روزنامه جمهوري اسلامي 05/02/1385 صفحه عقيدتي

* تجلي امدادهاي غيبي الهي
رازداني رسول اكرم (ص )
تجلي امدادهاي غيبي الهي




شكست نظامي آمريكا در طبس , سرانجام نافرجام تجاوزگري
پنجم ارديبهشت سالروز شكست نظامي آمريكا در صحراي طبس است . دراين حمله نظامي شيطان بزرگ به ايران اسلامي با مفتضحانه ترين وضعي به شكست انجاميد. شيطان بزرگ در پنجم ارديبهشت ماه سال 59 با تعدادي از هواپيماي نظامي و بيست هليكوپتر كه در داخل آنها تجهيزات نظامي و ادوات نظامي تهاجمي وجودداشت , جهت آزادسازي گروگانهاي جاسوس آمريكائي به جمهوري اسلامي ايران حمله كرد. لكن دست نصرت حق تعالي از غيب در وجود طوفانها و شنهاي طبس تجلي يافت و گروه شياطين دچار غضب الهي شده و با سقوط هواپيماهايشان شكست فضاحت باري نصيبشان گرديد.
اين شكست مفتضحانه زماني رخ داد كه امريكا در صدد برآمده بود تا سرافكندگي و افتضاح ناشي از تسخير لانه جاسوسي در تهران را با ربودن جاسوسان از لانه جاسوسي جبران كند.
پس از فتح لانه جاسوسي آمريكا بدست تواناي فرزندان قهرمان ملت مسلمان ايران , بزرگترين پيروزي در بةعد جهاني نصيب جمهوري نوپاي اسلامي ايران شد. اين عمل انقلابي باعث شد كه افسانه شكست ناپذيري آمريكا به پوچي گرايد و ملل مستضعف جهان كه تا پيش از تسخير لانه جاسوسي آمريكا در ايران جرات هيچگونه حركت مخالف عليه آمال و اهداف شيطان بزرگ را نداشتند , ترس و وحشت را به كنار نهند و با پيروي از ملت مسلمان ايران زبان به اعتراض بگشايند و براي آزادي خويش از بندهاي اسارت تلاش نمايند.
فتح لانه جاسوسي آمريكا قدرت و ابهت آمريكا را در جهان شكست و جمهوري اسلامي ايران و انقلاب شكوهمند اسلامي را الگوي همه حركتهاي رهائي بخش ساخت .
حضرت امام خميني با عباراتي كوتاه ارزش فتح لانه جاسوسي و پيروزي بزرگ انقلاب را در بةعد جهاني اينگونه بيان فرمودند :
« ارزش اين عمل اين است كه شكسته شد آن بت بزرگي كه براي ملتها تراشيده بودند. »
شيطان بزرگ پس از اين شكست بزرگ در صدد تلافي برآمد و ابتدا تصميم به « محاصره اقتصادي » ايران گرفت . محاصره اقتصادي ايران كه توسط آمريكا و كشورهاي هم پيمانش انجام پذيرفت , نتوانست كوچكترين خللي در اراده پولادين ملت قهرمان ايران بوجود آورد و وقتي آمريكا اين ترفندش را شكست خورده يافت , در صدد اجراي طرحي ديگر برآمد و آن « حمله نظامي » به ايران براي آزادسازي گروگانهاي آمريكائي بود.
شيطان بزرگ در پنجم ارديبهشت سال 59 با تعدادي هواپيماي نظامي و بيست هليكوپتر حمله خويش را به ايران آغاز كرد. اين هواپيماها و هليكوپترها كه حامل موتورسيكلت ها و جيپ هاي نظامي و نارنجك و توپ و مسلسل بودند در صحراي طبس فرود آمد تا از آن مكان عمليات آزادسازي گروگانها را آغاز نمايند. آنها قصد داشتند ابتدا با سلاحهاي شيميايي پاسداران جاسوسخانه را از پاي درآورده و زمينه ورود هليكوپترها را به جاسوسخانه آماده سازند و پس از ورود هليكوپترها , كماندوها بطور ضربتي گروگانها را آزاد كرده و بداخل هليكوپتر منتقل ساخته و سپس راهي پايگاهي كه هواپيماهاي حمل و نقل سي 130 مستقر بودند , بشوند . كماندوهاي آمريكا براي اينكه بتوانند عمليات آزادسازي گروگانها را به نحو احسن انجام داده و نتايج مطلوب را بدست آورند , مدت ها قبل از عمليات به منطقه آريزونا اعزام شده و در شرايط سخت آنجا كه شبيه به شرايط صحراي طبس ميباشد , تمرين هاي لازم را انجام دادند تا به محض ورود در طبس آمادگي لازم را جهت اجراي طرح داشته باشند.
با وجود مراقبت هاي لازم و پيش بيني هاي انجام شده و وجود امكانات و تجهيزات كامل , شيطان بزرگ در اوج ناباوري و تحير و سرگرداني توسط شن هاي بيابان طبس كه ماموران الهي بودند به شكستي سخت و عظيم تن در داد. ماجراي دردناك و غم انگيز شكست متجاوزين آمريكائي را از زبان خود آنان مي شنويم .
سردبير « نيويورك تايمز » ماجرا را اينگونه شرح ميدهد :
« داستان شكست ماموريت نجات گروگانها بسيار كوتاه وناراحت كننده است . در شب 24 آوريل 1980 هشت هليكوپتر نيروي دريائي از نوع آر , هاش , 53 از عرشه ناو هواپيمابر پرواز كرده و از فضاي خليج فارس در سواحل (جنوبي ) ايران عبور كردند و از آنجا به جانب صحراي شماره يك كه حدود 5 ساعت پرواز است حركت كردند . تقريبا در همان زمان شش هواپيماي هركولس سي 130 نيروي دريائي مخصوص انتقالات تاكتيكي هوايي كه از يكي از آنها بعنوان تانكر بنزين استفاده ميشد , از يك پايگاه فاش نشده برخاستند تا باهليكوپترها ملاقات كنند...
بعد از اينكه هليكوپترها حدود هشتاد مايل در فضاي هوايي ايران بطرف صحراي شماره يك پرواز كردند يكي از هليكوپترها به علت نقص فني در تيغه هاي پروانه اش مجبور به فرود اضطراري در محلي فاش نشده در بيابان گرديد و خدمه هليكوپتر قبل از اينكه هليكوپترهاي ديگر آنها را همراه خود ببرند تمام كتب رمز و اسناد محرمانه را از هليكوپتري كه مي بايد بجا گذارند , خارج كردند , پس از بجا گذاشتن يك هليكوپتر , هفت هليكوپتر ديگر به راه خود ادامه دادند , ولي هنوز بيش از نيمي از راه باقي مانده بود كه هفت هليكوپتر وارد يك توده ابر شني شدند كه به هيچ وجه انتظار آن رانداشتند و هواشناسان و جوشناسان نظامي نيز قبلا فكر آنرا نكرده بودند , اگر چه اين ابرها و طوفانها در آن فصل از سال در آن بخش از ايران بسيار رايج و جريان دارد.


هليكوپترها بدون برخورد با مشكل بزرگ از آن توده ابر خارج شدند , ولي طولي نكشيد كه وارد دومين جريان طوفان كه از اولي نيز بزرگتر بود , شدند. بطوري كه گفته شده است طوفان دوم به عرض 200 مايل و بلندي حدود 6000 فوت بوده است .
همچنانكه هليكوپترها به زحمت راه خود را از ميان ابرها مي گشودند (آنها مجبور بودند بخاطر صرفه جويي در مقدار سوخت محدود خود از ميان همين ابرها بگذرند) وسايل پرواز و هوانوردي يكي از هليكوپترها از كار افتاد...
شش هليكوپتر باقي مانده با حدود 50 تا 85 دقيقه تاخير از برنامه زمان بندي شده به صحراي شماره يك رسيدند. در آنجا آنها شش هواپيماي سي 130 را كه در راه با مشكلي برخورد نكرده بودند , منتظر يافتند.
در اين اثنا هليكوپتر سوم كه در طي پرواز با مشكلات هيدروليكي برخورد كرده بود نيز براي ادامه پرواز نامطمئن خوانده شد و فرمانده واحد هليكوپترها كلنل نيروي هوائي جيمز كابل اين هليكوپتر را از گردونه خارج ساخت و اين باعث شد كه تعداد هليكوپترها به پنج واحد كاهش يابد.
هنگامي كه يكي از هليكوپترها جاي خود را تغيير ميداد تا هليكوپتر بعدي براي بازگشت به نيميتس سوختگيري نمايد با يكي از هواپيماهاي سي 130 تصادم كرد و ناگهان هر دو هواپيما در ميان شعله ها ناپديد شدند. پوكه هاي فشنگ و گلوله و مهمات مشتعل شده داخل سي 130 بطرف ساير هليكوپترها پرتاب ميشد . »
« ژوزف جي بي يزر » سرهنگ نيروي هوايي امريكا كه دراين عمليات شركت داشته وجان سالم بدر برده است در اين باره چنين مي گويد : « در آنجا گرد و خاك زيادي در اطراف پراكنده بود... خلبان هليكوپتر ديد كافي نداشت , لذا او به خيال اينكه از ما دور ميشود دور زد (در حالي كه به ما نزديك ميشد) و اين همان زماني بود كه با ما تصادم نمود... »
شكست شيطان بزرگ دراين عمليات , حمله فيلداران ابرهه به خانه كعبه و سركوبي آنان توسط مرغان ابابيل كه لشگر غيبي حضرت حق بودند را در ذهنها زنده ميكند. لشگريان ابرهه همچون نيروهاي متجاوز امريكائي از شدت قدرت و شوكت تصور نمي كردند كه كسي بتواند مانع حمله آنان به خانه كعبه شود , ليكن آن هنگام كه بسوي كعبه هجوم آغاز كردند , به فرمان خداوند متعال پرندگاني در آسمان ظاهر شده و سنگهائي كه درمنقارهايشان داشتند بر سر فيل سواران ابرهه فرود آوردند و بدين وسيله كافران يكي پس از ديگري به هلاكت رسيدند.
آمريكاي جنايتكار كه در شرايط آماده اي كه آشوبهاي گروههاي چپ و منافقين بوجود آورده بودند , به ايران اسلامي تجاوز كرده بود , دراثر معجزه الهي در طبس شكست خورد واين شكست آنقدر عظيم بود كه گوئي نيروهاي شيطاني نيز به ياري و مساعدت نيروئي ماورا طبيعت دراين واقعه اعتراف داشتند. بطوري كه وقتي از « هارولد براون » وزير دفاع وقت آمريكا چگونگي اين شكست را جويا ميشوند چنين پاسخ ميدهد : « آيت الله خميني در بالكن مقر سكونت خود حضور يافت و با هر حركت دست او يك هواپيما به زمين افتاد. »
يكي از خبرنگاران روزنامه آمريكائي « نيويورك تايمز » اينگونه به شكست ذلت بار آمريكا در اين عمليات اعتراف ميكند :
« داغ شكستي كه آمريكائيان در ايران خوردند تا مدتها آنها را رها نخواهد كرد , مخصوصا بدين خاطر كه اين شكست ضربه دوباره اي به احساس غرور و اعتماد به نفس آنان بود. براي جامعه اي كه شديدا به تكنولوژي معتقد است و به آن ايمان دارد از كار افتادن سه هليكوپتر در ميان بادهاي شني بيابان , ضربه بسيار بزرگ و دردناكي بوده است . ايران توانست نشان دهد كه آمريكا تا چه اندازه مورد نفرت دنياي خارج است و همين مساله باعث خواهد شد كه در آينده آمريكا در معامله با دنياي سوم دچار اشكالاتي گردد , بخصوص از لحاظ عاطفي »
سالروز شكست نظامي آمريكا در طبس بدست نيروهاي غيبي خداوند و تداوم شكستهاي مفتضحانه امريكا در جبهه هاي مختلف را گرامي ميداريم .
شكست شيطان بزرگ آمريكاي جهانخوار در عمليات نظامي عليه ايران , حمله فيلداران ابرهه به خانه كعبه و سركوبي آنها توسط مرغان ابابيل كه لشگر غيبي حضرت حق بودند را در ذهن ها زنده مي كند. لشگريان ابرهه همچون نيروهاي متجاوز آمريكايي از شدت احساس قدرت و شوكت تصور نمي كردند كه كسي بتواند مانع حمله آنان به خانه كعبه شود , لكن به فرمان خداوند متعال پرندگاني در آسمان ظاهر شده و سنگ هايي كه در منقارهايشان داشتند بر سر فيل سواران ابرهه فرود آوردند و به اين وسيله كافران يكي پس از ديگري به هلاكت رسيدند
يكي از خبرنگاران روزنامه آمريكايي « نيويورك تايمز » اينگونه به شكست ذلت بار آمريكا در عمليات طبس اعتراف مي كند : داغ شكستي كه آمريكائيان در ايران خوردند تا مدتها آنها را رها نخواهد كرد , مخصوصا به اين خاطر كه اين شكست ضربه دوباره اي به احساس غرور و اعتماد به نفس آنان بود
تجاوز نظامي آمريكا به ايران در طبس در اثر امداد و معجزه الهي شكست خورد و اين شكست آنقدر عظيم بود كه حتي برخي از سران آمريكا به طور ناخودآگاه به آن اعتراف كردند , به اين ترتيب كه وقتي از « هارولد براون » وزير دفاع آمريكا چگونگي اين شكست را جويا مي شوند چنين پاسخ مي دهد : آيت الله خميني در بالكن مقر سكونت خود حضور يافت و با هر حركت دست او يك هواپيما به زمين افتاد!

رازداني رسول اكرم (ص )


رسول خدا(ص ) از اموري خبر مي داد كه از نظر مكاني با آنها فرسنگها فاصله داشت . حضرت در مدينه بود و از جنگ « موته » خبر مي داد ـ جايي كه تا مدينه مسير يك ماه راه فاصله داشت !
نبرد « موته » را از همان جا براي ما وصف مي كرد و شمار كساني كه در آن پيكار به شهادت رسيدند را برمي شمرد.
بسيار اتفاق مي افتاد كسي نزد او مي آمد و پرسشي داشت , حضرت مي فرمود : نخست تو از حاجت خود خبر مي دهي يا من بگويم كه به چه منظور آمده اي آنگاه به خواهش مرد سائل پرده از حاجت پنهان او برمي داشت .
مكيان را از اسرارشان باخبر مي ساخت , به طوري كه هيچ نكته تاريك و مبهمي برايشان باقي نمي ماند , از جمله , گفتگوي پنهاني « صفوان بن اميه » با « عميربن وهب » بود , ميان آن دو حرفهايي ردوبدل شد كه احدي از مضمون آن آگاه نبود. قصه هنگامي فاش شد كه « عمير » از مكه به مدينه آمد , او چنين وانمود كرد كه به انگيزه رهايي فرزندش (كه چندي پيش در جنگ بدر به دست مسلمانان اسير گشته بود) رهسپار مدينه شده است وبراي آزادي وي تلاش مي كند.
رسول خدا(ص ) به وي فرمود : دروغ مي گويي , تو براي اين كار نيامده اي (بلكه قصد شومي تو را به اينجا كشانده است ) به ياد داري آنگاه كه با « صفوان » در كعبه خلوت كرده بوديد و به اتفاق هم در رثاي كشته شدگان بدر اشك حسرت مي ريختيد ! تو آنجا گفتي :
« به خدا سوگند با وضعي كه محمد(ص ) براي ما پيش آورده و عزيزاني كه از ما در جنگ بدر گرفته است , مرگ براي ما از ادامه حيات بهتر است , آيا پس از كشته شدن مهتران و بزرگان قوم ـ كه در چاههاي بدر ريخته شدند ـ زندگاني گوارا خواهد بود ! اگر مشكل بدهكاري و هزينه خانواده ام , در ميان نبود من خود به حيات محمد(ص ) خاتمه مي دادم و تو را از اين جهت آسوده مي ساختم » .
رفيقت صفوان در پاسخ گفت : « مشكل قرضهاي تو با من , دخترانت نيز با دختران من زير يك سقف خواهند بود , از نيك و بد هر چه هست براي همه آنها خواهد بود » , تو نيز پذيرفتي و به او گفتي : پس اين راز را پوشيده بدار و (هر چه زودتر) وسائل سفر را براي كشتن محمد(ص ) فراهم ساز , آنگاه به قصد كشتن من به اينجا آمدي !
(كلام حضرت كه به اينجا رسيد , عمير شگفت زده گشت و چاره اي جز تصديق رسول گرامي (ص ) نداشت از اين رو) به آن حضرت گفت : « راست گفتي اي فرستاده خدا! همين طور است من گواهي مي دهم كه خدايي جز معبود يكتا نيست و تو فرستاده او هستي » .
و نظاير اين قضيه در زندگاني رسول خدا(ص ) چندان فراوان است كه قابل شمارش نيست .
(نقل از كتاب خاطرات امير مومنان عليه السلام , از انتشارات دفتر تبليغات اسلامي قم )