روزنامه جمهوري اسلامي 10/02/1385 صفحه عقيدتي

* تفاهمات اسلامي
رهبري نهضت اسلامي
تفاهمات اسلامي




متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري
قسمت اول
اشاره :
در شرايط امروز كه در جهان اسلام » از طرفي به پيشرفت هاي چشمگير سياسي و اجتماعي دست يافته است و از سويي در برابر تهديدات جبهه كفر جهاني قرار دارد , تفاهم و همگرايي زمينه ساز اتحاد و اقتدار و اجتناب از تفرقه و تشتت و به هم نزديك شدن و قدرت و توان يافتن جبهه توحيد مي باشد , و از همين رو تلاشهاي فكري و نظري مقدمه اي است براي فعاليت هاي عيني و عملي به منظور نظاره تفاهمات اسلامي و آثار ارزشمند آن در گستره جهان اسلام .
آنچه پيش روي داريد اثري است از انديشمند بزرگ اسلامي آيت الله استاد مرتضي مطهري كه بنا به نياز روز و به تناسب ايامي كه با بزرگداشت اين متفكر عالي مقام ارتباط دارد تقديم خوانندگان گرامي مي كنيم .
درس اول
حسن تفاهم
موضوع اين درس , تفاهمات اسلامي است . حسن تفاهم يعني يكديگر را خوب فهميدن , و سو تفاهم يعني يكديگر را بد فهميدن .
بديهي است كه خوب فهميدن باينست كه افراد يكديگر را آنطور كه هستند بفهمند و بدفهميدن به اينست كه يكديگر آنطور كه هستند نفهمند , بلكه درباره يكديگر دچار يك نوع توهماتي بوده باشند , و البته اين كلمه در جائي گفته مي شود كه توهماتيكه افراد درباره يكديگر دارند از نوع سو ظن باشد يعني در زمينه بدي بوده باشد. اما اگر در زمينه خوبي و از نوع حسن ظن هاي غلط بوده باشد سو تفاهم ناميده نميشود. يعني اگر دو نفر بغلط درباره يكديگر حسن عقيده پيدا كنند گفته نمي شود كه اين دو نفر نسبت بيكديگر سو تفاهم پيدا كرده اند.
سو تفاهم در هر موردي و نسبت بهر شخصي بد است . زيرا موجب گمراهي و ضلالت است . اگر فرض كنيم دو نفر از هر لحاظ ضد يكديگرند مثلا يكي خدا پرست است و ديگري مادي باز خوب است كه ميان آنها حسن تفاهم برقرار باشد و يكديگر را آنطور كه هستند درك كنند نه اينكه هر كدام نسبت بديگري سو ظن ها و تصورات غلطي داشته باشد.
يكي از ابتلائات مسلمين اينست كه گذشته از اينكه از لحاظ پاره اي معتقدات تفرق و تشتت پيدا كرده اند و مذهب ها و فرقه ها در ميان آنها پيدا شده است كه در درس تاريخ فرق اسلامي خواهيد خواند , دچار سو تفاهمات زيادي نسبت بيكديگر مي باشند. يعني گذشته از پاره اي اختلافات عقيده اي دچار توهمات بي جاي بسياري درباره يكديگر ميباشند. در گذشته و حاضر آتش افروزاني بوده و هستند كه كوششان بر اين بوده و هست كه بر بدبيني هاي مسلمين نسبت به يكديگر بيفزايند. تهديد يكه از ناحيه سو تفاهمات بيجا و خوب درك نكردن يكديگر متوجه مسلمين است بيش از آن است كه از ناحيه خود اختلافات مذهبي متوجه آنها است . مسلمانان از نظر اختلافات مذهبي طوري نيستند كه نتوانند وحدت داشته باشند , نتوانند با يكديگر برادر و مصداق انما المومنون اخوه بوده باشند , زيرا خدائي كه همه پرستشش ميكنند يكي است , و همه ميگويند لااله الاالله . همه برسالت محمد صلي الله عليه وآله ايمان دارند و نبوت را باو پايان يافته ميدانند و دين او را خاتم اديان مي شناسند. همه قرآن را كتاب مقدس آسماني خود ميدانند و آنرا تلاوت ميكنند و قانون اساسي همه مسلمين مي شناسند. همه سوي يك قبله نماز ميخوانند و يك بانگ بنام اذان برمي آورند. همه در يك ماه معين از سال كه ماه رمضان است روزه ميگيرند , همه روز فطر واضحي را عيد خود مي شمارند , همه مراسم حج را مانند هم انجام ميدهند و با هم در حرم خدا جمع مي شوند , و حتي همه خاندان نبوت را دوست ميدارند و بآنها احترام ميگذارند. اينها كافي است كه دلهاي آنها را بيكديگر پيوند دهد و احساسات برادري و اخوت اسلامي را در آنها برانگيزد. ولي ...
ولي امان از سو تفاهمات , امام از توهمات و تصورات غلطي كه فرق مختلف درباره يكديگر دارند و امان از عواملي كه كاري جز تيره تر كردن روابط مسلمانان ندارند.
ما در صدد اين نيستيم كه طرحي براي از بين بردن فرقه ها و مذاهب و بازگشت همه باصل اسلام بريزيم , زيرا اين كاري است كم اولا از ما ساخته نيست و ثانيا وحدت اسلامي متوفق بر اين نيست كه فرق و مذاهب از ميان برود , جهات اختلاف فرق و مذاهب آنقدر زياد نيست كه مانع اخوت اسلامي بشود و جهات اشتراك آنها آنقدر زياد و نيرومند است كه ميتواند آنها را بهم به پيوندد.
و نيز ما نميخواهيم ادعا كنيم كه تمام اختلافات مسلمين از نوع سو تفاهم است . خير چنين ادعائي هم نداريم , همه اختلافات سو تفاهم نيست , اگر بنا است حل بشود بطريق ديگر غير از دفع سو تفاهمات بايد حل شود. آنچه ما درصدد آن هستيم و بعبارت ديگر هدف ما از اين درس اينست كه شكافهائيكه ناشي از خوب درك نكردن يكديگر است , از ميان برود. هدف ما اينست كه فرق و مذاهب اسلامي يكديگر را آنطور كه هستند بنشاسند و تصور كنند , تصورات دروغ و موهومي را از خود نسبت به به برادران خود دور كنند بايد در چند قسمت كلي بحث كنيم .
1 ـ يكي از هدفهاي اسلام كه از مسلمين تامين آنرا خواسته است اتحاد و اتفاق مسلمين است .
2 ـ يكي از فلسفه هاي فريضه حج محكم شدن پيوندها و تفاهم بيشتر افراد مسلمين است .
3 ـ بررسي انواع توهمات و سو تفاهماتي كه ديگران درباره ما شيعيان و بالاخص ايرانيان دارند.
4 ـ بررسي سو تفاهمهائي كه از اينطرف نسبت به برادران غير شيعي وجود دارد.
5 ـ راههاي عملي براي كاستن و از ميان بردن سو تفاهمها .
اما قسمت اول : هم قرآن كريم و هم احاديث نبوي , هم احاديثي كه از ائمه اطهار رسيده است همه عنايت شديد دارند كه وحدت مسلمين محفوظ بماند. از قرآن شروع مي كنم :
الف ـ در سوره آلعمران آيه 103 مي فرمايد : واعتصموا بحبل الله جميعا و لاتفرقوا. يعني همه با هم ريسمان الهي را محكم بگيريد و پراكنده نشويد. اين آيه با كمال صراحت بموضوع « باهم » بودن و باهم دستورهاي الهي را اجرا كردن و پراكنده اجرا نكردن توجه كرده است . اندك توجهي بمفهوم آيه ميرساند كه عنايت اين كتاب آسماني باينست كه مسلمانان متفرق و پراكنده نباشند.
ب ـ سوره آل عمران آيه 105 كه دنباله اين آيه است (با يك آيه فاصله ميفرمايد : والا تكونوا كالذين تفرقوا و اختلفوا من بعد ما جائهم البينات و اولئك لهم عذاب عظيم . يعني شما مانند ديگران (پيروان ساير اديان ) نبايد كه پس از آنكه آيات غذاب عظيم است . مفهوم اين آيه نيز واضح است . اين آيه مخصوصا به تفرقات مذهبي يعني فرقه فرقه شدنها و مذاهب بوجود آمدنها اشاره مي كند. زيرا اين نوع اختلافات از هر نوع ديگر خطرناكتر است . جالب توجه اينست كه آيه 104 كه در ميان اين دو آيه قرار گرفته است . اينست : ولتكن منكم امه يدعون الي الخير و يامرون بالمعروف و ينهون عن المنكر و اولئك هم المفلحون . يعني بايد جماعتي از شما (يا بايد شما جماعتي باشيد كه ) دعوت بخير و صلاح و نيكي بكنند , امر بمعروف و نهي از منكر نمايند , همانا آنها هستند كه رستگارند. ببينيد , آيه اي كه در ميان اين دو آيه قرار گرفته است آيه دعوت بخير و امر بمعروف و نهي از منكر است . اين براي آن است كه قرآن كريم مي خواهد بفهماند كه همواره بايد از طريق دعوت بخير و صلاح و امر بمعروف و نهي از منكر اين وحدت محفوظ بماند , اگر اين اسطوانه اسلامي يعني اصل دعوت و ارشاد و امر بمعروف و نهي از منكر بخوابد وحدت اسلامي و اتحاد مسلمانان نيز از ميان ميرود.
ما مسلمانان دعوت و ارشاد و امر بمعروف و نهي از منكر داريم ولي چون هدفهاي اسلامي را نمي شناسيم , مخصوصا از هدفهاي بزرگ و اساسي و اصولي اسلام بي خبريم , از اسلام فقط با يك سلسله دستورهاي ظاهري كه مربوط به قشر اسلام است نه لب و مغز آن , آشنايي داريم , هر وقت بفكر دعوت و ارشاد ميافتيم , از حدود مسائل ساده اخلاقي و عبادي تجاوز نمي كنم . و حال آنكه يكي از هدفهاي بزرگ اسلام بلكه بزرگترين هدف اسلام در امور عملي وحدت و اتفاق مسلمانان است . اولين وظيفه داعيان و ارشاد كنندگان و آمران بمعروف و ناهيان از منكر اينست كه در طريق وحدت مسلمانان بكوشند , در طريق همان چيزي بكوشند كه مورد نزول اين آيه كريمه است .
اميدواريم كه اين درس مصداق واقعي اين آيه كريمه باشد و يك قدم دعوت بخير واقعي محسوب گردد.
تمرين :
1 ـ معني سو تفاهم چيست
2 ـ اصول مشتركي كه مسلمين در آنها اختلاف ندارند چيست
3 ـ هدف اين درس چيست
4 ـ در چند قسمت كلي بايد بحث كنيم
5 ـ چند آيه از سوره آل عمران را جمع بوحدت مسلمين است
6 ـ آيه اي كه در وسط آيات اتحاد است مفهومش چيست و بچه منظور در آنجا قرار گرفته است
درس دوم
آيات و احاديث
در درس اول به آنجا رسيديم كه گفتيم اسلام باتفاق و اتحاد مسلمين فوق العاده عنايت دارد و وحدت اسلامي يكي از هدفهاي بزرگ اسلام بشمار ميرود و بر مسلمانان و مخصوصا داعيان خير و ارشاد كنندگان خلق و آمران بمعروف و ناهيان از منكر است كه در طريق تحقق يافتن اين هدف بزرگ اسلامي كوشش كنند. و الااقل آتش اختلافات را دامن نزنند. در درس پيش دو آيه از قرآن ذكر كرديم , اينك تتمه آيات :
ج ـ اقيموا الدين و الا تفرقوافيه , كبرعلي المشركين ماتدعوهم اليه ـ سوره ا شوري , آيه 13 يعني دين را بپا داريد و در آن پراكنده نشويد , آنچه تو به آن دعوت مي كني بر مشركين گران و دشوار است .
اين آيه كريمه ميخواهد بفهماند چون مخالفان اسلام با هدفهاي اسلامي مخالفند آرزومند تفرق و پراكندگي آنها ميباشند واز زحمات مسلمانان ميترسند , آنها هستند كه آتشهاي تفرقه و اختلاف را دامن مي زنند و موانع براي وحدت مسلمين ايجاد ميكنند.
د والا تنا زعوا فتفشلوا و تذهب ريحكم ـ سور انفال , آيه 46 ـ يعني با يكديگر نزاع نكنيد كه سست خواهيد شد و بوي شما از ميان خواهد رفت . اين آيه اتحاد مسلمانان را موجب قوت و قدرت و شوكت و بوي و خاصيت داشتن آنها معرفي مي كند. ميفرمايد اگر در ميان شما اختلاف افتاد قوت و شوكت و بوي و خاصيت شما از ميان مي برد.
نزاعها بر دو قسم است : بعضي نزاعها مربوط بتضاد منافع آني افراد است , اما بعضي نزاعها ريشه عقيده اي دارند , اينها است كه فوق العاده خطرناك است , اينها است كه از نسل بنسل ديگر منتقل مي شود و بحثها و جدالها و كتابها و نوشته ها بوجود ميآورد و قرنها ادامه پيدا مي كند و هر چه زمان ميگذرد بر موجبات آن افزوده ميشود و شكاف عميق تر مي گردد.
هـ ـ ايا ايهالذين آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتقوالله العلكم تفلحون ـ آل عمران , آيه 200 ـ اين آيه آخرين آيه از سوره آل عمران است . يعني اي اهل ايمان , صابر و خويشتن دار باشيد , يكديگر را در خويشتن داري ياري نمائيد , و با يكديگر پيوند داشته باشيد , تقواي الهي داشته باشيد , باشد كه رستگار شويد.
يكي از هدف هاي اسلام كه از مسلمين تامين آن را خواسته است , اتحاد و اتفاق مسلمين است
اولين وظيفه داعيان و ارشاد كنندگان و آمران به معروف و ناهيان از منكر اين است كه در طريق وحدت مسلمانان بكوشند
امان از سوتفاهمات , امان از توهمات و تصورات غلطي كه فرقه هاي مختلف درباره يكديگر دارند , و امان از عواملي كه كاري جز تيره تر كردن روابط مسلمانان ندارند

رهبري نهضت اسلامي


هر نهضتي نيازمند به رهبر و رهبري است , در اين جهت جاي سخن نيست . يك نهضت كه ماهيت اسلامي دارد و اهدافش همه اسلامي است , وسيله چه كساني و چه گروهي مي تواند رهبري شود و بايد رهبري شود
بدهي است كه وسيله افرادي كه علاوه بر شرائط عمومي رهبري , واقعا اسلام شناس باشند و با اهداف و فلسفه اخلاقي و اجتماعي و سياسي و معنوي اسلام كاملا آشنا باشند , به جهان بيني اسلام , يعني بينش و نوع ديد اسلام درباره هستي و خلقت و مبدا و خالق هستي و جهت و ضرورت هستي , و ديد و بينش اسلام درباره انسان و جامعه انساني كاملا آگاه باشند , ايدئولوژي اسلام را يعني طرح اسلام را درباره اينكه انسان چگونه بايد باشد و چگونه بايد زيست نمايد و چگونه بايد خود را و جامعه خود را بسازد و چگونه به حركت خود ادامه دهد و با چه چيزها بايد نبرد كند و بستيزد و خلاصه چه راهي را انتخاب كند و چگونه برود و چگونه بسازد و چگونه زيست نمايد و... درك نمايند.
بديهي است , افرادي مي توانند عهده دار چنين رهبري بشوند كه در متن فرهنگ اسلامي پرورش يافته باشند , و با قرآن و سنت و فقه و معارف اسلامي آشنائي كامل داشته باشند و از اينرو تنها روحانيت است كه مي تواند نهضت اسلامي را رهبري نمايد...
هر نهضت اجتماعي بايد پشتوانه اي از نهضت فكري و فرهنگي داشته باشد و اگرنه در دام جريانهائي قرار مي گيرد كه از سرمايه اي فرهنگي برخوردارند و جذب آنها مي شود و تغيير مسير مي دهد , چنانكه ديديم گروهي كه از سرمايه فرهنگي اسلامي بي بهره بودند چگونه مگس وار در تار عنكبوت ديگران گرفتار آمدند. و از طرف ديگر هر نهضت فرهنگي اسلامي كه بخواهد پشتوانه نهضت اجتماعي ما واقع شود بايد از متن فرهنگ كهن ما نشات يابد و تغذيه گردد , نه از فرهنگهاي ديگر. اينكه ما از فرهنگ هاي ديگر , مثلا فرهنگ ماركسيستي يا اگزيستانسياليستي و امثال اينها قسمتهائي التقاط كنيم و روكشي از اسلام برروي آنها بكشيم براي اينكه نهضت ما را در مسير اسلامي هدايت كند كافي نيست . ما بايد فلسفه اخلاق , فلسفه تاريخ , فلسفه سياسي , فلسفه اقتصادي , فلسفه دين , فلسفه الهي خود اسلام را كه از متن تعليمات اسلام الهام بگيرد , تدوين كنيم و در اختيار افراد خودمان قرار دهيم .
متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري (كتاب نهضت هاي اسلامي در صدساله اخير)