نگاهي به انگيزه و عوامل , از ظهور تا سقوط
قسمت يازدهم
منتهي اليه فتوحات مسلمانان در اسپانيا
موسي خود از كرانه شرقي رودخانه ابرو در ايالات كاستيل پيش رفت .
بيشتر روساي اين ناحيه به فرمان او درآمدند. در روستايي كه منابع آن را بارو
مي نامند و در استان واليا وليد كنوني واقع است با مقاومت اندكي روبه رو
شد; اما چندي نگذشت كه آن را تصرف كرد و فتوحات خود را پي گرفت . او
به جاي آن كه به طرف استورگا رهسپار شود و تا به سپاه طارق بپيوندد , راه
خود را به سمت شمال كج كرد و دروازه تارنا را شكافت و به موازات رود
نالون پيش رفت و سپس در نزديكي قلعه يا دژ كه مقوي آن « رالك » مي نامند
و با « ابيط » فاصله چنداني ندارد , اردو زد و چندان پايداري از خود نشان داد
تا عاقبت قلعه را با خاك يكسان كرد و اهالي آن به جايي دور از ساحل
موسوم به صخره گريختند. موسي سپس شخصا حركت كردتا به خيخون
(هيخون , گيژون ) رسيد و در آن پادگان گذاشت و آن را به دژي براي نگهباني
از شهرهاي فتح شده اين نواحي دور دست مبدل كرد. آن گاه گروهي از سواره
نظام خود را اعزام كرد كه در صخره پلايو به دريا (اقيانوس اطلس ) رسيدند.
وقتي سواران موسي از شمال به دريا رسيدند وي احساس كرد كه
سراسر شبه جزيره را فتح كرده است و بنابراين ديگر معنا نداشت كه به
حركت خود ادامه دهد. موسي هر دژي را كه مي گشود عده اي از مسلمانان را
به نگهباني از آن مي گماشت . در نتيجه سپاه او پراكنده و عده اي كه با وي
مانده بودند بر اثر طولاني شدن سفر و خستگي كار متمايل به بازگشت
شدند; لذا موسي به تصرف هيخون بسنده كرد و تصميم گرفت برگردد , بي
خبر از آن كه گوتهاي زيادي از برابر او عقب نشيني كرده اند و در نواحي
آستوريا و گاليسيا پناه گرفته اند.
اكنون كه موسي دامنه فتوحات خود را تا اين مناطق دور كشانده بود
مي بايست بازگردد آن هم نه فقط به طرف تولد و وكورد و بلكه يكراست به
سوي دمشق ; چون مغيث رومي , فرستاده خليفه , او را به شتاب وامي داشت
و خود وليد نيز در آمدن او عجله داشت و نمي خواست لحظه اي درنگ
كند.
موسي بن نصير در شام
موسي در تابستان 95 ق . 714, م , سفر بازگشت را آغاز كرد . او به سوي
ليون حركت كرد و در حوالي آن با طارق بن زياد و مغيث رومي به هم
رسيدند و همگي با هم به سوي طليطله رهسپار شدند. گروهي از مردم كه
بازگشت به دمشق را برگزيدند; همراه آنان بودند. بسياري از مردم ترجيح
دادند كه در اسپانيا بمانند و در آن جا سكونت كنند; هر يك در يك دژ يا
جايي كه خود مي پسنديد و دوست داشت كه در آن جا زندگي كند. اكثر
كساني كه اقامت در مناطق دور را انتخاب كردند. قبايل بربر بودند. شمار
بسياري از مردم بربر , خصوصا در شهر مهم خيخون سكونت كردند. اين
سرآغاز رواج اسلام در اين ديار دور افتاده بود.
موسي همراه طارق از طليطله به قرطبه و از آنجا به اشبيليه رفت . در آن
جا سوار كشتي شدند. موسي فرزندش عبدالعزيز را امير اندلس كرد و
اشبيليه ـ شهر نزديك به دريا ـ را پايتخت او قرار داد. او فرزند ديگرش ,
عبدالله , را امارت افريقيه داد و فرزند سومش , عبدالملك , را حاكم طبخه و
سوس كرد.
شماري از اشراف عرب , روساي قبايل و گروهي از اسيران اسپانيايي
موسي را در سفر بازگشت همراهي كردند. ابن قتيبه شمار اسپانيايي ها را صد
نفر از ملوك اندلس و فرنگان و قرطبي ها مي داند. اقدام موسي درآوردن
اسيران اسپانيايي , اقدامي نمادين بود. در نتيجه , شمار اندكي از ملوك و
بزرگان منطقه , براي نشان دادن عظمت فتوحات فرمانده مسلمان در سرزمين
اسپانيا كافي بود.
موسي در اوايل سال آينده به اتفاق همراهان خود , در حالي به مشارف
شام رسيد كه وليد بن عبدالملك در بستر بيماري بود و چهل روز پس از آن
مرد. بيش تر مورخان و از جمله ابن عذاري بيان مي كنند كه سليمان وقتي از
آمدن موسي و غنايم و اسيران همراه او با خبر شد , به او نوشت و او را امر
كرد كه در همان جا بماند , بدان اميد كه وليد بميرد و موسي با اين غنايم در
ابتداي خلافت او به حضور وي رسد.
موسي بن نصير اين نامه را ناديده گرفت . شايد به علت رابطه مودت
آميز و ولايي كه او را به خليفه مريض , وليد , مربوط مي ساخت , يا از اين رو
كه موسي از ديد يك فرمانده نظامي فقط مي خواست منضبط باشد و
فرمان هاي سلطان را ـ هر كس كه باشد ـ اجرا كند. و او به صورت طبيعي
حركت خود را پي گرفت و اجازه داد كه به طور عادي انجام شود و به حضور
هر كس در دمشق بر تخت خلافت باشد , برسد. بدون ترديد اين كار اثر بدي
در روحيه سليمان گذاشت كه به مصلحت موسي نبود.
موسي به حضور وليد رسيد و تحف , هدايا , اسيران و اموالي را كه از
اندلس با خود آورده بود , تقديم او كرد و پيروزي هاي دولت اسلام در اين
شبه جزيره را به او گزارش داد. پس از چند هفته وليد مرد و خلافت به
برادرش سليمان رسيد كه دست كم در ابتداي كار خود از موسي بن نصير
راضي نبود. او اندكي به موسي بدرفتاري كرد و او را از خود دور ساخت .
سپس از او درگذشت , اما اجازه نداد به اندلس باز گردد , بلكه او را نزديك
خودش در مشرق نگه داشت . موسي در اين زمان پا به سن گذاشته بود
وعمرش به هشتاد سالگي مي رسيد. وي تا پايان عمر در دمشق ماند , آن هم
در وضعيتي كه هرگز شايسته فتوحات عظيم او ـ كه در مغرب و اسپانيا براي
مسلمانان و اعراب به ارمغان آورد ـ نبود.
اما طارق بن زياد , منابع عربي عمدا يا سهوا درباره ايام پاياني عمر او
چيزي نگفته اند; ولي مسلم است كه به اندلس بازگشت تا ثمره فتوحات خود
را ببيند.
فتوحات در شرق و غرب
عبدالعزيز بن موسي معتقد نبود كه كار فتوحات تمام شده است . او
مي دانست كه پدرش به سبب بازگشت مستعجل خود جاهاي بسياري در
شمال شرقي و غرب و مناطق گسترده اي , در جنوب شرقي اندلس را , بدون
فتح رها كرده و اقوام گوت در آن جا پناه گرفته اند و اگر فرصت كافي بيابند ,
ممكن است خود را براي مقاومت در برابر حضور اسلام در اين منطقه آماده
سازند.
در واقع اگر اخبار فتوحات طارق و موسي را بر روي نقش بررسي كنيم و
خط سير هر يك از اين دو فرمانده بزرگ و جنگ ها و فتوحات آنان را
پي گيري نماييم , درخواهيم يافت كه آنچه براي عبدالعزيز باقي مانده بود , كم
نبود.
با وجود اين كه مورخان تفصيل فتوحات عبدالعزيز , جز فتح
سرزمين هاي شرقي اندلس را ذكر نكرده اند , اما برخي از آنان تلاش هاي وي
را به طور كلي ستايش كرده و گفته اند : عبدالعزيز در ولايت خود شهرهاي
فراواني را فتح كرد كه در دوره پدرش , موسي , فتح نشده بود. ابن غداري هم
تاكيد دارد كه او شهرهاي بسياري را فتح كرد و از بهترين واليان
بود.
مطابق آنچه مقري وابن غداري , به اختصار بدان اشاره كردند , به نظر ما
ارجح آن است كه عبدالعزيز بيش تر مناطق غرب اندلس و منطقه برشلونه و
حوالي آن را فتح كرد. عبدالعزيز شهرهاي غرناطه و مالقه را به زور فتح كرد.
سپس رهسپار كوده تدمير و مركز آن شهر اوريوله شد كه يكي از بزرگان گوت
به نام تومير بر آن جا فرمانرواني مي كرد.
حاكم گوت با رزمندگان مسلمان روبه رو شد و در كنار شهر قرطاجنه با
آنان جنگيد و شكست خورد و شمار فراواني از پيروانش كشته شدند. تدمير
به پايتخت خود برگشت و در آن تحصن كرد و تصميم گرفت تا آخر مقاومت
و دفاع كند. او به علت كمبود نيرو , به زنان شهر فرمان داد كه : « موهاي خود
را پريشان كنند و به هر كدام چوبي داد و بالاي ديوار شهر ايستادند. باقي
مانده مردان نيز در كنار زنان , روي ديوار ايستادند. » چون مسلمانان
محاصره , شهر را سخت گرفتند و توان مقاومت و پايداري مردم تمام شد ,
حاكم اوريوله در هيات فرستاده نزد مسلمانان آمد و درباره صلح و ورود
بدون جنگ آنان به شهر مذاكره كرد و مسلمانان در اين باره با او صلح كردند.
بدين گونه عبدالعزيز بن موسي سلطه دولت اسلامي را بر سراسر كوده
تدمير و شهرها و دژهاي آن با صلح و به موجب معاهده اي ـ كه اندكي
چشم پوشي دارد ـ گستراند. براساس اين پيمان , ساكنان اين مناطق در
عقيده و دين خود آزاد و بر املاك و زمين هاي خود حاكم اند; در مقابل
مي بايد به دولت اسلامي ماليات سالانه بپردازند; با دشمنان اسلام همكاري
نكنند و تسليم دولت باشند.
عبدالعزيز گروهي از سپاهيان خود را براي برقراري امنيت در شهر
گذاشت . آنان با اهالي ماندند. با فتوحات عبدالعزيز بن موسي بن نصير ,
فتوحات اسپانيا تقريبا به نهايت خود رسيد و به اهداف خود دست يافت .
اگر پرچمداران فتوحات , فتح ارتفاعات شمال غربي در جليقيه را ناديده
نمي گرفتند , مي توانستيم بگوييم كه اهداف فتوحات به طور كامل تحقق
يافت و شايد تاريخ اسلام در اين ديار وضعيت متفاوتي داشت
به هر حال عبدالعزيز , هم چون پدرش , مطلقا در اين زمينه كوتاهي نكرد
و نام وي نه تنها به سبب اقدامات نظامي شكوهمند او در رديف بزرگان
مسلمان ثبت است , بلكه از اين جهت كه نخستين فرمانده مسلمانان است كه
به ضرورت توجه به ساكنان محلي به منظور دل جويي و جذب و نيز برطرف
كردن كراهت و كينه آنان از فاتحان جديد , عنايت داشت .

|
نگاهي به تلاشها و راه حل ها براي رفع مشكل
رويت هلال
|
بخش دوم
رضا مختاري
اشاره : بخش نخست مقاله « نگاهي به تلاش ها و راه حل ها براي رفع
مشكل رويت هلال كه توسط رضا مختاري قلمي شده است را دوشنبه 28
فروردين ماه در همين صفحه (فكر و فرهنگ ) مطالعه فرموديد , آنچه در پي
مي آيد بخش دوم اين مقاله است كه از نظر شما مي گذرانيم .
ب ) تلاشهاي جمعي
علاوه بر اين تلاشهاي فردي , كوششهايي جمعي نيز در نيم سده اخير در
اين زمينه صورت گرفته است . از جمله ـ چنان كه گذشت ـ رابطه العالم
الاسلامي در سال 1390 مقرر كرد كه عمده درباره پنج محوري كه در نامه
دبيركل آن گذشت در جلسه سال بعد رابطه العالم الاسلامي در
جمادي الاخره سال 1391 بحث شود تا به نتيجه اي مشخص دست
يابند.
گردهماييها و كنگره هاي ديگري نيز در اين موضوع برگزار شد از جمله
« موتمر العلما المسلمين » به سال 1969 م در مالزي , « موتمر تجديد اوائل
الشهور القمريه » , به سال 1398 در اسلامبول , و كنگره اي كه وزارت اوقاف
و شوون ديني كويت برگزار كرد.
نيز كنگره مجمع الفقه الاسلامي وابسته به سازمان كنفرانس اسلامي در
دو دوره پي درپي در سالهاي 1985,1406 م در جده و 1986,1407 م در
عمان پايتخت اردن موضوع يكسان سازي آغاز ماههاي قمري را در دستور
كار خود قرار داد. در اين دو كنگره به ويژه از اعتبار و عدم اعتبار حسابهاي
نجومي و هيوي بحث شد.
در سال 1999 م سومين دوره شوراي اروپايي افتا و پژوهش در شهر
كلن آلمان به رياست دكتر يوسف قرضاوي رئيس شورا برگزار شد. در اين
دوره بارزترين بحث چگونگي اثبات ماههاي قمري به ويژه ماه رمضان و
شوال بود. اين شورا پس از بحث و بررسي در اين زمينه مصوبه زير را اعلام
كرد :
« يثبت دخول شهر رمضان او الخروج منه بالرويه البصريه , سوا كانت
بالعين المجرده ام بواسطه المراصد , اذا ثبتت في اي بلداسلامي بطريق
شرعي معتبر... و هذا بشرط ان لا ينفي الحساب الفلكي العلمي القطعي امكان
الرويه في اي قطر من الاقطار. فاذا جزم هذا الحساب باستحاله الرويه
المعتبره شرعا في اي بلد , فلا عبره بشهاده الشهود التي لا تقيد القطع , و
تحمل علي الوهم او الغلط او الكذب , و ذلك لان شهاده الشهود ظنيه , و
جزم الحساب قطعي ... . » 9
چند سال پيش كه كنفرانس سران كشورهاي اسلامي در ايران برگزار شد
عربستان از ايران دعوت كرد تا در جلسه تقويم اسلامي كه در جده ظاهرا به
سال 1419 , برقرار مي شد شركت كند . از اين رو يكي از علما و مرحوم دكتر
تقي عدالتي در آن جلسه شركت كردند. هدف عربستان اين بود كه مكه مكرمه
را مرجع بداند يعني اگر در آنجا هلال رويت شد همان ملاك حلول ماه در
همه كشورهاي اسلامي باشد , ولي اين طرح به نتيجه اي نرسيد10.
اين كنگره ها و موتمرات تاكنون نتيجه محسوسي نداشته است . دليل آن
هم يكي مسائل سياسي است و ديگري اختلاف نظر و فتوا درباره معيارهاي
ثبوت رويت هلال و حلول ماههاي قمري , در خصوص مسائل سياسي ,
برخي كشورهاي مصالح سياسي خود را بر معيارهاي علمي وشرعي ثبوت
هلال مقدم مي شمارند11. از باب مثال در سال 1418 در مصر اعلام شد كه
آغاز ماه مبارك رمضان سه شنبه
(= 1376,19,9 ش ) است در حالي كه ماه در مصر رويت نشده بود . از اين
رو بسياري از روزنامه ها به اين موضوع پرداختند و يكي از روزنامه نگاران
مصري در نقد مفتي مصر شيخ نصر فريد نوشت :
« من حقنا ان نرفض ما فعله الشيخ نصر فريد , فقد حول مصر الي دوله تابعه ...
فافسد علينا فرحتنا بشهر كريم جميل ياتي كل عام ليجدنا علي نفس الحال
من الفوضي والارتباك و عدم احترام العلم و عدم احترام
انفسنا . » 12
برخي از رونامه هاي ديگر نيز به اين موضوع پرداختند و الحياه مقاله اي
با عنوان « معركه الرويه في مصر » منتشر كرد13.
درباب اختلاف روشها و معيارهاي ثبوت حلول ماههاي قمري يكي از
صاحب نظران , كشورهاي اسلامي و مسلمان نشين را به هفت گروه تقسيم
كرده و معتقد است براي تعيين آغاز ماه در اين كشورها از هفت روش استفاده
مي شود كه نتيجه اش اختلاف در تعيين شروع ماههاست 14.
علاوه بر اينها , تاكنون دو گردهمائي تخصصي رويت هلال با شركت
دانشمندان داخلي و خارجي به اهتمام مركز تحقيقات استراتژيك مجمع
تشخيص مصلحت نظام در تهران برگزار شده است : يكي در روزهاي هشتم
ونهم آبان 1381 و ديگري در روزهاي هشتم و نهم مهر .1383
اين گردهمايي دوسالانه است و قرار است هر دو سال يك بار برگزار
شود و از جمله اهداف برگزاري آن بررسي علمي و فقهي راههاي ثبوت
حلول ماههاي قمري , تدوين تقويم هجري هماهنگ براي همه كشورهاي
اسلامي و راهكارهاي علمي كاهش اختلاف ميان آرا فقيهان و منجمان در
رويت هلال است . در اين گردهماييها , استادان , محققان و متخصصان با
عرضه مقالات خود به ارائه آخرين نظريات و دستاوردها در زمينه هاي فقهي
و نجومي رويت هلال مي پردازند.
در گردهمائي نخست حضرت حجه الاسلام والمسلمين هاشمي
رفسنجاني , رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام , در سخنراني افتتاحيه اش
گفت :
« ... متاسفانه درباره تقويم هجري قمري , يعني گاهشماري كه زندگي
ديني , فكري , اجتماعي , سنن و آداب ما بسيار بدان وابسته است . هنوز
كارهاي اساسي نشده است و تصور مي كنم از پژوهشهاي بسيار بسيار مهمي
كه شما محققان شروع كرديد و همگان بايد روي آن كار كنيم اين است كه
درباره تقويم قمري عميقا تحقيق نماييم و يك تصميم درست بگيريم ... .
نخستين راهكار اين است كه جمعي از محققان علوم نجوم و هيئت و
ساير دانشهاي دخيل ... بحثهاي خود را آماده نمايند.
سپس با آن گروه از دانشمندان حوزه كه هم از علوم هيئت و نجوم
مطلع اند و هم مسائل شرعي را به خوبي مي دانند , جلسات مشترك بگذارند.
بعد هم درباره مجموعه نظريات به دست آمده با مراجع بحث و در آن تعمق
كنند تا در نهايت امر راهكاري به دست آيد. در انتها هم اگر براي ايران به
نتيجه اي رسيديم , كافي نيست و بايد براي دنياي اسلام نيز فكري بكنيم ... .
با ناهماهنگي نمي توان پيش رفت , زيرا مسائل بين المللي را مراكز خاص
حل مي كنند. براي مثال مگر مي شود امروزه بدون ايكائو , هواپيمايي دنيا را
اداره كرد همچنين اگر مقررات كشتيراني بين المللي نباشد , بي نظمي
غيرقابل تصوري پيش مي آيد. همين طور مسئله ساعت كه در مواردي حتي
روي يك دهم ثانيه هم بايد حساب كنيم و اگر چنين نباشد نظم بين المللي به
هم مي ريزد. اينها مسائلي است كه دنيا(جوامع غربي ) آنها را حل كرده است .
در دنياي اسلام , بحث تقويم قمري يك موضوع بين المللي است ... . در
زمينه اجرا در ميان كشورهاي اسلامي نيز بهتر است مركزي مانند سازمان
كنفرانس اسلامي متصدي امر شود.البته اين سازمان در حال حاضر انگيزه
لازم را براي اين مسئله ندارد ... . » 15
در اين گردهمايي امور ذيل طي بيانيه اي مورد تاكيد حاضران قرار گرفت :
1 ـ ضرورت برگزاري چنين همايشهاي تخصصي , با هدف برطرف كردن
ناهماهنگيهاي تقويم قمري و چاره جويي نابسامانيهاي پيش آمده در
سالهاي اخير ,
2 ـ بهره گيري داهيانه از دستاوردهاي نجوم كه به تاييد مراجع علمي
جهاني رسيده است , بويژه در امر پيش بيني قابليت يا عدم قابليت رويت
هلال ;
3 ـ ارائه تعريف جديد و كاملي از موضوع رويت هلال به لحاظ فقهي و
ملاكهاي اعتبار نتايج مشاهده يا رصد و نيز توسعه سرزميني آن نتايج ;
4 ـ اهميت دستيابي به تقويم قمري براساس ملاك واحد براي جهان
اسلام
5 ـ شروع تحقيق در ميراث علمي نجوم اسلامي و تداوم پژوهش در
ميراث فقهي در زمينه رويت هلال ;16
6 ـ تشكيل شوراي استهلال ;
7 ـ تقويت اطلاع رساني عمومي درباره رويت هلال و تقويم هجري
قمري از طريق صداوسيما و رسانه هاي جمعي ديگر , براي دستيابي به
وحدت نظر و كاهش اختلافات ;
8 ـ تاسيس رصدخانه رسمي پشتيبان تقويم هجري قمري ;
9 ـ اجراي طرحهاي پژوهشي كاربردي در زمينه هاي فقهي و نجومي
براي روشن شدن نقاط مبهم و دستيابي به اطلاعات و نرم افزارهاي تسهيل
كننده رويت هلال .
10 ـ بزرگداشت مقام علمي مرحوم استادهبه الله ذوالفنون و اهداي
جايزه اي به نام ايشان به طور مستمر به افرادي كه در زمينه رويت هلال
فعاليت بارزي داشته اند17.
مقالات و مباحث اين دو گردهمايي انصافا جالب و راهگشا و براي مثل
بنده بسيار مفيد بود و اظهارنظر فقهي درباب رويت هلال بدون اطلاع از
بسياري از مباحث مطرح شده در آن مصيب نخواهد بود. گزيده اولين
گردهمايي در مجموعه اي چاپ شده است كه در جلد پنجم رويت هلال
« بخش ششم : كتابشناسي رويت هلال » معرفي خواهد شد.
متاسفانه آنچنان كه بايد و شايد حوزويان در اين جلسات مهم حضور
نداشتند. در حالي كه اساسا برگزاري چنين همايشهايي وظيفه حوزه است .
اگر مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام گردهمايي را
در قم برگزار كند , نتايج بيشتري عايد خواهد شد. به هرحال , اين اقدامي
ميمون و مبارك است و ان شاالله سبحانه پيامدهاي خوبي خواهد
داشت .
راه حلها
چنان كه مي دانيم تاكنون از تلاشهاي مذكور نتيجه محسوسي عايد
نشده است , بلكه گاهي اختلافها تشديد هم شده است , البته به طور طبيعي و
نه به سبب اين تلاشها , تنظيم تقويم قمري هماهنگ و با ضابطه يكسان و
ملاك واحد براي همه كشورهاي اسلامي هر چند دست يافتني , ولي قدري
بلندپروازانه است . در وهله اول اگر بتوانيم در مناطق و شهرهاي شيعه نشين
اين تشتت و اختلاف و معركه عظمي را برطرف كنيم يا كاهش دهيم به مذهب
تشيع و صاحب مذهب حضرت صادق (صلوات الله و سلامه عليه ) خدمت
بزرگي كرده ايم . اختلاف در يك شهر يا يك كشور شيعه نشين تاكنون اتفاق
افتاده كه بدون اينكه كسي را مقصر بدانيم انصافا مايه شرمساري و سبب
وهن مذهب متعالي تشيع شده است مانند ماجراي عيد فطر سال 1396 در
تهران ـ كه در باب اول گذشت ـ و سال 1412 و 1424 در ايران , و سال
1419 در لبنان .
در گذشته اگر اختلافي در ثبوت هلال رخ مي داد و مثلا در بوشهر روز
شنبه و در تهران روز يك شنبه رويت هلال ثابت مي شد به دليل نبود
ارتباطات , به جايي لطمه نمي خورد. مردم هم به وظيفه شرعي خود عمل
كرده , و مثاب و ماجور بودند. ولي امروزه كه اين گونه حوادث طي چند
دقيقه به اطلاع مردم دنيا مي رسد و به دست فتنه گران بهانه مي دهد و سبب
وهن مذهب و روحانيت و سستي اعتقادات مسلمانان و ريشخند دشمنان
مي گردد , چنين مسامحاتي روانيست . از سوي ديگر هزاران نفر در
سرتاسرعالم مسائل مربوط به هلال را به انگيزه هاي گوناگون دنبال مي كنند و
گاهي اتفاق افتاده است كه ما زماني را اول ماه دانسته ايم كه هنوز ماه به
مقارنه نرسيده بوده است ـ مانند ماه شوال 1419 ـ و اهل فن و آشنايان به
نجوم و هيئت را به تعجب واداشته ايم !
ظريفي مي گويد : براي بي اعتبار كردن مذهب , هيچ كارآمدتر از اين نيست
كه در شهري مثل قم يا مشهد , عده اي نماز عيدفطر بخوانند و عده اي روزه
باشند. گروهي روزه را واجب بدانند و جمعي بساط چاي و شيريني و شربت
بگسترانند18. روشن ا ست كه حتي بدون اينكه شخص خاص يا تشكيلاتي
در اين بين مقصر باشد حنظل اختلاف چنين ثمره تلخي به بار مي آورد.
پس براي رفع آن ـ كه هر سال ممكن است رخ دهد و در شامگاه 29
ماههاي مبارك بسياري را نگران مي كند به طوري كه با دلهره و اضطراب و
ناراحتي آن شب را به صبح مي آورند ـ بايد چاره جويي كرد. چاره هم
منحصر است به بررسي مناشي اختلاف و برطرف كردن علمي و عملي
آن .
الف ) راه حل علمي
براي دستيابي به راه حلي علمي نخست بايد مناشي اختلاف را شناخت .
منشاهاي اختلاف در اين زمينه عمده عبارت اند از اختلاف فتوا و نظر بين
مراجع و عالمان شيعه (ادام الله افاضاتهم الوافره و افاض علينا من بركات
انفاسهم القدسيه ) در زمينه هاي ذيل :
.1 اشتراط يا عدم اشتراط اتحاد آفاق
مشهور ميان فقهاي شيعه و نيز معاصران از جمله حضرت امام خميني ـ
و اقرب به صواب ـ اشتراط اتحاد آفاق است بدين معني كه با رويت هلال در
يك نقطه , فقط در ساير نقاط هم افق با نقطه رويت , ماه حلول مي كند نه در
همه جاي كره زمين .
در قبال اين نظر عده اي هم قائل به اشتراط اتحاد آفاق نيستند. اين عده
به سه دسته تقسيم مي شوند :
بعضي مي گويند رويت هلال در يك نقطه براي حلول ماه نو در ساير
نقاط كره زمين هم كافي است , مانند آيه الله شهيد
سيدمحمدباقر صدر (ره ).
شماري مي گويند رويت در يك نقطه براي ساير نقاطي كه در جزئي از
شب با نقطه رويت مشتركند كافي است , نه مطلقا و براي همه كره زمين ,
مانند آيه الله خوئي (ره ).
برخي تفضيل ديگري مي دهند و مي گويند : رويت در نقطه اي از قاره هاي
آسيا , آفريقا و اروپا فقط براي جاهايي حجت است كه جز اين سه قاره باشند
ولي رويت در اين سه قاره براي قاره هاي آمريكا و اقيانوسيه حجت نيست .
رويت در قاره هاي آمريكا و اقيانوسيه هم فقط براي تمام مناطق اين دو قاره
معتبر است نه سه قاره ديگر19.
2 ـ اعتبار يا عدم اعتبار رويت با چشم مسلح
مشهور ميان فقهاي معاصر از جمله حضرات آيات امام خميني , خوئي
و شهيد صدر (ره )ـ و اقرب به صواب ـ عدم اعتبار رويت با چشم مسلح
است , ولي برخي از مراجع معاصر (دامت بركاتهم ) آن را براي ثبوت حلول
ماه معتبر و كافي مي دانند.
3 ـ اعتبار يا عدم اعتبار قول هيوي
مشهور ميان فقها عدم اعتبار قول هيوي و فلكي براي حلول ماه است ,
ولي برخي حداقل در پاره اي از صور و هنگامي كه منجمان اتفاق نظر داشته
باشند , قول آنان را معتبر مي دانند و اقرب به صواب هم همين نظر است ,
چنان كه در باب سوم گذشت .
مشهور ميان فقهاي شيعه و نيز معاصران از جمله حضرت امام خميني ـ
واقرب به صواب ـ اشتراط آفاق است بدين معني كه با رويت هلال در يك
نقطه فقط در ساير نقاط هم افق با نقطه رويت , ماه حلول مي كند نه در همه
جاي كره زمين
آيت الله هاشمي رفسنجاني : متاسفانه درباره تقويم هجري قمري , يعني
گاهشماري كه زندگي ديني , فكري , اجتماعي , سنن و آداب ما بسيار بدان
وابسته است , هنوز كارهاي اساسي نشده است و تصور مي كنم از
پژوهش هاي بسيار بسيار مهمي كه شما محققان شروع كرديد و همگان بايد
روي آن كار كنيم اين است كه درباره تقويم قمري , عميقا تحقيق نماييم و
يك تصميم درست بگيريم

| |