روزنامه جمهوري اسلامي 09/02/1385 صفحه هنر و ادبيات

آثار خود را براي ما بفرستيد
خبرهاي ادبي ـ هنري
* قوي زيبا
* نگاره هاي ظريف
قصه ي ذوالكفل
نظر اول
تناسب آفرينش
آثار خود را براي ما بفرستيد




بدين وسيله از كليه ي نويسندگان و شاعران با ذوق كشورمان به خصوص قشر جوان دعوت مي شود تا آثار خود را جهت درج در اين صفحه براي ما ارسال دارند.
مطالب مي بايد حتي الامكان كوتاه و ترجيحا همراه عكس و زندگي نامه ي مختصر صاحب اثر باشد.

خبرهاي ادبي ـ هنري


از خاك تا افلاك به تئاتر شهر رفت
بنياد حفط و نشر آثار دفاع مقدس اعلام كرد : نمايش « از خاك تا افلاك » نوشته ي مهدي متوسلي از اول تا سي ام خرداد ماه 85 در تالار اصلي تئاتر شهر به روي صحنه مي رود. اين نمايش كه از مضموني الهام گرفته از سال هاي دفاع مقدس برخوردار است , به قرار ملاقات تعدادي از رزمندگان و فرماندهان براي چهل سال بعد مربوط است كه هر كس تا آن هنگام زنده ماند , در موعد مقرر بر سر قرار كه خاكريزي در يكي از مناطق عملياتي است حاضر شود.
سلسله كارگاه هاي تخصصي آشنايي دانشجويان با آموزه هاي جهاني پيامبر اعظم
جهاد دانشگاهي واحد تربيت معلم ـ اين كارگاه ها به مناسبت گراميداشت سال پيامبر اعظم (ص ) از دهم لغايت بيست و چهارم ارديبهشت ماه سال جاري از سوي مركز فعاليت هاي قرآني دانشگاهي دانشگاه تربيت معلم برگزار مي شود . اين جلسات از ساعت 19 الي 21 در سالن شماره 4 دانشگاه تربيت معلم برگزار مي شود . به برگزيدگان و فعالان اين كارگاه ها هداياي ارزنده اي اهدا خواهد شد.
توزيع رايگان يكصدهزار نسخه كتاب در باره شخصيت پيامبراعظم (ص ) در نمايشگاه بين المللي كتاب
به گزارش ستاد خبري نمايشگاه بين المللي كتاب , در اين دوره انجمن اسلامي ناشران تهران به مناسبت نامگذاري سال پيامبر اعظم (ص ) , يكصد هزار نسخه كتاب در باره ي شخصيت پيامبراكرم (ص ) چاپ و در نمايشگاه بين المللي به صورت رايگان به علاقمندان اهدا خواهد كرد.
اهدا دكترا به مترجم اشعار مولانا
دانشگاه تهران به پرفسور كلمن پاركس شاعر و مترجم امريكايي دانشنامه ي دكتراي افتخاري در رشته ي زبان و ادبيات فارسي اعطا مي كند. به گزارش واحد مركزي خبر مراسم اعطاي دانشنامه به اين استاد بازنشسته ي دانشگاه جورجيا روز چهارشنبه 27 ارديبهشت ماه در تالار فرودسي دانشكده ادبيات دانشگاه تهران برگزار مي شود. ترجمه ي اشعار مولوي بيش از نيم ميليون نخسه در سراسر جهان فروش داشته است .
جشنواره ي هنرهاي اسلامي دانشجويان ايران
جشنواره هنرهاي اسلامي دانشجويان دانشگاه سيستان و بلوچستان روز چهارشنبه ششم ارديبهشت ماه برگزار شد.
خبرگزاري دانشجويان ايران گزارش داد بخش اصلي اين جشنواره دربرگيرنده ي نمايشگاه آثار هنري از جمله خوشنويسي , كتابت اسما متبركه , آيات قرآني و احاديث و تذهيب , عكاسي , نقاشي , گرافيك , حجم , معرق , گليم و قالي بافي بود. بخش مسابقات قرآني و اجراي تئاتر نيز از برنامه هاي ديگر اين جشنواره بود.
سلسله نشست شاعران در نوزدهمين نمايشگاه كتاب
خبرگزاري فارس ـ سلسله نشست هاي شاعران كه به شعرخواني و بررسي شعر فارسي از دهه ي هفتاد تاكنون مي پردازد , از شانزدهم ارديبهشت به مدت 6 شب در نوزدهمين نمايشگاه كتاب برگزار مي شود . دوشب او ل اين نشست ها با همكاري مجله ي تخصصي شعر گوهران , دوشب دوم با همكاري مجله ي نافه و دو شب آخر با همكاري مجله ي خوانش برگزار خواهد شد.

قوي زيبا





مهدي حميدي شيرازي در سال 1293 در شيراز زاده شد . تحصيلات ابتدايي متوسطه را در شيراز گذراند و سپس به تهران رفت . و به اخذ درجه دكتراي زبان وادبيات فارسي نايل آمد. در ابتدا شعرهاي حميدي بيش تر عشق وعزل بود. اما بعد از آن مضامين اجتماعي , وطني , سياسي و انتقادي نيز به كار وي افزوده شد. يكي از قطعات بسيار مشهور حميدي كه در قالب دوبيتي پيوسته سروده شده . قطعه ي درامواج سند است كه در آن به شرح مقاومت جلال الدين خوارزمشاه در برابر سپاهيان ويرانگر مغول مي پردازد. او سرانجام در سال 1365 در تهران وفات كرد و در حافظيه ي شيراز به خاك سپرده شد.
شنيدم كه چون قوي زيبا بميرد
فريبنده زاد و فريبا بميرد
شب مرگ تنها نشينيد به موجي
رود گوشه اي دور و تنها بميرد
درآن گوشه چندان غزل خوان آن شب
كه خود در ميان غزل هابميرد
گروهي برآنند كاين مرغ زيبا
كجا عاشقي كرد , آن جا بميرد
شب مرگ از بيم آن جا شتابد
كه از مرگ غافل شود تا بميرد
من اين نكته گيرم كه باور ندارم
نديدم كه قويي به صحرا بميرد
چو روزي زآغوش دريا برآمد
شبي هم در آغوش دريا بميرد
تو درياي من بودي آغوش واكن
كه مي خواهد اين قوي زيبا بميرد

نگاره هاي ظريف





خواستم چند سطري از هنر مينياتور بنويسم . هر جا نظر كردم سخن از هم گوني و هم خوني آن با خوش نويسي بود. و اين دو , هنرهايي هستند كه بيش از همگان به آموزه هاي ديني پرداخته اند.
مينياتور شيوه اي بسيار ظريف از هنر نقاشي ايراني است كه اكثرا در ابعاد كوچك كشيده مي شود و معمولا كاربرد آن در كتاب آرايي بوده است . نداشتن پرسپكتيو و بعد از خصوصيات اين هنر است . در هنر مينياتور هميشه يك نوع ساده گرايي مورد توجه هنرمند است و معمولا مانند هنر خوش نويسي از شيوه ي گذشتگان و تجربيات آن ها استفاده شده و استاد و شاگرد در كنار هم به ايجاد سبك و مكتب كوشيده اند. رنگ هاي شفاف و خالص يكي ديگر از خصوصيات اين هنر است و از تركيب رنگ ها و خاكستري ها كم تر استفاده مي شود.
اين هنر از قرن نهم هجري شمسي برابر با پانزدهم ميلادي در ايران شخصيت خاصي پيدا كرد. مكتب هرات , مكتب تبريز و مكتب اصفهان از مهمترين مكاتب اين هنر مي باشند. هنر مينياتور در دوران صفويه به اوج خود رسيده است . از اساتيد برجسته ي اين هنر مي توان كمال الدين بهزاد , آقاميرك , سلطان محمد و رضاي عباسي را نام برد. از مشهورترين هنرمندان معاصر مينياتور , استاد محمود فرشچيان است . محتوا و مضمون آثار اين هنرمند پرآوازه و با ذوق عمدتا ملهم از ادبيات عرفاني و باورهاي مذهبي است . از آثار اوست : گرماي عشق , حافظ و عصر عاشورا.
WWW.mtoshohmaghsovdi.org

قصه ي ذوالكفل



تاريخ نامه طبري , ترجمه ي « اخبارالامم والملوك » اثر نامدار محمدبن جرير طبري است كه پس از « مقدمه ي شاهنامه اي ابومنصوري » دومين متن منثور تاريخ دار زبان فارسي است .
به روزگار سامانيان , حاكم آن روزگار « منصوربن نوح بن احمدبن اسماعيل » سفارش ترجمه ي اين اثر را به وزير اديب خود « ابوعلي محمدبن بلعمي » نموده و « بلعمي » نيز اين ترجمه را در سال 352 قمري شروع و در عرض سه سال به پايان رسانيد. از ويژگي هاي برجسته ي اين اثر نفيس , بيان كامل وقايع و شمول تام و تمام تاريخ است كه البته در برخي موارد از بازگفت اساطير و افسانه ها نيز باز نمانده است . متن تاريخ طبري به ترجمه ي بلعمي , بسيار روان و به دور از هر گونه تكلف و زياده گويي است كه از آفرينش آدم (ع ) تا روزگار نويسنده (342 هجري قمري ) همه ي وقايع را به شيوه اي داستان گونه و جذاب نقل مي نمايد. اينكه داستان حزقيل نبي (ع ) را از اين كتاب باهم مي خوانيم .
خبر حز قيل نبي عليه السلام
چون موسي (ع ) بمرد يوشع پيغمبر بود , و يوشع بمرد كالب پيغمبر گشت و پس از اوحزقيل و تدبير بني اسرائيل به حزقيل افتاد. و مفسران گويند او ذوالكفل بود.
و اندر بني اسرائيل به دعاي هيچ كس مرده زنده نشد الا به دعاي موسي و عيسي و ذوالكفل عليهم السلام . و اين همه را خداي عزوجل در قرآن ياد كرده است . از موسي آن بود كه گفت : ثم بعثناكم من بعدموتكم لعلكم تشكرون . و آن عيسي آن است كه گفت : اوحي الموتي باذن الله . و ذوالكفل راگفت : الم تر الي الذين خرجو من ديارهم و هم الوف حذرالموت فقال لهم الله موتواثم احياهم .
بني اسرائيل را به حرب كافران ]حزقيل (ع )[ اين چنان بودكه ]داستان [ خواند به فرمان خداي , و ايشان اجابت نكردند و از مرگ بترسيدند. و طاعون برايشان افتاد و هر روز خلقي به طاعون بمردندي . و گروهي از شهر بيرون آمدند و از آن شهر بگريختند. چون از شهر يك بار بيرون آمدند , خداي تعالي ايشان را همه بميرانيد. پس آن خلق كه در شهر بودند بيرون شدند و ايشان را بديدند و از بسياري كه بودند به گورشان نتوانستند كردن , آن گاه ديواري گرد ايشان برآوردند تا ددان ايشان نخورد. و ساليان بسيار براو بگذشت و آفتاب تابستان و سردي زمستان برايشان بگذشت و اندامشان جداشد و گوشتشان بريزيد. آن گاه حزقيل روزي از شهر بيرون شد و بديشان نگاه كرد , بخشايش آمدش . خداي را دعا كرد تا همه را زنده كرد و به باز بمردند. و چنين گويند كه هركه از نسل ايشان ]مرگ طبيعي [شهر آمدند تا است از تن او بوي مرده آيد. چون حزقيل بمرد , و ندانم كه عمرش چند بود , گروهي اندر بني اسرائيل بت پرستيدند و دين موسي دست بازداشتند , و به شام اندر به هر شهري ملكي بنشست , و سال ها برآمد و شريعت دست باز داشتند. پس الياس را خداي عزوجل پيغمبري داد.

نظر اول



مردي به دهي رفت . شيپور اسرار آميزي به همراه داشت كه نوارهاي قرمز و زرد و دانه هاي بلور استخوان هاي جانوران از آن آويخته بود.
مرد گفت : خاصيت شيپور من اين است كه ببرها را فراري مي دهد. اگر هر روز دستمزدي به من بدهيد , هر روز صبح شيپور مي زنم و اين جانوران وحشتناك ديگر حمله نمي كنند و هيچ كس را نمي خورند. »
اهالي ده از فكر حمله ي يك جانور درنده به وحشت افتادند و پيش نهاد مرد تازه وارد را پذيرفتند. سال ها به همين ترتيب گذشت . صاحب شيپور ثروتمند شد و قصر بزرگي براي خودش ساخت و مردم نيز او را دعا مي كردند. يك روز صبح , پسركي از آنجا مي گذشت و پرسيد اين قصر مال كيست . وقتي داستان را شنيد , تصميم گرفت نزد مرد برود و با او صحبت كند. وقتي او را ديد , گفت : « مي گويند شما شيپوري داريد كه ببرها را فراري مي دهد. اما ما كه در كشورمان ببر نداريم ! »
همان موقع , مرد تمامي اهالي ده را جمع كرد و از پسرك خواست آن چه را كه گفته بود تكرار كند. بعد فرياد زد : « خوب شنيديد چه گفت اين دليل محكمي بر خاصيت شيپور من است ! »
پدران , فرزندان , نوه ها

تناسب آفرينش



ابلهي ديد اشتري به چرا
گفت نقشت همه كژست چرا
گفت اشتر كه اندرين پيكار
عيب نقاش مي كني هش دار
نقشم از مصلحت چنان آمد
از كژي راستي كمان آمد
تو فضول از ميانه بيرون بر
گوش خر در خورست با سر خر
هست شايسته گر چه ات آمد خشم
طاق ابرو براي جفتي چشم
هر چه او كرده عيب او مكنيد
بابد و نيك جز نكو نكنيد
به خدايي سزا مر او را دان
شب و شبگير رو مر او را خوان
آن نكوتر كه هر چه زو بيني
گر چه زشت آن همه نكو بيني
حديقه الحقيقه , سنايي