روزنامه جمهوري اسلامي 12/02/1385 صفحه عقيدتي

آنكه صد قافله دل همره اوست
* مطهري در سنگر جهاد فكري
آنكه صد قافله دل همره اوست


استاد مطهري از امام خميني سخن مي گويد
و اما آن « سفر برده » كه صدها قافله دل همره او است , نام او , ياد او , شنيدن سخنان او , روح گرم و پرخروش او , اراده و عزم آهنين او , استقامت او , شجاعت او , روشن بيني او , ايمان جوشان او كه زبانزد خاص و عام است , يعني جان جانان , قهرمان قهرمانان , نورچشم و عزيز روح ملت ايران استاد عاليقدر و بزرگوار ما حضرت آيه الله عظمي خميني آدام الله ظلاله , حسنه اي است كه خداوند به قرن ما و روزگار ما عنايت فرموده و مصداق باز و روشن « ان الله في كل خلف عدولا ينفون عنه تحريف المبطلين » است .
قلم بي تابي مي كند كه به پاس دوازده سال فيض گيري از محضر آن استاد بزرگوار به شكرانه بهره هاي روحي و معنوي كه از بركت نزديك بودن به آن منبع فضيلت و مكرمت كسب كرده ام اندكي از بسيار را بازگو كنم .
اين نفس جان دامنم بر تافته است
بوي پيراهان يوسف يافته است
كز براي حق « صحبت » سالها
فاش گو رمزي از آن خوشحالها
تا زمين وآسمان خندان شود
عقل و روح و ديده صد چندان شود
گفتم اي دور اوفتاده از حبيب
همچو بيماري كه دور است از طبيب
من چه گويم يك رگم هشيار نيست
شرح آن ياري كه او را يار نيست
شرح اين هجران و اين خون جگر
اين زمان بگذار تا وقت دگر
فتنه و آشوب و خونريزي مجو
بيش از اين از شمس تبريزي مگو
نهضت هاي اسلامي در صد ساله اخير , اثر متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري

مطهري در سنگر جهاد فكري




متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري را بايد مرزبان توحيد و ديدبان هويت اسلامي ناميد , كه او همواره و درتمام لحظات عمر و در همه عرصه ها و صحنه هاي حيات , تلاش و فعاليت هاي وقفه ناپذير براي صيانت از تعاليم و معارف و احكام و قوانين و ارزشها و هنجارهاي اسلامي را يك وظيفه و مسئوليت بزرگ , و قصور و تسامح و غفلت در برابر آن را خطرناك و موجب ظهور آفات و زيان هاي بي شمار براي جامعه مي دانست .
استاد مطهري براي انجام صحيح و جامع اين وظيفه و مسئوليت الهي , از يكسو تبيين معارف و قوانين اسلام در ابعاد مختلف و نماياندن جلوه هاي زيبا و تحول زاي اين دين مبين را لازم و ضروري مي دانست , و از سوي ديگر , شناسايي و كشف افكار و انديشه هاي منحط و انحرافي كه با اسلام درآميخته و از اين راه بر پيكر دين ضربه وارد مي ساختند را يك ضرورت حياتي و لازمه احياي تفكر اسلامي دانست .
مقابله استاد مطهري باافكار و انديشه هاي انحرافي و ايستادگي و شهامت او در اين تقابل و تعارض وقفه ناپذير , از مشخصه هاي بارز و ويژگي هاي نمايان و اعجاب برانگيز او مي باشد , به گونه اي كه هرگاه سخن از وسعت دانش و بينش و جامعيت افكار و احاطه گسترده اش به مكاتب فكري و فلسفي دنياي غرب و شرق در محافل علمي و نزد انديشمندان و پژوهشگران به ميان مي آيد , همه اين ها باويژگي خاص مبارزه او با نحله ها وجريان هاي فكري ناصحيح و انحرافي پيوندمي يابد و او با اين مشخصه بزرگ و خيره كننده ياد مي شود.
اگر عميق بينديشيم و جامع به اين مشخصه نظرگستريم , درخواهيم يافت كه اشتهار متفكر بزرگ اسلام و عجين شدن نام و ياد او با اين صفت و ويژگي خاص , از اهميت و نقش حياتي و زيربنايي « جهادفكري » با جريان هاي باطل و جلوگيري از نفوذ و آسيب و زيان هاي آنها حكايت مي كند و ژرفاي اين حركت و تلاش مقدس و آثار ارزشمند آن را مي نماياند.
درنظر آوريم كه اگراين جلوه از فعاليت هاي ارزشمند استاد مطهري به عينيت نمي رسيد و اين مرزبان بزرگ توحيد با افكار وانديشه هاي باطل و منحط به معارضه و مبارزه نمي پرداخت چه اتفاق هاي شوم و فجايع بزرگ و اسف انگيز به وجود مي آمد و اسلام چگونه دراثر هجوم همه جانبه و برنامه ريزي شده اين افكار انحرافي منكوب مي گرديد و هر قطعه اش به دست مكتب و جرياني مي افتاد و هر روز درگوشه و كنار جامعه هر فرد و گروهي مدعي شناخت اسلام اصيل وناب مي شدند.
بينديشيم كه اگر متفكر شهيد استاد مطهري با نفوذ افكار و انديشه هاي الحادي و ماركسيستي باآميزه ولعاب اسلامي مقابله نمي كرد و اين انديشه هاي ضدالهي و مهلك درپوشش تعاليم اسلام در ميان نسل جوان ترويج مي گشت , چه واقعه خسارت باري سلامت فكري و اعتقادي جوانان و دانشجويان را در معرض تهاجم آثار خطرناك خود قرار مي داد و چسان مردم جامعه را به نام « اسلام » به سوي « كفر » سوق مي داد!
به يادآوريم كه چنانچه جهادفكري استاد مطهري با نفوذ انديشه هاي غربي در اسلام باتلاش هاي مخرب غربزدگاني كه همه چيز را از دريچه فرهنگ غرب مي نگرند و آمال خود را در همه زمينه ها وابعاد با اين افكار و انديشه هاي خداگريز و دين ستيز پيوند مي زنند آغاز نمي گرديد امروز چسان همه تعاليم و معارف و ارزش هاي اسلامي به رنگ آموزه هاي مكاتب فكري غرب درمي آمد و مردم جامعه ما غرب باوراني بودند كه اعتقاد داشتند ايران از سرتا پا بايد انگليسي و آمريكايي باشد!
استاد مطهري در جهاد فكري خود با هر انديشه و جريان منحط , نه تنها از نفوذ افكار الحادي در تعاليم اسلام جلوگيري به عمل آورد , و نه تنها از به هم آميزي انديشه هاي غربي و اسلامي و شكل گيري و گسترش اسلام غربي در ميان جوانان و دانشجويان ممانعت نمود , بلكه به تضاد و تعارض بين « دينداري » و « روشنفكري » خاتمه داد و با نفي و طرد روشنفكري غرب گرا و وابسته كه خداگريز و دين ستيز بود , پايه گذارجريان « روشنفكري ديني » شد و همه انديشمندان و دانش پژوهان فكور و مسلمان را در اين جريان تازه تولد يافته واردكرد و ديديم كه اين جبهه كه از دانشمندان بصير و اساتيد دانشگاه و فارغ التحصيلان آگاه و دانشجويان و دانش پژوهان متعهد و مسئول و روحانيون زمان شناس و دردآشنا و مبارز و انقلابي تشكيل گرديد , چه نقش عظيم و تعيين كننده اي در ترويج تعاليم اصيل و جامع اسلام و پيوند بين دانشگاه ها و حوزه هاي علميه براي به ثمر رساندن نهضت شكوهمند اسلامي و ساقط كردن رژيم وابسته به قدرت هاي استعماري در ايران ايفا نمود.
زدودن برداشت هاي ناصحيح از وحي الهي كه در قالب تفسيرهاي ناصواب وانحرافي از آيات قرآن كريم و توسط افراد غيرمتخصص و فاقد مشخصه هاي لازم ـ كه اسلام شناسان و مفسران آگاه و انديشمند اسلامي را در جايگاه تفسير و تبيين احكام و قوانين قرآن قرار مي دهد ـ صورت مي گرفت , از ديگر ابعاد و جلوه هاي جهاد فكري عظيم متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري مي باشد كه به نحو مطلوب تحقق يافت .
يكي ديگر از ابعاد جهاد فكري استاد مطهري شناسايي تحركات مخرب و مرموزانه ماترياليست هابراي نفوذ در انديشه هاي عرفاني اسلام و تحريف شخصيت هاي بزرگي چون « حافظ » است . اين نيرنگ با برداشت هاي باطل ماديون از افكار حافظ با نسبت الحاد و بي ديني دادن به اشعار عرفاني او صورت گرفت , و بديهي است كه اين اشعار با عمق و ژرفاي خاص خود و تعابير بسيار نغز و پرمحتواي آن كه در قالب هاي استعاره و كنايه و تشبيه و اصطلاحات خاص و پر رمز و راز عرفاني سروده شده اند , محملي قرار گرفتند براي نفي عشق خالص و ناب و ايمان و اعتقاد راسخ حافظ به حضرت محبوب ازلي , و از همين جا ماترياليست ها سعي كردند اين عارف بزرگ و هنرمند توانا را به نفع افكار الحادي خود و براي گسترش بي ديني و خداگريزي در جامعه ايران مصادره كنند , كه تيز هوشي و ژرف نگري و موشكافي و نقادي خاص و ويژه استاد مطهري مانع موفقيت آنها در نيل به اين هدف زشت و نفاق آميز گرديد.
جهاد ديگر استاد مطهري در عرصه تقابل با برخي از نويسندگان و مولفان ايراني كه سعي داشتند به گونه اي ديگر با افكار ناب و زلال و عرفاني حافظ و شخصيت پاك و ملكوتي اين عارف و هنرمند توانا بازي كنند , متجلي گرديد.
اين مولفان ونويسندگان در كمال ناباوري ودر اوج جهل و سطحي نگري , با برداشت هاي باطل و انحرافي از اشعار حافظ . او را متهم به فساد و زن بارگي و شهوت پرستي كردند و از واژه هايي چون شراب و جام و رخ و ابرو و خال و لب و مطرب و چنگ و رباب و مستي و خرابي ـ كه هركدام راز و رمزي هستند و معني و مفهوم خاصي را دنبال مي كنند و در نهايت اصطلاحاتي هستند در علم عرفان كه مانند همه علوم و دانشها داراي اصطلاحات ويژه خود مي باشد ـ اين ادعاي سطحي و غيرتخصصي و فاقد بنيان هاي علمي را مطرح كردند و در آثار مكتوب خود نشر دادند.
استاد مطهري در آثار ارزشمند خويش با اين انحراف فكري نيز به خوبي و با براهين و استدلال هاي مستحكم به مقابله پرداخت و شخصيت والاي حافط و اشعار زيبا و عميق و سرشار از تعاليم ناب عرفاني او را از اين نسبت هاي ناروا و زشت منزه دانست .
متفكر شهيد استاد مطهري مقابله با شاخه اي از روشنفكران غرب گرايي كه باادعاي شناخت اسلام و به دست گرفتن رهبري جريان هاي ديني , بدون پشتوانه هاي لازم و ضروري و در حالي كه از مشخصه هاي لازم و تخصص هاي موردنظر براي تعمق در آموزه ها و احكام و قوانين اسلام بي بهره اند و در عين حال و در اوج ناآگاهي و فقدان معرفت هاي ديني به اسلام شناسي روي مي آورند و انحراف و آشفتگي مي آفرينند را نيز ضروري مي دانست و اين وظيفه را نيز در گستره جهاد فكري خود درحيطه و عرصه عمل درمي آورد.
او اعلام مي كرد چرا براي اظهارنظر در باره هر چيز تخصص لازم است و براي اظهار نظر در باره احكام و تعاليم و قوانين جامع اسلام نيازي به تخصص احساس نمي شود و كساني كه فاقد دانش و بينش هاي لازم و ابزار ضروري و مورد نياز براي شناخت اسلام نمي باشند , نسنجيده و بدون علم و آگاهي هاي لازم در باره اين دين مبين نظر و ديدگاه هايي ارايه مي دهند كه غلط و خطا و به دور از حقيقت مي باشد
استاد مطهري تصريح مي كرد كه « خيال كرده ايد هر مدعي روشنفكري كه چند صباح با فلان پروفسور صبحانه صرف كرده است قادر خواهد بود اسلام راستين رااز اسلام دروغين باز شناسد و به سود جامعه از آن استفاده نمايد » , و به اين ترتيب با هرگونه تحركات فاقد بنيان هاي معرفتي و علمي و به دور از تخصص هاي لازم براي اسلام شناسي اصيل و صحيح مخالفت مي ورزيد و اين نوع تلاش را مرموزانه و ناشيانه و ناشايست مي دانست .
شناسايي و معرفي « جريان نفاق » از ديگر ابعاد و جلوه هاي بسيار مهم و ارزشمند جهاد فكري آيت الله مرتضي مطهري مي باشد.
نفاق كه چهره « ايمان » دارد و ماهيت « كفر » و به « ظاهر » دين باور است و در « باطن » دين ستيز , و داعيه « هدايت » دارد و به « ضلالت » رهنمون مي كند , بزرگترين موانع را بر سر راه جوانان براي دست يابي به حقيقت اسلام به وجود مي آورد و با مسدود كردن « راه روشن حق » , همه « بيراهه هاي باطل » رامي گشايد و چنان تحير و سرگرداني و ترديدي مي آفريند كه نه تنها مانع رسيدن پويندگان راه حقيقت به معنويت زلال اسلام و احكام و قوانين جامع و زندگي ساز و سعادت آفرين آن مي شود , كه گروهي از پيروان دين را كه از شناخت و معرفت هاي بنيادين نسبت به عمق و ژرفا و آثار حياتبخش آئين حق بي بهره اند , به خروج از دين و ورود در بازار دين سازي هاي جديد ترغيب مي نمايد!
متفكر شهيد استادمرتضي مطهري به موقع جريان فكري نفاق را شناسايي كرد و از نفوذ آن در آثار مكتوب مطلع شد و به شگردهاي باطل و شيطاني و ناجوانمردانه اين جريان براي به انحراف كشاندن نسل جوان و متصل ساختن آنان به كمونيست هاي روسي و آمريكايي وقوف حاصل نمود و تا پاي جان با آن مقابله كرد.
به اين ترتيب اين متفكر جامع نگر و اسلام شناس ژرف انديش و فقيه زمان شناس و فيلسوف آشنا به مكاتب فلسفي و فكري گوناگون و آگاه به جريان هاي مختلف فرهنگي و سياسي و بصير نسبت به « درد » ها و « درمان » هادرحوزه ها و عرصه هاي فكري و فرهنگي و محيط هاي دانشگاهي وحوزوي و در ميان نسل جوان و دانش پژوه و كنجكاو و جوياي حقيقت , از تمام يافته هاي علمي و ذخيره هاي فكري و پشتوانه هاي عميق فرهنگي خويش كه همراه با استعدادهاي خاص و شگفت انگيز در شرح و تفسير و تبيين و نقادي هاي جامع و كامل بود , براي تقابل با جريان هاي فكري در ابعاد و اشكال و رنگ و لعاب هاي گوناگون و فريبنده و انحطاط آفرين بهره برداري نمود و آثار بسيار ارزشمندي از خويش به جاي نهاد كه راهگشاي سلامت اعتقادي و فكري و فرهنگي و سياسي نسل هاي امروز و فرداست .
مقابله استاد مطهري با افكار و انديشه هاي انحرافي و ايستادگي و شهامت او در اين تقابل و تعارض وقفه ناپذير , از مشخصه هاي بارز و ويژگي هاي نمايان و اعجاب برانگيز او مي باشد , به گونه اي كه هرگاه سخن از وسعت دانش و بينش و جامعيت افكار و احاطه گسترده اش به مكاتب فكري و فلسفي دنياي غرب و شرق در محافل علمي و نزد انديشمندان و پژوهشگران به ميان مي آيد , همه اين ها با ويژگي خاص مبارزه او با نحله ها و جريان هاي فكري ناصحيح و انحرافي پيوند مي يابد و او با اين مشخصه بزرگ و خيره كننده ياد مي شود
اگر استاد مطهري با افكار و انديشه هاي باطل و منحط به معارضه و مبارزه نمي پرداخت اسلام در اثر هجوم همه جانبه و برنامه ريزي شده اين افكار انحرافي منكوب مي گرديد و هر قطعه اش به دست مكتب و جرياني مي افتاد و هر روز در گوشه و كنار جامعه هر فرد و گروهي مدعي شناخت اسلام اصيل و ناب مي شدند