
فرهگ جامع سخنان امام هادي عليه السلام را گروه حديث پژوهشكده
باقرالعلوم (محمود شريفي , سيدحسين سجادي تبار و علي غلامي ) تاليف
كرده اند. فرهنگ مذكور را علي مويدي ترجمه نموده و نشر معروف (در قم )
آن را در 559 صفحه منتشر كرده است . عناوين فصول فرهنگ مذكور چنين
مي باشد : عقايد , احكام , اخلاق و دعاها و زيارت ها. در بخشي از مقدمه
فرهنگ جامع سخنان امام هادي عليه السلام چنين مي خوانيم :
امام هادي (ع ) دهمين امام معصوم و نام مبارك او علي , فرزند
محمدجواد(ع ) است و لقب او هادي است . او كسي است كه خدا او رابراي
رهبري اين امت و هدايت بندگان و اصلاح امور آدميان برگزيد.
امام هادي (ع ) با چند تن از خلفاي بني عباس به نامهاي : معتصم ,
واثق , متوكل , منتصر , مستعين و معتز معاصر بود.
تلاش تحقيقي در مورد زندگي پركرامت امام هادي (ع ) بسيار كم و زمينه
بحث در آن فراوان است و آرزوي ما اين است كه در ابعاد زندگي هر امامي ,
مخصوصا اماماني كه در باره آنان كم سخن رفته است , در هر سطحي
نوشته هايي را ببينيم كه پرده هاي جهل و بي خبري را نسبت به زندگي الهي
آنان از جلوي چشم مردم و مسلمانان بردارد , تا بتواند از آب زلال معارف
آنان بنوشد و فطرت الهي خود را سيراب و هريك به كمال نهايي خود
برسند , زيرا هر كه در سايه ولايت آل محمد(ع ) زندگي مي كند , بر او واجب
است كه حق اين نعمت را سپاس گويد , و اين در يكي از اشكالش بدينسان
خواهد بود كه ايشان را به مردم بشناساند.
دردمندمي شويم كه گاهي مي بينيم دهها و بلكه صدها آثار و نوشته در
باره زندگي برخي زمامداران , شاعران و نويسندگان غيرمشهور وجود دارد ,
ولي چنين همتي را در باره زندگي الهي پيامبر و خاندانش ـ كه خدا هرگونه
پليدي را از ايشان زدوده و به ايشان پاكي ويژه بخشيده است ـ نمي بينيم .
زندگي امام هادي (ع ) سرشار از پايداري در راه حق و عدم تزلزل در
حوادث پرتلاطم روزگارش بوده است , او در خط مستقيم سيره و هدايت
پيامبر اكرم (ص ) حركت كرد و با عشق به راه او ـ كه راه خداست ـ زيست و
در اين راه , سختي ها ورنج هاي بسياري از طاغوت هاي عصر خود ديد و
تحمل كرد. متوكل عباسي بر آزار و شكستن حرمتش اصرار فراوان داشت ,
ظلم و بي احترامي به امامي كه به اعتراف همه راويان , از دانش بي نظير الهي
برخوردار و داناترين مردم به معارف بلند الهي و قرآني و نيز در زمينه اخلاق
و سلوك الهي , در عصر خود بوده است .
چنان نيست كه شيعه , اماماني از خاندان پيامبر(ص ) را كوركورانه
تقديس كند , بلكه با مستندات و ادله محكمي كه در اختيار دارد , پيروي از
ايشان را برگزيده است .
ايمان شيعه بلكه ايمان همه مسلمانان به وجوب مودت اهل بيت (ع )از
عمق معارف اسلام و ژرفاي رسالت او گرفته شده است . اين فرموده خداي
سبحان درباره اهل بيت (ع ) كه مي فرمايد : (قل لااسئلكم عليه اجرا الاالموده
في القربي ) هر مسلماني را ملزم مي كند تا به ريسمان مودت و محبت ايشان
چنگ زند تا از هرگونه انحراف و گمراهي در امان ماند.
شگفت اين كه هيچ امامي از خاندان پيامبر را نمي بينم كه زندگي اش در
امن و آسودگي سپري شده باشد , بلكه به جرم پايداري در راه خدا
سخت ترين و گاهي وحشتناك ترين ستم هاي طواغيت عصر خود را به جان
خريدند و سرانجام يا به قتل رسيدند و يا مسموم از دنيا رفتند.
امامان ما با اين كه در برابر طواغيت عصر خود غالبا موضع مسالمت
آميز داشتند و شرايط رابراي قيام مسلحانه آماده نمي ديدند , از طرف
جاسوسان ايشان شديدا مراقبت مي شدند و در ابعادگوناگوني كه ذيلا به
برخي اشاره مي شود , آزار مي ديدند :
1 ـ در محاصره شديد اقتصادي بودند .
2 ـ آلام و شكنجه هاي روحي و جسمي فراوان و فوق العاده مي ديدند تا آنجا
كه مقاتل الطالبيين ابوالفرج اصفهاني در خصوص محنت هاو مشقت هاي
علويون به رشته تحرير درآمده است .
3 ـ دست آنان از همه قدرت هاي كليدي عالم اسلام قطع و مسلمانان از
ارتباط با ايشان محروم بودند.
4 ـ با پيروان و شيعيان ايشان , بي رحمانه و با سنگدلي بدرفتاري مي شد ,
امام باقر(ع ) از گرفتاري هاي سخت شيعيان در عصر اموي چنين ياد مي كند :
شيعيان ما را در هر شهر و دياري كشتند و با هر سوظن و تهمتي دست و
پا بريدند و به جرم محبت و گرايش به ما زنداني كردند , اموالشان را به يغما
بردند و خانه هايشان را ويران ساختند.
خلفاي جور اموري و عباسي با همه ابزار تبليغي خود آنچنان برضد
شيعه عمل كردند كه دوستي اهل بيت (ع ) با ننگ و نقصان و نااميدي و
خسران همراه شد.
تمام اين رفتارها مخالف سفارش پيامبر (ص ) در باره وجوب مودت
اهل بيت (ع ) از ناحيه امت و لزوم تكريم آنان بود.
خلفاي جور نيك مي دانستند كه اهل بيت (ع ) هيچ نيازي به حكومت
آنان ندارند و تنها مقصدشان اقامه عدل و از ميان برداشتن هرگونه تبعيض
در جوامع اسلامي و آشنا ساختن مسلمانان با معارف بلند تربيتي و كمال
بخش قرآن است , اما اين با هدف دنيوي و شيطاني آنان كه تسلط بلامنازع بر
ثروت و قدرت جهان اسلام و آزادي در هوسراني و بي بندباري بود سازگار
نبود.
از سوي ديگر بسياري از خلفاي جور نمي توانستند علاقه و احترام همه
امت اسلامي به اهل بيت (ع ) را تحمل كنند. از اين رو كينه ايشان را به دل
داشتند و عليه آنان تبليغ و اقدام مي كردند.
متوكل و حاكمان معاصر امام هادي (ع ) مي دانستند كه امام هادي (ع )
هيچ حركت سياسي آشكار كه به زيان ايشان باشد انجام نمي دهد و در هيچ
يك از قيام هاي علويون نظير قيام يحيي بن عمر بن حسين بن زيدبن علي
بن الحسين (ع ) كه از كربلا شروع شد , و نيز قيام علويون درطبرستان و
نواحي ديلم به رهبري حسن بن زيد ونيز شورش احمدبن عيسي در نواحي
ري , و ابراهيم بن محمد در قزوين شركت ندارد , اما با اين حال از آزار و
اذيت او دست برنداشتند.
موضع امام هادي (ع ) در برابر غلات و منحرفان
از جمله عوامل بدبين كننده به اسلام و تشيع افكار انحرافي غلات است
كه به حلول خدا در امامان و الوهيت ايشان قائلند.
غلات كه از روي جهل به معارف توحيدي شيعه و يا باهدف ضربه زدن
به اسلام و تشيع , به اين عقيده روي آورده بودند , در ميان عوام شيعه نفوذ
مي كردند و افكار آنان را مسموم مي ساختند , و بدين وسيله اختلاف و
پراكندگي در ميان ايشان پديد آورده , طوايف ديگر اسلامي را به رهبري الهي
شيعه بدبين مي ساختند. از اين رو امام هادي (ع ) در طرد و نفي ايشان به
سختي مي كوشيد , و سران اين فكر انحرافي همچون علي بن حسكه , قاسم بن
يقطين , محمدبن نصر نميري , موسي سواق , محمدبن موسي , حسن بن
محمدبن بابا , ابوالعباس طرناني , ابوعبدالله كندي معروف به شاه رييس و
فارس بن خاتم و ديگران را سخت موردانكار و تقبيح قرار مي داد و با منطقي
قوي انديشه انحرافي آنان را رد مي كرد.
امام هادي (ع ) و فتنه خلق قرآن
امت اسلامي در عصر مامون و معتصم و واثق به فتنه عظيم و فراگيري با
عنوان حدوث و قدم قرآن گرفتار شدند , امام هادي (ع ) در حفظ شيعه از اين
بحث انحرافي نقش مهمي ايفا كرد. او در بغداد شيعيان خود را اينگونه مورد
خطاب قرار داد :
خدا ما و شما را از اين فتنه مصون دارد , ما اين جدال در (حدوث و
قدم ) قرآن را بدعت مي دانيم كه سوال كننده و پاسخ دهنده هر دو در گناه آن
شريكند , تنها سخني كه در اين باره بايد گفت و ريشه اين بحث انحرافي را
كند , اين است كه : الله آفريدگار (قديم و ازلي ) است , و ما سواي او(حادث
و) آفريده اويند , و قرآن كلام خداست .
سخنان دانشمندان اهل سنت در باره امام هادي (ع )
خطيب بغدادي مي گويد : او علي فرزند محمد فرزند علي فرزندموسي
فرزند جعفر فرزند محمد فرزند علي بن الحسين بن علي بن ابي طالب است ,
كنيه او ابوالحسن هاشمي است , جعفر متوكل او را از مدينه به بغداد , و از
آنجابه سامرا احضار كرد , و امام (ع ) بيست سال و 9 ماه در سامرا زيست تا
از دنيا رحلت فرمود و در عصر معتزبالله در همان جا دفن شد. او يكي از
امامان شيعه است كه معروف به ابوالحسن عسكري است . او در ماه رجب
سال 214 هجري متولد شد و در روز دوشنبه 25 جمادي الاخر از دنيا
رحلت فرمود.
ذهبي مي گويد : او علي بن محمدبن علي بن موسي بن جعفربن محمدبن
زين العابدين است , آقاي بزرگوار , ابوالحسن علوي حسيني فقيه , يكي از 12
امام كه اماميه به او هادي (ع ) مي گويند , او در سال 254 در سن چهل سالگي
رحلت فرمود.
ابن عماد حنبلي مي گويد : در سال 254 هجري , ابوالحسن علي
فرزند(امام ) جواد محمد , و او فرزند (امام )رضا علي , و او فرزند (امام )
كاظم موسي , و او فرزند (امام ) جعفر صادق علوي حسيني به شهادت
رسيد , او معروف به هادي است كه فقيه و امام و متعبد بود... نزد متوكل
عباسي از او بدگوئي كردند و گفتند كه او در خانه خود سلاح و تجهيزات
دارد و مي خواهد قيام كند , متوكل دستور داد تا (شبانه ) به منزلش هجوم
برند , پس امام (ع ) را در خانه دربسته خود درحالي دريافتند كه با لباس
مويين بر زمين بي فرش نماز مي خواند و لبانش به آيات دلنشين الهي مترنم
بود , با همان حال او را نزد متوكل بردند , متوكل چون او را ديد , بسيار
احترامش كرد و او را در كنار خود نشاند.
غلات كه از روي جهل به معارف توحيدي شيعه و يا با هدف
ضربه زدن به اسلام و تشيع , به اين عقيده روي آورده بودند ,
در ميان عوام شيعه نفوذ مي كردند و افكار آنان را مسموم
مي ساختند , و بدين وسيله اختلاف و پراكندگي در ميان ايشان
پديد مي آوردند و طوايف ديگر اسلامي را به رهبري الهي
شيعه بدبين مي ساختند. به همين دليل , امام هادي عليه السلام
درطرد و نفي غلات به سختي مي كوشيد و سران فكري آنان را
تقبيح و انكار مي كردند.

|
فرهنگ جامع سخنان امام حسن عسكري (ع )
|

فرهنگ جامع سخنان امام حسن عسكري عليه السلام را گروه حديث
پژوهشكده باقرالعلوم (محمود شريفي , سيدحسين سجادي تبار و بهاالدين
قهرماني نژاد) تاليف كرده اند. اين فرهنگ توسط جواد محدثي ترجمه شده و نشر
معروف (در قم ) آن را در 456 صفحه منتشر كرده است . عناوين فصول فرهنگ
مذكور چنين است : عقايد , احكام , اخلاق , و دعاها و زيارت ها. در مقدمه فرهنگ
جامع سخنان امام حسن عسكري عليه السلام چنين مي خوانيم :
حركت امامان شيعه در طول تاريخ با هدف واحد « حفط مكتب , هدايت
امت , اتمام حجت , ناكام نمودن خصم و الگو شدن بر همگان » همراه بوده ; گرچه
شرايط زمان و محيط , موضعگيري هاي متفاوت به آنان ديكته و ايجاب مي كرد.
(زماني پذيرش صلح تحميلي معاويه توسط امام حسن (ع ) , يا شمشير عاشورايي
امام حسين (ع ) , يا روشن نمودن مشعل دانش و نهضت فرهنگي اسلام بوسيله
امام صادق (ع ) و...) از اين رهگذر در برابر تزويرهاي مامون (هفتمين خليفه
عباسي ) را هم شاهديم كه حضرت رضا(ع ) با تدبير الهي شيعه را از انزواي زمان
بيرون آورده , به بلنداي عزت و اقتدار رساند و ائمه بعد از آن حضرت
مي كوشيدند كه اين موقعيت والاي شيعي حفظ شود; گرچه به قيمت شهادت اين
امامان در جواني تمام گردد. (سه امام بعد از علي بن موسي الرضا(ع ) معروف به
ابن الرضا از جوانترين رهبران معصوم شيعه مي باشند . امام جواد در 25 سالگي و
امام هادي در 41 سالگي و امام حسن عسكري در 28 سالگي شهيد شدند . )
عصر امام هادي و امام عسكري (ع ) , عصري متلاطم بود و تزلزل حكومت
عباسيان و تغيير پياپي حاكمان و نزاع داخلي بر سر تصاحب قدرت سياسي ,
كشور اسلامي را با بحران هاي بزرگي روبه رو ساخته بود.
از سوي ديگر , انقلابيون مخالف حكومت , با شعار « رضاي آل محمد » گاه و
بيگاه دست به تحركات سياسي و نظامي مي زدند و مردم را به حكومت حقه اهل
بيت فرا مي خواندند. اين تحولات , عامل ديگري براي سختگيري نسبت به
امامان شيعه بخصوص امام عسكري (ع ) بود. در آن دوره , علويان همچنان دست
به گريبان زجر و شكنجه و تبعيد و فشارهاي حكومت و زندانهاي توان فرسا
بودند و ارتباط با امامان شيعه و هواداري نسبت به خاندان پيامبر , گناهي بزرگ و
نابخشودني به شمار مي آمد.
گرچه شرايط براي امام , براي اعاده نظام سياسي جامعه به محور اصلي و در
اختيار گرفتن قدرت سياسي جامعه فراهم نبود; ولي از نظر اعتقادي و نظري
طرح مساله امامت و حق غصب شده ائمه , همواره تهديدي براي حكام جور به
شمار مي رفت و « آل محمد » به عنوان يك رقيب سياسي و محبوب القلوب و
داراي پايگاه مردمي و نفوذ در دلها مطرح بودند و خلفاي عباسي براي حفظ
سلطه خويش با آنان همواره ستيز و سختگيري داشتند. تفكر خوارج نيز , در
گوشه و كنار , خود را مي نماياند و آشفتگي اوضاع فكري جامعه را دامن مي زد.
براي امامان شيعه در چنين اوضاعي جز برنامه هاي فرهنگي مكتوم و پنهاني
و جز نگهباني از ميراث امامان قبلي و حفاظت بر مجموعه شيعه و هواداران
اسلام ناب علوي و پرهيز از تنش هاي آشكار كه بهانه به دست خلفا مي داد ,
چاره اي ديگر نبود. اين بود كه عمل و موضع گيري در آن شرايط , بسيار حساس و
دشوار بود.
تا زمان امامت حضرت امام حسن عسكري خشونت و برخوردهاي خلفاي
عباسي , بويژه « معتمد عباسي » عليه وي شدت يافت , زيرا مي ديدند از طرفي
تشيع توانمند و تثبيت شده , بصورت قدرتي عظيم در عراق درآمده و از سويي
طبق روايات فراوان سلطه گران عباسي مي دانستند آخرين امام شيعيان حضرت
مهدي موعود(ع ) از نسل امام عسكري (ع ) خواهد بود. او كه تمام كاخ هاي ستم را
درهم مي ريزد و ستمگران را كيفر و حكومت صالحان بر محور اسلام راستين و
عدل علوي تشكيل خواهد داد , بعلاوه براي معتمد موقعيت علمي و معنوي و
محبوبيت اجتماعي امام عسكري (ع ) قابل تحمل نبود , لذا آنحضرت را پيوسته
در تعقيب , تبعيد , زندان و شكنجه و سرانجام در پادگان نظامي (سامرا) تحت
مراقبت و در جواني مسموم و به قتل رساند.
امام عسكري (ع ) معاصر با شش خليفه ظالم عباسي (متوكل , منتصر ,
مستعين , معتز , مهتدي و معتمد) بود ليكن هرگز تسليم ستم نگشت و در شرايطي
كه دشمن با تبليغات سو و تهاجم فرهنگي عليه مكتب حق و حاميانش , با ايجاد
شبهات , ساختن روحاني نماهايي چون جعفر كذاب , و... و نيز با تحريم
اقتصادي و محروميتهاي اجتماعي بر امام و يارانش سخت مي گرفت و عده اي را
هم با تهديد و تطميع منزوي كرد ليكن امام عسكري (ع ) با برنامه ريزي دقيق
توطئه ها را خنثي مي كرد. چون امام عسكري (ع ) در آستانه عصري قرار داشت كه
به نام « دوران غيبت » شناخته مي شود , با تمهيداتي گوناگون شرايط را براي آن
دوره با آماده سازي مردم براي مواجهه با آن عصر , فراهم مي ساخت . امام
عسكري (ع ) ارتباطي محدودتر با مردم داشت و بيشتر از طريق نمايندگان و با
بهره گيري از « نظام وكلايي » با هواداران تماس داشت , گاهي هم مكاتبه و مراسله ,
عامل اين ارتباط و پيوند و سئوال و جواب بود.
گاهي امام عسكري (ع ) حتي با اصحاب خاص هم از پشت پرده گفتگو
مي كرد. در مقطعي از زمان تنها راه ارتباط با آن حضرت « مكاتبه » بود.
سرانجام دشمن از روي ناراحتي و ناكامي آن رهبر معصوم را به شهادت
رساند. امام عسكري (ع ) مسموم و شهيد شد , اما از شهادت او پايه هاي سلطه
عباسي سست تر و اركان نظام ستم متزلزل تر گشت . در اين ميان , آنكه بيشترين
ضرر و خسران را بر دوش كشيد , امت اسلامي بود كه از وجود پيشوايي معصوم و
الهي محروم مي شد و پس از آن امام , به رنج غربت و غيبت امام عصر « عج » مبتلا
مي گشت .
امام حسن عسكري (ع ) باشكوهي هرچه تمام تر تشييع و به خاك سپرده شد.
آن روز سامرا شاهد عظيم ترين تجمع مردمي و اظهار علاقه و محبت و ابراز
اندوه و غم در سوگ آن حجت الهي بود. پيكر مطهرش در خانه خود آن حضرت
و كنار قبر امام هادي (ع ) دفن شد , تا دو خورشيد جاودان براي هميشه تاريخ ,
سامرا را نورافشان كنند.
اينك به برخي از برنامه هاي درس آموز آن امام مظلوم و مهربان اشاره
مي كنيم :
الف ـ فعاليتهاي علمي :
1 ـ تاسيس حوزه علميه .
2 ـ تربيت شاگردان بسيار و والامقام همانند : احمد بن اسحاق قمي , عثمان بن
سعيد عمري , حسين بن روح (هر دو از نواب اربعه امام زمان (ع )) عبدالله بن
جعفر حميري و...
3 ـ مناظره و گفتمان با فيلسوفان معروف عراق « اسحاق كندي » و راهبران مسيحي
و...
4 ـ ارسال نامه ها و پيك ها براي شيعيان مناطق (مانند نامه آن حضرت به علي بن
حسين بن بابويه قمي ) حتي گاه از زندان اعلاميه هاي هشدار دهنده مي فرستاد.
5 ـ موضعگيريهاي جاذب و قاطع در برابر انديشه هاي انحرافي صوفيان ,
دوگانه پرستان , واقفيه و مفوضه و...
6 ـ اعزام نمايندگان به نقاط مختلف كشور اسلامي و ارتباط با شيعيان و ...
7 ـ نشر معارف اسلامي و بيان آنها براي افراد مستعد (تفسير معروف آن حضرت ,
مكاتبات الرجال , مواعظ قصار و...)
8 ـ پاسخگويي به شبهات و مسائل .
9 ـ تشويق نشر دهندگان و نگهبانان فرهنگ اهل بيت (ع ) .
ب ـ حمايت اقتصادي و رسيدگي به محرومان , پرداخت بدهي آنان با جمع آوري
اموال شيعيان .
ج ـ كوشش هاي سري سياسي , بوسيله شبكه ارتباطي و نمايندگان در قشرهاي
مختلف (عثمان بن سعيد با عنوان روغن فروش ) حفظ يارانش را با تاكتيك تقيه و
رازداري , داشتن افرادي در رژيم حاكم همانند : « انوشي نصراني » كه نويسنده
دربار بود , توجيه عناصر تاثيرگذار و تاكيد بر تحمل سختي ها و...
د ـ ظهور كرامات فراوان از آنحضرت (با هدف تقويت شيعيان , معرفي موقعيت
معنوي امام و رفع ترديد برخي دوستان و اتمام حجت بر مخالفان ).
هـ ـ آماده نمودن شيعيان براي عصر غيبت امام موعود و بيان تكاليف آن دوران .
عصر امام هادي و امام عسكري عليهماالسلام , عصري متلاطم
بود و تزلزل حكومت عباسيان و تغيير پي در پي حاكمان و نزاع
داخلي بر سر تصاحب قدرت سياسي , كشور اسلامي را با
بحران هاي بزرگي رو به رو ساخته بود. از سوي ديگر , انقلابيون
مخالف حكومت , با شعار « رضاي آل محمد » گاه و بيگاه دست به
تحركات سياسي و نظامي مي زدند و مردم را به حكومت حقه اهل
بيت فرا مي خواندند
امام حسن عسكري عليه السلام با شش خليفه ظالم عباسي
معاصر بود , ولي هرگز تسليم ستم نگشت . اين اقدام امام در
شرايطي بود كه دشمن با تبليغات سو و تهاجم فرهنگي عليه مكتب
حق و حاميانش و با ايجاد شبهات و ساختن روحاني نماها و تحريم
اقتصادي , بر امام و يارانش سخت گيري كرد
تاسيس حوزه علميه , تربيت شاگردان والامقام , مناظره با
دانشمندان و فيلسوفان مسلمان و غيرمسلمان , پاسخ گويي به
شبهات , تفسير معارف دين و اعزام وكلا و نمايندگان براي نشر
معارف اسلامي , بخشي از فعاليت هاي علمي امام حسن عسكري
عليه السلام بود

|
|