بسم الله الرحمن الرحيم
اگر واژه ها مجال درست تعبير شدن پيدا كنند قطعا صفت تروريست
بيشتر از همه , برازنده رئيس جمهور ياغي آمريكاست و اگر گفته شود تمامي
تروريستهاي جهان بايد در برابر وي زانو بزنند حرف گزافي نيست . نگاهي به
عملكرد و كارنامه او هرگونه ترديدي در اطلاق صفت تروريست به وي را از
ميان مي برد. مشاركت در كشتار هزاران انسان به بهانه ها و توجيه هاي واهي ,
تنها بخشي از پرونده قطور تروريستي وي محسوب مي شود.
لشكركشي به كشورهاي مستقل جهان و قتل عام هزاران غيرنظامي ,
حمايت صريح از جنايتكاران صهيونيست , تقويت تروريسم وگسترش
تهديدات تروريستي در جهان ناشي از اتخاذ سياست هاي غلط , به تنهايي
كافي است تا جورج بوش رئيس جمهور آمريكا به عنوان تروريست اصلي و
شماره اول جهان تلقي شود.
با در نظر گرفتن اين واقعيت , چنين فردي با يك چنين سابقه و
مشخصه اي هرگز صلاحيت ندارد مدعي مبارزه با ترور و تروريسم در جهان
باشد و براي كشورهاي ديگر تعيين تكليف كند. بااينحال , بوش اخيرا يكبار
ديگر در مقام پرچمداري مبارزه با تروريسم در جهان برآمد و برخي از
كشورها از جمله جمهوري اسلامي ايران را « حامي تروريسم »
خواند.
آنچه در اين ميان جالب توجه است , اينست كه دولت بوش نه تنها رژيم
تروريست و جنايتكاري همچون رژيم صهيونيستي را كه علنا و رسما دست
به ترور مي زند و نمونه بارز آن حمله تروريستي اخير به يك زندان فلسطيني
در مقابل دوربين هاي تلويزيوني رسانه هاي جهان و ربودن مبارزان فلسطيني
بود , نه تنها حامي تروريسم نناميد بلكه به عكس , اين رژيم را تلويحا قرباني
تروريسم نيز تلقي كرد.
تامل و قضاوت در همين يك نكته به روشني پوچي اتهامات اخير
واشنگتن در اطلاق واژه « تروريست » و « حمايت كننده از تروريسم » به
برخي از كشورها را ثابت مي كند.
اصولا « مبارزه با تروريسم » مستمسكي بيش نيست كه دولت آمريكا در
پوشش اين شعار در پي نيل به اهداف نامشروع جهاني خود است . در قالب
اين سياست چنانكه تجربه نشان داده است , رئيس جمهور آمريكا هر
كشوري را كه موافق سياست وي حركت نكند و مخل منافع استعماري وي
باشد به سادگي به حمايت از تروريسم متهم مي كند و كشورهاي ديگر غربي
نيز به سبب تفكرات همسو با واشنگتن , آنرا تكرار مي كنند.
اگر منظور از واژه « ترور » , مفهوم تحت اللفظي آن يعني ايجاد وحشت
است و اگر چنانچه منظور از واژه مذكور , كشتار و قتل است در هر دو حالت
اين عبارت بيشتر از هر كشور ودولتي لايق خود آمريكائيها و قدرتهاي
استعمارگر غربي و فرزند نامشروع ونماينده غيرقانوني آنها , رژيم
صهيونيستي است .
كدام جامعه وكشوري است كه از سياست هاي جنگ افروزانه واشنگتن و
متحدين غربي آنها دچار وحشت نباشد و كدام قاره را در جهان مي توان
يافت كه طعم جنايت هاي ماجراجويانه آن ها را نچشيده باشد
نكته قابل تامل اين است كه دولت بوش كه در كارنامه 5 ساله خود دو
لشكر كشي و تهاجم خودسرانه نظامي را به دو كشور مستقل و مسلمان ,
بدون مجوز سازمان ها ومراجع بين المللي به ثبت رسانده است در مقام
متولي مبارزه با ترور و تروريسم بر مي آيد.
با اينحال واقعيتي كه هم اكنون بر جهان حاكم است اين است كه افكار
عمومي جهان روز به روز از مواضع آمريكا فاصله مي گيرد و اصولا ديگر
اعتمادي به ادعاهاي واشنگتن ندارد. اكنون جامعه بين المللي و ملت هاي
جهان دريافته اند كه اينگونه موضع گيريهاي آمريكا صرفا با هدف تامين
اهداف و منافع استعماري آن كشور پيگيري مي شود.
افكار عمومي جهان حتي فراتر از اين تفكر , سياست آمريكائيها را باعث
تشديد ترور در جهان مي دانند. در اين رابطه بر اساس يك نظرسنجي كه
اخيرا توسط شبكه انگليسي بي بي سي در سطح 35 كشور جهان تهيه شد
نشان داد اكثر مردم جهان معتقدند سياست هاي آمريكا باعث شده است
احتمال حملات تروريستي افزايش يابد. اين امر حاوي اين نكته مهم است
كه تبليغات آمريكا درباره تروريسم رنگ باخته و ديگر كاربرد سابق را براي
سياستهاي آمريكا نمي تواند داشته باشد.
ترديدي نيست كه « تروريسم » پديده اي مذموم و محكوم است و غلبه بر
اين معضل از خواسته هاي اساسي همه جوامع و دولتهاست ولي نكته
اساسي اينجاست كه دولتهاي سلطه طلب غربي به ويژه واشنگتن هرگز در
ادعاي مبارزه با تروريسم صادق نبوده و نيستند و بلكه خود جز متهمين
رديف اول اين جنايت هستند. واقعيت اين است كه مبارزه با پديده تروريسم
بدون توجه به ريشه هاي آن بيهوده و فريبكارانه است . تروريسم با تعريفي كه
دولتهاي استعماري از آن ارائه ميدهند يك تعبير جعلي و انحرافي است . اين
دولتها به هر جرياني كه به گونه اي با منافع وسياستهاي آنها در تضاد باشد به
راحتي مهر تروريسم مي زنند و افكار عمومي را با دستگاه هاي تبليغاتي خود
عليه آن تحريك مي كنند.
به عنوان يك نمونه روشن , رژيم غاصب اسرائيل كه باهمدستي
وحمايت قدرتهاي استعمارگر يك ملت را از سرزمين خود آواره كرده و هر
روز عليه مردم آن جنايت مي كند , در جبهه مبارزه كننده با تروريسم قرار
مي گيرد و در مقابل , مردم فلسطين كه با كمترين امكانات در مقابل
جنايتكاران از خود دفاع مي كنند , تروريست و حامي تروريسم خوانده
مي شوند.
اين , سو استفاده آشكار از واژه تروريسم است و تا زمانيكه اين
وضعيت حاكم است هيچگونه اعتمادي به ادعاهاي غرب در مبارزه با
تروريسم وجود نخواهد داشت . در اينجا , آنچه به عنوان يك ضرورت براي
مجامع جهاني مطرح است تعريف درست وواقعي از تروريسم به عنوان
نخستين گام است و تا زمانيكه اين اقدام صورت نگيرد هرگونه ادعاي مبارزه
با تروريسم مردود است .

|