روزنامه جمهوري اسلامي 03/02/1385 صفحه سياسي
نقش رژيم پهلوي در تحكيم فرقه بهاييت




عليرضا آقايي
اشاره :
دوران حكومت پهلوي دوم را بايد يكي از مناسب ترين و مساعدترين ادوار براي رشد و گسترش سريع و شتاب آلود « بهائيت » در ايران ناميد , به گونه اي كه در هيچ يك از قطعات تاريخ اين سرزمين , اين فرقه ضاله نتوانست همچون اين دوره به طور رها و آزاد در عرصه ها و صحنه مختلف حاكميت سياسي و فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي و نظامي و قضايي اين كشور به تاخت و تاز بپردازد و بر همه امور ايران سيطره يابد و از تمام امكانات و ابزارها و اهرمهاي حكومت براي تحقق اهداف خود بهره برداري نمايد.
مقاله پيش رو , شما را با نفوذ عناصر اين فرقه به دستگاه حاكمه وقت و حمايت قدرتهاي استعماري از آنها آشنا ميكند.
اسناد و مدارك مسلم و قطعي و اعترافات عناصر وابسته به رژيم پهلوي , به وضوح و صراحت از اين واقعيت تلخ و انكارناپذير حكايت دارند كه دستگاهها و تشكيلات عريض و طويل حكومت شاه به طور كامل در چنبره قدرت بهائيان گرفتار آمده بود و عناصر اصلي اين فرقه مخوف و معارض با اسلام و قرآن و استقلال و تماميت ارضي ايران , با ارتباط با « انگليس » و « اسرائيل » و « آمريكا » و در مسير تحقق سياست هاي شيطاني سازمان جاسوسي « اينتلجنت سرويس » و « موساد » و « سيا » , در تمام تار و پود نظام سياسي و حكومتي ايران رخنه كرده بودند و فرامين و برنامه ها و دستورالعمل هاي ديكته شده قدرتهاي استعماري را به مرحله عمل درمي آوردند و در كنار تلاش هاي بي وقفه اي كه براي تحقق اهداف و مقاصد اربابان خارجي خود داشتند , تمام مراكز حساس اقتصادي را نيز تحت سيطره خويش درآورده بودند و از منافع فراواني كه به دست مي آوردند , به نشر و ترويج بهائيت و اجراي دستورالعمل هاي صادر شده از « بيت العدل » مستقر در اسرائيل مي پرداختند ارتشبد « حسين فردوست » كه از مهره هاي مهم رژيم شاه ودربار محسوب مي شد و در مناصب حساسي چون معاونت ساواك , رياست دفتر اطلاعات ويژه شاه و رياست دفتر بازرسي شاه خدمت مي كرد : درباره تعامل تشكيلات بهائيان با حكومت شاه چنين مي گويد : (... يكي ديگر از فرقه هايي كه توسط اداره كل سوم ساواك با دقت دنبال مي شد , بهائيت بود. شعبه مربوط بولتن هاي نوبه اي (سه ماهه ) تنظيم مي كرد كه يك نسخه از آن از طريق من (دفتر ويژه اطلاعات ) به اطلاع محمدرضا مي رسيد.
اين بولتن مفصل تر از بولتن فراماسونري بود. اما محمدرضا از تشكيلات بهائيت و به خصوص افراد بهايي در مقامات مهم و حساس مملكتي اطلاع كامل داشت و نسبت به آنها حسن ظن نشان مي داد.
اصولا رضاخان نيز با بهائيت روابط حسنه داشت , تا حدي كه اسدالله صنيعي را كه يك بهائي طراز اول بود , آجودان مخصوص محمدرضا كرد.
صنيعي بعدها بسيار متنفذ شد و در زمان علم و حسنعلي منصور و به خصوص هويدا به وزارت فرهنگ و وزارت خواربار رسيد » (1 ) .
يكي از عناصر كليدي و مهم تشكيلات بهائيت تيمسار « عبدالكريم ايادي » نام دارد.
او ابتدا به صورت « پزشك مخصوص دربار » به محمدرضا پهلوي نزديك مي شود و علاقه واعتماد شاه را به خود جلب مي نمايد.
اين علاقه و اعتماد به تدريج به گونه اي شدت مي يابد كه ديدار او با عبدالكريم ايادي از هفته اي 3 روز به هر روز تبديل مي شود و سپس ديدار هر روز به كليه ساعات فراغت شاه تعميم مي يابد , به طوري كه صبح ها در حالي كه هنوز شاه از خواب بيدار نشده بود , ايادي خود را براي ديدار او حاضر مي ساخت و شب ها تا هنگام خواب نزد شاه باقي مي ماند.
« ايادي » با نفوذترين فرد دربار و مقتدرترين فرد كشور محسوب مي شد و براي خود مشاغل فراوان و كثير فراهم كرده بود كه همه حائز اهميت و پولساز بودند.
رياست بهداري كل ارتش و اداره ساختمان هاي بيمارستان هاي ارتش و وارد كردن وسايل وداروها , رياست « اتكا » ارتش و نيروهاي انتظامي و تعيين روساي اتكاها و پرسنل آنها و وارد كردن نيازهاي كشور از انگليس و آمريكا اگر چه آنها در كشور موجود بود , رياست سازمان دارويي كشور و كنترل خريد دارو از خارج , رياست شيلات جنوب و صدور مجوز براي صيادي كشورهاي مورد نظر از جمله اموري بود كه عبدالكريم ايادي براساس مصالح بهائيت در تحت كنترل و سيطره خود درآورده بود.
حسين فردوست مي گويد : « مشاغل او را كنترل كردم و به 80 رسيد .
به محمد رضا گزارش كردم . محمد رضا در حضور من از او ايراد گرفت كه 80 شغل را براي چه مي خواهي ايادي به شوخي جواب داد و گفت : مي خواهم مشاغلم را به 100 برسانم ! » (2 ) .
همچنين حسين فردوست باتوجه به سيطره كامل عبدالكريم ايادي بر تشكيلات دربار و دولت و كشور مي گويد : « در دوران هويدا , ايادي تا توانست وزير بهائي وارد كابينه كرد و اين وزرا بدون اجازه او حق هيچ كاري نداشتند.
من مي توانم ادعا كنم كه يك هزارم كارهاي ايادي را نمي دانم , ولي اگر پرونده هاي موجود ارتش و نيروهاي انتظامي و سازمان هاي دولتي بررسي شود موارد مستندي مشاهده مي گردد كه به نظر افسانه مي رسد و بر اين اساس مي توان كتابي نوشت كه : آيا ايادي بهائي بر ايران سلطنت مي كرد يا محمدرضا پهلوي ! تمام ايرانيان رده بالا , چه در ايران باشند و چه در خارج , خواهند پذيرفت كه سلطان واقعي ايران ايادي بود.... در زمان حاكميت ايادي بود كه بهائي ها در مشاغل مهم قرار گرفتند » (3 ) .
نفوذ و گسترش سيطره سياسي و اقتصادي بهائيان در ايران از اين تفكر تشكيلات جهاني بهائيت ناشي مي شد كه : ايران همان ارض موعودي است كه بايد به تصاحب بهائيان درآيد! عبدالكريم ايادي با توجه به عضويت در اين تشكيلات جهاني ماموريت داشت تفكر مزبور را در تمام عرصه ها و سيستم هاي حكومتي ايران به ظهور و عينيت برساند و او در اين ماموريت شيطاني آنچنان به پيشرفت هاي بزرگ و غيرقابل تصور دست يافت كه شاه و تشكيلات دربار و ارتش و سازمان هاي دولتي همچون موم در دستهاي او به بازي گرفته مي شدند.
طبيعي است كه قدرت و سيطره عبدالكريم ايادي با حمايت هاي كشورهاي خارجي تثبيت گرديد.
او به دليل نقش كليدي و حساسي كه در جاسوسي و ارائه كليه اطلاعات لازم به سرويس هاي مخفي و اطلاعاتي كشورهاي بيگانه داشت , توانست بهائيان ايران را به اوج قدرت سياسي و اقتصادي برساند و اصولا ورود و نفوذ اين عنصر در دربار و تشكيلات ارتش و دولت توسط قدرتهاي استعماري صورت گرفت و از همانجا قدرت و تسلط همه جانبه بهائيت در ايران رشد و گسترش يافت , به گونه اي كه فرامين عبدالكريم ايادي بر تمام نظام و سيستم حكومتي و عناصر و سران بالاي رژيم حاكم بود و كسي را ياراي مخالفت با آن نبود.
ارتشبد حسين فردوست كه خود عنصر فاسد و جنايتكار و وابسته به دربار و محرم اسرار شاه بود و از نزديك با عبدالكريم ايادي تعامل داشت (4 ) .
درباره نقش اطلاعاتي اين عنصر براي كشورهاي بيگانه و سيطره و حاكميت او بر تشكيلات دولت , چنين اعتراف مي نمايد : (( « ايادي » , جاسوس بزرگ غرب و مطلع ترين منبع اطلاعاتي سرويس هاي آمريكا و انگليس در دربار و كشور بود و نفوذ او با نفوذ محمدرضا مساوي بود.
نخست وزيران , به خصوص هويدا , روساي ستاد ارتش , و كليه مقامات مهم مملكتي اعم از وزير و نماينده مجلس و امثالهم دستورات او را كه نخست به فرم خواهش بود و اگر اجرا نمي شد به فرم امراجرا مي كردند . (5 ) جاسوسي و خيانت به آب و خاك و خدمت به بيگانگان , « صفت مشترك » همه بهائيان است و اين امر چه در گذشته و چه در حال , روشن و مستند و اثبات شده مي باشد.
اين تنها حسين فردوست نيست كه اعلام مي كند « بهائي هايي كه من ديده ام واقعا احساس ايرانيت نداشتند و اين كاملا محسوس بود و طبعا اين افراد جاسوس هاي بالفطره بودند . (6 )
بلكه تمام كساني كه همچون او با اين عناصر حشر و نشر و مراوده و تعامل داشته اند بر اين واقعيت تلخ صحه مي گذارند.
همين صفت و خصيصه مشترك است كه بهائيان را به صورت ابزارهاي كارآمد به بهره برداري هاي سازمان هاي جاسوسي انگليس و اسرائيل و آمريكا مي رساند و زماني هم كه اين جاسوسان بالفطره به دام نيروهاي امنيتي ما گرفتار مي آيند و پس از محاكمه در دادگاههاي انقلاب به اعدام محكوم مي شوند , ناله هاي حقوق بشري دشمنان بشريت از گلوها بالا مي آيد و خود را به حمايت از اين جاسوسان و خيانتكاران به استقلال و تماميت ارضي ايران موظف مي دانند! يكي ديگر از عناصر كليدي بهائيت در تشكيلات دربار و دولت پهلوي دوم , « امير عباس هويدا » نام دارد.
« ميرزا رضا قناد » پدربزرگ هويدا از مريدان فداكار « عباس افندي » محسوب مي شد و با نزديكي و تقربي كه به رهبر بهائيت پيدا كرد از ايران به اسرائيل رفت و در « عكا » در خدمت تشكيلات بهائيت درآمد.
عباس افندي , « حبيب الله خان » پسر ميرزا رضا قناد و پدر هويدا را براي ادامه تحصيل به اروپا گسيل داشت .
او پس از پايان تحصيلات به ايران بازگشت و به مرور به وزارت خارجه راه يافت و از اين طريق مامور به خدمت در سوريه و لبنان شد و در اين منصب با انگليسي ها رابطه برقرار نمود و ضمن خدمت به سازمان جاسوسي اين كشور , به تبليغ و ترويج بهائيت پرداخت .
امير عباس هويدا يكي از دو پسر حبيب الله خان بود كه همچون پدر به مسلك بهائيت درآمد و در خدمت به اين فرقه ضاله و تبليغ و گسترش عقايد كفرآميز آن از هيچ تلاش و كوششي در هيچ برهه از عمر خويش دريغ نورزيد.
درباره ارتباط پنهان هويدا با تشكيلات بهائيت اسناد و مدارك روشن و صريحي وجود دارد كه به بعضي از آنها اشاره مي كنيم .
سند اول , نامه مورخ 1343,6,12 است كه يكي از عناصر اصلي بهائيت ايران به نام « قاسم اشراقي » براي « دكتر فرهنگ مهر » معاون وزارت دارائي ارسال مي نمايد و از وقوع حادثه تصادف براي هويدا كه در آن تاريخ وزير دارايي بود ابراز تاسف مي كند.
در اين نامه خطاب به معاون وزارت دارائي وقت , چنين آمده است : « به مناسبت پيشامدي كه براي جناب آقاي هويدا وزير محترم دارايي رخ داده خواهشمند است مراتب تاثر و تاسف اينجانب و برادرانم را به عموم هم مسلكان و به خصوص جناب آقاي ثابت پاسال مدير محترم تلويزيون ايران كه بزرگترين خدمتگزار فرقه ما هستند ابلاغ فرمائيد . (7 )
سند دوم , گزارش ساواك از جلسه بهائيان ناحيه 2 شيراز در تاريخ 1350,5,19 مي باشد .
در اين سند درباره گفتگوي عناصر بهائي درباره قدرت و نفوذ بهائيت در حكومت و نقش كليدي اميرعباس هويدا چنين آمده است : « جلسه اي با شركت 12 نفر از بهائيان ناحيه 2 شيراز در منزل آقاي هوشمند زير نظر آقاي فرهنگي تشكيل گرديد.
پس از قرائت شروع و خاتمه و قرائت صفحاتي از كتاب لوح احمد و ايقان , آقايان فرهنگي و محمدعلي هوشمند پيرامون وضع اقتصادي بهائيان در ايران صحبت كردند.
فرهنگي اظهار داشت : بهائيان در كشورهاي اسلامي پيروز هستند و مي توانند امتياز هر چيزي را كه مي خواهند بگيرند.
تمام سرمايه هاي بانكي و ادارات و رواج پول در اجتماع ايران مربوط به بهائيان و كليميان مي باشد.
تمام آسمان خراش هاي تهران , شيراز و اصفهان مال بهائيان است ... شخص هويدا بهائي زاده است .
عده اي از مامورين مخفي ايران كه در دربار شاهنشاهي مي باشند مي خواهند هويدا را محكوم كنند , ولي او يكي از بهترين خادمين امرالله است ... آقايان بهائيان , نگذاريد كمر مسلمانان راست شود ... (8 )
سند سوم , اظهار مخالفت يكي از عناصر رژيم پهلوي به نام سناتور « جهانشاه صمصام » به نخست وزيري امير عباس هويدا به دليل بهايي بودن و وابستگي اش به تشكيلات جهاني بهائيان است .
اين نكته قابل ذكر است كه انتصاب هويدا توسط شاه به صدارت و نخست وزيري , نه تنها اعتراض روحانيت و مردم مسلمان ايران را برانگيخت , بلكه برخي از مخالفتها را در دربار نيز به دنبال آورد.
اين مخالفتها به دليل شدت خباثت و عقايد كفرآميز بهائيان و معارضه مستقيم اين فرقه ضاله با تعاليم و قوانين اسلام و نقش تخريبي عناصر بهائي در نظام سياسي و اقتصادي و فرهنگي و نظامي كشور بود.
مخالفت هاي عناصر درون رژيم پهلوي اگرچه عميق و بنيادين نبود و در سطح و ظاهر باقي مي ماند و در نهايت تسليم نظر شاه مي شدند , لكن از اين لحاظ كه آنان به خوبي از وابستگي هويدا به تشكيلات بهائيت اطلاع داشتند و از عواقب اين كار بيم و هراس به دل راه مي دادند و سيطره همه جانبه بهائيان بر دربار و دولت و كشور را پيش بيني مي كردند , بسيار قابل تعمق مي باشد.
در گزارش ساواك درباره مخالفت سناتور جهانشاه صمصام با نخست وزيري هويدا چنين آمده است : سناتور جهانشاه صمصام در پايان جلسه روز 1343,11,17 مجلس سنا , به سناتور مسعودي با حضور يكي از خبرنگاران جرايد اظهار داشت : حيف است كه به اين مملكت و اين ملت كسي چون هويدا كه بهائي است حكومت كند.
سناتور صمصام همچنين افزود : من به امر اعليحضرت همايون شاهنشاه به اين دولت راي موافق دادم , ولي اين شخص (هويدا) لياقت چنين كاري را ندارد . (9 )
سند چهارم , گزارش ساواك درباره مخالفت معاون اداره فرهنگ با نخست وزيري هويدا به دليل وابستگي او به بهائيت است : « 43,11,7 , مهدويان معاون اداره كل فرهنگ استان ضمن صحبت خصوصي اظهار نمود كه انتخاب آقاي هويدا به سمت نخست وزيري مصلحت نبود.
زيرا مسلم است كه آقاي هويدا بهائي است و معلوم نيست چرا ايشان را مسئول كابينه كرده اند . (10 )
محمدرضا شاه كه مزدور بي چون و چراي آمريكا و اسرائيل و انگليس بود و تحت سيطره عناصر و مهره هاي گماشته شده اين سه قدرت استعماري يعني « عبدالكريم ايادي » و وابستگانش قرار داشت , بدون اعتنا به اظهارات مخالف و در عين حال مرعوبانه كه در نهايت تسليم شدن در برابر اوامر ملوكانه ! را به همراه داشت , هويدا را به نخست وزيري گماشت و اين عنصر پليد و وابسته به تشكيلات جاسوسي بهائيت از بهمن سال 1343 تا مرداد 1356 در اين منصب به گسترش قدرت و سيطره بهائيت در ايران و جاسوسي به نفع بيگانگان و آماده كردن زمينه هاي مساعد براي به دست گرفتن اهرمهاي حكومتي پرداخت , به گونه اي كه حسين فردوست در اعترافاتش مي گويد : « در زمان هويدا ديگر كار بهائي ها تمام بود و مقامات عالي مملكت توسط آنها به راحتي اشغال مي شد . (11 )
« هويدا » علاوه بر اين كه يك « بهائي » بود و با تشكيلات جهاني اين فرقه ضاله در اسرائيل پيوند و ارتباط داشت , يك « فراماسون » نيز بود.
فراماسون بودن هويدا امري طبيعي و متداول محسوب مي شد , زيرا او به بهائيت وابسته بود و بهائيت در دامان انگليس و اسرائيل رشد و نمو يافت و در خدمت سازمان هاي جاسوسي اين دو كشور قرار گرفت و با توجه به اين كه « فراماسونري » تشكيلات وابسته به صهيونيسم و انگليس مي باشد , حضور عناصر بالاي بهائيت در لژهاي فراماسونري و تعامل و وابستگي آنان به اين سازمان , امري قابل پيش بيني و كاملا طبيعي مي باشد.
هويدا در سال 1337 در جلسات « لژمولوي » شركت داشت و از او به عنوان « استاد اعظم لژ » ياد مي شد.
او در سالهاي 1337 تا 1347 در « لژ تهران » و « لژلايت » شركت داشته است .
همچنين در سال 47 و 48 به عضويت « لژ كورش » در آمده است , و نيز در سال 1352 در « لژفروغي » فعاليت مي كرده است .
هويدا به همراه اسدالله علم و سپهبد نعمت الله نصيري (رئيس ساواك ) و گروهي ديگر از عناصر بالاي رژيم پهلوي در جلسات « لژ بزرگ ايران » در مورخ 135,7,1 و 1351,7,14 شركت داشته است . (12 )
در گزارش ساواك در سال 1348 درباره ترميم كابينه هويدا , اسامي 8 تن از وزراي دولت كه به همراه اميرعباس هويدا در تشكيلات فراماسونري عضويت داشته اند اعلام مي شود.
همچنين در گزارش ديگر ساواك در تاريخ 1352,2,8 اسامي وزراي كابينه هويدا و عضويت آنان در لژهاي اين سازمان مخوف و وابسته به انگليس و اسرائيل , به شرح ذيل اعلام مي شود : « اميرعباس هويدا (لژ تهران ) , محمود قوام صدري وزير مشاور , نصيرعصار معاون نخست وزير (لژ ژاندارك ) , حسن زاهدي وزير كشور (لژ اهواز)منوچهر پرتو وزير دادگستري (لژ كورش ) , مجيد رهنما وزير علوم و آموزش عالي (لژ تهران ) , فتح الله ستوده وزير پست و تلگراف و تلفن (لژ ژاندارك ) , مهرداد پهلبد وزير فرهنگ و هنر (لژ كورش ) , ايرج وحيدي وزير كشاورزي (لژ خيام ) , جواد منصور وزير اطلاعات (لژ كورش ) , هوشنگ انصاري وزير اقتصاد (لژ خيام ) » (13 )
علاوه بر تيمسار عبدالكريم ايادي و اميرعباس هويدا , عناصر وابسته به بهائيت و سرويس هاي جاسوسي كشورهاي بيگانه همچون پرويز ثابتي معاون سازمان اطلاعات و امنيت شاه , سپهبد خسرواني , سپهبد اسدالله صنيعي هوشنگ نهاوندي (از افراد صاحب نفوذ در مناصب سياسي و فرهنگي از جمله رياست دانشگاه شيراز و تهران ) , مليحه نعيمي (همسر سپهبد خسرواني ) , عطاالله خسرواني (وزير كار) , مهندس مجد(معاون فني وزارت كار) , پرتو اعظم (مديركل امور اجتماعي وزارت كار) , ثابت پاسال مدير تلويزيون ايران و... , در دستگاهها و وزارتخانه هاي رژيم پهلوي حاكميت مطلق داشتند و به خيانت و ستم نسبت به سرزمين و ملت ايران و جاسوسي و خدمت براي كشورهاي بيگانه مي پرداختند.
بدين ترتيب فرقه ضاله بهائيت با ارتباط با قدرتهاي استعماري و سازمان هاي جاسوسي انگليس و اسرائيل و آمريكا در تمام تاروپود رژيم سرسپرده و دست نشانده پهلوي نفوذ و سيطره داشتند و آزادانه و در اوج قدرت و تحكم هر چه اراده مي كردند به منصه ظهور مي رساندند و اين سيطره جهنمي به گونه اي بود كه حتي بر شخص اول مملكت يعني شاه حكومت مي كردند و به پشتوانه حمايت هاي پيدا و پنهان انگليس و اسرائيل و آمريكا به تاخت و تاز در عرصه هاي سياست و اقتصاد و فرهنگ و تصاحب همه اهرمهاي حاكميت مي پرداختند.
پاورقي :
1 ـ ظهور و سقوط سلطنت پهلوي , موسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي , انتشارات اطلاعات , ج 1 , ص 376
2 ـ همان منبع , ج 1 , ص 202
3 ـ همان منبع , ج 1 , ص 202
4 ـ علاوه بر « حسين فردوست » , معشوقه شاه « پروين غفاري » نيز شاهد تعامل و همراهي مكرر دكتر « عبدالكريم ايادي » با شاه و نفوذ فرقه بهائيت در تشكيلات دولت بوده است . او در كتاب « تا سياهي در دام شاه » مي نويسد : « ايادي پزشك معتمد شاه است و به دليل اين كه بهائي است مورد توجه خاص شاه است . در مدتي كه در دربار رفت و آمد داشتم احساس كردم كه شاه به دوستان بهائي اش بيشتر اهميت مي دهد كه ايادي نيز از آن جمله است .
» همچنين پروين غفاري درباره حضورش با عبدالكريم ايادي در محافل بهائيان چنين مي نويسد : « من نيز به همراه ايادي در محافل و مجالس بهائيان شركت مي كردم و به عينه مي ديدم كه اكثر دولتمردان و صاحبان نفوذ در صنايع و پست هاي مهم كشور از اين فرقه هستند. » (بهائيت در ايران , از انتشارات مركز اسناد انقلاب اسلامي , ص 240 )
5 ـ ظهور و سقوط سلطنت پهلوي , ج 1 , ص 203
6 ـ همان منبع ج 1 , ص 376
7 ـ همان منبع , ج 1 , ص 386
8 ـ گزارش به ساواك 1350,5,19 , ظهور و سقوط سلنطت پهلوي , ج 2 , ص 385
9 ـ گزارش به ساواك , 1343,11,18 , همان منبع , ج 2 , ص 385
10 ـ گزارش به ساواك , 1343,11,10 , همان منبع , ج 2 , ص 385
11 ـ همان منبع , ج 1 , ص 375
12 ـ همان منبع , ج 2 , ص 392
13 ـ گزارش اداره كل سوم ساواك , 1352,2,8 , همان منبع , ج 2 , ص 394 براساس اسناد و مدارك قطعي , فرقه ضاله « بهائيت » در دوران حكومت پهلوي دوم به طور آزاد و رها در عرصه و صحنه هاي مختلف حاكميت سياسي , فرهنگي , اجتماعي , اقتصادي , نظامي و قضايي اين كشور به تاخت و تاز پرداخت و توسط عناصري چون « امير عباس هويدا » و « عبدالكريم ايادي » اهداف و سياست هاي انگليس و اسرائيل و آمريكا را در ايران جامه عمل پوشاند.
جاسوسي و خيانت به آب و خاك و خدمت به بيگانگان , « صفت مشترك » همه بهائيان است و اين امر چه در گذشته و چه در حال , روشن و مستند و اثبات شده مي باشد
اين تنها حسين فردوست نيست كه اعلام مي كند « بهائي هايي كه من ديده ام واقعا احساس ايرانيت نداشتند و اين كاملا محسوس بود و طبعا اين افراد جاسوس هاي بالفطره بودند
فرقه ضاله بهائيت با ارتباط با قدرتهاي استعماري و سازمان هاي جاسوسي انگليس و اسرائيل و آمريكا در تمام تاروپود رژيم سرسپرده و دست نشانده پهلوي نفوذ و سيطره داشتند و آزادانه و در اوج قدرت و تحكم هر چه اراده مي كردند به منصه ظهور مي رساندند و اين سيطره جهنمي به گونه اي بود كه حتي بر شخص اول مملكت يعني شاه حكومت مي كردند و به پشتوانه حمايت هاي پيدا و پنهان انگليس و اسرائيل و آمريكا به تاخت و تاز در عرصه هاي سياست و اقتصاد و فرهنگ و تصاحب همه اهرمهاي حاكميت مي پرداختند