
(تحليلي بر روند انقلاب اسلامي از « صفر » به « اوج » و از « اوج » به
« اوج » )
علي معصومي (وزوايي )
اگر بخواهيم براي ظهور و افول تمدن ها , جوامع و برخي
پديده هايي كه از نوع اند , يك قانون كلي ترسيم كنيم , مي توانيم بگوييم
كه عموما سير اين پديده ها , همواره از هيچ به همه چيز و از همه چيز به
هيچ بوده است ; به عبارت ديگر , سير آن ها از صفر به اوج و از اوج به
صفر بوده است . البته اين مفهوم كلي , چيزي است كه با نگرش به
واقعيت هاي تاريخي , در ذهن هر كس نقش مي بندد , ولي چنين نيست كه
لاجرم چنين قانوني وجود داشته باشد و هر جامعه و هر تمدن و هر
پديده اي ناچار باشد چنين سيري را طي كند. به عبارت ديگر , هرگاه به
تاريخ و واقعيت هاي تاريخي مي نگريم , در متن تاريخ , چنين كليتي را به
خوبي مشاهده مي كنيم , ولي بايد اذعان كنيم كه چنين كليتي گرچه در
تاريخ واقعيت دارد , اما نمي توان گفت كه عقلا نيز اين قانون درست
است و « بايد عقلي » و بايد منبعث از سنت هاي قطعي هستي و الهي » بر
آن حاكم است . به همين دليل است كه اگر تمدن ها و پديده هاي
اجتماعي و.... در بستر سنن تكاملي الهي قرار بگيرند , مي توانند آن
بخش از اين مفهوم كلي را كه بازگشت از اوج به صفر است , به « حركت
از اوج به اوج » تبديل كنند و تا زماني كه در بستر سنن تكاملي الهي سير
مي كنند , پيوسته از اوجي به اوج ديگر خيز بردارند , ولي اگر از بستر
تكاملي الهي خارج شوند , همان قانون كلي كه از صفر تا اوج و از اوج تا
صفر است , بر آن ها صادق مي شود.
ما به هر پديده بزرگ و گسترده اي كه بنگريم , مشاهده خواهيم كرد
كه در ابتدا , تقريبا « هيچ » و « صفر » بوده و بعدا عظمت يافته و گسترده
شده است . اين واقعيت تاريخي , به همه كساني كه در راه حق مبارزه
مي كنند و قصد دارند بشر را به سوي تعالي حركت بدهند , بزرگ ترين
روزنه است , زيرا اين نكته در معرض درك و ايمان قوي قرار مي گيرد كه
مي توان از صفر شروع كرد و بزرگ ترين پديده ها را به وجود آورد;
همچنين اين فهم متجلي مي شود كه بزرگ ترين و گسترده ترين پديده اي
باطل كه در ظاهر در اوج هستند و در نگاه معمولي , به نظر مي رسند كه
هيچ عاملي نمي تواند آن ها را از مسير حركت تكاملي بشر بردارد , طبق
قاعده كلي حاكم بر واقعيت هاي تاريخي , به سرعت از اوج به صفر
بازمي گردند. چنين دريافت ها است كه در دل مبارزان راه حق , جرقه
ايجاد مي كند و آن ها را مطمئن مي نمايد كه بدون ذره اي ترديد , پيروز
خواهند شد و به اهداف الهي خود دست خواهند يافت .
واقعيت اين است كه اكنون مردم جهان در دنياي دو قطبي زندگي
مي كنند. البته , دو ـ سه دهه پيش نيز جهان دو قطبي بود و درست مثل
امروز , دو جريان و دو قطب مهم در جهان حضور داشتند , ولي دو
قطبي دهه هاي پيش با دو قطبي امروز , كاملا متفاوت است . در دهه هاي
پيشين , ريشه هر دو قطب جهاني (جهان كمونيسم و سوسياليسم و
جهان سرمايه داري و كاپيتاليسم ) تفاوت ماهوي چنداني با هم نداشتند
و منشا هر دو اصالت دنيا و ماده و كفر بود; با اين تفاوت مختصر كه يكي
از آن ها مبتني الحاد و كفر ماركسيسم بود و ديگري مبتني بر الحاد
ليبراليسم ; يكي از آن ها مبتني بر اصالت ماده به عنوان ملموس ترين نماد
دنيا بوده و ديگري مبتني بر اصالت سود و مال و سرمايه به عنوان
ملموس ترين نماد دين محسوب مي شد. بنابراين , منشا الحاد و نوع
الحاد آن ها و همچنين , نماد و مصداق آن ها از دنيا اندكي متفاوت بود ,
ولي در اساس تفاوت چنداني با هم نداشتند. اما جهان دو قطبي امروز ,
در ريشه و منشا و ماهيت و ذات , كاملا با هم تفاوت دارند و هيچ
سنخيت و تشابهي بين آن ها ديده نمي شود. به عبارت ديگر , دو قطبي
بودن امروز جهان , كاملا واقعي است و چيزي نيست كه مثل گذشته ,
فقط با تبليغات ساخته و پرداخته شده و به ذهن مردم چين القا شده
باشد كه جهان دو قطبي است . در آن زمان , دو قطبي بودن جهان , يك
امر ذهني بود كه در اثر تبليغات و به منظور دست يابي به اهداف خاص
پديد آمده بود , ولي دو قطبي بودن امروز جهان , در جهان واقع نيز
وجود دارد و امر ذهني محسوب نمي شود. يكي از دو قطب كنوني
جهان , همان قطبي است كه جمهوري اسلامي ايران و انقلاب اسلامي
ايران در محور آن قرار دارد. اين قطب , علاوه بر اينكه در ميان دولت ها
و قطب هاي كوچك و بزرگ سياسي جهان , حاميان و طرفداراني دارد ,
اكثريت بزرگي از ملت هايي كه زندگي و دنيايي مي خواهند كه معنويات
نيز در آن حضور جدي داشته باشد , با آن همراه هستند , يعني همان
ملت ها و انسان هايي كه زندگي صرفا مادي و غيرارزشي مكتب ها و
حكومت هاي غربي را نمي پسندند و مي خواهند زندگي و دنيايي داشته
باشند كه دين و دنيا آن ها و نيازها و خواسته هاي زيستي و تمايلات
معنوي آن ها چنانكه شايسته انسان متعالي است , به هم آميخته شود. آن
قطب جهان كنوني كه انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي ايران ,
محور و كانون و ريشه آن است , قطبي است كه ماهيت و هويت الهي و
ارزشي و معنوي دارد و در ضمن همه نيازها و خواست هاي مادي و
دنيايي بشر را در بستر و در فضاي ويژه اي كه متناسب با شان الهي انسان
است , مديريت مي كند.
قطب دوم جهان كه اكنون در برابر قطب الهي و ارزش ايستاده
است , همان قطبي است كه مبتني بر الحاد ليبراليسم و سرمايه پرستي
(كاپيتاليسم ) مي باشد و در حال حاضر به عنوان نماد برجسته باطل
مطرح است و البته طبق قواعد و قرائن تاريخي , در حال افول مي باشد.
انقلاب اسلامي و نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران كه اكنون
محور يكي از دو قطب نيرومند جهان شده و در برابر باطل ايستاده
است , ابتدا « صفري » بود كه به تدريج به اوج رسيد. اگر ما به چهل و
چهار سال پيش بازگرديم و آن زمان را با زمان كنوني كه اسلام اصيل
يكي از دو قطب بزرگ جهان شده است , مقايسه كنيم , قطعا به اين
نتيجه خواهيم رسيد كه در مورد انقلاب اسلامي , قاعده « از صفر به اوج
رسيدن » واقعا مصداق دارد و بي جهت نبود كه امام خميني در اين باره
فرمود : ما از صفر شروع كرديم , ايران از صفر شروع كرد. ايران در آن
وقتي كه همه چيزش در خطر بود و اختناق به طوري بود كه زن به شوهر
و شوهر به زن نمي توانست يك كلمه خلاف رژيم بگويد. از صفر ,
اشخاصي كه بيدار شدند و بودند , شروع كردند و اين صفر كم كم بزرگ
شد و اين قطرات كم كم بزرگ شدند و شكل گرفتند و به صورت
مشتهاي گره كرده و بدون اينكه در آنها يك تشكيلات منظمي باشد و
بدون اينكه داراي يك سلاح باشند. سلاح در دست مردم به هيچ وجه
نبود , لكن اينها از هيچ شروع كردند تا اينكه سلاحها را از دست دشمنان
گرفتند و كم كم با فرياد اينها براي اسلام , از ارتش , جناحهاي بسياري
به اينها ملحق شدند كه تا الان هم هستند و خدمت مي كنند و در بين
خود ملت هم بسيج شد عده كثيري و الان هم بسيج مي شود.
و ما اميدواريم كه ايران به اندازه افرادي كه دارد , جواناني كه دارد ,
ارتش داشته بشد. يك ارتش ملي , اسلامي , انساني كه در مواقعي كه
احتياج به آن هست ; چندين ميليون از افراد حاضر به خدمت باشند.
كشورهاي ديگر هم آنهايي كه بيدارند , آنهايي كه توجه به مسائل دارند ,
آنهايي كه غربزده و شرقزده نيستند , آنهايي كه منافع خودشان را از شرق
نمي دانند و آنهايي كه منافع خودشان را از غرب نمي دانند , آنهايي كه
غرب و شرق را غارتگراني مي دانند , آنها هم بايد شروع كنند ولو از
صفر. و همان طوري كه در ايران از صفر شروع شد و تا حدود بيست
سال دائما در خدمت آمدند و كردند و ناگهان انقلاب حاصل شد ,
انفجار حاصل شد و با انقلاب و انفجار , اين رژيمي كه تا دندان مسلح
بود و او را مسلح كرده بودند , همه قدرتها هم با او همراه بودند , با همين
مردم عادي كشور ما كه متحول شدند به يك انسانهاي الهي و به يك
انسانهاي توحيدي , اين رژيم شكسته شد و دنبال او هم دست آمريكا از
اينجا قطع شد و دست همه قدرتها از منافع ما قطع شد.
صحيفه امام , جلد 17 , ص (311 )
آن زمان كه امام خميني قيام مقدس و اسلامي اش را از صفر شروع
كرد , نه تنها از اسلام اصيلي كه به عنوان محور مطرح باشد , خبري نبود ,
بلكه حيات ضعيف هم نداشت و به تعبير امام خميني چيزي در حد
صفر بود. بدتر از اين , در آن زمان بسياري از نظريه پردازان مذهبي و
غيرمذهبي , بر اين باور بودند كه اساسا عصر دين به نقطه پايان رسيده
است و چند سال ديگر , چيزي به نام دين و ارزش هاي ديني در جهان
مشاهده نخواهد شد و دين با تمام نمادها و جلوه ها و تعليماتش به موزه
تاريخ خواهد رفت . بنابراين , در آن زمان , وضعيت اسلام اصيل حالت
« صفر » را داشت , ولي همان صفر آن روز , امروز به يك قطب جهاني
تبديل شده است و در اوج قرار دارد.
اكنون اگر ما به روند « از صفر به اوج رسيدن » انقلاب اسلامي نگاهي
بيندازيم و عظمت و وسعت راهي را كه انقلاب اسلامي پيموده است در
نظر آوريم , يقين كامل خواهيم كرد كه بقيه راه را هم كه محو كامل
استكبار و ستم در جهان است , به خوبي طي خواهيم كرد و از اوجي به
اوج ديگر خواهيم رسيد , به شرطي كه همچنان , ايمان قاطع به راه خود
كه اسلام اصيل است , داشته باشيم , اميد به پيروزي را نيز همچنان در
وجودمان زنده نگه داريم , و در نهايت , هميشه آماده فداكاري در راه
ايمان و ارزش هاي متعالي باقي بمانيم .
واقعيت اين است كه اكنون مردم جهان در دنياي دو
قطبي زندگي مي كنند , البته , دو ـ سه دهه پيش نيز جهان
دو قطبي بود و درست مثل امروز , دو جريان ودو قطب مهم
در جهان حضور داشتند , ولي دو قطبي دهه هاي پيش با دو
قطبي امروز , كاملا متفاوت است . در دهه هاي پيشين , ريشه
هر دو قطب جهان (جهان كمونيسم و سوسياليسم و جهان
سرمايه داري و كاپيتاليسم ) تفاوت ماهوي چنداني با هم
نداشتند و منشا هر دو اصالت دنيا و ماده وكفر بود , اما جهان
دو قطبي امروز , در ريشه و منشا و ماهيت و ذات , كاملا با هم
تفاوت دارند و هيچ سنخيت و تشابهي بين آنها ديده
نمي شود
دو قطبي بودن امروز جهان , كاملا واقعي است و چيزي
نيست كه مثل گذشته , فقط با تبليغات ساخته و پرداخته شده
و به ذهن مردم چنين القا شده باشد كه جهان دو قطبي
است . در آن زمان , دو قطبي بودن جهان , يك امر ذهني
بود كه در اثر تبليغات و به منظور دست يابي به اهداف خاص
پديد آمده بود , ولي دو قطبي بودن امروز جهان , در
جهان واقع نيز وجود دارد و امر ذهني محسوب نمي شود
يكي از دو قطب كنوني جهان , همان قطبي است كه
جمهوري اسلامي ايران و انقلاب اسلامي ايران در محور
آن قرار دارد. اين قطب , علاوه بر اينكه در ميان دولت ها و
قطب هاي كوچك و بزرگ سياسي جهان , حاميان و
طرفداراني دارد , اكثريت بزرگي از ملت هايي كه زندگي و
دنيايي مي خواهند كه معنويت نيز در آن حضور جدي
داشته باشد , با آن همراه هستند
قطب دوم جهان كه اكنون در برابر قطب الهي و ارزشي
ايستاده است , همان قطبي است كه مبتني بر الحاد
ليبراليسم و سرمايه پرستي (كاپيتاليسم ) , مي باشد و در
حال حاضر به عنوان نماد برجسته باطل مطرح است و البته
طبق قواعد و قراين تاريخي , در حال افول مي باشد
امام خميني : ما از صفر شروع كرديم , ايران از صفر
شروع كرد. ايران در آن وقتي كه همه چيزش در خطر بود
واختناق به طوري بود كه زن به شوهر و شوهر به زن
نمي توانست يك كلمه خلاف رژيم بگويد , از صفر , اشخاصي
كه بيدار شدند و بودند , شروع كردند و اين صفر كم كم بزرگ
شد و اين قطرات كم كم بزرگ شدند و شكل گرفتند و به
صورت مشتهاي گره كرده و بدون اينكه در آنها يك
تشكيلات منظمي باشد و بدون اينكه داراي يك سلاح
باشند. سلاح در دست مردم به هيچ وجه نبود , لكن اينها از
هيچ شروع كردند تا اينكه سلاحها را از دست دشمنان
گرفتند

|