نگاهي به انگيزه و عوامل , از ظهور تا سقوط
تصرف تولدو ة قسمت نهم
طارق در « منجبار » از « گوادالكيرير » عبور كرد و از جاده قديم كه در
دوران رومي ها به جاده هانيبال معروف بود , به راه خود ادامه داد و بي آن كه
با مقاومتي در خورذكر مواجه شود وارد تولدو شد و بر ذخاير سرشاري كه
در كاخهاي گوتها و مخصوصا در كليساي بزرگ تولدو بود , دست يافت .
مورخان مسلمان آن اندازه كه در وصف قربانگاه گوهرنشاني كه در اين
كليساي جامع با كاتدرال به غنيمت مسلمانان درآمد , داد سخن داده اند در
مورد هيچ يك از ديگر دستاوردهاي فتوحات آنان سخن نگفته اند. آنان اين
قربانگاه را مائده سليمان بن داود ناميده اند و آن را ساخته شده از
زبرجدناب دانسته اند. تحقيقا اين قربانگاه يك شاهكار هنري بوده كه گوتها
آن را با اشياي بسيار گرانبهايي چون طلا و جواهر آراسته
بودند.
مسلمانان شهر تولدو را تقريبا خالي از سكنه يافتند , چون مردم هنگامي
كه خبر حركت مسلمانان را به طرف خود شنيدند شهر را خالي كرده و
گريختند. حتي اسقف شهر , سيندرد و كشيشهاي برجسته شوراي تولدو
ترجيح دادند شهر را كه از در و ديوار آن بوي مرگ به مشام مي رسيد , ترك
گويند و به روم بروند. طارق , به جاي سرگرم شدن و پرداختن به جمع آوري
غنايم , به پيشروي خود ادامه داد تا به وادي الحجاره رسيد و همچنان به
سمت شمال پيش رفت تا به شهركي در نزديكي قلعه هنارس رسيد. در اين
هنگام تابستان به سر آمد و ماه اكتبر با سرماي پاييزي فرا رسيده بود. لذا
طارق و يارانش ترجيح دادند كه باز گردند و زمستان را در تولدو بگذرانند.
غنايم نيز تا حد زيادي سپاه را گران بار كرده بود.
فتح كوردوبا
مغيث رومي و افرادش , كه تعدادشان از هفتصد سوار تجاوز نمي كرد , به
سمت كوردوبا حركت كردند و به كرانه جنوبي گوادالكيوير , رو به روي
كوردوبا , رسيدند. در اين موقع پل ارتباطي ميان دو طرف رودخانه منهدم
شده بود , بنابراين مسلمانان ناگزير شدند تا پيش آمدن فرصت مناسب براي
عبور صبر كنند. آنان مدتي در بيشه يا ميان دو روستاي شقنده و طرسيله , در
كرانه جنوبي رودخانه مذكور , كمين كردند و از اين مخفيگاه پيش از عبور از
رودخانه و حمله , به كسب اطلاع از اخبار شهر پرداختند. مردم كوردوبا از
حاكميت گوتها عموما و از رودريك خصوصا نفرت داشتند , زيرا گوتها ,
همچون رومي ها در گذشته , بخش غربي شهر را به خود اختصاص داده بودند
و بخش شرقي آن را به بوميان . و براي آن كه مبادا اين بوميان توگويي مطرود
و نجس به خانه هايشان نزديك شوند , ديواري ميان خود و آنان كشيده
بودند. گرداگرد شهر را بارويي ساخته شده از سنگهاي سترگ فرا گرفته بود
اما ظاهرا در بعضي قسمتهاي آن خرابيهايي بوده است , زيرا بزودي عربها از
رخنه هايي در آن به داخل شهر نفوذ مي كنند. از بخت خوش عربها آن بخش
شهر كه رو به روي پل قرار داشت محل سكونت بوميان ايبرـ رومي بود و
كليساي كاتدرال , كه بعدا به صورت مسجد بزرگ كوردوبا در مي آيد , نيز در
آن واقع بود. مسلمانان به آساني با گروهي از بوميان ارتباط برقرار كرده به
وسيله آنان از اوضاع و احوال شهر كسب اطلاع كردند و به كمك آنها
توانستند در يكي از شبهاي ماه اوت , كه باران به شدت مي باريد , از
گواداليكوير بگذرند. آنان از رو به روي باب القنطره (دروازه پل ) يا باب
الصوره (منسوب به مجسمه شيري كه نزديك باروي شهر ساخته شده بود ,
اين مجسمه در ايام مسلمانان نيز همچنان باقي بود) عبور كردند. مغيث و
افرادش در اطراف بارو به جستجو پرداختند تا شايد رخنه اي در آن بيابند و
وارد شهر شوند.
مسلمانان به راحتي توانستند يا از طريق رخنه اي يا به وسيله بالا رفتن از
باروي شهر به داخل آن نفوذ كنند. به محض جمع شدن عده اي از آنان در
داخل شهر به طرف دروازه هجوم برده آن را به روي ديگر برادران خود
گشودند. نگهبانان گوتي بر اثر سر و صدايي كه در شهر افتاد به خود آمدند.
اينان كه تعدادشان از چهار صد سوار فراتر نمي رفت با حاكم شهر در
بخش غربي آن كه در ايام مسلمانان به مدين يا قصبه معروف شد , سكونت
داشتند. حاكم به تنهايي در كاخي سربرافراشته واقع در حومه شهرـ اين
حومه در زمان مسلمانان به ربض (حومه , محله ) الوراقين معروف شدـ
زندگي مي كرد به طرف نگهبانان خود شتافت اما عربها او را مهلت نداده
غافلگيرش كردند. در نتيجه حكمران با سربازان خود به كليسايي در آن
نزديكي موسوم به كليساي قديس اسيسكلو گريخت و در آن پناه گرفت .
مسلمانان كليسا را محاصره كردند كه حدود سه ماه اين محاصره به درازا
كشيد ولي عاقبت پس از تحمل رنج و مشقت بسيار تسليم شدند و شهر
تقريبا بدون خونريزي به دست مسلمانان افتاد.
رفتن موسي به اندلس
بنا به روايات اسلامي , موسي بن نصير با شنيدن خبر پيروزيها و
موفقيتهاي وابسته خود طارق تصميم مي گيرد كه شخصا رهسپار اندلس
شود. آنچه در رابطه با اقدام موسي معقول به نظر مي رسد اين است كه وي
احساس كرده بود مسلمانان در ادامه فتوحات زياده روي كرده اند و خطوط
ارتباطي آنها در شبه حزيره گسترده در معرض خطر است , چه آن كه هيچ
يك از شهرهاي شرقي و غربي هنوز فتح نشده بود و لازم بود اين كار انجام
شود والا اگر گوتهاي مثلا اوريولا يا سيويليا تصميم مي گرفتند , به سمت
« اسينجا » يا « سيدونيا » حركت كنند ارتباط ارتش اسلام در شمال را با نيروي
كمكي كوچكي كه در كوردوبا بود و نيز ارتباط آن هر دو را با بندرهاي
ارتباطي افريقا قطع مي كردند و بدين ترتيب مسلمانان در معرض خطر و
آسيب قرار مي گرفتند و واقعيت نيز همين است كه مجموعه شرايط , شتاب
موسي در رفتن به اندلس را اجتناب ناپذير كرده است . مسلمانان مسافت
زيادي در كشور پيموده بودند بدون آن كه از امنيت خطوط ارتباطي خود با
الجسيرس و افريقا اطمينان حاصل كرده باشند. از دژهاي بزرگ فقط كوردوبا
در اختيار آنها بود و طوايفي از گوتها در سطح كشور پراكنده بودند كه
مي توانستند به گروههاي اندكي از عربها , كه در سراسر خط طولاني جبل
الطارق تا تولد و و ادامه آن پراكنده بود , يورش برند.
يك چيز ديگر كه اين موضوع را تقويت مي كند. اين است كه طارق در
تولد و توقف كرد و تقريبا هيچ اقدامي نكرد. حال آن كه اگر در خود توانايي
انجام كاري را مي يافت , قطعا بيكار نمي نشست . اما سپاهيان او براثر تلاش
زياد خسته شده بودند و در اطراف و اكناف كشور مقاومتها شروع شده بود ,
لذا ترجيح داد كه هر جا هست همان جا بماند و نامه اي به موسي نوشت و از
او درخواست كمك كرد.
موسي در رمضان سال 93 هـ . (72 م ) وارد اندلس شد . در اين سفر 18
هزار از بهترين سربازانش كه همگي عرب بودند , او را همراهي مي كردند. در
ميان آنها شمار عظيمي از قيسيان و يمنيان و اتباع وابسته هايشان حضور
داشتند. همچنين تعداد قابل ملاحظه اي از تابعين و بزرگان عرب به چشم
مي خوردند كه موسي آنها را تحت فرماندهي محمد بن اوس در يك گروه
جاي داده بود. اين عربها نخستين گروه بزرگ از عربهاي مهاجر به اندلس
بودند. اينان كه در ميان مورخان به « طالعه موسي » معروفند , سالياني دراز در
بين مسلمانان اندلس صدرات و رياست , و در جريان امور , تاثير عظيم
وقاطعي داشتند.
اين سپاه بزرگ يك مرتبه به اندلس نرسيده بلكه موسي آنها را , با توجه
به قبايل , دودمان و مراتبشان , به گروههايي تقسيم كرد و هر دسته براي خود
پرچمي داشت . موسي پس از فرود آمدن در خاك اندلس در جايي نزديك
الجسيرس مسجدي ساخت و به انتظار آنان نشست و پرچمها بتدريج در آن
جا به موسي پيوستند و آن مكان و مسجد به « مسجدالرايات » معروف شد كه
قرنها متمادي همچنان آباد بودند.
موسي در الجسيرس , جايي نزديك به جبل الطارق به نام موسي (بندر)
موسي فرود آمد. آن گاه سريعا به طرف سيدونيا حركت كرد و از آن جا به
سمت كارمونا و رعواق رهسپار شد و آنها را به تصرف درآورد. بدين سان
خطوط ارتباطي مسلمانان از الجسيرس تا كوردوبا امنيت يافت , زيرا زنجيره
شهرهاي الجسيرس , سيدونيا , رعواق , كارمونا , اسيخا و كوردوبا در اختيار
مسلمانان قرار گرفت و اين امكان براي موسي فراهم آمد كه به طرف غرب
حركت كند و سيويليا را كه در آن زمان بعد از تولد و بزرگترين شهر شبه
جزيره بود , فتح كند.

|
موعودگرايي در اديان و مذاهب
|

مهدويت در اديان ابراهيمي
بخش چهارم و پاياني
... اين خانه را از جلال خود پر خواهم ساخت ... جلال آخر اين خانه از
جلال نخستينش عظيم تر خواهد بود , و در اين مكان سلامتي را خواهم
بخشيد . » (1 )
ز) بشارت ظهور حضرت مهدي ـ عليه السلام ـ در كتاب « صفيناي نبي »
در اين كتاب كه يكي از كتب انبياي پيرو تورات است , بشارت ظهور
حضرت ولي عصر ـ عليه السلام ـ چنين آمده است :
« ... خداوند در اندرونش عادل است و بي انصافي نمي نمايد. هر بامداد حكم
خود را روشن مي سازد و كوتاهي نمي كند , اما مرد ظالم حيا را نمي داند.
امت ها را منقطع ساخته ام كه برج هاي ايشان خراب شده است و كوچه هاي
ايشان را چنان ويران كرده ام كه عبوركننده نباشد. شهرهاي ايشان چنان
منهدم گرديده است كه نه انساني و نه ساكني باقي مانده است . و گفتم : كاش
كه از من مي ترسيدي و تاديب را مي پذيرفتي ...
بنابراين , خداوند مي گويد : براي من منتظر باشيد تا روزي كه به جهت
غارت برخيزم ; زيرا كه قصد من اين است كه امت ها را جمع نمايم و ممالك
را فراهم آورم تا غضب خود و تمامي حدت خشم خويش را بر ايشان بريزم ,
زيرا كه تمامي جهان به آتش غيرت من سوخته خواهد شد; زيرا كه در آن
زمان , زبان پاك به امت ها بازخواهم داد تا جميع ايشان اسم يهوه ـ خدا ـ را
بخوانند و به يك دل او را عبادت نمايند . » (2 )
ح ) بشارت ظهور حضرت مهدي ـ عليه السلام ـ در كتاب « دانيال نبي »
در كتاب دانيال نبي نيز بشارت ظهور حضرت مهدي ـ عليه السلام ـ
مطابق بشارت انبياي گذشته , چنين آمده است :
« ... امير عظيمي كه براي پسران قوم تو ايستاده قائم است , خواهد برخاست .
و چنان زمان تنگي خواهد شد كه از حيني كه امتي به وجود آمده است تا
امروز نبوده , و در آن زمان هر يك از قوم تو , كه در دفتر مكتوب يافت شود
رستگار خواهد شد. و بسياري از آناني كه در خاك زمين خوابيده اند بيدار
خواهند شد , اما اينان به جهت حيات جاوداني و آنان به جهت خجالت و
حقارت جاوداني . و حكيمان مثل روشنايي افلاك خواهند درخشيد , و آناني
كه بسياري را به راه عدالت رهبري مي نمايند مانند ستارگان خواهند بود تا
ابدالاباد.
اما تو اي دانيال ! كلام را مخفي دار و كتاب را تا زمان آخر مهر كن .
بسياري به سرعت تردد خواهند نمود و علم افزوده خواهد گرديد... خوشا به
حال آن كه انتظار كشيد . » (3 )
در اين بشارت نكات چندي وجود دارد كه برخي از آنها را به طور
اختصار توضيح مي دهيم :
1 ـ شخص موردبشارت كه در نخستين فراز بشارت مزبور به عنوان « ايستاده »
از او تعبير شده است , قائم آل محمد ـ عليهم السلام ـ است كه بزرگترين
نماينده ي انبياي الهي است , و دعوت تمام پيامبران خدا را يكجا در
حكومت حقه ي خوئد آشكار ساخته , آيين الهي را بر سرتاسر كره ي خاكي
حكم فرما مي نمايد.
2 ـ منظور از « زمان تنگي » , زمان بيدادگري ها , سختي ها , فشارها , ظلم و
ستم هايي است كه قبل از ظهور آن حضرت در سراسر جهان پيدا مي شود ,
چنان كه در روايات اسلامي آمده است : « يملاالارض قسطا وعدلا كما ملئت
جورا وظلما. »
3 ـ منظور از : « آناني كه در خاك زمين خوابيده اند » , گروهي از اموات
مي باشند كه در دولت با سعادت حضرت مهدي ـ عليه السلام ـ زنده
مي شوند , و برخي از آنان از ياران آن حضرت مي گردند و در ركاب حضرتش
مي جنگند و برخي ديگر به سزاي اعمال ناشايست خود مي رسند.
در اين زمينه , روايات بسياري از ائمه ي معصومين ـ عليهم السلام ـ
رسيده است كه ما به جهت اختصار از ذكر آنها خودداري مي نماييم , و
طالبين مي توانند به كتاب هاي مربوطه كه در مورد « رجعت » نگاشته شده ,
مراجعه فرمايند.
بشارت ظهور حضرت مهدي در كتاب « انجيل »
براساس بشارات فراواني كه در كتاب انجيل آمده است , حضرت مسيح ـ
عليه السلام ـ به دنبال قيام حضرت قائم ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ در
« فلسطين » آشكار خواهد شد و به ياري آن حضرت خواهد شتافت , و
پشت سر حضرتش نماز خواهد گزارد , تا يهوديان و مسيحيان و پيروان وي
تكليف خويش را بدانند و به اسلام بگروند و حامي حضرت مهدي ـ
عليه السلام ـ گردند. از اين رو , در آخرين روزهاي زندگي ـ و شايد در طول
دوران حيات ـ به ياران و شاگردان خود توصيه ها و سفارش هاي اكيدي
درباره ي بازگشت خود به زمين نموده و آنان را در انتظار گذارده و امر به
بيداري و هوشياري و آمادگي فرموده است كه ما به جهت اثبات اين مدعا و
بيداري مسلمانان قسمتي از آنها را در اينجا مي آوريم .
اينك متن برخي از آن بشارات كه در انجيل آمده است :
الف ) انجيل متي
« پس عيسي از هيكل بيرون شده برفت , و شاگردانش پيش آمدند تا
عمارت هاي هيكل را بدو نشان دهند. عيسي ايشان را گفت : آيا همه ي اين
چيزها را نمي بينيد هرآينه به شما مي گويم : در اينجا سنگي بر سنگي گذارده
نخواهد شد كه به زير افكنده نشود. و چون به كوه زيتون نشسته بود
شاگردانش در خلوت نزد وي آمده گفتند : به ما بگو كه اين امور كي واقع
مي شود و نشان آمدن تو و انقضاي عالم چيست
عيسي در جواب ايشان گفت : زنهار كسي شما را گمراه نكند. زآن رو كه
بسا به نام من آمده خواهند گفت كه من مسيح هستم و بسياري را گمراه
خواهند كرد. و جنگ ها و اخبار جنگ ها را خواهيد شنيد , زنهار مضطرب
مشويد; زيرا كه وقوع اين همه لازم است ليكن انتها هنوز نيست , زيرا قومي
با قومي و مملكتي با مملكتي مقاومت خواهند نمود و قحطي ها و وباها و
زلزله ها در جاي ها پديد آيد...
آنگاه اگر كسي به شما گويد : اينك مسيح در اينجا يا در آنجاست باور
مكنيد; زيرا كه مسيحيان كاذب و انبياي كذبه ظاهر شده علامات و معجزات
عظيمه چنان خواهند نمود كه اگر ممكن بودي برگزيدگان را نيز گمراه
كردندي . اينك شما را پيش خبر دادم .
پس اگر شما را گويند : اينك در صحراست بيرون مرويد , يا آنكه در
خلوت است باور مكنيد; زيرا همچنان كه برق از مشرق ساطع شده تا به
مغرب ظاهر مي شود ظهور پسر انسان نيز چنين خواهد شد...
و فورا بعد از مصيبت آن ايام , آفتاب تاريك گردد و ماه نور خود را ندهد و
ستارگان از آسمان فروريزند , وقوت هاي افلاك متزلزل گردد. آنگاه علامت
پسر انسان در آسمان پديد گردد , و در آن وقت جميع طوايف زمين سينه زني
كنند و پسر انسان را ببينند كه بر ابرهاي آسمان با قوت و جلال عظيم
مي آيد...
پس از درخت انجير مثلش را فراگيريد كه چون شاخه اش نازك شده
برگ ها مي آورد مي فهميد كه تابستان نزديك است . همچنين شما نيز چون اين
همه را ببينيد بفهميد كه نزديك ـ بلكه بر در ـ است . هرآينه به شما مي گويم ...
آسمان و زمين زايل خواهد شد; ليكن سخنان من هرگز زايل نخواهد
شد.
اما از آن روز و ساعت هيچ كس اطلاع ندارد حتي ملائكه ي آسمان جز
پدر من و بس ; ليكن چنان كه ايام نوح بود ظهور پسر انسان نيز چنان خواهد
بود...
پس بيدار باشيد; زيرا كه نمي دانيد در كدام ساعت خداوند شما مي آيد.
ليكن اين را بدانيد كه اگر صاحب خانه مي دانست در چه پاس از شب دزد
مي آيد , بيدار مي ماند و نمي گذاشت كه به خانه اش نقب زند.
لهذا شما نيز حاضر باشيد , زيرا در ساعتي كه گمان نبريد پسر انسان
مي آيد پس آن غلام امين و دانا كيست كه آقايش او را بر اهل خانه ي خود
بگمارد تا ايشان را در وقت معين خوراك دهد. خوشا به حال آن غلامي كه
چون آقايش آيد او را در چنين كار مشغول يابد . » (4 )
« اما چون پسر انسان در جلال خود با جميع ملائكه ي مقدس خويش
آيد آنگاه بر كرسي جلال خواهد نشست . و جميع امت ها در حضور او جمع
شوند و آنها را از همديگر جدا مي كند به قسمي كه شبان ميش ها را از بزها
جدا مي كند و ميش ها را بر دست راست و بزها را بر چپ خود قرار دهد.
آنگاه پادشاه به اصحاب طرف راست گويد : بياييد اي بركت يافتگان از پدر
من ! و ملكوتي را كه از ابتداي عالم براي شما آماده شده است , به ميراث
گيريد . » (5 )
« عيسي ايشان را گفت : هر آينه به شما مي گويم : شما كه مرا متابعت
نموده ايد , در معاد وقتي كه پسر انسان بر كرسي جلال خود نشيند , شما نيز به
دوازده كرسي نشسته , بر دوازده سبط اسرائيل داوري خواهيد نمود. و هر كه
به خاطر اسم من خانه ها يا برادران يا خواهران يا پدر يا مادر يا زن يا
فرزندان يا زمين ها را ترك كرد , صدچندان خواهد يافت و وارث حيات
جاوداني خواهد گشت . » (6 )
ب ) انجيل مرقس
« و چون او ـ عيسي ـاز هيكل بيرون مي رفت يكي از شاگردانش بدو
گفت : اي استاد! ملاحظه فرما چه نوع سنگ ها و چه عمارت ها
است !
عيسي در جواب وي گفت : آيا اين عمارت هاي عظيمه را مي نگري . بدان
كه سنگي بر سنگي گذارده نخواهد شد مگر آن كه به زير افكنده شود.
و چون او بر كوه زيتون مقابل هيكل نشسته بود... از وي پرسيدند : ما را
خبر ده كه اين امور كي واقع مي شود و علامت نزديك شدن اين امور
چيست
آنگاه عيسي در جواب ايشان سخن آغاز كرد كه : زنهار كسي شما را گمراه
نكند. زيرا كه بسياري به نام من آمده خواهند گفت كه : من هستم , و بسياري
را گمراه خواهند نمود.اما چون جنگ ها و اخبار جنگ ها را بشنويد مضطرب
مشويد , زيرا كه وقوع اين حوادث ضروري است . ليكن انتها هنوز نيست .
زيرا كه امتي بر امتي و مملكتي بر مملكتي خواهند برخاست , و زلزله ها در
جاي ها حادث خواهد شد و قحطي ها و اغتشاش ها پديد مي آيد , و اينها
ابتداي دردهاي زه مي باشد. ليكن شما از براي خود احتياط كنيد...
ولي از آن روز و ساعت غير از پدر هيچ كس اطلاع ندارد نه فرشتگان در
آسمان و نه پسر هم . پس بر حذر و بيدار شده دعا كنيد , زيرا نمي دانيد كه آن
وقت كي مي شود.
مثل كسي كه عازم سفر شده خانه ي خود را واگذارد و خادمان خود را
قدرت داده هر يك را به شغلي خاص مقرر نمايد و دربان را امر فرمايد كه
بيدار بماند. پس بيدار باشيد! زيرا نمي دانيد كه در چه وقت صاحب خانه
مي آيد. در شام يا نصف شب يا بانگ خروس يا صبح . بادا ناگهان آمده شما
را خفته يابد . اما آنچه به شما مي گويم به همه مي گويم بيدار باشيد! » (7 )
ج ) انجيل لوقا
« كمرهاي خود را بسته , چراغ هاي خود را افروخته , بداريد. و شما مانند
كساني باشيد كه انتظار آقاي خود را مي كشند , كه چه وقت از عروسي
مراجعت كند , تا هر وقت آيد و در را بكوبد بي درنگ براي او باز كنند. خوشا
به حال آن غلامان كه آقاي ايشان چون آيد ايشان را بيدار يابد... پس شما نيز
مستعد باشيد; زيرا در ساعتي كه گمان نمي بريد پسر انسان مي آيد . » (8 )
« و در آفتاب و ماه و ستارگان علامات خواهد بود و بر زمين , تنگي و
حيرت از براي امت ها روي خواهد نمود. به سبب شوريدن دريا و امواجش .
و دل هاي مردم ضعيف خواهد كرد از خوف و انتظار آن وقايعي كه بر ربع
مسكون ظاهر مي شود , زيرا قوت آسمان متزلزل خواهد شد. و آنگاه پسر
انسان را خواهند ديد كه بر , ابري سوار شده با قوت و جلال عظيم
مي آيد . » (9 )
همان گونه كه قبلا توضيح داديم مقصود از « پسر انسان » حضرت مسيح
عليه السلام ـ نيست , زيرا مطابق نوشته ي مسترهاكس آمريكايي در « قاموس
كتاب مقدس » اين عبارت 80 بار در انجيل و ملحقات آن (عهد جديد) آمده
است كه فقط 30 مورد آن با حضرت عيساي مسيح ـ عليه السلام ـ قابل
تطبيق است . » و اما 50 مورد ديگر از نجات دهنده اي سخن مي گويد كه در
آخر زمان و پايان روزگار ظهور خواهد كرد و حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ
نيز با او خواهد آمد , و او را جلال و عظمت خواهد داد , و از ساعت و روز
ظهور او جز خداوند ـ تبارك و تعالي ـ كسي اطلاع ندارد , و او كسي جز
حضرت مهدي ـ عليه السلام ـ آخرين حجت خدا نخواهد بود.
هـ) انجيل يوحنا
« و بدو قدرت بخشيده است كه داوري هم بكند; زيرا كه پسر انسان
است . و از اين تعجب مكنيد , زيرا ساعتي مي آيد كه در آن جميع كساني كه
در قبول مي باشند آواز او را خواهند شنيد و بيرون خواهند آمد , هر كه اعمال
نيكو كرد براي قيامت حيات , و هر كه اعمال بد كرد به جهت قيامت
داوري . » (10 )
مكاشفه يوحنا
« و علامتي عظيم در آسمان ظاهر شد. زني كه آفتاب را در بر دارد و ماه
زيرپاي هايش و بر سرش تاجي از دوازده ستاره است . و آبستن بوده , از درد
زه و عذاب زاييدن فرياد برمي آورد.
و علامتي ديگر در آسمان پديد آمد كه اينك اژدهاي بزرگ آتش گون كه
او را هفت سر و ده شاخ بود بر سرهايش هفت افسر. و دمش ثلث ستارگان
آسمان را كشيده آنها را بر زمين ريخت و اژدها پيش آن زن ـ كه مي زاييد ـ
بايستاد تا چون بزايد فرزند او را ببلعد. پس پسر نرينه را زاييد كه همه ي
امت هاي زمين را به عصاي آهنين حكمراني خواهد كرد , و فرزندش به نزد
خدا و تخت او ربوده شد... و در آسمان جنگ شد. ميكائيل و فرشتگانش با
اژدها جنگ كردند و اژدها و فرشتگانش جنگ كردند. ولي غلبه نيافتند , بلكه
جاي ايشان ديگر در آسمان يافت نشد. و اژدهاي بزرگ انداخته شد , يعني
آن مار قديمي كه به ابليس و شيطان مسمي است كه تمام ربع مسكون را
مي فريبد . او بر زمين انداخته شد و فرشتگانش با وي انداخته شدند . » (11 )
مفسرين انجيل در مورد آيات فوق مي گويند : شخص مورد بشارت در
اين آيات تاكنون قدم به عرصه ي وجود ننهاده و تفسير روشن و معني واضح
آنها نيز موكول به زمان آينده و نامعيني است كه وي ظاهر گردد.
ولي بااندكي دقت و تامل در آيات فوق اين نتيجه به دست مي آيد كه
شخص مورد بشارت در مكاشفه ي يادشده , بزرگترين مولود جهان انسانيت ,
و شخص ممتاز و بي نظيري است كه به منظور ايجاد حكومت حقه ي الهيه و
برافكندن بنياد اهريمنان , به ناچار مدتي از انظار مردمان غايب خواهد
گرديد , و خداوند عالم آن يگانه مظهر نور الهي و منجي انسانيت را از
ديدگان اشرار و شياطين جني و انسي مخفي و مستور نگه خواهد داشت تا
در يك زمان نامعلومي ـ آنگاه كه خواست خداوند است ـ از پشت پرده ي
غيبت ظاهر شده , با « عصاي آهنين » بر بشريت حكومت كند.
پاورقي ها :
.1 كتاب مقدس , كتاب حجي نبي , ص 1367 , باب 2 , بندهاي 6 ـ.9
.2 كتاب مقدس , كتاب صفيناي نبي , ص 1363 , باب 3 , بندهاي 5 ـ.9
.3 كتاب مقدس , كتاب دانيال نبي , ص 1309 , باب دوازدهم , بندهاي
1 ـ.12
.4 كتاب مقدس , انجيل متي , ص 41 , باب 24 , بندهاي 1 ـ8 , 23 ـ28 ,
29 ـ37 و 42 و .46
.5 كتاب مقدس , انجيل متي , ص 44 , باب 25 , بندهاي 31 ـ.34
.6 انجيل متي , باب 19 , بندهاي 28 و.29
.7 كتاب مقدس , انجيل مرقس , ص 77 , باب 13 , بندهاي 1 ـ9 الي .37
.8 كتاب مقدس , انجيل لوقا , ص 116 , باب 12 , بندهاي 35 و 36 و
37 ـ.40
.9 انجيل لوقا , باب 21 , بندهاي 25 ـ.27
.10 كتاب مقدس , انجيل يوحنا , ص 152 , باب 5 , بندهاي 26 ـ.28
.11 كتاب مقدس , مكاشفه ي يوحنا , ص 408 , باب 12 , بندهاي 1 ـ5 و
7 ـ.10
براساس بشارت فراواني كه در كتاب انجيل آمده است ,
حضرت مسيح (ع ) به دنبال قيام حضرت قائم (عج ) در فلسطين
آشكار خواهد شد و به ياري آن حضرت خواهد شتافت و
پشت سر حضرتش نماز خواهد گزارد تا يهوديان و مسيحيان و
پيروان وي تكليف خويش را بدانند
خداوند عالم , آن يگانه مظهر نورالهي و منجي انسانيت را
از ديدگان اشرار و شياطين جني و انسي مخفي و مستور نگه
داشته تا در يك زمان نامعلومي ـ آنگاه كه خواست خداوند
است ـ از پشت پرده غيبت ظاهر نمايد

| |