهج البلاغه
تك نگاريهايي است كه مستقلا در مورد يك موضوع و يا يك و يا چند كلام
از بيانات امام ـ عليه السلام ـ به رشته تحرير آمده است .
پژوهشگران و علماي شيعه از ديرباز بدين شيوه توجه داشته اند و
هم اكنون نيز مورد توجه انديشوران و نويسندگان شيفته سخنان امام ـ
عليه السلام ـ است .
كتاب هايي همچون : « خدا در نهج البلاغه » , آيت الله محمدعلي گرامي ;
« خوارج از ديدگاه نهج البلاغه » , آيت الله حسين نوري ; « سيري در
نهج البلاغه » , آيت الله مرتضي مطهري ; « انسان كامل در نهج البلاغه » ,
آيت الله حسن زاده آملي ; « الهيات در نهج البلاغه » , آيت الله لطف الله صافي ;
« شرح خطبه قاصعه » , آيت الله حسين علي منتظري ; « حكمت نظري و عملي
در نهج البلاغه » , آيت الله جوادي آملي ; « اخلاق در نهج البلاغه » ,
حجت الاسلام سيدكاظم ارفع ; « اهلبيت در نهج البلاغه » , حجت الاسلام
سيدمهدي شمس الدين ; « جاهليت از ديدگاه نهج البلاغه » , حجت الاسلام
احمد صادقي اردستاني ; « جهاد از ديدگاه نهج البلاغه » , حجت الاسلام عميد
زنجاني ; « كلام جاودانه » , استاد محمدرضا حكيمي و دهها عنوان كتاب و
صدها مقاله ديگر در اين زمينه كه در اين راستا نگارش يافته است . البته
شايد به گونه اي بتوان اين تك نگاري ها را به عنوان شيوه اي مستقل قلمداد
نكرد و آنها را بخشي از يك چهار شيوه پيشين به شمار آورد.
محمود صلواتي
پانوشت ها :
1 ـ شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد , ج 1 , ص .10
2 ـ نهج السعاده في مستدرك نهج البلاغه , موسسه اعلمي بيروت , ج 1 ,
ص .15
3 ـ بهج الصباغه في شرح نهج البلاغه , ج 1 , ص .236
4 ـ فرهنگ آفتاب , ج 1 , ص .10
تاكنون بسياري از علما و فضلا شرح هايي بر نهج البلاغه نگاشته اند كه
طبق آنچه سيدهبه الله شهرستاني (در كتاب « ما هو نهج البلاغه » ) نوشته
تعداد آنها از پنجاه شرح بزرگ و كوچك در مي گذرد
روش ديگري كه در ارائه مفاهيم نهج البلاغه به كار گرفته شده است ,
دسته بندي بيانات آن حضرت برپايه زمان صدور و شان بيان آنهاست .
در اين شيوه با توجه به مضمون سخن امام ـ عليه السلام ـ و قراين و
شواهد تاريخي , جايگاه سخن امام ـ عليه السلام ـ از نظر زمان صدور
مشخص مي شود يا به هم پيوستن كلمات آن حضرت در حقيقت تاريخ
بازسازي و با كمك هر يك , ديگري روشن مي شود
يكي از شيوه هاي رايج و پسنديده در توضيح و ارائه مفاهيم نهج البلاغه
تك نگاريهايي است كه مستقلا در مورد يك موضوع و يا يك و يا چند كلام
از بيانات امام (ع ) به رشته تحرير آمده است
در شيوه موضوعي سخنان امام (ع ) با توجه به مفهوم آن در ابواب
گوناگون گرد مي آيد و برپايه اهميت آن در نظام سلسله و جور تنظيم و
ارائه مي شود

|
| |