
بخش سوم و پاياني
رضا مختاري
اشاره : بخش دوم مقاله « نگاهي به تلاش ها و راه حل ها براي رفع مشكل
رويت هلال » كه توسط رضامختاري قطعي شده است را دوشنبه چهارم
ارديبهشت ماه در همين صفحه (فكر و فرهنگ ) مطالعه فرموديد , آنچه در پي
مي آيد بخش سوم اين مقاله است كه از نظر شما مي گذرد.
4 ـ اعتبار يا عدم اعتبار بينه
برخي صرف شهادت دو شاهد عادل به رويت هلال را براي ثبوت حلول
ماه نو كافي مي دانند , هر چند عده زيادي استهلال كرده و ماه را نديده
باشند , ولي بسياري از فقها بر اين باورند كه با صاف بودن هوا و استهلال
عده زيادي از مردم ـ مثلا هزار نفر ـ نه تنها بينه بلكه اگر پنجاه نفر هم ادعاي
رويت كنند نيز قولشان معتبر نيست . اين عده مي گويند : هنگامي كه هوا صاف
باشد و هزاران نفر در جستجوي هلال باشند , اگر هلال در آسمان باشد بايد
عده زيادي آن را ببينند , نه اينكه در كشور پهناوري مثل ايران با وجود صافي
هوا فقط 15 نفر ادعاي رويت كنند!
در اين فرض اگر خيلي خوش بين باشيم بايد بگوييم اين عده دچار
توهم رويت شده اند ـ چنان كه قبلا گذشت ثابت شده است 15 درصد
استهلال كنندگان دچار توهم رويت مي شوند يعني اگر 3000 نفر استهلال
كنند و از بين آنها فقط 450 نفر يا كمتر مدعي رويت شوند باز هم قولشان
قابل قبول نيست .
خصوصا با توجه به اينكه عده زيادي از اهل فن و منجمان كه از چند و
چون وضع ماه و جايگاه آن آگاهند , و همه ماهه با دوربين و تلسكوپ
استهلال مي كنند , نتوانند هلال را ببينند , ولي چند شاهد عامي مدعي رويت
شوند. در مقابل اين گروه , برخي مي گويند : ما كاري به علم نجوم نداريم و
طبق روايت همين كه دو شاهد عادل شهادت به رويت دهند مي پذيريم .
مناشي اصلي اختلاف همين امور است كه گذشت , ولي گاهي هم ممكن
است در عين وحدت نظر و فتوا , شاهدان نزد فقيهي به نحوي اطمينان بخش ,
شهادت بدهند و نزد فقيهي ديگر يا اين عده شهادت ندهند يا اطميناني براي
فقيه حاصل نشود و در نتيجه اختلاف رخ دهد , كه البته اين فرض نادر است .
از امور چهارگانه منشا اختلاف از همه مهمتر همان امر اولي يعني
اشتراط يا عدم اشتراط آفاق است كه در هر طرف فتوا فقيهان برجسته اي
هستند , هر چند مشهور اشتراط اتحاد آفاق است .
راه حل اين مشكل كار علمي دقيق و مستمر و مباحثات فني اهل نظر در
هر يك از امور فوق است كه مسلما اگر به نفي اختلاف نينجامد , موجب
كاهش آن مي شود. در موضوعي به اين اهميت , نمي توان با اندك مطالعه اي
نظر داد و بدون بررسي همه جانبه ادله طرفين , شتابناك و نسنجيده موضع
گرفت . وقتي فقيهي مانند آيه الله خوئي (ره ) كه سالهاي متمادي به گونه اي
كه امروزه براي كمتركسي اتفاق مي افتد به تدريس فقه اشتغال داشتند و در
آن ممحض بودند در نسبت دادن قول به عدم اشتراط اتحاد آفاق به ديگر
فقيهان , دچار چندين خطا ميشوندـ چنان كه در باب دوم گذشت ـ تكليف ما
روشن است .
بنابراين , با اشراف بر مسائلي از هميئت و نجوم كه در فهم روايات و
سخنان فقيهان موثر است و به سان بزرگاني امثال شهيدين , مولي احمد
نراقي و سيد ابوتراب خوانساري (ره )(20 ) بايد وارد بحث شد و نمي توان
بااندك اطلاعي از اين امور و در حد مردم عامي و بحث بسيط , مدعي فهم
روايات مربوط به بحث و متصدي اظهار نظر و راي شد و گرنه آدمي در همان
دامي مي افتد كه صاحب حدائق (ره ) افتاد و با اينكه قرنها پيش علامه حلي و
فرزندش فخرالدين و نيز شيخ بهائي كروي بودن زمين را اثبات كرده بود , (21 )
صاحب حدائق ـ شايد به دليل بي اعتنايي به علم هيئت و بر اثر ناآشنايي با آن
مدعي نفي كرويت زمين شد و گفت : روايات صحيحه بر مسطح بودن زمين
دلالت دارند! چنان كه در باب دوم گذشت . (22 )
بدين سان , با بررسي عميق , منصفانه و همه جانبه ـ نه شتابناك و سريع
و بدون اطلاع از مسلمات علم هيئت و نجوم ـ بسيار از اختلافها رخت
برمي بندد و در صورتي كه اختلافي باقي بماند راه چاره اين است كه طبق
يكي از دو نظر عمل شود. چون در هر دو طرف اختلاف , فقيهاني هستند.
مانند امام خميني و آيه الله خوئي و به هر يك از دو نظر كه پس از بحث و
بررسي و به نتيجه واحد نرسيدن , عمل شود , آن عمل بي دليل و بدون حجت
نخواهد بود. اگر مكلف در پاره اي از مسائل به نظر فقيه ديگر مساوي با مرجع
تقليدش عمل كند مجزي است و به فتواي بسياري از فقيهان تبعيض در
تقليد جايز است (23 ) و بر اثر آن عرش خدا به لرزه در نمي آيد .
بنابراين , در خصوص مسائلي كه اختلاف در آنها در جامعه بروز و ظهور
شديدي دارد مثل حلول ماه , براي حفظ آبروي مذهب تشيع اگر به نظر
مشهود يا مطابق احتياط ـ هر جا احتياط ممكن وبي مشكل باشدـ عمل شود
به هيچ جالطمه نمي خورد. خصوصا با توجه به پيچيده بودن موضوع و
استظهارهاي ظني و مانند آن , هيچ كس نمي تواند آنقدر به نظر خود جازم
باشد كه عمل به نظر مشهور خلاف نظر خود را , مايه فسق و عمل نكردن به
وظيفه بداند. مي دانيم كه در همين مسئله هلال , موضوعي كه الان بطلانش
براي ما از بديهيات است يعني قول به عدد , در روزگاري طرفداراني قرص و
محكم مثل شيخ صدوق و شيخ مفيد(ره ) داشته است . پس چندان هم نبايد
نظري كه با اينهمه مقدمات ظني و استدلالي به دست مي آيد محكم و لايتغير
جلوه كند كه اگر مكلفان به نظر عده زيادي از فقيهان ـ نظر مشهور ـ عمل
كردند نه به نظر مقلد خود , قابل تحمل نباشد.
مشكل علمي ديگر كه تنها براساس مبناي مشهور فقها رخ مي نمايد نه بر
مبناي آيه الله خوئي و مانند ايشان يعني عدم اشتراط اتحاد آفاق , اين است
كه معمولا در سراسر ايران و ديگر كشورهاي اسلامي يك روز عيد و اول ماه
قمري اعلام ميشود , در حالي كه در برخي از ماهها , هلال فقط در قسمتي از
كشور قابل رويت است نه همه آن . بنابراين , بر مبناي كساني كه مي گويند اگر
هلال در نقطه اي رويت شد فقط در نقاط هم افق آن ماه حلول مي كند نه ساير
نقاط , بايد در قسمتي از كشور يك روز , و در قسمت ديگر روز بعد اول ماه
باشد. مثلا هلال اگر در اهواز رويت شد و در مشهد اصلا قابليت رويت
نداشت آيا مي توان در ايران يك روز را عيد اعلام كرد استفاده از تلسكوپ
و دوربين و معتبر دانستن آن هم اين مشكل را حل نميكند , زيرا مثلا در
شامگاه 29 شعبان 1423 برابر با 14 آبان 1381 , خط رويت هلال ماه
مبارك رمضان با چشم مسلح از شهر آبادان در استان خوزستان و روستاي
بيگدگ در استان سيستان و بلوچستان عبور مي كرد , يعني براي همه نقاط
پاييني خط رويت هلال مذكور , هلال تنها با چشم مسلح رويت پذير , و در
نقاط فوقاني خط مذكور حتي با چشم مسلح رويت ناپذير
بود . (24 )
بنابراين , با اعتبار رويت با چشم مسلح هم اين مشكل حل نمي شود. اما
بر مبناي مرحوم آيه الله خوئي (ره ) در اين زمينه مشكلي وجود ندارد. بايد
ديد طبق مبناي ديگران چه بايد كرد. آيا حاكم اسلامي , براي رعايت
مصلحتي اين چنين بااهميت , مي تواند در چنين مواقعي بر طبق مسلك غير
مشهورـ و بر خلاف نظر خودـ در سراسر كشور يك روز را عيد اعلام كند
براي كاهش اختلاف بين كشورهاي اسلامي در اعلام اعياد ـ و نيز به
دلايلي ديگر ـ برخي , تدوين تقويم هماهنگ اسلامي براي همه جهان
براساس ماههاي قمري را پيشنهاد كرده اند :
« ... براي تدوين « تقويم اسلامي » مبتني بر ماههاي قمري مي توان آغاز
ماه را در منطقه اي كه هلال در آن قابل رويت است اختيار كرد. سپس در
مناطقي كه هلال در همان زمان رويت پذير نيست شروع ماه را به روز بعد
موكل ساخت . به اين ترتيب , تكليف تقويم اسلامي در اغلب نقاط زمين به
طور هماهنگ روشن خواهد شد. براي نوار عدم قطعيت نيز راه حل مناسب
آن است كه ابتدا با چشم مسلح , ضخامت آن را به كمترين مقدار رساند. آن
گاه با استفاده از داده هاي تجربي و رصدهاي انجام شده گذشته محتمل ترين
حالت را انتخاب كرده سپس در مرحله آخر تعيين تكليف قطعي را در
محدوده اين نوار به استهلال واگذارد. چنين تقويم هماهنگي را مي توان هر
ساله به صورت دقيق تري تنظيم كرد ... » (25 )
اين نحوه تدوين براساس مبناي مشهور فقهاي شيعه است و اگر ممكن و
عملي باشد خدمت بزرگي است و چنان كه در همين باب گذشت سالها پيش
دكتر محمد الياس نيز آن را پيشنهاد كرده است . مي دانيم كه امروزه تقويم
ميلادي تقويمي جهاني است و مورد استفاده همه مسيحيان و گاه مورد
استفاده غالب اديان ديگر هم واقع مي شود. نكته مهم اينكه تصحيح كننده
اين تقويم يك روحاني مسيحي در بيش از چهار صد سال پيش يعني در سال
1582 م است . وي حساب دقيقي را پايه گذاري كرد و مبناي تقويم ميلادي
قرار داد كه براساس آن اختلافي در تقويم به وجود نيايد . (26 )
آنچه تاكنون ذكر شد برخي از راههاي علمي كاهش يا رفع اختلاف بود.
اكنون به راه عملي آن مي پردازيم .
ب ) راه حل عملي
برخي از عالمان با درايت در دوران گذشته با تدبير و استفاده از
شيوه هايي مناسب و عملي مانع بروز چنين اختلافهايي ميشدند كه مي تواند
امروزه براي ما آموزنده و راهگشا باشد. از باب نمونه عالم معروف و متنفذ
تبريز در عصر ناصرالدين شاه , حاج ميرزا جواد آقا مجتهد تبريزي (م
1313 ) كه در الماثر والاآثار اعتماد السلطنه درباره اش آمده است :
« حاج ميرزا جواد آقا مجتهد و امام جمعه دارالسلطنه تبريز , سلسله
ايشان در تمام آذربايجان به رياست كليه و مطاعيت عامه ممتاز است . اين
بزرگوار در علم فقه و اصول از جمله فحول محسوب مي گردد و در حديق و
تفسير و رجال و كلام نيز نخستين شخص تبريز است , بلكه تمام آذربايجان ,
و اعتبارش در دين و دولت و اقتدارش در ملك و ملت محتاج بيان
نيست . » (27 )
ايشان همه ساله در شامگاه 29 ماه رمضان علماي تبريز را در منزل خود
مهمان كرده و فطريه آنها را هم ـ بر فرض ثبوت رويت در آن شب ـ
مي پرداخته است , تا مدعيان رويت هلال و شهود در خصوص همه علما
شهادت دهند و همه در رد و قبول شهادت شهود تصميم يكسان بگيرند و در
نتيجه اختلافي پيش نيايد. براثر اين تدبير اختلافي در تبريز بروز نمي كرده
است .
اكنون نيز اين تدبير عملي است , بدين گونه كه مجمعي مركب از
نمايندگان مراجع عظام (دامت بركاتهم )(28 ) تشكيل شود و گزارشهاي رويت
هلال در اختيار اين مجمع قرار گيرد و راجع به تاييد يا رد گزارشها و
شهادت شهود تصميم واحدي گرفته شود و آنگاه نتيجه از طريق حكومت و
نظام اسلامي به اطلاع مردم برسد.
در چنين مجمعي اگر فرضا براي نمايندگان يكي دو نفر از مراجع حلول
ماه و عيد ثابت شد نه براي ديگران , راه چاره اين است كه آن يكي دو نفر به
وظيفه شخصي خود عمل كنند ولي براي حفظ هماهنگي و حرمت مذهب
تشيع , ثبوت هلال نزد خود را اعلام نكنند و مردم را به افطار فرانخوانند.
چون حلول يا عدم حلول ماه از موضوعات است نه از احكام شرعي , و بيان
آن براي مردم ـ في نفسه ـ نه وجوب دارد نه استحباب , نه كمالي محسوب
ميشود و نه مايه منزلتي عندالله است . بالاتر از اين نيست كه مرجعي خود به
چشم خويش هلال شوال را رويت كند و هيچ كس ديگر نبيند و آن مرجع يا
حكم حاكم را در حول ماه معتبر نداند يا حكم نكند. در چنين فرضي , وظيفه
شخصي اش افطار بر طبق رويت شخصي است و وظيفه مردم و مقدانش
روزه است و هر دو ـ هم مقلد هم خود وي ـ به وظيفه شرعي خود عمل
كرده اند. بايد براي مردم توضيح داد كه ثبوت هلال ربطي به تقليد ندارد و
ملازمه اي بين آنها نيست و ثبوت حلول ماه نزد مرجع به معناي ثبوت آن نزد
مقلدانش نيست و همچنين است عكس آن .
بنابراين , اعلام حلول ماه از « خيرات » و « مغفرت » نيست كه به مقتضاي
آيات شريفه فاستبقواالخيرات (29 ) و سارعوا الي مغفره من ربكم (30 ) براي آن
مسابقه دهيم و از همديگر سبقت بجوييم و در آن تسرع كنيم .
سيد محمد مجاهد در مصابيح فرعي را ذكر مي كند كه براي اين بحث
بسيار مناسب است . وي مي نويسد :
« الخامس : هل يجوزله الاختفا من الناس بقصد ان لايثبت الهلال
عنده ام يحرم ذلك لم اجد مصرحا باحدالامرين , ولكن احتمال الجواز في
غايه القوه . » (31 )
همچنين آيه الله سيد محمد كاظم يزدي صاحب عروه در پاسخ به
استفتائي , سخني دارند كه براي بحث ما كارساز است :
« سئوال : ما قولكم (دام ظلكم ) سلخ رمضان بعد از ظهر معلوم شد كه در
مسجد مومنين قريب دويست (نفر از) مومنين به وجه تصديق رويت , روزه
را افطار كرده اند. زيداين خبر (را) شنيد , مگر آن كه هيچ التفات نكرده , با
نيت صوم به خانه خود نشست و به غرض تحقيق در آن مسجد كه نصف ميل
فاصله داشت نرفت , اين تقاعد و عدم تحقيق او به حد معصيت مي رسد , يا
خير
جواب : اگر از آن خبر براي زيد علم به ثبوت رويت هلال حاصل نشده
باشدـ چنانچه (چنان كه ) ظاهر سئوال است ـ با تقاعد و عدم تحقيق , روزه
گرفتن معصيت نيست مادام كه مطلب معلوم نشده است , چون فحص از
ثبوت رويت و عدم آن واجب نيست . و عمل به استصحاب بقا شهر , يا بقا
وجوب صوم مانعي ندارد , زيرا كه در جواز عمل به استحصاب در
موضوعات , فحص شرط نيست . كما اين كه در ليله , يايوم ثلاثين از هلال
شعبان نيز چنين است . پس جايز است به مقتضاي استصحاب روزه نگيرد
بدون فحص . و از اين باب است جواز خوردن و آشاميدن در سحر ماه
مبارك , اگر چه شك داشته باشد در طول فجر و لازم نيست فحص كند. بلي ,
اگر با عدم فحص , خورد و بعد معلوم شد كه صبح بوده قضا آن روز واجب
است , لكن حكم به عصيان او نمي شود. و اين از باب استصحاب بقا ليل و
استصحاب جواز خوردن و آشاميدن است . حاصل اين كه عمل به
استصحاب در موضوعات جايز است اگر چه تحصيل علم ممكن باشد. بلي ,
در صورت علم به اينكه اگر فحص كند علم با حدالطرفين حاصل مي شود
بسهوله , احوط فحص است , لامكان دعوي انصراف الادله عن هذه
الصوره ...
واز آنچه ذكر شد معلوم شد كه اسهلال كردن در شب سي ام شعبان و
رمضان واجب نيست و قول به وجوب آن عينا يا كفايه از باب مقدمه صوم و
افطار واجبين ضعيف است , لما ذكرنا من جريان الاستصحاب وعدم
اشتراطه بالفحص . بلي , استحباب آن في حد نفسه بعيد نيست , اگرچه آن هم
دليل واضحي ندارد سواي خبر عامي ... « (32 )
علاوه بر آنچه ذكر شد برخي راه حل ديگري نيز پيشنهاد كرده اند كه
ظاهرا كارساز نيست و آن استفاده از قمر مصنوعي و ماهواره است . ديكتر
نصر فريد واصل مصر مفتي مصر گفته است ارسال ماهواره براي رصد تولد
هلال در همه ماهها , از استهلال روي كوههاي بلند موثرتر است و وي اين
پيشنهاد را با علماي كشورهاي عربستان , تونس , امارات , اردن , قطر و لبنان
در ميان گذاشته و آنان آن را تاييد كرده اند. برخي از استادان دانشكده
الشريعه در رياض نيز اين موضوع را مطرح كرده و گفته اند مي توان با استفاده
از ماهواره از طريق تلويزيون وضع خورشيد و ماه و نسبت آنها و ولادت
هلال را مستقيما پخش كرد تا همه مسلمانان ببينند . (33 )
به هر حال , گويا اين راه چندان كارآيي ندارد هر چند قابل بررسي است .
همچنين استفاده از هواپيما براي رويت نيز جاي بحث است زيرا ظاهرا مراد
از رويت در احاديث رويت هلال رويت ناظر زميني است نه رويت از فضا.
بنابراين رويت قمر مصنوعي , رويت معتبر نخواهد بود. همچنين است رويت
تلسكوپ هابل , چون در فضاست . افزون بر اين , وضع ماه و خورشيد و
لحظه مقارنه و خروج از محاق و مانند آن , همه با محاسبات قطعي هيوي
قابل دسترسي است و براي آن نيازي به ماهواره نيست و بااستفاده از نرم
افزارهاي نجومي و سايت ناسا (سازمان فضايي ايالات متحده ) به آساني
دانسته ميشود در اين سايت تصاوير نجومي كه ماهواره هاي مختلف
برداشته اند , رايگان و به سرعت در اختيار كاربران قرار مي گيرد.
اميد است فقه پژوهان بااستفاده از اين منبع غني و مجموعه سرشار به
اين گونه مباحث بپردازند. در اينجا با نقل دوازده بيت از غديريه غراي ابن
حجاج بغدادي , شاعر ستايشگر اهل بيت (ع ) در سده چهارم اين مقاله را
خاتمه ميدهم و آن را مسكي الختام مي كنم :
يا صاحب القبه البيضا في النجف
من زار قبرك و استشفي لديك شفي
زورروا ابا الحسن الهادي لعلكم
تحظون بالاجر و الاقبال و الزلف
زوروالمن تسمع النجوي لديه فمن
يزره بالقبر ملهو فالديه كفي
اذا وصلت فاحرم قبل تدخله
ملبيا واسع سعيا حوله وطف
حتي اذا طفت سبعا حول قبته
تامل الباب تلقا و جهه فقف
وقل : سلام من الله السلام علي
اهل السلام واهل العلم و الشرف
اني اتيتك يا مولاي من بلدي
مستمسكا من حبال الحق بالطرف
راج بانك يا مولاي تشفع لي
و تسقني من رحيق شافي اللهف
لانك العروه الوثقي فمن علقت
بها يداه فلمن يشقي ولم يخف
و ان اسمائك الحسني اذا تليت
علي مريض شفي من سقمه الدنف
لان شانك شان غير منتقص
و ان نورك نور غير منكسف
و انك الايه الكبري التي ظهرت
للعارفين بانواع من الطرف (34 )
پانوشت ها :
1 ـ هفت آسمان , شماره 7 , ص 130 ـ133 , « تقريب مذاهب اسلامي , گامي
به پيش » .
2 ـ توجيه الانظار , ص .25
3 ـ روزنامه السفير , .1998,1,16
4 ـ الوسط , شماره 56 , مورخ 1993,2,22 م .
5 ـ بلغه المطالع , ص 34 ـ37
6 ـ الادله الشرعيه في اثبات الشهور العربيه , ص .57
7 ـ همان , ص .68
8 ـ همان , ص 70 ـ72
9 ـ روزنامه الشرق الاوسط , 1999,5,28 م .
10 ـ ر . ك : تحقيقات اسلامي , سال 15 , شماره 2 و سال 16 , شماره 1 , ص
235 , « ميزگرد علمي » .
11 ـ دكتر امير حسين حسن در الادله الشرعيه (ص 71 ) مي نويسد : « ... راينا
كثيرا ان دوله ما تعلن بدايه شهر رمضان فتتبعها عده دول آخري , لانها
تشترك معهافي حلف او اتحاد او ما الي ذلك ...مع ان رويه الدوله التي اخذا
و ويتها رويه خاطئه شرعا » .
12 ـ ر . ك : مجله النور , شماره 81 (شوال 1418 ) , ص 70 , « هلال او
هلالان » .
13 ـ الحياه , .1999,1,22
14 ـ تحقيقات اسلامي , سال 15 , شماره 2 و سال 16 , شماره 1 , ص
25 ـ29 , « رويت هلال , مشكلات و راه حلها » .
16 ـ چون چند سال پيش از اين , كار ميراث فقهي (2 ) : رويت هلال شروع
شده بود در بيانيه بر تداوم آن تاكيد شد. در اين گردهمايي , از ميراث فقهي به
عنوان « كاري بسيار جالب كه مي تواند به روشن شدن بسياري از نكات كمك
كند » ياد شد.
17 ـ ر . ك : تحقيقات اسلامي , سال 15 , شماره 1 و سال 16 , شماره 2 , ص
237 ـ 243 , « ميزگرد علمي » .
18 ـ در سال 1424 روز سي ام ماه مبارك در برخي دبيرستانها به دانش
آموزان گفته بودند كساني كه مقلد فلان مرجعند روزه خود را بخورند و
مقلدان فلان مرجع همچنان روزه باشند!
19 ـ ر . ك : احكام فقهي , ج 1 , ص 301
20 ـ مثلا آيه الله سيد ابوتراب خوانساري روايات غيبوبت هلال قبل و بعد از
شفق را خيلي دقيق معني كرده است و بعيد است كسي كه اطلاعي از علم
هيئت ندارد بتواند مانند ايشان آنها را بفهمد. مشروح سخنان ايشان در جلد
چهارم همين مجموعه (بخش سوم ) خواهد آمد.
21 ـ ر . ك : جمع پريشان , ج 2 , مقاله .15
22 ـ متن كامل سخن ايشان در جلد سوم همين مجموعه (بخش سوم )
خواهد آمد.
23 ـ فقيه مسلم صاحب عروه گويد : « اذا كان هناك مجتهدان متساويان في
العلم , كان اللمقلد تقليد ايهماشا , و يجوز التبعيض في المسائل , و اذا كان
احدهما ارجح من الاخر في العداله , او الورع او نحوذلك , فالا ولي ـ بل الا
حوط ـ اختياره » (العروه الوثقي , ج 1 , ص 29 ـ 30 , مساله 33 ) . همچنين
فقيه متبحر صاحب وسيله گويد : « اذا كان مجتهدان متساويان في العلم
يتخير العامي في الرجوع الي ايهما , كما يجوز له التبعيض في المسائل باخذ
بعضها من احدهما و بعضها من الاخر » (وسيله النجاه , ص 10 , مساله
8 ) .
24 ـ ر . ك : تحقيقات اسلامي , سال 15 , شماره 2 و سال 16 , شماره 1 , ص
91 ـ 93 , « بررسي علمي رويت هلال ... »
25 ـ تحقيقات اسلامي , سال 15 , شماره 2 و سال 16 , شماره 1 , ص
11 ـ12 , « سخن مديرمسئول » .
26 ـ ر . ك : بررسي علمي ـ فقهي مساله رويت هلال , ص « آ6 »
27 ـ الماثر والاثار , ص .156
28 ـ البته برخي هم انگيزه اي براي دخالت در اين موضوع ندارند و معتقدند
اعلام حلول ماه يا عدم آن ـ في نفسه ـ نه واجب است نه مستحب , نه اجر و
ثوابي دارد نه مايه كمال است . فقط براي رفع تحير مردم و بلاتكليفي آنان
است كه آن هم وظيفه نظام اسلامي است .
29 ـ بقره (2 ) : .148
30 ـ آل عمران (3 ) : .132
31 ـ رويت هلال , ج 3 , ص .2120
32 ـ رويت هلال , ج 4 , ص 2472 ـ .2473
33 ـ الشرق الاوسط , 1999,1,25 م , چگونگي ها و كاراييهاي اين طرح به
طور مشروح در روزنامه اللوا الاسلامي , مورخ 1999,12,6 آمده
است .
34 ـ الغدير , ج 4 ص .127
برخي صرف شهادت دو شاهد عادل به رويت هلال را
براي ثبوت حلول ماه نو كافي مي دانند , هر چند عده
زيادي استهلال كرده و ماه را نديده باشند; ولي بسياري از
فقها براين باورند كه با صاف بودن هوا و استهلال عده
زيادي از مردم ـ مثلا هزار نفر ـ نه تنها بينه بلكه اگر پنجاه نفر
هم ادعاي رويت كنند نيز قولشان معتبر نيست
در خصوص مسائلي كه اختلاف در آنها در جامعه بروز و
ظهور شديدي دارد مثل حلول ماه , براي حفظ آبروي
مذهب تشيع اگر به نظر مشهود يا مطابق احتياط ـ هر جا
احتياي ممكن باشد و بي مشكل باشد , عمل شود به هيچ
جا لطمه نمي خورد

|