بسم الله الرحمن الرحيم
تجربه ثابت كرده است كه از سه سال پيش كه به انگاره شفاف سازي و
تعامل با غرب و مجامع بين المللي , سرنوشت فعاليت هسته اي خود را به
دست ديگران سپرديم , همواره در موضعي تدافعي بويژه در آستانه برگزاري
نشست هاي شوراي حكام و مذاكره با تروئيكاي اروپايي , تحت فشار
تبليغاتي شديد قرار داشتيم ولي شايد اين بار و در آستانه ارائه گزارش آقاي
البرادعي به شوراي امنيت وضعيت با دفعات قبل كاملا متفاوت است زيرا با
دستيابي ايران به چرخه كامل فناوري هسته اي , اين نكته براي غرب مكشوف
شده كه به كارگيري زبان تهديد و ارعاب با ايران اثري ندارد و ادامه اين نوع
ادبيات سياسي , واكنش منفي ايران را برخواهد انگيخت .
به همين دليل طي چند هفته اخير , شاهد تغيير محسوس مواضع برخي
كشورها در قبال پرونده هسته اي ايران بوديم . از يكسو كشورهاي عربي به اين
درك رسيده اند كه برخلاف تبليغات آمريكا و رژيم صهيونيستي , پيشرفت
هسته اي ايران نمي تواند تهديدي براي منطقه باشد. از سوي ديگر غربي ها و
گردانندگان اصلي مجامع بين المللي به دليل اختلاف منافع شان و وضعيت
غيرقابل انكار اوضاع جهاني به اين نتيجه رسيده اند كه مواضع خود را در
قبال ايران بايد براساس واقعيتها شكل دهند. از اين رو اختلاف مواضع
آمريكا و اروپا و همچنين آمريكا با روسيه و چين آنقدر آشكار شده كه
رسيدن به يك تصميم واحد و در عين حال قاطع , به اصطلاح تنبيهي مورد
نظر آمريكا تقريبا غيرقابل حصول است .
از سوي ديگر هرچند ديدگاههاي كشورهاي دائم عضو شوراي امنيت در
اين باره غير متفق و متفاوت است ولي در عين حال فشار آمريكا بر آژانس و
شوراي امنيت بسيار سنگين و بي سابقه است و آمريكا سعي دارد هرطور شده
پرونده فعاليتهاي هسته اي ايران را از مسير فني و حقوقي در يك مسير كاملا
سياسي قرار دهد ولي آنچه به عنوان موضع قاطع ايران اعلام شده آنست كه
اولا غني سازي اورانيوم غيرقابل تعليق بوده , ثانيا شوراي امنيت حق ندارد
وظيفه آژانس را برعهده گرفته و در قالب يك مرجع فني و حقوقي ظاهر شود
و ثالثا هرگونه اقدام تحريمي با واكنش جدي و شديد ايران روبرو خواهد
شد كه عواقب آن بيش از همه دامنگير آمريكا و اذنابش خواهد گرديد.
بنابر اين دنيا راهي جز همزيستي با قدرت هسته اي ايران نداشته و
تئوري آمريكا براي تحت فشار قرار دادن ايران و عقب نشاندن ملت ما نتيجه
معكوس خواهد داشت و پرونده هسته اي فعاليتهاي ايران چاره اي جز
بازگشت به آژانس ندارد زيرا قاطعيت ملت و مسئولين ايران اين نكته را به
اثبات رسانده كه غربي ها راهي جز تصحيح رفتار خود ندارند.
در هفته جاري به مناسبت سالگرد شكست حمله نظامي آمريكا به
طبس , فرياد « مرگ بر آمريكا » در اين صحرا طنين انداز شد. امسال در بيست
و ششمين سالگرد شكست ذلت بار حمله نظاميان متجاوز آمريكايي به ايران
اسلامي كه با امداد غيبي و نصرت الهي به رسوايي آمريكا منتج شد , شاهد
استواري و ايستادگي ملت انقلابي ايران در پاسداري از انقلاب اسلامي ايران
هستيم . دولت آمريكا كه از اقدامات مختلف خود بر ضد نظام نوپاي
جمهوري اسلامي ايران به نتيجه نرسيده بود , در پنجم ارديبهشت سال 59
به قصد رهايي جاسوسان خود از ايران با كامل ترين تجهيزات و دقيق ترين
طراحي ها كه حتي احتمال كم ترين خطا در آن از بين رفته بود وارد صحراي
طبس شد ولي در بيابان هاي منطقه دچار توفان شن گرديد و درهم شكست .
از آن به بعد حافظه تاريخي ملت انقلابي ايران شاهد دهها حادثه آموزنده
ديگري بود كه در صحنه دشمني هاي كينه توزانه آمريكا و سردمداران كاخ
سفيد با ملت ايران و به منظور فرو پاشيدن نظام جمهوري اسلامي ايران
صورت گرفت ولي امروز مي بينيم كه باناكامي همه توطئه هاي نظامي و
سياسي و تحريم هاي اقتصادي , شاهد شكوفايي انقلاب اسلامي ايران و
گسترش خيره كننده پيام انقلاب در جاي جاي جهان هستيم .
سفر رئيس جمهور سودان و هيات همراه به تهران از رويدادهاي هفته
جاري بود. عمرالبشير در اين سفر كه به منظور توسعه و تعميق هرچه بيشتر
روابط كشورهاي مسلمان بويژه در زمينه يافتن راهكارهايي براي مقابله با
فشار قدرتهاي استكباري انجام شد , با حضرت آيت الله خامنه اي رهبر
معظم انقلاب اسلامي ايران ديدار كرد.
در اين ديدار رهبري انقلاب از كشور سودان به عنوان پهناورترين كشور
اسلامي با تمدن كهن و منابع سرشار طبيعي و استعدادهاي انساني فراوان ياد
و خاطرنشان كردند دولت سودان به دليل مواضع و عملكرد مستقل خود ,
تحت فشار قدرتهاي خارجي قرار گرفته و لازم است با حمايت دنياي اسلام
بتواند در مقابل قدرتهاي استكباري و زورگو ايستادگي كند.
حضرت آيت الله خامنه اي وضع كنوني آمريكا را در فلسطين , عراق و
افغانستان نشانه افول بيش از پيش قدرت مستكبران دانسته و ملتها و
دولتهاي مسلمان را به اتحاد و ايستادگي در مقابل آنان فرا
خواندند.
توصيه رئيس جمهور درباره حضور زنان در ورزشگاههاي ويژه مردان و
موضعگيري ايشان درباره نحوه برخورد با مفاسد اجتماعي و بي بندوباري ,
واكنش هايي را در سطح جامعه به دنبال داشت . عناصر متدين , انقلابي و
خانواده هاي شهدا و ايثارگران كه از عدم كنترل فرهنگي جامعه به شدت
نگران هستند هفته گذشته خواستار ارائه برنامه فرهنگي دولت براي مقابله با
مفاسد اجتماعي و بي بندوباري شدند ولي متاسفانه پاسخ مناسبي از سوي
مسئولين قوه مجريه دريافت نكردند. جامعه اسلامي و ملت متدين ايران با
اميدي كه به دولت نهم با توجه به شعارهاي اصولگرايانه انتخاباتي بسته
بود , توقع داشت كه دولت , برنامه هاي مدوني را در زمينه مقابله با اوجگيري
ابتذال و بي بندوباري فراواني كه به طور آشكار در سطح جامعه وجود داشته
و هيچ كنترلي نيز بر اين اعمال منكراتي انجام نمي شود , ارائه كند ولي
متاسفانه پاسخ گرفتند كه همچنان بايد شاهد تعميق اين ناهنجاريها باشند.
اينكه گفته شود « ترويج فرهنگ عفاف و حجاب در جامعه نيازي به
برخوردهاي آمرانه ندارد » , كاملا درست است ولي اين سئوال را بايد از
مديران جامعه بويژه دولتمردان داشت كه سرانجام اين همه فعل و انفعالات
تخريبي فرهنگي , جامعه را به كجا خواهد رساند آيا كسي نبايد در اين زمينه
پاسخگو باشد آيا صرفا توسل به اين جمله كه « امور فرهنگي , نياز به كار
فرهنگي دارد » , مي تواند سالب مسئوليت مسئولين باشد
درباره دستورالعمل شتابزده و غيركارشناسي رئيس جمهور براي حضور
زنان در ورزشگاههاي مردان , مردم متدين , علما و مراجع واكنش نشان داده
و همانطور كه در پاسخ آيت الله العظمي فاضل لنكراني به سئوالات و
استفتائات مردم تصريح شد , « حضور زنان در ورزشگاههاي مردان به
هيچ وجه جايز نيست » . از اين رو يادآوري اين نكته به مسئولان ضروري
است كه در تصميم گيريهاي خود , همه جوانب و عواقب را در نظر گرفته و از
تصميماتي كه ارزشهاي فرهنگي جامعه را خدشه دار مي كند , به شدت پرهيز
نمايند.
درگيري هواداران حماس و فتح در غزه و همچنين دستگيري چند عضو
حماس در اردن , از مهمترين تحولات مربوط به فلسطين در طول هفته جاري
بود. در اين ميان , برخورد طرفداران جنبش حماس با « فتحي » ها كه از
دانشگاه غزه آغاز شد , مي رفت به يك حادثه تاسف بار و دامنه دار تبديل
شود كه با تدبير طرفين , مسئله حل شد ولي ريشه هاي ايجاد اين ماجرا
همچنان باقي است .
آنچه باعث بروز اين ماجرا شد سخنان اعتراض آميز خالد مشعل , رئيس
سياسي حماس بود كه در سوريه مطرح گشت . مشعل در اين سخنان با اشاره
به شواهدي , برخي عناصر فتح را متهم كرد كه درصدد اجراي توطئه اي براي
به شكست كشاندن دولت حماس در فلسطين هستند. اين اظهارات بلافاصله
با عكس العمل خشمگينانه اعضاي فتح مواجه شد و به درگيري اعضاي اين
دو جريان در دانشگاه غزه منجر گرديد.
واقعيت اين است كه برخي از عناصر فتح , از اينكه حماس در انتخابات
مجلس به پيروزي چشمگير رسيد و براي نخستين بار به حاكميت انحصاري
فتح پايان داد عصباني هستند. اين عناصر در زمان انتخابات نيز به ابومازن
فشار مي آوردند تا با تعويق انتخابات , زمينه هاي پيروزي حماس را از ميان
ببرد كه ابومازن با آن موافقت نكرد.
اين عناصر هم اكنون نيز چندان بي ميل نيستند با ايجاد موانع و ترفندهاي
مختلف , راه حركت حماس را سد كنند.
دستگيري چند تن از اعضاي حماس در اردن و طرح اتهاماتي عليه
حماس توسط امان , رخداد ديگري بود كه مسائل فلسطين را تحت الشعاع
قرار داد. دولت اردن كه پيشتر نيز با اقداماتي همچون ممانعت از ورود وزير
خارجه فلسطين به اين كشور , ناخرسندي خود را از شكل گيري دولت
حماس نشان داده بود , سه شنبه به طور غيرمنتظره حماس را متهم به
برنامه ريزي براي حمله به مقامات اردني متهم كرد و مدعي شد در اين
ارتباط چند عضو حماس نيز دستگير شده اند. به موازات اين موضوع ,
مقامات اردن در اتهام ديگري , از كشف سلاحهاي قاچاق متعلق به حماس
خبر دادند كه حماس هر دوي اين اتهامات را رد كرد.
در اين باره بايد گفت از آنجا كه رژيم صهيونيستي و غرب رسما طرح به
شكست كشاندن دولت نوپاي حماس را در دستور كار قرار داده اند با توجه
به روابط بسيار نزديك امان با غرب , تحركات تازه اردن عليه حماس
مي تواند در راستاي اعمال فشار غربي ها باشد. با اينحال بايد منتظر بود تا
اردن مستنداتي براي ادعاهاي خود ارائه دهد كه البته تاكنون مشاهده نشده
است .
در اين حال , در صحنه سياسي رژيم صهيونيستي تلاش براي تشكيل
كابينه , اصلي ترين مسئله سياسي هفته جاري بود. « اولمرت » نخست وزير
رژيم صهيونيستي كه نعش شارون را همچنان بردوش مي كشد و كابوس
تحمل دولت حماس را نيز هميشه در ذهن دارد در تلاش است با تشكيل
كابينه مورد نظرش , اندكي از آلام خود بكاهد. در اين راستا , اولمرت رئيس
حزب « كاديما » , با « پرز » رئيس حزب كار رژيم صهيونيستي براي تشكيل
دولت ائتلافي به توافق رسيده است . با اينجال از آنجا كه حزب « اولمرت » در
مجلس رژيم صهيونيستي فقط 29 كرسي از 120 كرسي را در اختيار دارد
قطعا ادامه كار براي وي دشوار خواهد بود و اولمرت موضع ضعيفي در
صحنه سياسي آينده خواهد داشت .
بحران در نظام پادشاهي نپال , در هفته جاري , از ديگر اخبار مهم جهاني
بود. نپالي ها كه بر اثر سياست سركوبگرانه و رفتارهاي ديكتاتورمآبانه شاه ,
خشمشان لبريز شده است طي روزهاي اخير به اعتراض گسترده عليه رژيم
پرداختند و شعار « مرگ بر شاه » سراسر اين كشور را فرا گرفت . در پي اين
فشارها , شاه مغرور كه سال گذشته در اقدامي قدرت طلبانه , هم دولت و هم
مجلس را منحل و قدرت را كاملا در قبضه خود گرفته بود , سرانجام مجبور
گشت به اراده مردم گردن نهد. در اين راستا روز دوشنبه گذشته , شاه در يك
عقب نشيني آشكار موافقت كرد بار ديگر مجلس فعاليتش را از سر بگيرد و
پست نخست وزيري نيز احيا شود. شاه از مخالفان خواست تا نخست وزير
را براي تشكيل كابينه معرفي كنند.
اگرچه شاه نپال اين اقدامات را با هدف نجات سيستم سلطنت در اين
كشور اتخاذ كرده است ولي به نظر مي رسد عمر شاهي در اين كشور مثل ساير
نقاط جهان بپايان رسيده است و سرنوشت « گيانندرا » شاه نيز از ديگر
شاهان و ديكتاتورها استثنا نخواهد بود و بزودي آن را بايد در زباله دان
تاريخ جستجو كرد.
در اين ميان تحولات عراق , در هفته جاري نيز همچنان جز اهم اخبار
رسانه هاي جهان بود. تعيين « جواد مالكي » به نخست وزيري اگر چه رخداد
بسيار مهمي در صحنه سياسي عراق محسوب مي شود و به 4 ماه بن بست
سياسي اين كشور پايان داد و اگرچه مالكي نيز همچون جعفري از
سياستمداران شيعه مي باشد , ولي با اينحال يك عقب نشيني از سوي ائتلاف
يكپارچه شيعيان بود كه بدون شك نقطه اي منفي در كارنامه مسئولان اين
ائتلاف باقي خواهد گذاشت چرا كه كنار گذاشتن ابراهيم جعفري از نامزدي
تصدي نخست وزيري عراق هيچ توجيهي به جز تسليم شدن در برابر
خواسته اشغالگران آمريكايي و انگليس و گروه هاي زياده طلب عراقي
نداشت , زيرا جعفري طبق روال قانوني انتخاب شده بود. تبعات اين رخداد ,
در آينده نمي تواند بي تاثير باشد و اين عقب نشيني شيعيان از حق قانوني
خود , زمينه را براي زياده خواهي هاي ديگر و اعمال نفوذ بيشتر قدرتهاي
خارجي در سياست هاي دولت فراهم مي كند.
اعلام حمايت و تعريف و تمجيد آمريكايي ها از « جواد مالكي » , نشان از
خشنودي آنها از كنار رفتن جعفري دارد كه قطعا وظيفه مالكي را براي اجراي
سياست هاي مورد خواست مردم عراق كه اخراج اشغالگران , مهمترين آن
خواسته ها مي باشد , سنگين تر مي كند.

|