
متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري
آخرين قسمت
احاديث :
1 ـ حديثي شيعه و سني از رسول اكرم صلي الله عليه وآله
وسلم روايت كرده اند به اين مضمون : ثلاث لا يغل عليهن قلب
امر مسلم : اخلاص العمل لله و النصيحه الائمه المسلمين و
اللزوم لجماعتهم . يعني سه چيز است كه هرگز دل مرد مسلمان
در مورد آنها نمي لغزد و خيانت نميكند : عمل را خالصا لوجه
الله بجا آوردن , خير خواهي براي پيشوايان مسلمان , همراهي و
ملازمت جماعت مسلمين . (كافي , ج 1 , ص 403 )
از قضا اين جمله ها جز كلماتي است كه رسول اكرم در
حجه الوداع براي مردم القا كرد. رسول اكرم در حجه الوداع در
مواقف چندي براي مردم سخن گفته است : در مسجدالحرام ,
در عرفات , در مسجد خيف (منا) , در غدير خم . جمله هاي بالا
را در مسجد خيف كه درم نا واقع است ادا فرموده است .
2 ـ در كافي مي نويسد : معاويه بن وهب گفت از امام صادق
عليه السلام پرسيدم ما (يعني شيعيان ) چگونه بايد با ديگران
(اهل تسنن ) مباشرت كنيم , تكليف ما با آنها چيست امام
فرمود ببينيد ائمه شما چگونه رفتار مي كنند مانند امامان خود
رفتار كنيد. بخدا قسم امامان شما بيماران آن را عيادت ميكنند ,
جنازه هاي آنها را تشييع مي كنند , براي آنها شهادت مي دهند.
(كافي , ج 2 , ص 636 )
باهم در اين زمينه و بهمين مضمون رواياتي
هست .
اينها را براي اين ذكر كردم كه بدانيم حفظ وحدت يكي از
هدفهاي اسلامي است و بايد در حدود امكان براي تحقق يافتن
اين هدف بهيچوجه مستلزم اين نيست كه از بعضي اصول يا
فروع مسلم خود دست برداريم .
اما قسمت دوم : ببينيم آيا وحدت مسلمين و حسن تفاهم
ميان فرق اسلامي جزو منظورهاي حج هست يا نه
كسي كه كوچكترين آشنائي با تعلميات اسلامي داشته
باشد در اين جهت ترديد نمي كند كه اسلام بعناوين مختلف
دستور داده كه مسلمانان دور هم جمع شوند و يكديگر را از
نزديك ببينند و از احوال يكديگر مطلع شوند تا دلهاشان
بيكديگر نزديك شود و ديوارها از ميان برده شود و شكافها پر
شود.
همه ميدانيم كه طبق نصوص اسلامي , عبادت هر اندازه
بيشتر در خلوت و دور از چشم ديگران صورت بگيرد با
اخلاص نزديكتر است . در عين حال اسلام دستور اكيد داده
است كه نماز بجماعت خوانده شود و اجر و ثواب اين عمل را
بيش از آنچه تصور ميرود از نماز فرادي بالاتر بوده است . چرا
براي اينكه در اثر جماعت مسلمانان از يكديگر با خبر مي شوند
و دلهاشان بيكديگر نزديك مي شود.
هفته اي يك بار نماز جمعه قرار داده است و مقرر كرده
است در شعاع يك فرسخ در يك فرسخ بر همه واجب است كه
شركت كنند. در نماز جمعه (كه همان نماز ظهر روز جمعه است
ولي با تشريفات خاصي ) بجاي دو ركعت آن , دو خطابه قرار
داده است كه امام در آن خطابه علاوه بر مواعظ , اخبار اقطار
عالم اسلام را باطلاع آنها ميرساند و مصالح عمومي آنها را با
آنها در ميان مي گذارد.
نماز جماعت يك اجتماع روزانه است و نماز جمعه يك
اجتماع عمومي تر هفتگي است . نماز عيد فطر و نماز عيد
اضحي دو عبادت اجتماعي ديگر است كه سالانه است .
از همه اجتماعات اسلامي مهمتر و عمومي تر و طولاني تر
ومتنوع تر برنامه حج است كه بحق آنرا كنگره عمومي اسلامي
نام نهاده اند. بر هر كسي واجب است كه اگر توانائي داشته باشد
لااقل در عمر يك بار در اين اجتماع عظيم شركت كند. همه
مسلمانان بايد يك نوع لباس در آن ايام بپوشند يك نوع سخن
بزبان آورند.
در اين عمل بزرگ اسلامي كه با همه نقائصي كه در اجرا
آن وجود دارد باز هم در جهان بي نظير است . هم زمان واحد
در نظر گرفته شده و هم مكان واحد. همه بايد اين اعمال را در
روزهاي معين از ذي الحجه انجام دهند , نه در روزهاي ديگر
ياماههاي ديگر. و همه بايد آن اعمال را در سرزمين معين انجام
دهند كه همان سرزمين است كه اولين بار در آنجا خانه اي براي
پرستش خداي يگانه ساخته شده است . چرا آيا جز براي
اينست كه ميعادگاه اهل توحيد و مجتمع اهل توحيد باشد آيا
جز براي اينست كه اهل توحيد بايد در آنجا رنگ توحيد و
وحدت بخود بگيرد.
چه خوب گفته است علامه مفيد كشاف الغطا : بني الاسلام
علي كلمتين : كلمه التوحيد و توحيدالكلمه يعني اسلام بر روي
دو اصل ودو فكر بنا شده است . يكي اصل پرستش خداي يگانه
است . ديگر اصل اتفاق و اتحاد جامعه اسلامي است .
تمرين :
1 ـ چه كساني آرزوي تفرقه و پراكندگي مسلمانان را
دارند
2 ـ آن سه چيزيكه ممكن نيست دل مسلمانان در مورد آنها
بلغزد چيست
3 ـ فلسفه نماز جماعت چيست
درس سوم
نقش حج در و حدت و تفاهم مسلمانان
در درس پيش گفتيم اندك مطالعه در وضع عمل حج بما
ميفهماند كه منظور مقدس شارع اسلام از تشريع حج اين بوده
كه مسلمانان بيكديگر نزديكتر شوند و وسيله اي بوجود آيد كه
مسلمانان اقطار عالم خواه ناخواه يكديگر را در يك نقطه
ملاقات كنند و پيوندشان محكمتر گردد.
ممكن است بعضي افراد گمان كنند اينها فرضياتي است كه
ما از پيش خود ميسازيم و ميبافيم , شارع اسلام چنين منظور
بافي نداشته است , از اينرو لازم است نصوص اسلامي را ذكر
كنيم تا معلوم شود اينها مطالبي است كه خود اسلام در هزار و
چهار صد سال پيش گفته است .
1 ـ پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله جمله هاي معروفي دارد
كه در زمينه وحدت و تساوي مسلمانان و القا امتيازات ايراد
فرموده است باين مضمون : ايهاالناس ان ربكم واحد و اباكم
واحد كلكم لادم و آدم من تراب ان اكرمكم عندالله اتقيكم , و
ليس لعربي علي عجمي فضل الا بالتقوي . يعني همانا پروردگار
شما يكي است , پدر شما يكي است , همه شما فرزند آدم هستيد
و آدم از خاك است , گرامي ترين شما نزد خداوند با تقواترين
شما است , عرب را بر عجم فضيلت نيست مگو بوسيله
تقوا . (تحف العقول , ص 34 )
اين جمله كه از صلاي وحدت و نداي يگانگي و بهم
بستگي است , در كجا و در چه زماني و در موقعيتي ايراد
فرمود
در سرزمين مكه و منا و عرفات , و در حين انجام عمل
حج , در آخرين حج خود كه به حجه الوداع معروف است .
چرا اينجا را براي اين اعلام انتخاب فرمود براي اينكه تا
دامنه قيامت كه مراسم حج بر پا است مردم بيايند و به ياد
توصيه هاي پيغمبر بزرگوارشان بيفتند و متنبه گردندو راه تفرق
نپويند , دست يكديگر را در اينجا بعنوان دوستي و برادري
بفشارند , موانع را از ميان ببرند قراردادها و پيمانها و مبادله
هاي معنوي و مادي با هم برقرار كنند.
اينكه مسلمانان بصورت ظاهر در مكه اجتماع كنند و
دلهاشان نسبت به يكديگر پر از كينه و عداوت باشد , مصداق
كلام خداي متعال باشند : و تحسبهم جميعا و قلوبهم شتي .
(مي پنداري آنها با هم اند و حال آنكه دلهاشان پراكنده است ) و
مصداق كلام علي عليه السلام مي باشند : ايهاالناس المجتمعه
ابدانهم المختلفه اهوائهم .(اي مردمي كه بدنهاشان در يك جا
جمع شده اما خواسته ها و آرزوها و هدفهاشان از هم جدا
است ) اينگونه اجتماعي منظور اسلام نيست , حج براي چنين
اجتماعي نيست , خداوند بچنين اجتماعي به نظر رحمت
نمينگرد.
2 ـ امام صادق عليه السلام در حديث معروفي كه در كتب
حديث ضبط شده و مفصل است ميفرمايد : فجعل فيهم
الاجتماع من الشرق و الغرب ليتعارفوا. يعني خداوند مقرر كرد
كه از شرق و غرب عالم آنجا جمع شوند براي اينكه يكديگر را
بشناسند.
يكي از كارهاي پسنديده اي كه در دنياي امروز معمول
است اينست كه افرادي كه در يك محفل و يا كنگره و براي
اولين بار با هم آشنا ميشوند كارتهاي خود را مبادله ميكنند ,
اسم و آدرس يكديگر را ياد ميگيرند. اين كار وسيله ميشود كه
بعدها با هم نامه مبادله كنند , از كارهاي يكديگر آگاه شوند , آثار
و تاليفات خود يا آثار وتاليفات مورد علاقه خود را براي
يكديگر بفرستند. بديهي است كه اين كارها پيوندها را محكم
مي كند.
اكنون مي بينيم اسلام در چهارده قرن پيش اين زمينه را
بوجود آورده است و توصيه كرده است كه از اجتماع عظيم حج
براي اين منظور بايد استفاده شود. امام صادق فرموده اسلام
چنين اجتماعي را مقرر كرده است تا از شرق و غرب عالم
جمع شوند و با يكديگر در آنجا آشنا و دوست بشوند.
لازم است هر كدام از ما كارتهاي معرفي از خود چاپ كنيم
و به چند زبان كه يكي از آنها زبان عربي است , و به زبان عربي
آدرس و شغل خود را بنويسيم , در مواقع متعددي كه با افرادي
از كشورهاي ديگر برخورد مي كنيم كارت خودمان را به آنها
بدهيم و از آنها كارت بگيريم و اين را وسيله آشنائي قرار داده .
بعدها نامه مبادله كنيم , كتاب مبادله كنيم . آنها را از اوضاع
ديني كشور خود آگاه كنيم و از اوضاع ديني و احوال مسلمانان
كشور آنها باخبر شويم . از تحولات و نهضتهائيكه له يا عليه
اسلام ميشود آگاه بشويم . با تحولات و نهضتهاي سودمند
اسلامي هماهنگي كنيم .
3 ـ علي عليه السلام در كلمات خود ضمن بيان فلسفه
پاره اي از مقررات اسلامي , درباره حج ميفرمايد : « والحج
تقويه للدين يا تقربه للدين . (نهجه البلاغه , حكمت 252 ) حج
تقويت دين است . يا فلسفه حج نزديك كردن پيروان دين است .
به هر حال منظور يكي است اگر مفهوم كلام اين باشد كه فلسفه
حج تقويت دين است منظور اينست كه با اجتماع حج روابط
مسلمانان محكمتر ميشود و ايمان مسلمانان نيرومندتر ميگردد
به اين وسيله اسلام نيرومندتر ميگردد. اگر مفهوم كلام اين
باشد كه فلسفه حج نزديك كردن دين است باز واضح است كه
منظور نزديك شدن دلهاي مسلمانان است ونتيجه تقويت و
نيرومندي اسلام است .
4 ـ از سخنان آن حضرت است : جمله تعالي للاسلام علما .
يعني خداوند كعبه را پرچم اسلام قرار داده
است . (نهج البلاغه , خطبه 1 )
از قديم معمول بوده است كه گروههائيكه با يكديگر به
جنگ ميپرداخته اند هر كدام پرچم مخصوص بخود داشته اند و
در زير آن گرد ميآمده اند. پرچم رمز بقا واستقلال و مقاومت
آنها بشمار ميآمده است . برافراشته بودن آن دليل حيات جمعي
آنها بوده است و افتادن و خوابيدن آن علامت شكست آنها
بوده است . دلير و دلاورترين آنها نامزد بدست گرفتن پرچم
بوده است . گردان و دلاوران دور او را ميگرفتند كه برافراشته
بماند برعكس , دشمن كوشش ميكرد كه پرچم را بخواباند.
پرچم مقدس و محترم بود. امروز نيز پرچم رمز استقلال و
وحدت و شخصيت مستقل ملتها و كشورها است . هر كشوري
از خود پرچم و علامتي دارد و آنرا مقدس ميشمارد و احيانا
بآن سوگند ميخورد.
اميرالمومنين ميفرمايد : « كعبه پرچم اسلام است » يعني
همانطوريكه پرچمها رمز اتحاد و يگانگي جمعيتها و نشانه
همبستگي آن ها است و بر پا بودن آن علامت حيات آنهاست
كعبه براي اسلام اين چنين است . و در حديث ديگري وارد
شده لايزال الدين قائما ما قامت الكعبه . مادام كه كعبه به پا
است , اسلام به پا است , يعني مادام كه حج زنده و باقي است
اسلام زنده و باقي است . كعبه پرچم مقدس اسلام است , رمز
وحدت و استقلال مسلمين است .
از اينجا ميتوانيم بفهميم كه منظور اسلام اين نبوده كه
مردم ندانسته و نفهميده بروند به مكه و فقط يك سلسله
مناسك كه براي خود آنها نامفهوم است بجا آورند. منظور
اصلي اينست كه تحت لواي كعبه يعني همان خانه اي كه اولين
بار در ميان بشر براي پرستش خداي يگانه بنا شد بصورت يك
قوم واحد و ملت واحد وهم عزم و هم رزم گردانيد. شعار
اصلي و اساسي اسلام « توحيد » است . كعبه خانه توحيد است .
قرآن كريم ميفرمايد : ان اول بيت وضع للناس للذي ببكه
مباركا. يعني اولين خانه اي كه براي مردم نهاده شد همان است
كه در سرزمين مكه است .
تمرين
1 ـ پيغمبر اكرم در حجه الوداع چه گفت
2 ـ چگونه در ضمن مراسم حج , مسلمانان بايد با يكديگر
وسيله آشنايي و دوستي فراهم كنند
3 ـ معني پرچم بودن كعبه براي اسلام چيست
كسي كه كوچك ترين آشنايي با تعليمات اسلامي
داشته باشد در اين جهت ترديد نمي كند كه اسلام به
عناوين مختلف دستور داده كه مسلمانان دور هم
جمع شوند و يكديگر را از نزديك ببينند و از احوال
يكديگر مطلع شوند تا دلهاشان به يكديگر نزديك
شود و ديوارها از ميان برده شود و شكاف ها پر
شود
اسلام برروي دو اصل و دو فكر بنا شده است :
يكي اصل پرستش خداي يگانه است . ديگر اصل
اتفاق و اتحاد جامعه اسلامي است

|
عرضه داشتن تعاليم اسلام
با زبان روز
|
امروز كه نهضت اسلامي ايران اوج گرفته و مكتبها و « ايسمها » را
تحت الشعاع قرار داده است هر دو جريان را مشاهده ميكنيم . هم گروهي را
مي بينيم كه واقعا وابسته به مكتبهاي ديگر بالخصوص مكتبهاي ماترياليستي
هستند و چون مي دانند با شعارها و ماركهاي ماترياليستي كمتر مي توان
جوان ايراني را شكار كرد , انديشه هاي بيگانه را با مارك اسلامي عرضه
مي دارند , بديهي است اسلامي كه با محتواي ماترياليستي در مغز يك جوان
فرو رود و تنها پوسته اسلامي داشته باشد بسرعت دور انداخته مي شود. و
هم مي بينيم ـ و اين خطرناكتر است ـ كه افرادي مسلمان , اما نا آشنا به
معارف اسلامي و شيفته مكتب هاي بيگانه , بنام اسلام اخلاق مي نويسند و
تبليغ مي كنند اما اخلاق بيگانه , فلسفه تاريخ مي نويسند همانطور , فلسفه دين
و نبوت مي نويسند همانطور , اقتصاد مي نويسند. همانطور سياست
مي نويسند همانطور , جهان بيني مي نويسند همانطور , تفسير قرآن مي نويسند
همانطور و و و.
من به عنوان يك فرد مسئول به مسئوليت الهي به رهبران عظيم الشان
نهضت اسلامي كه براي همه شان احترام فراوان قائلم هشدار مي دهد و بين
خود و خداي متعال اتمام حجت مي كنم كه نفوذ و نشر انديشه هاي بيگانه به
نام انديشه اسلامي و با مارك اسلامي اعم از آنكه از روي سونيت و يا عدم
سونيت صورت گيرد خطري است كه كيان اسلام را تهديد مي كند.
راه مبارزه اين خطر تحريم و منع نيست , مگر مي شود تشنگاني را كه
براي جرعه اي آب له له مي زنند از نوشيدن آب موجود به عذر اينكه آلوده
است منع كرد.
اين ما هستيم كه مسئوليم , ما بقدر كافي در زمينه هاي مختلف اسلامي
كتاب به زبان روز عرضه نكرده ايم , اگر ما بقدر كافي آب زلال و گوارا عرضه
كرده بوديم بسراغ آبهاي آلوده نمي رفتند.
گرنه تهي باشدي بيشتر اين جويها
خواجه چرا مي دود تشنه در اين كويها
راه مبارزه , عرضه داشتن صحيح اين مكتب در همه زمينه ها با زبان روز
است .
نهضت هاي اسلامي در صد ساله اخير , اثر متفكر شهيد استاد مرتضي
مطهري

|
|