روزنامه جمهوري اسلامي 10/02/1385 صفحه جبهه و جنگ

* اينجا نيايش متفاوت است
* گمنام تر از گمنامي
اينجا نيايش متفاوت است




گزارشي از سفر به سرزمين ملائك همراه با كاروان راهيان نور شهرستان سمنان
بخش دوم و پاياني
اشاره : بخش اول سفرنامه راهيان نور كه مربوط مي شد به سفر راهيان نور شهرستان سمنان را روز سه شنبه 85,2,5 در همين صفحه (جبهه و جنگ ) مطالعه فرموديد , آنچه در پي مي آيد بخش دوم و پاياني آن است كه از نظر شما مي گذرانيم .
همسر شهيد علي اصغر جلالياني از شهداي استان سمنان كه درعمليات بدر به فيض شهادت نائل شده نيز ازجمله كساني است كه درقالب كاروان راهيان نور همراه بادوفرزند خود راهي مناطق عملياتي شده است .
او كه اكنون 23 سال ازشهادت همسرش مي گذرد آمده است تابه فرزندان خود بياموزد كه چگونه افرادي مانند پدر آنها دست از جان شستند خودفداشدند تااسلام انقلاب اسلامي باقي بماند.
او مي گويد : « فرزندانم را آورده ام تا مستقيما درجريان ايثارگري هاي رزمندگان قرارگيرند.
او همچنين ازتاثير قابل توجه اين سفر در انتقال فرهنگ شهادت به نسل جديد سخن مي گويد.
آقاي اكبررفيعيان مسئول كاروان راهيان نور شهرستان سمنان نيز كه تاكنون بخوبي ازعهده مسئوليت خود برآمده ازجانبازان عمليات بدراست .
او مي گويد : « من درعمليات بدر همراه گرداني ازرزمندگان شهرستان سمنان بودم ازتك تك افراد گردان كه ازجمع آنان 30 نفر به خداپيوسته رداي شهادت پوشيده اند حلاليت طلبيدم .
آقاي رفيعيان ادامه مي دهد : « من دراين عمليات بعنوان خدمه خمپاره انداز حضورداشتم پس از آن كه به كمين عراقي ها برخورديم شهيد ناصر ترحمي به شهادت رسيد شهيد حاج محمود اخلاقي مجروح شد من نيز ازناحيه دست پاوصورت مورد اصابت تركش خمپاره قرارگرفته مجروح شدم .
مرابه سمت نيروهاي خودي برگرداندند آتش دشمن آنقدرشديد بود كه امدادگرها مرابا برانكارد رهاكردند پناه گرفتند باهرزحمتي بود خودم را به كناره هور رساندم مجروحيني راديدم كه صداي ناله شان بلند است احساس كرده وضعيت من ازهمه بهتراست تركش نيمي از صورت يكي از مجروحين رابرده بود او درحالت نشسته دائما تكان مي خورد هنگامي كه مرادرقايق گذاشتند تا به عقب منتقل كنند يك نفر كه گويا موج اوراگرفته بود دائما بامشت به پشت پهلوي من مي كوبيد.
آقاي رفيعيان ازشهيدان محب شاهدين همتيان بندري اشرف بعنوان شهيدان اين عمليات ياد مي كند اين اردو را يادآور خاطره شهيداني كه دراين منطقه به خاك خون كشيده شدند مي داند.
سرپرست كاروان راهيان نور شهرستان سمنان آشنايي باشهيدان آموزش ايثار فداكاري به نسل جديد را بعنوان اهداف اعزام اين كاروانها مورد اشاره قرار مي دهد.
حسينيه محمديه واقع درجزيره مينو شهرستان خرمشهر محل استراحت شبانه كاروان راهيان نور است تافردالله
اروند عمليات والفجر 8 , درچهارمين روز از سفرراهيان نور به مناطق عملياتي جنوب برنامه بازديد از اروند منطقه عملياتي والفجر 8 را تدارك ديده اند .
بازسازي سنگرها منطقه عملياتي همراه با صداي پرواز هليكوپترها انفجار گلوله ها درميان نيزارها حال هواي خاصي به اين منطقه داده است . در تعبيه وسايل صوتي چنان استادانه عمل كرده اند كه درابتداي امر بعضي از همراهان بدنبال هلي كوپتر مي گردند.
نخل بي سر باگذشت 17 سال از پايان جنگ همچنان سرافراز ايستاده اند مظلوميت مقاومت مردانه رزمندگان اين عمليات را فرياد مي كنند. اروند درحالت جزر قراردارد رودخانه هاي منتهي به اين رود وحشي مملو از قايقهاي به گ نشسته است .
تيپ 21 امام رضا (ع ) دراين عمليات 4 گردان از رزمندگان استان سمنان رادر خود پذيرفته بعنوان سكويي براي پرواز 156 پرنده خونين بال استان سمنان عمل كرده است .
رزمندگان استان سمنان دراين عمليات كه بارمز يا زهرا(س ) دربهمن ماه سال 64 درمنطقه فاو عراق انجام شده منجر به تصرف شهراستراتژيك فاو گرديده مسئوليت اجراي تك فريب حمله به جزيره ام الرصاص راعهده دار بوده اند. دربخشي از اين عمليات آبي پيكرهاي پاك رزمندگان راباخود برده پلاك تعدادي از شهيدان ازشكم كوسه هاي صيد شده توسط صيادان بدست آمده است نصب پرچ سبز گنبد امام رضا(ع ) برفراز گلدسته هاي شهرفاو پس از فتح اين شهر بدست رزمندگان اسلام عزم رزمندگان اسلام رادر حفظ نگهداري از اين شهر جزم كرده است دراين عمليات اروند وحشي با4 بار جزرومد درطول روز به تسخير رزمندگان اسلام در آمده است امدادهاي غيبي توسل به ائمه اطهار حضرت فاطمه زهرا(س ) در پيروزي رزمندگان درعمليات والفجر 8 نقشي بسزايي داشته است .
اينها بخشي از مطالبي است كه توسط روحاني همراه باكاروان كه از حسينيه محمديه خرمشهر تاكنون كاروان زائران استان سمنان راهمراهي مي كند بيان مي شود روح جان كاروانيان را باشهيدان
عمليات والفجر 8 پيوند مي زند .


زيارت يادمان شهداي غواص عمليات والفجر 8 بازديد ازرود خروشان اروند كه شناورهاي دوكشور ايران عراق دردوسوي آن لنگرانداخته اند برنامه بعدي كاروان راهيان نور است پس از آن بازديد از موزه جنگ شهر خرمشهر.
عمليات كربلاي 4 و 5 و منطقه شلمچه آخرين مرحله بازديد از مناطق عملياتي جنوب بازديد از منطقه عملياتي كربلاي 54 مرز شلمچه همان منطقه عملياتي است كه در آن 230 شهيد از رزمندگان استان به اسلام تقديم شده است مي باشد. نيزارهاي منطقه شلمچه اكنون خشك شده بجاي ني در آن آهن موانع خورشيدي سيم هاي خاردار سربر آورده اند. ازدحام جمعيت در اين منطقه آنقدر زياد است كه جايي براي هنرنمايي راويان جنگ باقي نمي ماند. صحنه هاي بازسازي شده عمليات صداي شليك ادوات سبك وسنگين همراه با پرواز هلي كوپترها شليك دوشكا صداي روايتگر برنامه روايت فتح كه توسط دهها صدها بلندگوي تعبيه شده در منطقه پخش مي شود نقش راوي را بخوبي ايفا ميكند دلها آسماني مي شود.
اجتماع انبوه زائران كاروانهاي راهيان نور دركنار اتاقك شيشه اي نصب شده بر مزار شهداي شلمچه وقبر 8 شهيد گمنام مدفون در اين بقعه امكان حضور آسان در كنار بقعه را ازما سلب كرده است .
اينها دنبال چه مي گردند چه مي خواهند كه اينگونه آن قبور مطهر را در ميان گرفته اند
اين سوالي است كه از يكي از خواهران مي پرسم او كه مطالبي را بر پرچم جمهوري اسلامي قرار گرفته برروي يادمان شهدا مي نوشت به خبرنگار ما مي گويد از شهيدان خواستم تا فرزندانم رهرو راه آنان باشند عاقبت خير سرنوشت نيكو توفيق خدمت به اسلام از ديگر خواسته هايي است كه اين زائر مازندراني باشهيدان شلمچه مطرح كرده است .
از آقاي قربانعلي كرم الدين پدر شهيد عبدالرضا كرم الدين كه فرزندش را در عمليات كربلاي 5 در همين منطقه تقديم اسلام نموده است مي خواهم گوشه اي از خاطرات فرزند خود را بيان كند او ميگويد : فرزند شهيدم وقتي براي اولين باراز مناطق عملياتي به سمنان بازگشت او را درحال وصله كردن كفش كتاني اش ديدم كفش نو تهيه كردم ازاو خواستم تا بجا كفش وصله زده از كفش نو استفاده كند.
اما او با بيان اين مطلب كه استفاده از كفش نو براي همه رزمندگان وجود ندارد به همان كفش وصله زده خود قناعت كرد. امشب آخرين شبي است كه در خرمشهر هستيم . نماز جماعت مغرب وعشا در مسجد جامع خرمشهر سمبل ايستادگي مظلوميت مقاومت آخرين برنامه اين سفر است .
زخمهاي 8 سال جنگ بر پيكر چاك چاك مسجد جامع ظاهرا التيام يافته اين مسجد جاي خالي شهيد جهان آرا ياران شهيدش راتا ابد در خود احساس خواهد كرد اما نه عطر حضور شهيد محمد جهان آرا ديگر شهيداني كه مردانه ازاين شهر خونين دفاع كردند ودراين راه جان خود راتقديم نمودند درجاي جاي اين سرزمين گلرنگ درهرنقطه كه بويي از آزادگي به مشام مي رسد احساس مي شود چراكه آزادي سرافرازي امروز خرمشهر همه ايران ثمره حضور ايستادگي آن شهيدان است .
نماز جماعت صبح دعاي عهد امام زمان (عج ) زيارت عاشورا آخرين برنامه كاروان راهيان نور درخرمشهر قهرمان است بدنبال آن حركت براي بازگشت كاروان آغازشود.
با آغاز بازگشت كاروان راهيان نور شهرستان سمنان كار اعزام كاروانهاي راهيان نور استان سمنان كه درقالب 11 كاروان ازنيروهاي بسيجي مردمي اقشار مختلف از 26 اسفندماه حركت بسوي مناطق عملياتي را آغاز كرده بودندپايان يافته است .
خدادادكاشفي مسئول كاروانهاي راهيان نور استان سمنان ضمن اعلام مطلب فوق مي گويد : « از 26 اسفندماه تاامروز حدود دوهزارنفر از مردم استان درقالب 11 كاروان راهيان نور به مناطق عملياتي جنوب اعزام شده ضمن آشنايي با دلاورمردي هاي رزمندگان اسلام باشهيدان 8 سال دفاع مقدس تجديد ميثاق نموده اند.
او مي افزايد : طي اين مدت هرروز يك كاروان به ظرفيت 170 نفر از استان سمنان وارد استان خوزستان شده ازمناطق دوكوهه طلائيه هويزه دهلاويه شلمچه فتح المبين پاسگاه زيد اروند ديگر مناطق عملياتي دفاع مقدس بازديد نموده اند » .
آقاي كاشفي تلاش درجهت ارتقا كيفيت برنامه ها را از جمله سياست ها برنامه هاي معاونت فرهنگ پرورشي سپاه منطقه سمنان ذكر مي كند.
زيارت مرقد علي ابن مهزيار از ياران امام عصر(عج ) در اهواز زيارت مرقد مطهر حضرت علي ابن موسي الكاظم در شهر مقاوم دزفول زيارت حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه (س ) درقم نيز ازجمله توفيقاتي است كه دررراه بازگشت نصيب كاروان راهيان نورمي شود.
نكته لازم به ذكر اين است كه درسفرراهيان نور شهرستان سمنان به مناطق عملياتي جنوب گذشته از بي نظمي كوچكي كه درابتداي سفر ايجاد شد بعضا دراينگونه سفرها اجتناب ناپذير مي باشد كليه مراحل سفر از نظم هماهنگ مطلوبي برخوردار بود همه نيروهايي كه كار خدمت رساني به راهيان نور راعهده دار بودند اعم از مسئول كاروان راوي روحاني نيروهاي فرهنگ تداركاتي خدماتي تمام تلاش خود رادرجلب رضايت آسايش كاروانيان اعمال كردند كه اين امر قدرداني كاروانيان را به همراه داشت .
آخرين بخش از اين گزارش را به قسمتي از دست نوشته يكي از خواهران نوجوان همراه باكاروان راهيان نور خانم ساجده طاهريان اختصاص مي دهم .
درقسمتي از اين نوشته آمده است : « اينجا سرزمين عجيبي است حضور ملائكه را مي توان حس كرد صداي عطش سنگ ريزه ها كه افتخار قدمگاه فرشتگان را يافته اند بگوش مي رسد.
كمي آن طرف تر چشمهايي هميشه منتظر است كودكي بهانه بابا را مي گيرد همراه با اشكهاي باراني او همسري جوان بابغض سنگيني كه گلويش را مي فشرد نجوا مي كند كه « الهي ربي من لي غيرك » اينجا دنيا فرق مي كند قابل بيان نيست بايد حس كرد اينجا سرزمين غريبي است .
محمد تقي قدس ـ خبرنگار روزنامه جمهوري اسلامي ـ سمنان
زخم هاي هشت ساله جنگ بر پيكر چاك چاك مسجد جامع ظاهرا التيام يافته , اين مسجد جاي خالي شهيد جهان آرا و ياران شهيدش را تا ابد در خود احساس خواهد كرد
صداي عطش سنگ ريزه ها كه افتخار قدمگاه فرشتگان را يافته اند , بگوش مي رسد. كمي آن طرف تر , چشم هايي هميشه منتظر است , كودكي بهانه بابا را مي گيرد و همراه با اشك هاي باراني او همسري جوان با بغض سنگين كه گلويش را مي فشرد , نجوا مي كند كه « الهي و ربي من لي غيرك »
نبرد تن با تانك مبارزه با دست خالي در برابر سلاحهاي پيچيده مدرن اهدايي شرق غرب ترجيح دادن شهادت بر ننگ ذلت مقاومت مردانه در برابر دشمن وادار كردن دشمن حاميان جهاني اش به پذيرش حق جمهوري اسلامي معرفي دشمن بعثي بعنوان متجاوز چيزي است كه تاريخ در پرونده نظام جمهوري اسلامي در 8 سال دفاع مقدس ثبت ضبط نموده

گمنام تر از گمنامي




مدتي هست كه حرفي چون عقده گلويم را مي فشارد. بعد از آنكه عده اي از به خاكسپاري شهدا در دانشگاهها ممانعت كردند گلويم فشرده شد و بدجوري ضدحال خوردم . حالا بعد از مدتي اين عقده گشوده شده است .
آي بچه هاي تفحص , مگر ديوانه ايد كه شب و روز به دنبال مشتي استخوان در زير آفتاب سوزان جنوب , رملها و تپه ها را مي كاويد شما را به جان زهرا(س ) بگذاريد اين استخوانهاي بي نام و نشان همانجا بمانند. آخر بازگشت اين استخوانها به شهرهاي گمگشتگي و فراموشي چه مي كند
آخر اين استخوانهاي به ظاهر بي مقدار نوري در خود دارد كه خفاشها را تاب ديدنش نيست
آخر اين استخوانهاي سفيد شده در زير نور آفتاب عالم حضرات به دنيا چسبيده را برهم مي زند. مگر نديديد كه دفن شهدا در دانشگاهها را سليقه اي خواندند و آگاهانه گفتند كه نبايد از شما استفاده بي رويه كرد!!! آخر مگر حضرات نمي دانند اين استخوانها ماحصل چيست
آنروز كه اين استخوانها به زير شني هاي تانك مي رفت و صداي خردشدن اين استخوانها در صحراهاي جنوب مي پيچيد , آنروز كه غرش امواج اروند آنها را با خود مي برد و آنروز كه گلوله هاي مستقيم تانك از استخوانها چيزي به جز پودر باقي نمي گذاشت , حضرات به بركت خون صدها هزار شهيد در آسايش و امنيت بودند و حالا دشمن اين استخوانها گشته اند.
آي كه اي استخوانهاي گمنام ,
از شما مظلوم تر كيست , كه به شهرهاي خودتان راهتان نمي دهند. همان شهرهايي كه براي دفاع از آن به ابديت پيوستيد. همان دانشگاههايي كه در آن تحصيل مي كرديد اكنون نمي توانند نورانيت جسمتان را ببيند. « آي ننگ بر اين دنياي پوچ و عنوانهايش » به خدا اگر چند ديوانه عشق همچون محمودوند , پازوكي , اخوان صابري , غلامي , شاهدي , شهبازي , زماني و... بقيه كبوترهاي تفحص پيدا نمي شدند كه حال برگشتن به آن مناطق و كندوكاو عاشقانه در زير خاكها را نداشتند , ممكن بود تاريخ يادتان را هم از صفحه ذهنش براي هميشه پاك كند. حضرات فراموش كرده اند كه صندلي وزارت و وكالتشان بر فرشي در خون پاك اين سبكبالان برقرار شده است .
بگذار شهدا را به دانشگاهها نياورند تا شهدا نفهمند در دانشگاهها چه خبر است . نه از علم به معناي واقعي خبري هست و نه از تربيت اسلامي .
مگر امام شهدا(ره ) نفرمودند كه ما دانشگاهي مي خواهيم كه كارخانه انسان سازي باشد. حالا چه شده است جز تبديل دانشگاهها به نسخه هاي دسته چندم دانشكده هاي آمريكا و اروپا و ماشين ترجمه علم آنان و از لحاظ تربيتي هم كه ...
چه بگويم
فقط مانده ام كه حضرات با اين استدلالهاي بي پايه و اساس چون شيوه هاي سليقه اي استفاده بي رويه و... در آن دنيا چگونه از مقابل شهدا عبور خواهند كرد.
و تو اي دوست دانشجوي من بدان كه :
مردان مرد از اين ديار رفتند و چه زود هم رفتند , اما كوله پشتي آنها بر زمين مانده است ولي آيا كسي سنگيني آن را بر دوش خود حس مي كند
و تو اي دوست مبادا شرمنده شهدا شويم .
ث مجيد. ك