ظهور كرد زالطاف قادر مطلق
امام يازدهم عسكري شد برحق
محيط گشت زنور جمال او روشن
جهان گرفت زفيض وجود او رونق
زبهركشتي دين ساحل نجات بود
ميان موج خطر لنگري است بر زورق
زنور صادر اول جدا نمي باشد
به علم ما نرسد مصدر است يا مشتق
شود زمصلحتش پيل پشه اي لاغر
بود زمكرمتش از هما نكو بربق
كسي كه باده ي مهرش به كام جان ريزد
به حق حق كه وجودش به حق شود ملحق
به روي بازوي فرزند او امام زمان
نشانه ي زهق الباطل است و جاالحق
عدالت شد غايب اگر شود ظاهر
چه مي كنند گروه به باد داده ورق
حسينيا اگرت دست دادياري دوست
زخون خصم بيالاي دست تا مرفق
حسين حسيني

|
كلمات حكمت آموز از حضرت امام حسن عسكري (ع )
|
جدال مكن تا ابهت خويش را از دست ندهي , شوخي مكن تا ديگران در
برابر تو جري نشوند.
عزيزي حق را زير پا نگذاشت مگر آن كه خوار شد و فرومايه اي به حق
توجه نكرد جز آن كه عزيز شد.
فروتني نعمتي است كه كسي بر آن رشك نبرد.
هركس دوست خود را در پنهان اندرز گويد او را آراسته است .
دل انسان احمق در دهانش است و دهان مرد حكيم در دلش .
از ادب دور است ظاهر كردن خوشحالي نزد شخص غمناك
(چو بيني يتيمي سرافكنده پيش
مزن بوسه بر روي فرزند خويش : سعدي )
رام كردن شخص جاهل و برگردانيدن صاحب عادت از عادتش مثل معجزه
است .
از تواضع است كه بر هر كس مي گذري سلام كني و در بالاي مجلس
ننشيني .
پارساترين مردم كسي است كه هنگام شبهه توقف كند , عابدترينشان كسي
است كه فرائض را به پا دارد و زاهدترينشان كسي است كه حرام را ترك كند.
كسي كه ترك گناه كند كوشش و مشقتش از همه بيش تر است .

|
خواجه ي قمار باز
|
در اخبار است كه لقمان حكيم مردي بود در روزگار داوود(ع ) بنده اي
حبشي در دست مردي از بني اسرائيل , آزادي يافت .
و سبب آزادي وي آن بود كه وقتي در سراي خواجه ي او گوسپندي بكشتند ,
خواجه گفت لقمان را : « بهمين چيز از آن گوسپند پيش من آر. » لقمان برفت
هم دل و زبان پيش او آورد. گفت : « بروبتر (بدتر) چيزي از آن گوسپند پيش
من آر » لقمان برفت هم دل و زبان پيش او آورد. او را گفت : « چگونه است كه
بهمين خواستم اين آوردي , چون بترخواستم همين آوردي » لقمان گفت :
« زيرا كه بر تن مردم از اين دو چيز به نبود و هم از اين دو بتر نبود. » خواجه
گفت : « احسنت , دريغ باشي تو به بندگي , رو كه آزادي »
و گفته اند سبب آزادي وي آن بود كه وقت كشت , خواجه او را به سر
برزگران فرستاد و فرمود كه فلان جاي گندم كاريد و فلان جاي جو و فلان
جاي كاورس (ارزن ) و فلان جاي كنجد. لقمان فراكرد آن جا كه وي گندم
فرموده بود جو كشتند. به وقت ادراك خواجه به نظاره ي كشت آمد.
فراضيعتي رسيد. جو ديد. گفت : « نه تورا گفته بودم كه اين جاگندم كار »
لقمان گفت : « بلي . ولكن چون جو كشتيم پنداشتيم كه گندم رويد. » خواجه
گفت : « تو ندانستي كه چو جوكاري گندم نرويد » لقمان گفت : « اي خواجه
توندانستي كه امروز معصيت كاري فردا بهشت نرويد » آن مرد بدان حكمت
بيدار شد و توبه كرد و لقمان را آزاد كرد.
و گفته اند سبب آزادي وي آن بود كه خواجه ي او مقامر (قمارباز) بود ,
وقتي باكسي بركنار رود آب قمار دربست كه اگر بر من آيد(باختم )من اين رود
آب بخورم . و آن كس گفت : « اگر برمي آيد ده هزار درم بدهم . »
قمار بر خواجه ي لقمان آمد وي در خوردن فرو ماند. سه روز مهلت
خواست با خانه آمد رنجور.
لقمان خواجه را گفت : « چه بوده است كه چنين اندوهگين و رنجوري »
وي گفت : ترا بازين چه كار » گفت : « بگو , باشد كه فرج تو بردست من باشد.
في كل راس حكمه » خواجه بگفت كه چينن حالي افتاده لقمان گفت : « اي
خواجه , اين سليم (آسان ) است , آن مرد را گو من آن آب را گفتم كه آن روز
مي رفت در آن وقت , تو آن آب بازآر تامن بخورم . وي نتواند كه آن آب را باز
آرد , برتو هيچ چيز نيايد. »
خواجه را بدان فرج آمد و لقمان را آزاد كرد.
چون آزادي يافت به علم آموختن شد. از هزار و هفتصد استاد علم آموخت
و خود مردي بود روشن دل . متواضع , خوب عشرت , نيك خوي , عابد و
زاهد ناصح و مشفق راست گوي , هرگز دروغ نگفتي .
خداي تعالي او را مخير كرد ميان دو كار , ميان كار نبوت و ميان علم و
حكمت , وي علم و حكمت اختيار كرد از بهر عافيت را. حق تعالي او را
حكيم ترين اهل روي زمين گردانيد.
قصص قرآن , ابوبكر عتيق نيشابوري

|
خبرهاي ادبي ـ هنري
|
كتاب هاي « آزفا » براي فارسي آموزان خارجي منتشر
شد
مجموعه كتاب هاي آموزش زبان فارسي براي خارجيان و فارسي آموزان
« آزفا » توسط انتشارات بين المللي الهدي وابسته به سازمان فرهنگ و
ارتباطات اسلامي چاپ و منتشر شد . اين مجموعه ي 5 جلدي در سه بخش
« مقدماتي » « متوسطه » و « عالي » به همت دكتر يدالله ثمره استاد دانشگاه
تهران تاليف گرديده است .
مجموعه اشعار انگليسي در باره ي قيام امام حسين
(ع ) مكتوب مي شود
تاكنون بيش از سيصد و بيست قطعه از اشعار شاعران انگليسي زبان در
اقصي نقاط جهان با موضوع قيام تاريخي امام حسين (ع ) وحادثه ي عاشورا
به زبان انگليسي گردآوري شده و قرار است براي نخستين بار در كتابي به
چاپ برسد.
به گزارش خبرگزاري مهر , دكتر محمدرضا فخر روحاني گردآورنده ي
اين اثر , همچنين اشعار انگليسي در مورد شخصيت هاي عاشورايي مانند
حر , حبيب ابن مظاهر , سكينه , رقيه , قاسم و علي اصغر را نيز در اين مجموعه
خواهد گنجاند. كتابخانه ي حرم مطهر امام حسين (ع ) در كربلا انتشار كتاب
را در شمارگاني وسيع پذيرفته و نشر « نبا » در ايران , مراحل فني و چاپ اثر را
برعهده خواهد داشت .
عضوگيري كتابخانه ملي در نمايشگاه كتاب
همزمان با ايام برگزاري نوزدهمين نمايشگاه بين المللي كتاب تهران
كتابخانه ملي در محل غرفه سازمان اسناد و كتابخانه ملي در نمايشگاه كتاب
عضو مي پذيرد. به گزارش روابط عمومي سازمان اسناد و كتابخانه ملي ايران
بر اين اساس كليه ي اشخاصي كه داراي مدرك تحصيلي كارشناسي ارشد و
يا بالاتر هستند مي توانند با ارائه ي كپي مدرك تحصيلي , كپي صفحه اول
شناسنامه , يك قطعه عكس 4 * 3 و تكميل فرم ثبت نام به صورت رايگان به
عضويت كتابخانه ملي درآيند.
دائره المعارف ادبيات فارسي منتشر مي شود
كتاب « دائره المعارف ادبيات فارسي » ترجمه ي حميد قهرماني در
نوزدهمين نمايشگاه بين المللي كتاب تهران عرضه خواهد شد. به گزارش
خبرگزاري مهر , اين كتاب چكيده اي از كتابي انگليسي به همين نام است كه
به معرفي سبك هاي خراساني , عراقي , هندي و بازگشت ادبي در كنار تاريخ
زندگي , آثار و سبك شاعران شخصي هر سبك اختصاص يافته
است .
دائره المعارف ادبيات فراسي به صورت دو زبانه (به همراه متن اصلي )
در 280 صفحه با بهاي 30 هزار ريال در اختيار علاقمندان قرار مي گيرد .
كتابي مصور در باره ي زندگي پيامبر در تركيه
كتاب مصور تاريخي « سيره ي نبي » در باره زندگي پيامبر اسلام كه در
چارچوب هنرنگارگري اسلامي تهيه شده در تركيه منتشر شد. به گزارش
خبرگزاري جمهوري اسلامي اين كتاب كه در اواخر قرن 8 هجري قمري به
دستور سلطان « برقوق » و به قلم فردي به نام « درير » به زبان تركي تاليف شده
با تلاش خانم دكتر « زرن تانيندي » گردآوري و شرحي بر آن نگاشته شد.
دويست سال پس از نوشته شدن اين كتاب تاريخي « مراد سوم » سلطان
عثماني دستور داد تاآن را مصور كرده و تصاويري مناسب با متن براي آن
ترسيم نمايند . گفتني است تعداد 700 تصوير مينياتور(الهايم گرفته از
مينياتور ايراني و در مواردي با اشعار فارسي در حاشيه ي تصاير) در لابه لاي
متن كتاب اصلي گنجانده شده است كه براي مجموعه حاضر , 88 مينياتور
برگزيده از ميان اين تصاوير انتخاب گرديده است .

|
نظر اول
|
« خدايا! بس كنيد ديگه ! »
به بالش مشت كوبيدم و از تخت پايين آمدم . شقيقه هايم را بين
دست هايم گرفتم و در اتاق تاريك شروع به قدم زدن كردم . مگر خودشان
خواب ندارند آخر چه مرگ شان شده !
اين شب ها پاك خواب را بر ما حرام كرده اند. از همان يك ماه پيش كه به
اين محل آمدند مي دانستم يك بلايي از صدقه سرشان دامنگيرمان مي شود.
حالا بفرما! مدام ناله و فرياد و سر و صدا.
يك قرص برمي دارم و با يك ليوان آب خنك فرو مي دهم . آرام لب تخت
مي نشينم كه چشمم به انبوه كاغذها و پوشه هاي روي ميزم مي افتد. لعنتي !
روز هزار جور گرفتاري و خستگي اداره , شب هم كه به اميد يك خواب
راحت به خانه مي آيي اين طور! اين زندگي نكبت بار , بيست و چهار ساعتش
شده درد سر. خدايا! مگر چه گناهي كرده ام .... !
هوس مي كنم بروم در خانه شان اعتراض . شايد اگر فرياد سه شب بي
خوابي را سرشان خالي كنم , يك كم راحت تر شوم . توي خيالم سرهمسايه ي
مردم آزار را به طاق مي كوبم و هر چه دلم مي خواهد بهش مي گويم ....
اما امشب خيلي خسته ام , بالش مشت خورده ام باز هم اغواگرانه مرا به
خود مي خواند. اگر فردا هم همين بساط بود ديگر حتما مي روم .
صبح كه با چشماني قرمز از بدخوابي در را باز مي كنم , سكوت ژرفي
كوچه را فرا گرفته . فقط كسي را مي بينم كه با دستاني لرزان پارچه ي سياهي
به در منزل همسايه نصب مي كند.

|
خلعت خلت
|
مهي كه مهر فلك پرتوي زرخسارش
تمام جن و ملك محو و مات ديدارش
شهي كه پرده زرخسار اگر براندازد
هزار يوسف مصري شود خريدارش
به طور قرب الهي قدم چو بگذارد
حكيم با يد بيضا شود عصادارش
خليل خلعت خلت به تن نمي پوشيد
اگر به دوستي او نبود اقرارش
ذبيح با همه حرمت فدايي كويش
مسيح حافظ صحت عليل و بيمارش
يگانه مرشد كامل كه سروران جهان
سپرده اند سربندگي به دربارش
نهاده جان گرامي به كف به جاي كلاف
ستاده بريم كبري كنار بازارش
مگر بهشت برين صورت منور اوست
كه كوثر است دهان و دو چشم انهارش
مگر قيامت كبري است قد و قامت او
مصور آمده در او بهشت و آثارش
گهر فروش نداند چگونه جمع كند
زهم گشوده شود گرلب گهربارش
امام يازدهم يادگار ده حجت
كه نه سپهر بود سقف و چار ديوارش
ولي حق حسن عسكري كه كرده خدا
به خلق اول و آخر امير و سالارش
بدان سبب لقب عسكري به او دادند
كه بود خيل ملك عسكر و مددكارش
چه اوست مخزن سرد خزانه دار علوم
خدا سپرده به او هرچه بود اسرارش
سزد كه بر شعرا سروري كند ذاكر
اگر به نزد وي افتد قبول اشعارش
عباس حسيني جوهري (ذاكر)

| | | | | |