روزنامه جمهوري اسلامي 30/01/1385 صفحه مقالات

* هشدار! از تخلفات انجام شده در پوشش بنگاههاي معاملاتي املاك و اتومبيل غافل نباشيد
حكمرانان اندلس اسلامي
هشدار! از تخلفات انجام شده در پوشش بنگاههاي معاملاتي املاك و اتومبيل غافل نباشيد




در تعريف « كلاهبرداري » آمده است بردن مال غير به نحو متقلبانه با بررسي اجمالي پرونده هاي كلاهبرداري مطروحه در محاكم دادگستري دقيقا مشخص مي شود كه محل وقوع اين بزه و جرائم مرتبط به آن اغلب بنگاههاي معاملاتي املاك و اتومبيلي است كه مراجع مربوطه بدون رعايت هرگونه ضابطه مشخصي مجوز تاسيس چنين موسساتي را صادر مي كنند. افراد شياد با اجاره مغازه و چيدن يك دست ميز و صندلي , چنين موسساتي را تاسيس مي كنند و چه بسا مديران اين مراكز حتي سواد خواندن و نوشتن هم ندارند و ذيل اسناد تنظيمي را با مهر يا اثر انگشت تاييد ميكنند. پر واضح است كه اسناد تنظيمي در اين بنگاهها توسط اين افراد با هيچ يك از قالبهاي حقوقي سازگار نبوده و در صورت بروز اختلاف , هيچ قاضي و حقوقداني قادر به تفسير و تاويل اين اسناد نخواهد بود.
دسته گل هايي كه اين آقايان به آب مي دهند يكي دو تا نيست . در اين بنگاهها علاوه بر كميسيونهاي كلاني كه خودشان تعيين و خودشان وصول مي كنند , اكثرا وجوه ديگري نيز به بهانه هايي غير قانوني از طرفين اخذ مي كنند و ياترفندهايي به كار مي برند , غالبا از پرداخت مالياتهاي اين درآمدهاي باد آورده و گزاف نيز طفره مي روند. در اكثر اين مراكز مشتي افراد پولدار به عنوان شريك ثابت حضور دارند كه در صورت جهل بايع , مبيع را به ثمن بخس مي خرند و در صورت جهل مشتري به طرف مي فروشند. افرادي قلچماق و گردن كلفت به عنوان آبدارچي , نامه بر و امثال اينها حضور دارند كه در صورت بروز اختلاف و اعتراض , في المجلس به مشت و مال و سركوب اقدام مينمايند. اين افراد اغلب وانمود مي كنند كه با افرادي در دستگاههاي انتظامي و قضايي ارتباطي داشته و يا دارند و خودشان را به افراد شناخته شده و معتبر نسبت ميدهند و بدين ترتيب در فاسد نشان دادن دستگاههاي مربوطه نقش بسزائي ايفا مي كنند.
بسيار اتفاق مي افتد وجوهي را از مردم به عنوان كارسازي و كارچاق كني به بهانه پرداخت به مقامات مربوطه دريافت مي كنند و به نفع خود برداشت مي كنند. املاك موهومي را به مشتريان مي فروشند يا اجازه و رهن مي دهند كه در واقع چنين املاكي وجود خارجي ندارند. اتومبيلهايي را به مشتريان مي فروشند كه اغلب سرقتي و فاقد اصالت بوده و با جعل سند و تغيير مشخصات خودرو همراه است . يك ملك را به چندين نفر مي فروشند و پس از ارتكاب كلاهبرداريهاي فراوان با بستن بنگاه و برجا گذاشتن ميز و صندلي متواري شده و بساط خود را در گوشه ديگر شهر و يا شهري ديگر پهن مي كنند.
معاونت و شركت در مسايل منكراتي , نزول خواري , زمين خواري و مواد مخدر از ديگر شاخه هاي اصلي هستند كه در كمال تجري تحت پوشش « بنگاه » به آن اشتغال دارند كه ذكر ليست تمامي اين تخلفات از حوصله اين مقاله خارج است . مسئولين با يك نظر سني ساده از مردم به اين نتيجه خواهند رسيد كه مشتريان از اين بنگاهها خاطره خوشي ندارند و كساني كه بي گدار به آب زده و در اين اماكن عمومي اقدام به خريد و فروش نموده اند , خسارتهاي جبران ناپذير مادي و معنوي را متحمل شده اند. مردم , اين اماكن را نه براي رفاه خود بلكه مراكزي جهت كلاهبرداري تلقي مي كنند كه در صورت نياز مبرم از روي اضطرار و اجبار اكل ميته مي كنند. تمامي اقداماتي كه در اين اواخر جهت سازماندهي معمول شده اغلب مفيد فايده نبوده و هر روزه در صد زيادي از پرونده هاي ارجاعي به محاكم را اين پروژه ها تشكيل مي دهند. متاسفانه كسي نيست كه در اين مراكز را تخته يا به مراكزي آبرومند تبديل نمايند. البته در اين بين بنگاهها و مديراني هستند كه خود را مكلف به حفظ شئونات قانوني و شغلي مي دانند ولي افسوس كه تعداد آنها اندك بوده از مصاديق « النادر كالمعدوم » مي باشد حال كه با وضعيت حاكم بر اين بنگاهها , كم و بيش از خودمان مي پرسيم چرا علاج واقعه قبل از وقوع نمي كنيم و چرا آبرو و امنيت مالي مردم را بدست فراموشي سپرده ايم آيا پيشگيري از وقوع جرم از وظايف اصلي دستگاه قضائي نيست جايگاه اصل 156 قانون اساسي كجاست و چه كسي متولي اجراي آن است آيا ما شرعا و قانونا به مسئوليتهاي خود عمل مي كنيم و راهكار غلبه براين معضل اقتصادي و اجتماعي چيست
به نظر راقم اين سطور براي خروج از اين وضعيت بحراني در كوتاه مدت با تعيين ضرب الاجل زماني مناسب تمامي اين مراكز تعطيل و مجوزهاي صادره از اعتبار ساقط , سپس با احراز ديگر شرايط قانوني لازمه مديريت اين مراكز را به اشخاصي واگذار كنيم كه حداقل داراي مدرك كارشناسي در رشته حقوق باشند يعني به كارگيري همان شيوه اي كه در كشور برزيل تجربه و نتايجي چشمگير حاصل شده است . با بكارگيري اين روش اولا تمامي اسناد تنظيمي قانونمند شده و از قالب حقوقي خاصي برخوردار خواهند شد.
ثانيا تراكم اين نوع پرونده ها در محاكم به ميزان قابل توجهي كاهش خواهند يافت .
ثالثا اشتغال مناسب براي جواناني حاصل خواهد شد كه تحصيلات لازمه در اين خصوص را دارند و مي توانند قانونا و عملا مسئول اعمالي باشند كه مرتكب مي شوند.
رابعا اين افراد با جلب نظر كارشناسان ساختمان و خودرو مي توانند بهترين و دقيق ترين خدمات را به مردم ارائه كنند.
در خاتمه با عنايت به اثرات نامطلوب شيوع فرهنگ دلالي در كليه شئونات اجتماعي و فرهنگي , مقابله با اين فرهنگ شوم عزم جدي تمامي مسئولين را طلب مي كند كه انشاالله چنين خواهد شد و اگر شما خواننده محترم اين مقاله مي خواهيد گرفتار بزه كلاهبرداري نشويد و امنيت اموال شما حفظ شود لطفا به توصيه هاي ذيل توجه فرماييد :
1 ـ حتي الامكان از معامله در بنگاه هاي معاملاتي غير معتبر خودداري فرماييد.
2 ـ از انجام معاملاتي كه وانمود مي كنند به آساني سود زايد خارج از حد معمول عايدتان مي شود خودداري نماييد.
3 ـ به صرف آگهي در نشريات و راديو و تلويزيون نسبت به واريز كردن پول به حساب اينگونه شركت ها قبل از احراز صلاحيت قانوني و بررسي سابقه خودداري نماييد.
4 ـ قريب ظاهر افراد را نخوريد چون اغلب كلاهبرداران خوش رو و شيك پوش و ظاهرا ولخرج هستند. اتوموبيل هاي گرانقيمت سوار مي شوند و خودشان را به افراد معتبر و شناخته شده نسبت مي دهند مواظب تطميع آنان باشيد.
5 ـ از شركت هاي مضاربه اي و شركت هاي هرمي و مشابه آنها برحذر باشيد.


6 ـ قبل از پرداخت ثمن معامله در معاملات خريد زمين مسكوني با پي كني يا عمليات مشابه آن يا با جلب نظر كارشناس از مالكيت فروشنده اطمينان حاصل نماييد.
7 ـ هنگام اجاره يا رهن ساختمان تجاري يا مسكوني از پرداخت هرگونه وجه قبل از تحويل مورد اجاره خودداري كنيد.
8 : مشخصات ظاهري كلاهبردار و مشخصات خودرو كه از آن استفاده مي كند و شگردهايي را كه به كار مي برد دقيقا به خاطر بسپاريد.
9 ـ از دام كسانيكه با گرفتن وجوه گزاف معافيت از سربازي يا گذرنامه يا دانشنامه مي دهند بر حذر باشيد.
10 ـ از خريد اشياه گرانبها از افراد نشناس كه محل كسب و درآمد واقعي ندارند خودداري كنيد.
11 ـ قبل از خريد ملك يا خودرو يا بررسي اسناد مربوطه توسط افراد خبره از صحت اسناد و مالكيت فروشنده مطمئن شويد.
12 ـ از گرفتن چكهايي كه صادر كننده آن ناشناس است خودداري كنيد.
13 ـ دسته چك يا اسناد تجاري خويش را بصورت اماني يا سفيد امضا در اختيار هيچكس قرار ندهيد.
14 ـ در صورت معامله با چك موجودي طرف در بانك مربوطه و اصالت چك را استعلام فرماييد.
15 ـ متن چك را شخصا با خودكار بنويسيد و امضا كنيد .
16 ـ مندرجات اسناد چك ها را طوري تنظيم كنيد كه قابل الحاق يا حذف نباشد.
17 ـ از فورش اتومبيل با چك هاي وعده دار خودداري نمائيد.
18 ـ از افرادي كه با ترسيم روياهاي دلفريب از كشورهاي خارجي ميخواهند جان و مال شما را در معرض مخاطره قرار دهند برحذر باشيد.
19 ـ موقع تنظيم سند در بنگاه دقت نماييد كه نسخه سوم در بنگاه باقي بماند.
غلامحسين رياعي
رئيس شعبه 102 دادگاه عمومي جزائي اردبيل

حكمرانان اندلس اسلامي


نگاهي به انگيزه و عوامل , از ظهور تا سقوط
قسمت هشتم گردآورنده : علي صدري اتابك
حمله طارق بن زياد
موسي براي اين كار مهم يكي از بهترين و لايق ترين سپاهيان خود , يعني طارق بن زياد را انتخاب كرد. موسي ميل داشت اين مسئووليت را به شخصيتي امين و باايمان و مورد اعتماد خود بسپارد. در اين حمله همه يا تقريبا همه سپاهيان اعزامي موسي به اندلس را بربرها تشكيل مي دادند. اما شماري از سپاهيان عالي رتبه عرب و وابسته هاي اموي را , نظير عبدالملك بن ابي عامر معافري , مغيث رومي وابسته وليدبن عبدالملك و علقمه لخمي كه عربي نژاد بود , همراه طارق بودند. در ميان لشكر تعدادي از جنگاوران برجسته بربر مانند مونوسه بربري حضور داشتند. ظاهرا موسي در انتخاب اين عده از بين زبده ترين سربازانش تعمد داشته است , زيرا خواهيم ديد كه آنها مسئووليت خود را با چنان دقت و قدرتي انجام دادند كه براستي اعجاب انگيز است .
براساس قرارداد ميان موسي و ژولين , فرد اخير متعهد شده بود كه به كمك افراد خود مسلمانان را راهنمايي كنند و آنان را در كارهاي مربوط به حمله ياري رسانند.
مسلمانان در بهار سال 711 م از تنگه جبل الطارق گذشته و در ساحل اسپانيا پياده شدند . منابع اسلامي اين عبور را در رجب سال 92 هـ دانسته اند با اين حال , ماه عبور دقيقا معلوم نيست . مسلمانان در دامنه كوهي كه از آن تاريخ به بعد نام جبل الطارق را به خود مي گيرد , تجمع كردند. طارق سعي كرد اين موضع را به خوبي استحكام بخشد تا در صورت بروز حادثه اي غيرمنتظره , مسلمانان از آن به عنوان يك دژ و سنگر استفاده كنند. او به محض فراغت از اين مهم , عبدالملك بن ابي عامر را در راس گروهي برگزيده از سپاهيان روانه فتوحات كرد. اين عده به موازات ساحل از شمال به سمت غرب راه پيمودند و بر قرطايه استيلا يافتند. آن گاه به سمت جنوب سرازير شده شهر الجزيره الخضرا را تصرف كردند و بدين ترتيب تنگه جبل الطارق كاملا در اختيار مسلمانان قرار گرفت .
مسلمانان با اطمينان خاطر در اين مركز خود استقرار يافتند اما ديري نپاييد كه گروهي از هواداران رودريك به فرماندهي شخصي كه ابن غداري او رابنج و منابع اسپانيايي بشنر و بشنيو مي نامند , بر آنان تاختند. مسلمانان , بدون تحمل رنج زياد , اين عده را از ميان برداشتند و تنها يك تن از آنان به نامي « بلياسن » جان سلامت به دربرد. او با شتاب خود را به اردوگاه رودريك در منتهي اليه شمال در پاميلونا رسانيد و خبر آمدن عربها به كشور را به او گزارش داد. رودريك سريعا به سمت جنوب حركت كرده وارد « كوردوبا » شد و خود رابراي رفتن به جنوب و رويارويي با طارق آماده كرد.
ظاهرا طارق قصد داشته است كه مستقيما به طرف كوردوبا , پايتخت ايالت باتييكا حركت كند , چون به موازات ساحل پيش رفت تا به جزيره طويف رسيد و از آن جا به سمت شمال در جلگه اي كم ارتفاع راه پيمود و از ميان دو كوه سيليادل بابا و سييرادل رتين عبور كرده به درياچه وسيع خندق نزديك شد. بين اين درياچه و كوه سيسيرا دل رتين جلگه اي مستحكم و تا حدي گسترده وجوددارد. استحكام آن بدين سبب است كه از يكسو درياچه و از سوي ديگر كوه آن را در پناه خود گرفته اند. طارق به راه خود ادامه داد تا به رود كوچك برباط كه به درياچه لاخاندا(خندق ) مي ريزد , رسيد. در آن زمان در اين مكان شهركي وجود داشت كه هنوز هم هست و عربها آن را « بكه » مي نامند. لذا رود مذكور را وادي بكه ناميدند.
در اين جا طارق به وسيله جاسوسان خود خبر يافت كه رودريك با سپاهيانش به سوي او حركت كرده و پس از درنگي كوتاه در كوردوبا در جنوب آن پيشروي نموده و در شندونه اردو زده است و براي نبرد در دشت كنوني , آماده شده است , منابع , Casas Viesas برباط , در نزديكي روستاي شمار سربازان رو در يك را صد هزار نفر برآورد كرده اند كه عده سپاهيان او چندين برابر سپاه مسلمانان بوده و سواره نظام زيادي نيز در اختيار داشته است .
طارق دريافت كه شمار سربازان او براي رويارويي با سپاه عظيمي چون سپاه رودريك كافي نيست لذا از موسي درخواست نيروي كمكي كرد. موسي بلافاصله پنج هزار نفر از بهترين سربازان خود را كه تعداد زيادي عرب در ميان آنان بود , به كمك او فرستاد. اين عده اندكي پيش از شروع لحظه حساس و سرنوشت ساز به طارق رسيدند و بدين ترتيب روحيه او و همراهانش تقويت شد , به احتمال قوي بخش عطيمي از اين قواي كمكي را سواره نظام تشكيل داده است , زيرا بنا به گفته منابع , نيروي اوليه طارق , همگي پياده نظام بوده اند در حالي كه خواهيم ديد مسلمانان در اين نبرد حساس سواره نظام اندكي نيز در اختيار داشته اند.
عده اي از سربازان رودريك كه از او عصباني و در خشم بودند , با شنيدن اين خبر وسوسه شدند كه در بحبوحه جنگ ازياري رودريك دست بردارند گفته مي شود « سيسبرتو » و « ايا » , برادران و يتيزا , در راس گروهي بودند كه تصميم به خيانت گرفتند تو منتظر لحظه مناسب ماندند تا از حمايت رودريك دست بكشند و بگذارند تا كيفورفتار خود باويتيزا را بچشد.
ظاهرا رودريك آنچه در اطرافش مي گذشته احساس كرده و دريافته بود كه گروهي از سپاهيانش توطئه خيانت عليه او را تدارك مي بينند , لذا مايل بود ـ قبل از رو در رو شدن با مسلمانان ـ از ميزان توانايي آنان آگاه شود. بدين منظور گروهي از سواران خود را به جنگ مسلمان فرستاد. مسلمانان به محض مشاهده اين عده بر آنان تاختند. آنها گريختند و موقعيت عربها و بي پروايي و شجاعت آنها را به اطلاع رودريك رساندند. رودريك تقريبا گيج و سرگردان شده بود.
نبرد وادي برباط
دو طرف , در روز يكشنبه بيست و هشتم رمضان سال 92 هـ . (نوزدهم ژوئيه سال 711 م ) در ساحل رودبرباط , نزديك سيدونيا , با هم روياروي شدند. سراسر آن در روز جنگ ادامه يافت و روز بعد شدت گرفت . دراين نبرد بربرهاي سپاه سخت قدرت نمايي كردند. طارق گروهي از سپاهان راپيش قراول لشكر خود كرده بود تا با آن استقامت و پايداري كه بدان شهره بودند به استقبال نخستين حمله ارتش گوت بروند. سواره نظام گوت در لحظات نخستين جنگ قدرت عظيمي از خود نشان دادند و در برابر فشار عربها , بربرها و سپاهان پايداري كردند. فرماندهان سواره نظام نسبت به رودريك خشم و كين مي ورزيدند. كمي بعد اين سواره نظام رودريك كه از زبده ترين سربازان او بودند صحنه جنگ را ترك گفتند و وي را به حال خود رها كردند. اين حركت كافي بود تا در ارتش رودريك هرج و مرج به وجود آيد. نتيجه آن كه نظام ارتش از هم فرو پاشيد و باقيمانده سپاه راه فرار در پيش گرفتند و مسلمانان به تعقيب آنان پرداختند در آن روز شمار زيادي از گوتها كشته شدند و از شخص رودريك اثري به دست نيامد. در اين نبرد سه هزار مسلمانان كشته شد و نه هزار تن ديگر باقي ماند كه پيروزي پرشور و حماسه آنان افزود. طارق بي درنگ آنان را به سوي كورود و با حركت داد در حالي كه همان گروه دلير سپاهيان , كه در اين نبرد آزمايش خود را به خوبي داده بودند , پيشاپيش ايشان حركت مي كردند.
به محض رسيدن خبر اين پيروزي به افريقا در مردم از هر سو به طرف اندلس حركت كردند و با هر وسيله ممكن , از بلم و پوست دريا را پشت سر گذاشته خود را به طارق رساندند. سيل بربرهاي مسلمان به اندلس سرازير شد و به تدريج در مناطق فتح شده استقرار يافتند. بعد از اين رويداد شمار ارتش مسلمانان اسلام بسيار افزايش پيدا كرد. اين سالم ترين نظري است كه مي توان دراين باره اظهار داشت . طارق كه ديد نمي تواند اين لشكرانبوه و پرجوش و خروش را يكجا و يكباره حركت دهد آنها را در دسته هاي كوچك تقسيم و به مناطق مختلف اعزام كرد.
طارق فردي دورانديش بود و با مشاهده باز شدن درها به رويش , سريعا به طرف اسجه رفت تا از گداررود شينل (جنيل ) كه بر سر راه او به كوردوبا قرار داشت , عبور كند. ظاهرا شمار زيادي از بقاياي ارتش رودريك در اسجه پناه گرفته بوده اند , زيرا طارق در آن جا با مقاومت شديدي روبه رو مي شود. طولي نكشيد كه حاكم اسجه طارق از در صلح وارد شده فرمان مسلمانان را گردن نهاد و بدين ترتيب راه كوردوباد تولدو به روي آنان باز شد. در اين جا اگر فرماندهي جز طارق بود مسلما به سمت كوردوبا مي رفت و وقت زيادي را براي تصرف آن صرف مي كرد اما طارق از جرياناتي كه در آن زمان در تولدو مي گذشت تا حدي اطلاع يافته بود و مي دانست كه شرايط اجازه نمي دهد براي دستيابي به شهرهاي جنوب جزيره ماند كوردوبا , گرانادا , و مالاگا وقت صرف كند لذا بي درنگ نيرويي عظيم به فرماندهي مغيث رومي به كوردوبا اعزام كرد تا مانع از آن شود كه مردم اين شهر راه بازگشت را به روي ببندند.
آن گاه خود با بيشتر سپاهانش به سمت تولدو شتافت تا پيش از آن كه هواداران رودريك مواضع دفاعي خود را محكم كنند و ياران ويتيزا نيز تصميمي بگيرند كه به مصلحت مسلمانان نباشد. خود را به اين شهر برساند.