
انتفاضه يا قيام فراگير فلسطين اشغالي يا آنچه بنام انقلاب ناميده شده
اولين جهاد مردم مسلمان فلسطين عليه رژيم صهيونيستي اسرائيل نيست و
طبيعتا تامحو و از بين بردن اشغالگران , آخرين آن نيز نخواهد بودبلكه
حركتي است مردمي و حلقه بارزي است از سلسله زنجيره جهاد تاريخي
مردم فلسطين كه از سال 1948 (1327 ) تاكنون بعداز گذشت پنج دهه از
تسلط اسرائيل غاصب بر اين سرزمين به روشها و اشكال مختلف در قالب
حزبي , گروهي و حركتهاي مردمي و يا اعتصابها جريان داشته است
ونمي توان آن را بطور كلي از تاريخ فلسطين و مبارزه با دشمن صهيونيستي
مجزا كرد. مبارزه اي كه حدود هشتاد سال پيش عليه سلطه استعمارانگليس
شروع شد و مجاهدان برجسته اي همچون « شيخ عزالدين قسام » جان خود
را در راه جهاد ومبارزه با اشغالگران انگليس فدا كردند و مبارزه آنها با پيكار
مقدس « عبدالقادر حسيني » و شهيد « قسطل » و همرزمانش ادامه يافت .
بعد از اشغال سرزمين فلسطين و اعلام تشكيل دولت اسرائيل , ملت
فلسطين از مبارزه خويش عليه اشغالگران صهيونيست دست نكشيده و
جهاد خود را ادامه دادند تا اينكه در سال 1965 نقطه عطفي در مبارزات
فلسطين آغاز شد و اولين گروه مسلح فلسطيني به نام جنبش فتح به شكل
آشكار و علني در غزه شروع به فعاليت كرد و سپس به منظور ايجاد ارتباط
وپيوند بين مبارزه مسلحانه و تصميم گيريهاي سياسي , زير نظر سازمان
آزادي بخش فلسطين قرار گرفت و بعد از آن نيز ديگر گروههاي مسلح
فلسطيني , پا به صحنه كارزار و مبارزه فلسطيني ـ اسرائيلي نهادند , اما ديري
نپائيد كه مبارزه وجهاد مردم فلسطين قالب و شكل حزبي و گروهي به خود
گرفت و با توطئه هايي كه عليه مردم فلسطين از سوي قدرتهاي جهاني غرب
و شرق واسرائيل غاصب و حتي برخي كشورهاي عربي انجام مي شد اين
مبارزات در گردونه خود محوري و حزب گرايي قرار گرفت و بدون اينكه
شريعت دين اسلام و يا خواست اصلي و حقيقي مردم فلسطين در خط مشي
سياسي آن جاي گيرد.
لذا جريانهاي سياسي فلسطين به سرعت از مركزيت مبارزه با اسرائيل
خارج شدند و روز به روز مشعل مبارزه با رژيم صهيونيستي رو به افول و
خاموشي گرائيد تا جائيكه بعضي گروههاي فلسطيني كه بر اساس دفاع از
حقوق فلسطين و مقابله با رژيم صهيونيستي تشكيل شده بودند همسو
وحتي جلوتر از برخي دولتهاي غربي مذاكره كننده با رژيم صهيونيستي بر
خلاف شعارهاي مردم پسند و فريبنده خود به صلح با اسرائيل فكر ميكردند.
در پي پيروزي انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني (ره ) و از
اوايل دهه هشتاد , اسلام وارد صحنه مبارزاتي مردم فلسطين شد و از ميان
كالبد تقريبا نيمه جان نهضت فلسطين كه رو به سردي گرائيده بود مجددا
آتش انقلاب فلسطين روشن و از سال 1987 شعله ور شد و مردم فلسطين كه
طي سالهاي 1967 تا 1987 تجارب تلخي را پشت سر گذاشته و راههاي
گوناگون سازمانهاي فلسطيني و دولتهاي عربي را در خصوص صلح و
سازش آزموده و شكست طرحهاي سياسي را احساس كرده بودند , دريافتند
كه شعارهاي انقلابي رهبران سياسي فلسطين و سران دولتهاي عربي ماهيت
خود را از دست داده وطي اين مدت هيچ نشانه اميدي از نابودي رژيم
اشغالگر و يا حداقل كم رنگ شدن حاكميت آن در فلسطين وجود ندارد لذا
با تجربه پيروزي انقلاب اسلامي ايران اين سخن خداوند در ذهن آنها تجلي
يافت كه : « ان الله لايغير مابقوم حتي يغيروابانفسهم »
بدين ترتيب جنبش جديد مردم فلسطين يا انتفاضه , صرف نظر از
عوامل متعدد شكل گيري آن و بدون هيچگونه وابستگي گروهي يا سازماندهي
قبلي وابسته به دولتهاي عربي , با الهام از انقلاب اسلامي ايران توسط مردم
فلسطين در شرايطي آغاز و عنوان انقلاب مساجد را به خود اختصاص داد
كه قبح سازش با رژيم صهيونيستي توسط برخي دولتهاي عربي و
سازمانهاي فلسطيني مدعي دفاع از حقوق فلسطينيان شكسته شده بود و
مبارزه عليه اسرائيل جاي خود را به شعارهاي صلح و سازشهاي سرگرم
كننده داده و حتي مبارزه با اسلام گرايي به بهانه اينكه خطري جدي عليه
رژيم هاي عربي خاورميانه است جايگزين مبارزه با اسرائيل و صهيونيسم
شد , اما انتقاضه فلسطين به عنوان خالص ترين و پاكترين نهضت
ضدصهيونيستي در سرزمينهاي اشغالي طي چندين دهه اخير مطرح گرديد و
دقيقا بدليل همين خلوص , انتفاضه بر خلاف ساير مبارزات ضدصهيونيستي
از نفوذ عميق مردمي برخوردار و رفته رفته فراگير شد و ملت فلسطين با
آگاهي از عوامل اصلي انحطاط و شكست اكثر جنبش هاي ضدصهيونيستي و
پي بردن به ماهيت شعارهاي ضداسرائيلي ودولتهاي عربي و شناسايي
ماهيت سرسپردگان و تمام عوامل كه در يك حركت سالم و فراگير
ضداسرائيلي نقش بازدارنده ايفا مي كردند و حقوق حقه ملت مظلوم
فلسطين را وجه المصالحه منافع سياسي خود قرار مي دادند با اعتقاد كامل به
قيام همگاني خويش عليه رژيم صهيونيستي پا به عرصه مبارزه و جهاد
گذاشته و شخصيت اصلي خويش را بدست آوردند به همين دليل است كه
انتفاضه در ميان ملل مسلمان منطقه كه از ظلم وستم بي پايان استكبار
جهاني و صهيونيسم اشغالگر به ستوه آمده اند جاي خود را بازكرده
است .
مفهوم انتفاضه
در تاريخ انقلابها و مبارزات , واژه انتفاضه پيشينه اي طولاني دارد.
انتفاضه از نظر معنايي به قيام عليه رخوت و ركود گفته مي شود و معناي
اصطلاحي آن , همان شورش و قيام مردم فلسطين است .
قبل از انتفاضه چنين به نظر مي رسيد كه مردم فلسطين , سرزمين خود را
فراموش كرده و تسليم اشغال فلسطين شده اند , اما حركت آنها نشان داد كه
مفهوم انتفاضه استعاره از شورش و انفجار جوانان فلسطيني است كه
« گلداماير » نخست وزير اسبق رژيم صهيونيستي از آنها به نسل فراموش
كننده , تعبير كرد بود. وي گفته بود كه اين نسل خواهد مرد و نسل آينده هم
فراموش خواهند كرد.در ابتدا جاي افتادن كلمه انتفاضه به جاي انقلاب و
غيره سخت بود ولي بالاخره جايگزين شد وهمه پذيراي كلمه شدند. برخي
نيز مانند جنبش جهاد اسلامي فلسطين در آغاز نام قيام خود را انتفاضه
گذاشتند ولي پس از اينكه قيام فراگير شد آن را « انتفاضه ـانقلاب » ناميدند.
صهيونيستها انتفاضه را به عنوان حوادث و وقايع شرورانه اعلام كردند
و افراد شركت كننده و مجاهدان در انتفاضه را خرابكار(گروه خرابكارانه )
معرفي كردند. مثلا شهيد شيخ احمد ياسين مبارز را رهبر خرابكاران نام
بردند ولي پس از مدتي انتفاضه فلسطين به عنوان يك واژه سياسي غيرقابل
تغيير در قاموس سياسي جهان جاي گرفت .
انتفاضه الاقصي
انتفاضه الاقصي , دور دوم انتفاضه فلسطين مي باشد. اين قيام پس از
اينكه اشغالگري و جنايتهاي صهيونيستها(پس از مذاكرات صلح اعراب و
اسرائيل وتشكيل حكومت خودگردان فلسطين در غزه و اريحا به رياست
مرحوم ياسرعرفات ) تداوم يافت , شروع شد. ريشه اصلي اين انتفاضه را
مي توان نااميدي مردم از حكومت خودگردان براي بازگرداندن حقوق پايمال
شده آنان و مخالفت توده هاي مردمي با ادامه مذاكرات تشكيلات خودگردان
با رژيم صهيونيستي ونيز هماهنگي هاي امنيتي با آن عليه نيروهاي مبارز نام
برد. فلسطينيان پس از پشت سر گذاشتن همه تجربه هاي گذشته و راه حلهاي
سازش با رژيم صهيونيستي پي بردند كه تنها راه حل , استفاده از قوه قهريه
وجهاد است , بدين لحاظ هنگامي كه احساسات ديني آنان از سوي آريل
شارون در ديدارش از مسجدالاقصي ناديده گرفته شد , انتفاضه الاقصي شكل
گرفت .
علل شروع انتفاضه الاقصي
1 ـ پيروزي حزب الله در لبنان در سايه مبارزه , رژيم صهيونيستي رامجبور
به عقب نشيني از جنوب لبنان كرد و طلسم شكست ناپذيري اسرائيل را
شكست و ثابت كرد كه در سايه همدلي , اتحاد و مبارزه مي توان دشمن تا بن
دندان مسلحي چون اسرائيل را شكست داد.
2 ـ مذاكرات كمپ ديويد دوم بدون دست يافتن به نتيجه اي ناكام ماند و اين
امر را ثابت كرد كه رژيم اشغالگر حاضر به عقب نشيني از مواضع خود نيست
و قدس شرقي را به عنوان پايتخت كشور مستقل فلسطين نخواهد پذيرفت و
با بازگشت آوارگان فلسطيني به وطنشان مخالف است .
3 ـ به تعويق افتادن اعلام كشور مستقل فلسطين كه بر اساس توافق نامه واي
ريور(دسامبر 1999 ) قرار بود در تاريخ 13 سپتامبر 2000 كشور فلسطين
اعلام شود , فلسطينيان سرخورده از مذاكرات سازش , تصميم گرفتند كه
سرنوشت خويش را خود رقم زنند.
4 ـ سياستهاي سركوبگرانه رژيم اشغالگر مبني بر تحقير ملت فلسطين به
عنوان شهروند درجه 2 و از بين بردن هويت اسلامي ـعربي فلسطين و
تثبيت ماهيت صهيونيستي در سرزمين فلسطين نيز يكي از عوامل موثر در
شكل گيري انتفاضه الاقصي مي باشد.
5 ـ علت نهايي آغاز انتفاضه الاقصي , ورود آريل شارون در تاريخ
1379,7,7 به همراه 3000 سرباز ارتش صهيونيستي به داخل
مسجدالاقصي كه موجب جريحه دار شدن احساسات مسلمانان گشته و با
اعتراض شديد به اين اقدام تحريك آميز شارون درگيري خونيني در گرفت و
شماري از مسلمانان در مسجدالاقصي شهيد شدند.پيش از انجام ديدار ,
مجلس قانون گذاري تشكيلات خودگردان با صدور بيانيه اي در غزه ضمن
محكوم كردن تصميم شارون مبني بر ورود به مسجدالاقصي را , آلوده كردن
مسجدالاقصي و تحريك آميز ارزيابي كرد.جنبش حماس نيز در همان زمان
طي اعلاميه اي بيان داشت « اقدام شارون بيانگر اين است كه دشمن اشغالگر
تحت هيچ شرايطي حاضر نيست از بيت المقدس چشم بپوشد , بلكه از راه
مذاكرات , زمينه رابراي تصاحب دائمي قدس و بناي معبد سليمان را به
جاي مسجدالاقصي فراهم آورد » درادامه اين بيانيه , حماس مردم فلسطين را
دعوت كرد تا با حضور در مسجدالاقصي از ورود شارون جنايتكار به اين
مكان مقدس جلوگيري كنند و به هربهايي نگذارند پاي او به صحن مقدس
مسجدالاقصي برسد.
ليكن اقدام شارون به مثابه جرقه اي در انبار باروت روند به بن رسيده
سازش بود و باعث شد تا مردم فلسطين با احساس خطر در باره تهاجم
اسرائيلي ها به مقدس ترين ارزشهاي خود كه نمودار هويت اسلامي ـ عربي
فلسطينيان است , بار ديگر انتفاضه را به راه اندازند , گويا منتظر چنين فرصتي
بودند.
دامنه تظاهرات ودرگيريها از بيت المقدس و اطراف مسجدالاقصي
شروع شده و به ديگرشهرهاي كرانه باختري و نوار غزه مانند رام الله و غزه
سرايت كرد و هر روز انتفاضه گسترده تر شد.
از سوي ديگر حكومت خودگردان نيز اقدام به آزادكردن زندانيان حماس
از زندانهاي خود كرد(حدود 120 عضو حماس توسط مقامات فلسطيني در
غزه و كرانه باختري در بازداشت بودند) و به صفوف مبارزان
پيوستند.
درپي شكست صهيونيستها درتوقف انتفاضه , باراك سرنگون شد و
آريل شارون كه وعده تامين امنيت و توقف انتفاضه را داده بود به
نخست وزيري برگزيده شد.پس از روي كارآمدن شارون , عمليات جهادي و
شهادت طلبانه شدت بيشتري به خود گرفت به نحوي كه طي 6 ماه , جنبش
حماس 13 عمليات شهادت طلبانه و جهاد اسلامي چندين عمليات انجام
دادند.در اين چاچوب از ابتداي آغاز عمليات شهادت طلبانه تا آغاز انتفاضه
مسجدالاقصي حماس وجهاد اسلامي 72 عمليات انجام دادند .
درپي انتفاضه الاقصي سازمان آزادي بخش فلسطين متشكل از جبهه
دمكراتيك براي آزادي فلسطين , جبهه خلق براي آزادي فلسطين و جنبش
فتح عرفات ضمن تاكيد بر بازنگري در سياست مذاكره بارژيم صهيونيستي از
سوي تشكيلات خودگردان , خواستار از سرگيري انتفاضه شدند ومذاكرات
را چيزي جز اتلاف وقت و خنثي سازي انتفاضه و دلسردكردن حاميان عربي
و اسلامي از انتفاضه ندانستند.
درپي تداوم انتفاضه الاقصي پيروزيهاي شيريني نصيب ملت فلسطين
گرديد كه خروج مفتضحانه رژيم صهيونيستي از نوار غزه و پيروزي حماس
در انتخابات را مي توان نام برد.
جنبش حماس پس از پيروزي در انتخابات شوراها به غير از مبارزات و
عمليات شهادت طلبانه عليه اشغالگران صهيونيستي , فعاليتهاي اجتماعي و
مدني چشمگيري براي رفاه مردم انجام دادند و در راستاي فعاليتهاي
خالصانه خود و تائيد مبارزه مسلحانه و مقاومت , اعضاي حماس در
انتخابات مجلس قانون گذاري با اكثريت آرا به عنوان نماينده مردم انتخاب
شده و ملزم به تشكيل دولت شدند.در شرايط كنوني با توجه به پيروزي
حماس و علاقمندي ملت فلسطين به مقاومت و بازپس گيري سرزمين اشغال
شده خود , رژيم صهيونيستي متوجه اين مسئله شده كه ملت فلسطين ديگر
نسبت به مذاكرات اغفال كننده صلح كه از طرف آن رژيم و استكبار جهاني
مطرح مي شده است , اعتماد نداشته و راه خود را بازيافته اند.بهمين سبب
نخست وزير رژيم اشغالگر قدس بطورعلني اعلام نمود كه طرح ترور هدفمند
را در دستور كار خود قرار داده تا از طريق ترور شخصيتهاي حماس به
پيروزي دست يابد.با توجه به آراي مردمي وانتخاباتي كه ناظران بين المللي
آن را تائيد و اعلام كردند كه حماس با بيش از 70 % آرا در همه پرسي پيروز
شده است امپرياليسم جهاني بدون درنظرگرفتن آراي ملت فلسطين ,
همچنان به طرفداري از فرزند ناخلف خود(اسرائيل ) برخاسته و حماس را
در زمره گروههاي تروريستي معرفي و به منظور به انزواكشيدن حماس ,
خواستار قطع كمكهاي بين المللي به دولت خودگردان گرديده است .در
چنين وضعيتي وظيفه مسلمانان حمايت همه جانبه از دولت كنوني فلسطين
(حماس ) است تا ملت مظلوم فلسطين به حقوق حقه خود كه همانا آزادي
سرزمين مادريشان از دست اشغالگران است , دست يابند. با توجه به تهديد
اخير دولت آمريكا و برخي كشورهاي هم سو با استكبار جهاني مبني بر قطع
كمكهاي مالي خود به تشكيلات خودگردان , اگر مسلمانان جهان (بالغ بر يك
ميليارد و پانصد ميليون نفر) درطول سال فقط يك دلار به ملت فلسطين
كمك كنند ديگر نيازي به كمكهاي ديگر كشورها نخواهد داشت و آتش
انتفاضه تا آزادي كامل سرزمين فلسطين خاموش نخواهد شد.(به اميد اتحاد
مسلمانان جهان )
منبع : دانشنامه فلسطين نوشته مجيد صفاتاج
غلامرضا وكيلي
در شرايطي كه قبح سازش با رژيم صهيونيستي توسط برخي
دولتهاي عربي و سازمانهاي فلسطيني مدعي دفاع از حقوق
فلسطينيان شكسته شده بود و مبارزه عليه اسرائيل جاي خود را
به شعارهاي صلح و سازشهاي سرگرم كننده داده بود اما
انتقاضه فلسطين به عنوان خالص ترين و پاكترين نهضت
ضدصهيونيستي در سرزمينهاي اشغالي مطرح گرديد
سياستهاي سركوبگرانه رژيم اشغالگر مبني بر تحقير ملت
فلسطين به عنوان شهروند درجه 2 و از بين بردن هويت
اسلامي ـعربي فلسطين و تثبيت ماهيت صهيونيستي در
سرزمين فلسطين يكي از عوامل موثر در شكل گيري
انتفاضه الاقصي مي باشد
درپي انتفاضه الاقصي سازمان آزادي بخش فلسطين متشكل
از جبهه دمكراتيك براي آزادي فلسطين , جبهه خلق براي
آزادي فلسطين و جنبش فتح عرفات ضمن تاكيد بر بازنگري در
سياست مذاكره بارژيم صهيونيستي از سوي تشكيلات
خودگردان , خواستار تداوم انتفاضه شدند
در شرايط كنوني با توجه به پيروزي حماس و علاقمندي ملت
فلسطين به مقاومت و بازپس گيري سرزمين اشغال شده خود ,
رژيم صهيونيستي متوجه اين مسئله شده كه ملت فلسطين ديگر
نسبت به مذاكرات اغفال كننده صلح كه از طرف آن رژيم و
استكبار جهاني مطرح مي شده است , اعتماد نداشته و راه خود
را بازيافته اند

|