روزنامه جمهوري اسلامي 29/01/1385 صفحه سياسي

تحليلي بر سند چشم انداز جمهوري اسلامي ايران در افق 1404
* انقلاب , جنگ و انرژي هسته اي
تحليلي بر سند چشم انداز جمهوري اسلامي ايران در افق 1404


جايگاه ايران در تعامل منطقه اي و بين المللي در چشم انداز 20 ساله كشور
بخش سوم و پاياني
سيدنصرالله ابراهيمي
ب ـ جهاني شدن و فضاي حاكم بر آن
جهاني شدن را مي توان گسترش تشابهات , پيوندها و ارتباطات اقتصادي , فرهنگي و اجتماعي ميان مردم جهان و كمرنگ شدن تاثير قلمروهاي سياسي و قيد و بندهاي ممنوعه در آنها تعريف كرد. جهاني شدن برايندي غير ارادي از يك رشته طرح هاي ارادي و از پيش تعيين شده براي يكپارچگي جهان در زمينه هاي مختلف فرهنگ , محيط زيست , اقتصاد و سياست است .
جهاني شدن به عنوان يك پديده ريشه دار در جوامع انساني از گذشته هاي دور , كه به شكل گيري فضاي واحد و همگون جهاني در همه پديده ها و متغيرهاي سياسي , اقتصادي و اجتماعي ـ فرهنگي رخ مي دهد يك فرايند واقعي رو به تكامل است كه امروزه تمامي جوامع بشري و حكومت ها را هدف قرار داده است .
جهاني شدن از اواسط سده بيستم در ابعاد زير , شتابي ناگهاني پيداكرده است كه موجب تحولات و تغييرات گسترده گرديده و هر روز شتاب بيش از پيش به خود مي گيرد :
جهاني شدن در ابعاد سياسي , با فروپاشي كمونيسم و ابرقدرت شرق و تكميل پيوستگي آن به اردوگاه سرمايه داري و تغيير نظام دو قطبي قديم به نظم نوين جهاني به رهبري غرب و آمريكا و حضور بازيگران غير دولتي در صحنه روابط بين الملل , كه تعهدات دولت ملي را بر دوش ندارند و در عين حال با رفتار خود قادر به تاثيرگذاري بر كل نظام و تعاملات جهاني هستند , در حال تكامل تدريجي بوده و در اين راستا با بي رحمي تمام درصدد برداشتن هر گونه مانعي از سر راه و حذف هر نوع رقيبي مي باشند.
ـ جهاني شدن در ابعاد اقتصادي با ظهور فن آوري هاي نوين در عرصه ارتباطات و انتقال اطلاعات , وقوع تحولات در فرايندهاي اجتماعي ديگري مانند فراصنعتي شدن و فرانوگرايي , ظهور شركت هاي چند مليتي و جهاني شدن توليد كالاها و خدمات , افزايش روند سرمايه گذاري هاي خارجي و تداوم روندهاي كلان خارج از حيطه دولت ها , و در نهايت پيوندهاي غير قابل انفكاك در بازارهاي مالي جهاني و شبكه هاي گردش كالا و سرمايه , درصدد يكسان سازي اقتصاد جهاني بوده و تجارت جهاني واحد را ايجاد مي كند.
ـ جهاني شدن در ابعاد فرهنگي و اجتماعي با گسترش و پيچيدگي موضوعاتي ; مانند مهاجرت , ناسيوناليسم , مسائل فرهنگي قومي و ديني , حقوق بشر و تروريسم بين المللي , يكي شدن تقاضاهاي سياسي و فرهنگي در جهت دموكراسي و ليبراليسم فرهنگي , يكي شدن ذائقه هاي مردم جهان در نتيجه گسترش رستوران هاي زنجيره اي مك دونالد , پيتزا و كوكاكولا , حاكميت مدگرايي در طرز پوشش ها و رفتارهاي اجتماعي , ارتباطات گسترده ملل دنيا و شكل گيري احزاب و سازمان هاي اجتماعي درون و برون سرزميني و در نهايت يكي شدن منابع خبري و اطلاعاتي بر اثر گسترش شبكه هاي ماهواره اي و اينترنت , در صدد ساختارسازي فرهنگي و اجتماعي واحد و اعمال سليقه هاي يكسان فرهنگي و اجتماعي بر جوامع بشري مي باشد.
از يك طرف , جهاني شدن اقتصادي , سياسي و فرهنگي , به همراه گسترش اطلاعات وارتباطات وسيع ماهواره اي و شبكه هاي رايانه اي و كاهش چشمگير در بسياري از هزينه هاي حمل و نقل و ارتباطاتي ; افزايش سرعت توليد و انتقال فن آوري هاي اطلاعاتي وارتباطي , تمايل برخي از كشورها به تهيه استراتژي و تاكتيك هاي لازم جهت كاهش قدرت امريكا و در نتيجه كاهش فشار از سوي اين كشور به آنها و استفاده از دانش ومهارت هاي فني در زمينه هاي توليدي و خدماتي با همكاري منطقه اي و بين المللي ممكن است براي كشورهاي در حال توسعه ايجاد امتياز كند و حتي امكان بيداري سياسي ميان كشورهاي در حال توسعه , به ويژه امت اسلامي , در مقابله با استعمار و ظلم و سلطه طلبي قدرت هاي بزرگ جهان را فراهم سازد.
و از طرف ديگر , جهاني شدن ممكن است باعث از ميان رفتن و كمرنگ شدن بسياري از ارزش ها , معيارها , فرهنگ ها و انگيزه هاي ملي در مواجهه با آثار جهاني سازي , يكجانبه گرايي و مداخله گري غيرمشروع امريكا درجهان در ابعاد اقتصادي , سياسي و فرهنگي و اجتماعي , پرداختن به جنگ هاي رواني و تبليغي عليه كشورهايي چون جمهوري اسلامي ايران گردد , كه با مظاهر جهاني سازي به شكل غربي آن مخالفت مي كنند تا آن كه آنها را از مواضع ارزشي خود در سطح بين المللي عقب برانند و بالاخره شكل دهي افكار عمومي , از طريق هدايت رسانه هاي گروهي (اخبار و اطلاعات و تحليل ) توسط استكبار جهاني و صهيونيسم بين الملل خبري مي باشد.
ج ـ تعامل ايران با جامعه بين المللي
جامعه بين المللي يا نظام جهاني (به ويژه پس از تعميق فرايند جهاني شدن ) , وابستگي متقابل پيچيده اي را تجربه مي كند.
بر اين اساس هر كشوري متناسب با جايگاه و موقعيتي كه از آن برخوردار است , بايد ميزاني از سود و منفعت متقابل را در تعامل دو يا چند جانبه تجربه كند.
بديهي است در اين فرايند , بر اساس اصل حقوق بين المللي همزيستي مسالمت آميز , سود نسبي به جاي سود مطلق معيار يك تعامل منطقي بين المللي قرار گرفته و اصول كلي حقوقي بين المللي از تحكيم منافع يك جانبه يك طرف بر طرف ديگر در يك تعامل بين المللي جلوگيري كند.
البته تاكيد بر مفهوم همكاري متقابل , همزيستي مسالمت آميز واعمال اصل سود نسبي الزاما به معناي فقدان رقابت و حتي چالش در سطح نظام بين المللي نيست .
واقعيت آن است كه دولت ها پيوسته به دنبال افزايش قدرت خود هستند و گاهي در اين مسير ساختارهاي حاكم بر جامعه بين المللي و منطق تعامل بر اساس اصل حاكميت تساوي كشورها را مخدوش ساخته و به راحتي اصول كلي حقوق بين الملل را در اقدامات يكجانبه خود نقض مي كنند.
مفهوم وابستگي متقابل در تعامل منطقي , فقط در اصل سود نسبي ظهور نمي كند , بلكه در نقطه مقابل , اصل نگراني هاي مشترك را نيز شامل مي گردد.
توضيح آن كه , همچنانكه ممكن است در تعامل منطقي بين المللي كشورها از يكديگر بر اساس اصل نسبيت منتفع گردند , نگراني هاي ناشي از چنين تعاملي نيز بايستي به صورت مشترك درك شده وراه حل هاي جمعي براي آن اتخاذ گردد.
موضوعاتي نظير فقر , محروميت , بيماري هاي واگيردار و مسري مهلك , تروريسم و توسل به خشونت , نقض حقوق بشر , جنگ ها و خونريزي ها , همگي بايستي بر اساس اصل نگراني مشترك مورد توجه جامعه بين المللي قرار گيرد و اراده مشترك آن ها به حل و فصل اين مشكلات و آفات بپردازد.
اما متاسفانه واقعيت در اين نقطه نيز غير از تئوري پردازي هاي عقلاني و منطقي است , بدين گونه كه امروزه جامعه بين الملل در برابر نگراني هاي مشترك , رفتارهاي همسو و هماهنگ و يكسان را مشاهده نمي كند. به عنوان مثال , مساله گسترش سلاح هاي كشتار جمعي و يا مساله تروريسم در حال حاضر محورهاي اصلي نگراني مشترك در نظام بين المللي به شمار مي روند , اما همانند مفهوم سود نسبي نگراني مشترك دولت ها , نگراني يكساني نيست و متناسب با جايگاه و موقعيت كشورها , نگراني هاي آن ها نيز داراي شدت وضعف است .
در هر حال , نكته قابل تامل در هر دو محور اعمال اصل نسبي ونگراني مشترك اين است كه قدرت هاي بزرگ و به ويژه قدرت هژمون نقش موثر و نافذي در تعيين ميزان سود و يا طرح نگراني مشترك برعهده دارند.
نظام تشويق و تنبيه , كه از سوي قدرت برتر (امريكا) با همكاري قدرت هاي بزرگ (و در برخي موارد با مساعدت سازوكار مشروعيت بخش نهادهاي بين المللي ) دنبال مي شود , تداوم اين روند را تضمين مي كند.

انقلاب , جنگ و انرژي هسته اي




مروري بر تحولات هسته اي ايران از 1357 تا 1377
بخش نخست
مهدي عليخاني
نگارنده در اين مقاله به بررسي روند تحولات هسته اي ايران بعد از انقلاب , خصوصا در دوره جنگ تحميلي و دوره رياست جمهوري آقاي هاشمي رفسنجاني پرداخته است .
مقدمه
با پيروزي انقلاب اسلامي و آغاز جنگ تحميلي , فعاليتهاي هسته ايران عليرغم دهه قبل از آن كه سيري صعودي طي مي كرد و توجه خاصي به آن مبذول مي شد , در ابتدا دچار ركود شد و بسياري از طرحهاي هسته اي متوقف شدند و به موازات عواملي چون حملات نظامي و تحريم هاي اقتصادي و صنعتي , تصميمات غيركارشناسي و عدم موقعيت سنجي صحيح , سير نزولي فعاليت هاي هسته اي ايران را تشديد نمود. در اين راستا تا وقوع انقلاب اسلامي در بهمن 1357 , راكتور شماره يك بوشهر به ميزان 85 درصد و احداث رآكتور شماره دو نيز 65 درصد پيشرفت فيزيكي داشتند , اما با پيروزي انقلاب , دولت موقت به رياست مهدي بازرگان و انتصاب دكتر فريدون از فعالان نهضت آزادي , به رياست سازمان انرژي اتمي ايران , عمليات ساخت نيروگاه بوشهر , به عنوان بزرگترين پروژه اجرايي هسته اي خاورميانه در زمان خود را متوقف ساخت و بسياري از برنامه هاي هسته اي ديگر نيز به تعطيلي كشانده شد! (1 )
بنابر نظر علي اكبر صالحي نماينده سابق ايران در آژانس بين المللي انرژي اتمي , برخي مسئولين رده مياني در ابتداي انقلاب با توجه به اطلاعاتي كه در آن زمان داشتند خواهان لغو قرارداد نيروگاه هاي هسته اي بودند. فسخ قرارداد بزرگ 2 ميليارد دلاري تاسيسات غني سازي اورانيوم (يوروديف ) فرانسه , كه منجر به پرداخت خسارت 900 ميليون فرانكي از سوي ايران نيز شد , تبعات جبران ناپذيري را براي فعاليت هاي هسته اي ايران در پي داشت . (2 ) همچنين شركت آلماني زيمنس , حاضر به تكميل نيروگاه هسته اي بوشهر نشد و فعاليت هاي هسته ايران كه عمدتا مربوط به دو نيروگاه در حال ساخت توسط آلماني ها و فرانسوي ها بود تا سال 1364 معلق گرديد . البته در اين زمان , اين تاسيسات به كرات هدف حملات هوايي رژيم عراق قرار گرفته و شركت هاي غربي نيز حاضر به ادامه كار نبودند. شركت هاي فراماتوم , آلستوم , اسپي باتينول و فراماتك به بهانه عدم پرداخت چند قسط از اقساط مقرر در قرارداد نيروگاه ها مبادرت به تعليق كارها و سپس قرارداد نيروگاه نمودند.
احياي مجدد فعاليتهاي هسته اي
پس از تثبيت شرايط سياسي در داخل و مهيا شدن انسجام ساختاري در نظام , انگيزه هاي احيا پروژه هسته اي ايران قوت بيشتري گرفت . در اين زمان , مسئولان نظام تصميم گرفتند كه همزمان تلاش براي ساخت نيروگاههاي بوشهر و دارخويين , تاسيسات سوخت هسته اي را نيز دنبال كنند . در اين راستا سال 1363 , سال شكل گيري عزم و اراده ملي در فعاليت هاي هسته اي بشمار مي رود. در اين زمان , ايران متخصصين هسته اي ايراني كه خارج از ايران بودند را به استخدام خود گرفت و كوشش كرد تا برنامه نيروي رآكتور خود را به عنوان راهي براي غني سازي مواد نوسازي كند . در اين راستا در سال 1363 فعاليت در مجتمع راكتور بوشهر را مجددا آغاز كرد. به هرحال وقتي عراق مكررا پروژه هاي راكتور در بوشهر را بمباران كرد , تلاش هاي ايران براي تكميل آن با خسارات و عقب ماندگي هاي عمده اي مواجه شد. شايان ذكر است بمباران هاي تاسيسات هسته اي ايران توسط عراق درتاريخ هاي ( 4 فروردين 63 , 23 بهمن 64 , 14 اسفند 64 , 21 تير 65 , 26 آ بان 66 , 28 آبان 66 و 28 تير 1367 ) انجام گرفت و دست كم چند متخصص خارجي در زمان بمباران ها كشته شدند و روند تكميل پروژه هاي هسته اي اغلب با تاخير مواجه مي شد.
برخي از صاحب نظران معتقدند حملات عراق در سال هاي 1987 و 1988 (1365 ) , ممكن است در پاسخ به اين واقعيت انجام گرفته باشد كه ايران انتقال تجهيزات حفاظي آژانس بين المللي انرژي اتمي به منطقه را در بهمن 1365 , آغاز كرده بود . پس از اين جمهوري اسلامي ايران درخصوص تكميل نيروگاه هسته اي ابتدا سعي كرد نظر آلماني را جلب نمايد. در اسفند 1366 سازمان انرژي اتمي ايران با كنسرسيومي از شركت هاي آلمان غربي , اسپانيا و آرژانتين به منظور از سرگيري كار نيروگاه بوشهر وارد مذاكره شد. در پائيز همان سال جمهوري اسلامي اقدامات اوليه در اين سايت را فراهم آورد . با وجود اين , تا يك سال بعد از خاتمه جنگ تحميلي , در سال 1368 , نه تنها كار نيروگاه بوشهر آغاز نشد بلكه آلماني ها از ادامه همكاري با ايران انصراف دادند. برخي از بازرسان آژانس بين المللي انرژي اتمي معتقدند « جمهوري اسلامي در نيمه دهه 1980 (1363 و1364 ) , متخصصين و تجهيزات هسته اي را از مركز تحقيقات هسته اي امير آباد به يك مجمع تحقيقات هسته اي نزديك اصفهان منتقل كرده و در سال 1984 (1363 ) , يك مركز تحقيقات هسته اي جديد با كمك فرانسه در دانشگاه اصفهان تشكيل داده است و تاسيس اين مركز جديد به آژانس بين المللي انرژي اتمي اطلاع داده نشد , لذا آژانس بعدا در فوريه 1992 وقتي كه اجازه يافته بود از شش جايگاه فعاليت هسته اي ايران كه گزارشات موجود , حاكي از وجود فعاليت هاي مرتبط با سلاح هاي هسته اي ايران در آنها بود بازرسي سريعي انجام دهد از وجود مركز تحقيقات و فعاليت هاي هسته اي در اصفهان آگاه شد. »
ايران از سال 1364 اكتشاف و فعاليت در منطقه ساغند يزد كه از ذخاير اورانيوم مهمي (حداقل 5 هزار تن ) برخوردار است را آغاز نمود و در سال 1365 اعلام كرد , در استان يزد طرح هايي دارد تا مواد مورد نياز براي فعاليت هاي هسته اي را تهيه كند. تجهيزات مزبور در استان يزد تا سال 1367 تحت ساخت قرار داشتند . گزارشاتي كه در اين زمان توسط آژانس بين المللي انرژي هسته اي تهيه شد , نشان مي دهند كه ايران حداقل 200 دانشمند و دو هزار نيروي انساني شاغل در زمينه تحقيقات هسته اي داشته است . در اين دوره ايجاد تاسيسات سوخت هسته اي با مشكلات و چالش هاي روبرو شد و مسئولان مربوطه در برنامه « چرخه سوخت هسته اي » دو راه را براي غني سازي اورانيوم در نظر گرفتند :
1 ـ غني سازي از طريق سانتريفوژ گازي
2 ـ غني سازي از طريق ليزري
تصميم راه اندازي برنامه غني سازي بوسيله سانتريفوژ در سال 1364 اتخاذ شد . (از نظر آژانس بين المللي انرژي اتمي فاز اول اين برنامه تا 1376 به طول مي انجامد.) در اين راستا , جمهوري اسلامي براي دستيابي به فن آوري چرخه سوخت هسته اي و غني سازي اورانيوم كشورهاي مختلفي را به همكاري طلبيد. (روسيه , چين , آرژانتين , كانادا , اتريش , مولداوي , اوكراين , كره شمالي , اسپانيا , جمهوري چك , آفريقاي جنوبي , پاكستان , لهستان و. ..) از جمله كشورهايي بودند كه ايران به منظور وارد كردن فن آوري هسته اي و تجهيزات مورد نياز در اين خصوص , وارد گفتگو و رايزني با آنها شد و براي راه اندازي معدن ساغند از كارشناسان كشورهاي مختلفي مانند آلمان , چكسلواكي , مجارستان , روسيه استفاده شد.
اما مهمترين طرف قرارداد ايران پيرامون اين موضوع و برنامه غني سازي , كشور چين بود.
ايران از اواسط دهه هشتاد ميلادي با چيني ها وارد مذاكره شد و در زمينه كشف و استخراج اورانيوم و تاسيسات مربوط به فن آوري به توافقات خوبي دست يافت و در سال 1985 (1363 ) , يك رآكتور تحقيقي غير حساس از ) كوچك دريافت كرد كه در سال Calutron جمهوري خلق چين و نيز يك ( 1987 (1365 ) از آن براي تحقيقات غني سازي استفاده شد . اين ) بود كه در مقابل 600 ماشين Milliamp ) فقط يك ماشين ( Calutron ( ) كه توسط عراق در تلاش هاي غني سازي سلاح ها استفاده Milliamp ( مي شد , به ايران داده شد و بسيار كوچك بود به طوري كه فقط براي اهداف ) و خط دهنده ها Insulators تحقيقاتي و به ويژه آزمايش عايق سازها ( ) براي اهداف دارويي از Zinc ) و توليد ايزوتوپ هاي محكم زنيك ( Liners ( آن استفاده مي شد.
) LIS ايران همچنين از سال 1363 , مجددا به تفكيك ايزوتوپ ليزري ( علاقه نشان داد و در سپتامبر 1987 (1366 ) يك كنفرانس در اين خصوص برگزار نمود . همچنين در سال 1367 قراردادي بين ايران و آرژانتين جهت انتقال فن آوري غني سازي اورانيوم منعقد گرديد و در سال 1987 (1365 ) , يك موافقتنامه همكاري هسته اي بين ايران و پاكستان امضا شد و طي آن متخصصين سازمان انرژي اتمي ايران گذراندن دوره هاي آموزشي در پاكستان را آغاز كردند و « دكتر عبدالقادرخان » كه بسياري از تلاش هاي پاكستان براي توسعه مواد سلاح هاي هسته اي را مديريت نموده بود و به او لقب (پدر بمب اتمي پاكستان ) داده بودند , در فوريه 1986 و ژانويه 1987 (1365 ) از تهران و بوشهر ديدن كرد . در ادامه اين تحولات سخنگوي وقت مجلس شوراي اسلامي در16 آبان 1369 , به طور علني از سازمان انرژي اتمي ايران بازديد كرد و آزمايشگاه جديد (جابر بن حيان ) را براي آموزش متخصصين هسته اي ايران افتتاح نمود.
پايان جنگ و رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني
با پايان جنگ تحميلي در سال 1367 و خسارتهاي زيادي كه تاسيسات و فعاليت هاي هسته اي ايران در اين زمان با آن مواجه شده بود , با آغاز رياست جمهوري آقاي هاشمي رفسنجاني و دوران سازندگي , به فعاليتهاي هسته اي نيز توجه ويژه اي شد. در اين زمان واردات فناوري هاي هسته اي با كاربرد دوگانه و نيز استمرار تلاش هاي نهاني ايران براي وارد كردن فناوري هاي تحت كنترل از غرب , شايعات زيادي را در ارتباط با تلاش ايران براي دستيابي به تسليحات هسته اي در محافل مختلف جهاني به راه انداخت و گروهك منافقين در اين رابطه فعاليت زيادي مي كردند , اما تاسيسات هسته اي ايران مرتبا تحت نظارت بازرسان آژانس بين المللي انرژي اتمي بودند. در اين دوره آرژانتين موافقت كرد كه به متخصصين ايراني در موسسه ) آموزش دهد و بعد اورانيوم به ارزش JoseBalasero هسته اي خود بنام ( 5,5 ميليون دلار به ايران فروخت كه در سال 1987 در رآكتور كوچك مركز تحقيقات هسته اي اميرآباد مورد استفاده قرار گرفت .
) نيز در اواخر 1987 و اوايل 1988 CENA (يك گروه از شركت آلماني ( (1366 ) , از ايران ديدن كرد و به نظر مي رسيد براي فروش فناوري ضروري براي راه اندازي و فعاليت هاي رآكتور مزبور و ارائه اورانيوم غني شده به ميزان 20 درصد بعنوان جايگزيني براي مواد غني شده سطح بالاي آمريكا و نيز احتمالا اورانيوم غني شده و فناوري عمل آوري مجدد پلوتونيوم موافق ايران را كسب كرده باشد. به هرحال بعد از تغييرات در دولت آرژانتين تمايل اين كشور براي حمايت از گسترش سلاح هاي هسته اي بسيار كاهش يافت . دولت آرژانتين در فوريه 1992 (1370 ) , اعلام كرد كه به دليل عدم امضاي موافقتنامه حفاظت هاي هسته اي اقدام به لغو قرارداد فروش فناوري هسته اي به ارزش 18 ميليون دلار به ايران نموده است . منابع مطبوعاتي آرژانتين به هرحال مطرح كرده اند كه آرژانتين همكاري هسته اي خود با ايران را به علت فشارهاي آمريكا قطع نموده است . انصراف آلمان و عدم قبول ساير دول غربي در همكاري با ايران باعث شد , جمهوري اسلامي ايران وارد رايزني با روس ها در سال 1989 (1368 ) شود كه در نهايت در دي ماه 1373 منجر به انعقاد قراردادسنگين 800 ميليون دلاري با روسيه شد , (اگرچه روسها بدليل فشارهاي امريكا نيز تا سال 1377 بطور جدي نتوانستند برنامه هاي خود را عملياتي كنند.) يك نشريه اسپانيايي در فوريه 1990 (1368 ) , گزارش داد كه شركت هاي زنجيره اي اسپانيا براي تكميل دو مجتمع نيروي هسته اي ايران در بوشهر در حال مذاكره هستند.
با پايان جنگ تحميلي در سال 1367 و خسارتهاي زيادي كه تاسيسات و فعاليت هاي هسته اي ايران در اين زمان با آن مواجه شده بود , با آغاز رياست جمهوري آقاي هاشمي رفسنجاني و دوران سازندگي , به فعاليتهاي هسته اي نيز توجه ويژه اي شد