قسمت سوم
اسرائيل و بهره گيري از منازعات منطقه اي
رژيم صهيونيستي براي ايجاد ترس از نفوذ جنبش هاي عربي ـ اسلامي در
آفريقا با اين بهانه كه امنيت و ثبات آبهاي خود را در معرض تهديد مي بيند , از
موضوع تنش بين كشورهاي اطراف آب هاي رود نيل سو استفاده مي كند. اتيوپي
كه بر حدود 80 درصد از آبهاي رود نيل مسلط است خطري بالقوه براي
كشورهاي حوزه رود نيل بخصوص سودان و مصر كه در پايين دستي سرچشمه
نيل قرار دارند , بحساب مي آيد . (1 )
مسئله حياتي آب , كشورهاي حوزه سرچشمه نيل را بخود مشغول داشته و به
آن توجه دارند. مصر مي كوشد تا حق تاريخي خود از آبهاي نيل را تضمين نمايد.
دغدغه خاطر مصر نسبت به سهمش از آب نيل در سالهاي اخير رو به فزوني
است زيرا سياست توسعه كشاورزي و صنعتي كشورهاي سرچشمه نيل كه به
صنعتي كردن كشورهاي خود رويكرد دارند و سدهايي كه بر روي درياچه ها و نيز
سر شاخه هاي نيل بنا كردند , باعث تهديد و كاهش سهميه مصر و سودان
مي گردد.
كشورهاي حوزه درياچه هاي بزرگ , همچون تانزانيا , رواندا و بوروندي
پروژه هاي متعددي براي آب رساني و توليد برق بر روي رودخانه كاجرا و بر
روي درياچه ويكتوريا اجرا نموده اند. همچنين اتيوپي بر روي درياچه (تانا) و
سرچشمه نيل (ازرق ) 3 پروژه براي آب رساني و توليد برق در دست اجرا دارد .
اين در حالي است كه پروژه هاي ديگري در اطراف اين رود از جمله تاسيس
نيروگاه توليد برق بر روي درياچه تانا و ايجاد سد بر روي رودخانه فيشا براي
كشاورزي نيشكر در حال اجرا است .
جامعه اروپا نيز پروژه هاي متعددي براي تامين آبرساني در منطقه اطراف
درياچه تانا و براي توليد برق از درياچه اي كه در جنوب غرب اتيوپي قرار دارد ,
در دست اجرا دارد. همينطور روسيه با ساختن سد كوچكي بر روي رودخانه
(باو) براي آبرساني به ده هزار هكتار از اراضي اقدام كرده است . در چنين وضيعتي
وزير آب مصر تاكيد كرد كه موافقتنامه اي بين اسرائيل و اتيوپي براي ساخت
سدي براي توليد برق منعقد گرديده است .
در سال 1996 ميلادي (1375 ) پارلماني اتيوپي لايحه اي را كه دولت براي
ايجاد دو مخزن آب به پارلمان تقديم كرده بود , تصويب كرد كه مخزن اول برروي
نيل ازرق جهت استفاده براي كشاورزي و توليد نيروي برق بوده است و مخزن
دوم بر روي رود دايوسن بود كه اين دو پروژه را بانك جهاني و ساير منابع بانكي
سرمايه گذاري خواهند نمود.
جالب توجه است كه بانك جهاني براي سرمايه گذاري دو پروژه ديگر در
اتيوپي هيچ شرطي داير بر اينكه اتيوپي رضايت ساير كشورهاي حوزه رود نيل را
جلب كند , قايل نشد. توافق بانك جهاني در اين زمينه با اتيوپي منافع دو كشور
مصب و ريزش يعني مصر و سودان را در معرض خطر قرار مي دهد . (2 )
بنظر مي رسد اتيوپي بدون توجه به ساير كشورهاي حوزه رود نيل به شدت
علاقه مند به تغيير وضعيت موجود است و تهديدي بالقوه بحساب ميآيد
بطوريكه براي اين كشورها هيچگونه سهمي از آب رود نيل قائل نيست . از اين رو
اتيوپي بين رژيمهاي سياسي اين كشورها اختلاف ايجاد مي كند.
بدون ترديد نقش رژيم صهيونيستي و سياست هايش نسبت به آبهاي رود
نيل و ارتباط مصر با اين سياست باعث برانگيخته شدن پيچيدگيها و
حساسيتهاي زياد و كنشها و واكنشهاي سياسي در منطقه حوزه رود نيل شده
است . بطوريكه انقلاب 1955 (1334 ) مصر را نمي توان آغاز مرحله نويني براي
تحولات منطقه اي شمرد اما اين حركت را مي توان در تاريخ روابط سياسي
كشورهاي ياد شده با كشورهاي اطراف , بخصوص اتيوپي دانست . هر چند كه اين
اثر گذاري داراي جنبه هاي منفي بود بطوريكه مصر با اتخاذ تصميم قاطعانه مبني
بر ساخت سد عالي بر روي نيل بدون مشورت با كشورهاي همسايه رود نيل و
باامضاي قراردادي ميان قاهره و خارطوم در سال 1959 (1338 ) بار ديگر باعث
ترس و پيچيدگي اوضاع در كشورهاي منطقه گرديد. اين حركت , اتيوپي را بر آن
داشت تا مجموعه اي از اقدامات را جهت مقابله با آن سياست به عمل آورد كه در
راس آن امضا موافقتنامه با واشنگتن بود كه به موجب آن ايالات متحده
مي تواند تحقيقات كامل بر روي رود نيل در اتيوپي جهت ايجاد چندين سد براي
كشاورزي و توليد برق انجام دهد. همچنين اتيوپي با پذيرش سركنسول اسرائيل
در سال 1950 ميلادي (1329 ) روابطش را با رژيم صهيونيستي توسعه داد .
مناسبت دو جانبه اتيوپي با مصر تحت تاثير تصميمات اخير دو كشور قرار گرفته
بود و اتيوپي از بحران آب به عنوان يك اهرم فشار استفاده مي كرد. با وجود آنكه
ساخت سد در آن مقطع بر بهبود اقتصاد اتيوپي و پروژه هاي ناتمام صنعتي و
اقتصادي اتيوپي بي تاثير بود , اما به لحاظ سياسي و استراتژيك , قابل توجه
ارزيابي مي شد . (3 )
اما وضع سودان متفاوت بود. برخي از معترضين و تحليلگران سوداني بر
موافقتنامه 1951 ـ(1330 ) كه نحوه بهره گيري از آب رودنيل را براي كشورهاي
مرتبط با آن مشخص كرده , اشكالاتي وارد مي كردند و مشروعيت آن را زير سئوال
مي بردند چرا كه معتقد بودند اين موافقتنامه در زمان حكومت نظامي سرلشكر
« ابراهيم ـ عبود » امضا شده و فاقد مشروعيت ملي مي باشد. همچنين ميزان سهم
آب سودان و نيز غرامت مالي كه به جهت زير آب رفتن زمينهاي حاصلخيز و
مرغوب سودان (اراضي حلفا) در نظر گرفته شده , ناچيز و ناعادلانه است . (4 ) ولي
دولت مصر نسبت به اين موضوع دو موضوع و جهت گيري مطرح
كرد.
موضوع گيري اول : اين موضعگيري توسط بعضي از مسئولين وزارت خارجه
مصر مطرح مي شد مبني بر اينكه مصر از حقوقش از آب هاي رود نيل به هيچ
عنوان كوتاه نخواهد آمد و به معاهدات بين المللي پايبند است . با قطع نظر از
موضع بقيه كشورهاي ذينفع كه خواستار تغيير اين معاهدات بودند (به اين دليل
كه اين پيمانها و قراردادها در عصر استعماري منعقد شد , بنابراين براي كشورهاي
آفريقايي در حال حاضر تعهدآور و الزام آور نيست ). از مهمترين موافقت نامه اي
كه حقوق مصر را در آبهاي رود نيل روشن مي سازد , موافقت نامه هاي آبهاي رود
نيل سال 1925 ـ (1304 ) و سال 1959 (1338 ) است كه بين مصر و سودان
منعقد شد. اين موافقت نامه بر ضرورت مراعات كامل منافع آبي مصر و متضرر
نشدن حقوق طبيعي مصر از آبهاي رود نيل صراحت دارد.
موضع گيري دوم : اين جهت گيري اصولا معتقد است كه رودخانه نيل
زمين هاي مناسب و حاصل خيزي را براي كشورهاي پيراموني خود در بردارد و
امكانات زيادي وجود دارد كه تاكنون از سوي اين كشورها مورد بهره برداري قرار
نگرفت كه اين امكانات كفاف همه كشورها را مي نمايد. بنابراين دليل براي
اختلاف بين كشورها وجود ندارد.
براي اينكه اين همكاري صورت گيرد حتما بايد گفتمان داراي موضوعيت
باشد و نيازهاي تمام طرفهاي ذينفع , مورد توجه قرار گيرد. اين موضعگيري
حقوق و سهم هر كشوري را براي تحقق توسعه در سرزمينش در زمان حال و
آينده برسميت مي شناسد مشروط بر اينكه به حقوق اساسي ساير كشورهاي
حوزه رودنيل به خصوص دو كشوري كه در دهانه و ريزش رود نيل قرار دارند
(مصر و سودان ) هميشه از كمبود باران رنج مي برند , آسيبي نرسد. اين
موضعگيري , همكاري در اجراي برنامه هاي رشد و توسعه را ميان كشورهاي
حوزه رود نيل بجاي اختلافات و تنش مطرح مي سازد . (5 )
قابل توجه است كه اسرائيل با راه انداختن جنگ سرد در رابطه با رود نيل و
با تشويق و تحريك كشورهاي حاشيه رود نيل در اين موضوع تاكيد مي كند كه
مصر با استفاده بيش از حد از منابع آبي رود نيل و ارسال آن به صحراي سينا , به
ساير كشورهاي حوزه رودنيل ظلم مي كند.
علل رويكرد اسرائيل به سوي آفريقا
مجموعه مختلف از شاخص ها و علت ها كه وزن هر يك نسبت به ديگري
متفاوت است , وجود داشته و دارد. چنانكه ممكن است اهميت هر يك از اين
شاخص ها در مرحله اي نسبت به مرحله ديگر تفاوت پيدا كند و لي از مجموع
آن ها به شش شاخصه براي رويكرد اسرائيل به سوي آفريقا اشاره مي شود.
1 ـ اقليت يهود در آفريقاـ در صورتيكه شاخصها و اهداف رويكرد اسرائيل در
رابطه با اقليتهاي يهودي افريقا را مورد بررسي قرار دهيم , ضروري است كه
اهميت اين اقليت , از دو بعد مورد تاكيد قرار گيرد . يكي از اين نظر كه حدود 80
درصد از مجموع ساكنين سرزمين اشغالي فلسطين از مهاجرين آفريقا مي باشند
(براساس آمار سال 1970 ) (6 )ممكن است گفته شود كه اهميت موضوعي اين
مسئله از اهميت جمعيتي و عددي آن به مراتب بيشتر است زيرا در صورتي كه به
اين موضوع توجه شود كه از سال 1948 تا سال 1967 بتدريج مهاجرت رو به
افزايش نهاده است اين سالهاي (48 ـ67 ) بطور مشخص سالهاي تثبيت ساختار
شهرك نشيني صهيونيستي در فلسطين براساس مفاهيم ايدئولوژيك صورت
گرفته است .
جهت دوم اينكه اقليتهاي يهودي بطور نسبي در تعداد زيادي از كشورهاي
آفريقايي بخصوص آفريقاي جنوبي , اتيوپي , زيمبابوه , كنيا و زئير تاثير
گذارند . (7 ) شكي نيست كه اهميت اين اقليتها از جهت اندازه و تاثير گذاري در
صورتيكه مورد توجه قرار گيرد داراي وضعيت اجتماعي ممتازي در داخل
كشورهاي آفريقايي به استثناي آفريقاي جنوبي و زيمبابوه نسبت به تعداد قبائل و
ساير اقليتها به علاوه كم بودن ساكنين اين كشورها مي باشند.
در اين خصوص « گولداماير » بر درك مسئوليت اساسي اقليتهاي يهودي
تاكيد كرده و مي افزايد : اسرائيل بايد جهت مقابله با كشورهاي عربي در داخل
مرزهايش و نيز در صحنه بين المللي براي كشف راههاي جديدي كه آن را از نفوذ
در محاصره تحميلي بر خود فائق آورد , كوشش فوق العاده انجام دهد. چرا كه
براي اسرائيل هم پيمانهاي صميمي و برادرانه در بين يهوديان جهان وجود دارد.
طبيعي است كه از مسئوليت هاي مهم و اساسي براي هئيتهاي ديپلماتيك
اسرائيلي در آفريقاي جنوبي , عمل كردن به توسعه روابط بين اسرائيل و يهوديان
آنجا مي باشد. در واقع مسئوليتي كه اسرائيل نسبت به اقليتهاي يهودي دارد و
متقابلا وظايفي كه اقليت هاي يهودي نسبت به اسرائيل دارند , كم نيست . (8 ) بطور
مثال نمايندگان ديپلماتيك اسرائيل در آفريقاي جنوبي بر جذب داوطلبان يهودي
كه خدمت نظام وظيفه آنان پايان يافته , اقدام مينمايند. به علاوه از طريق دستگاه
صهيونيستي به سامان دهي , جمع آوردن خيرات و ماليات بر درآمد مبادرت
مي ورزند كه اين اقدام به خصوص در آفريقاي جنوبي صورت مي گيرد. به غير از
تحركات و فعاليتهاي فوق , هيئتهاي ديپلماتيك بازديد يهوديان آفريقاي جنوبي
را از اسرائيل ترتيب مي دهند و كوشش مي نمايند كه ارتباط اين اقليتها با هيئت
ديپلماتيك , تثبيت , تحكيم و توسعه يابد (تا اينكه هر يك از اين يهوديان نماينده
روح حاكم بر اسرائيل و بازتاب دهنده دست آوردهاي آنان و مبين گويش هيئت
ديپلماتيك باشند) . (9 )
آنگونه كه ليواشكول اظهار داشت : آفريقايي هاي ساكن اسرائيل به جهت
تعدد كشورهاي مبدا , اين امكان را براي وزارت امور خارجه اسرائيل بوجود
مي آورند تا درك بهتري نسبت به مشكلات و شرايط اين كشورها داشته باشد.
همچنين دستگاه اطلاعاتي اسرائيل آمادگي پيدا مي كند تا به راحتي شخصيتهاي
تاثيرگذار آفريقا را در كشورهاي آفريقايي براي بكارگرفتن در مسير اهداف
اسرائيل شناسائي نمايند. جالب اينكه اين اقدام , بازتابهاي متضاد و تند يهوديان
ساير كشورهاي غير آفريقايي را به همراه ندارد. ساكنين آفريقايي اسرائيل در
حدي نيستند كه بر سياست خارجي اسرائيل در آفريقا تاثير گذار باشند. يعني
عامل اقليتهاي يهودي در قاره آفريقا حداقل داراي اهميت برابر با ديگر قاره ها در
سياست خارجي اسرائيل است و لي با اين همه عوامل و دلايل ديگري وجود
دارد كه اهميت بيشتري به آفريقا داده شود. شايد درصدر آن عامل همگرائي
جغرافيايي و در نتيجه برقراري روابط مستقيم و سريع با كشورهاي آفريقايي
است و اين مزيت و عامل ثبتي است كه در حالت تساوي بين قاره آفريقا با ساير
قاره ها وجود دارد يا دست كم آفريقا از اين نظر با اهميت تلقي مي گردد(10 ) .
2 ـ همگرائي جغرافيائي ـ اعتراف به اهميت همگرائي جغرافيائي از نظر
اسرائيل در توانمنديهاي شناخته شده يا تاثير گذاريهاي نهان تجلي مي يابد.
اهميت آفريقا از نظر اسرائيل در حد اقدامات ايستا تعريف نمي شود بلكه
درآمدي براي حركتهاي گسترده ديگري مورد نظر است كه بنيادهاي سياسي
اسرائيل را از دو جنبه رقم ميزند.
1 ـ نيازهاي اقتصادي اسرائيل بخصوص بعد از آغاز برنامه هاي به شدت
صنعتي كردن اسرائيل در سال 1955 ميلادي (1334 ) كه نيازهاي اسرائيل در
زمينه بازار يا مواد خام يا پالايش جلوگيري از تحريم اعراب تشديد گرديد.
2 ـ مقتضيات امنيت اسرائيل كه اين مسئله به صورت ويژه بعد از انقلاب
يمن در سال 1962 (1341 ) و نقش مصر در آن انقلاب بطوريكه اهميت
استراتژيك درياي سرخ كه ركن اساسي براي اسرائيل در آفريقاست , مورد توجه
قرار گرفت و بازتاب آن باعث تحكيم روابط بين اتيوپي و اسرائيل و توسعه حجم
همكاري بين اين دو به خصوص با به رسميت شناختن كامل اسرائيل از سوي
اتيوپي و مبادله نمايندگي ديپلماتيك تا سطح سفير در سال 1961 ميلادي
(1340 ) بين اتيوپي و اسرائيل گرديد و با اين شرائط و اوصاف اقليتهاي يهودي
اهميت خاصي در آفريقا پيدا مي كند و همچنين اهميت ديگر اين اقليتها با افزوده
شدن همگرائي جغرافيائي , زمينه را براي رعايت اصول حركت اقتصادي خارجي
در سطح بين المللي را فراهم مي سازد و توجه اسرائيل بسوي آنها جلب ميگردد و
آفريقا همچون « قاره بسته اي » در مقابل تاثير گذاريهاي اسرائيل به عناوين
مختلف قرار ميگيرد كه البته امكان حل چنين موضوعي در پرتو واقعيتهاي حاكم
بر آفريقا بايد مورد عنايت و توجه واقع شود.
منابع :
1 ـ امل حمد علي العليان ـ امنيت آبهاي عربي
2 ـ محمود محمد خليل ـ بحران آب در خاورميانه
3 ـ ايمن عبدالوهاب ـ جهان و همكاري آبي در منطقه حوزه نيل
4 ـ انس مصطفي كامل ـ بسوي ايجاد نظام جديد تعاون منطقه اي در حوزه نيل
5 ـ جلال رافت ـ شاخ افريقا
6 ـ محمدالبشير تراميدا ـ ...
» Ibid , p . 89 7 ـ «
8 ـ به نقل از ابراهيم العابد ـ سياست خارجي اسرائيل
9 ـ به نقل از منذغيتاوي ـ رسانه هاي اسرائيل زير ذره بين
10 ـ مجدي حماد ـ اسرائيل و افريقا
بدون ترديد نقش رژيم صهيونيستي و سياست هايش نسبت به
آبهاي رود نيل و ارتباط مصر با اين سياست باعث برانگيخته شدن
پيچيدگيها و حساسيتهاي زياد و كنشها و واكنشهاي سياسي در منطقه
حوزه رود نيل شده است
اهميت آفريقا از نظر اسرائيل در حد اقدامات ايستا تعريف
نمي شود بلكه درآمدي براي حركتهاي گسترده ديگري است كه
بنيادهاي سياسي اسرائيل را از دو جنبه اقتصادي و امنيتي رقم
ميزند
آفريقايي هاي ساكن اسرائيل به جهت تعدد كشورهاي مبدا , اين
امكان را براي وزارت امور خارجه اسرائيل بوجود مي آورند تا
درك بهتري نسبت به مشكلات و شرايط اين كشورها داشته باشد
رژيم صهيونيستي براي ايجاد ترس از نفوذ جنبش هاي عربي ـ
اسلامي در آفريقا با اين بهانه كه امنيت و ثبات آبهاي خود را در
معرض تهديد مي بيند , از موضوع تنش بين كشورهاي اطراف
آب هاي رود نيل سواستفاده مي كند

|