روزنامه جمهوري اسلامي 26/01/1385 صفحه عقيدتي
بوستان سرمدي




بمناسبت ميلاد سراسر نور حضرت محمد(ص ) و امام جعفر صادق (ع )
امام جعفر صادق (ع ) در پگاه روز جمعه يا دوشنبه هفدهم ربيع الاول سال 80 هجري , معروف به سال قحطي , در مدينه ديده به جهان گشود . اما بنا به گفته شيخ مفيد و كليني ولادت آن حضرت در سال 83 هجري اتفاق افتاده است . لكن ابن طلحه روايت نخست را صحيح تر مي داند و ابن خشاب نيز در اين باره گويد : چنان كه ذراع براي ما نقل كرده , روايت نخست , سال 80 هجري , صحيح است . وفات آن امام (ع ) در دوشنبه روزي از ماه شوال و بنا به نوشته مولف جنات الخلود در 25 شوال و به روايتي نيمه ماه رجب سال 148 هجري روي داده است . با اين حساب مي توان عمر آن حضرت را 68 يا 65 سال گفت كه از اين مقدار 12 سال و چند روزي و يا 15 سال با جدش امام زين العابدين (ع ) معاصر بوده و 19 سال با پدرش و 34 سال پس از پدرش زيسته است كه همين مدت , دوران خلافت و امامت آن حضرت به شمار ميآيد و نيز بقيه مدتي است كه سلطنت هشام بن عبدالملك , و خلافت وليد بن يزيد بن عبدالملك و يزيد بن وليد عبدالملك , ملقب به ناقص , ابراهيم بن وليد و مروان بن محمد ادامه داشته است .
كنيه مادر امام (ع ) را ام فروه گفته اند. برخي نيز كنيه او را ام القاسم نوشته و اسم او را قريبه يا فاطمه ذكر كرده اند. كنيه آن حضرت ابوعبدالله بوده است و اين كنيه از ديگر كنيه هاي وي معروف تر و مشهورتر است . محمد بن طلحه گويد : برخي كنيه آن حضرت را ابو اسماعيل دانسته اند. ابن شهر آشوب نيز در كتاب مناقب مي گويد : آن حضرت مكني به ابوعبدالله و ابو اسماعيل و كنيه خاص وي ابوموسي بوده است .
القاب امام صادق (ع )
آن حضرت القاب چندي داشت كه مشهورترين آنها صادق , صابر , فاضل و طاهر بود. از آنجا كه وي در بيان و گفتار راستگو بود , او را صادق خواندند.
فضايل امام جعفر صادق (ع )
مناقب آن حضرت بسيار است كه به اختصار از آنها ياد مي كنيم . فضايل امام صادق بيش از آن است كه بتوان ذكر كرد. جمله اي از مالك بن انس امام مشهور اهل سنت است كه : « بهتر از جعفر بن محمد , هيچ چشمي نديده , هيچ گوشي نشنيده و در هيچ قلبي خطور نكرده است . » از ابو حنيفه نيز اين جمله مشهور است كه گفت : « ما رايت افقه من جعفربن محمد » يعني : « از جعفر بن محمد , فقيه تر نديدم . » و اگر از زبان خود آن حضرت بشنويم ضريس مي گويد : امام صادق در اين آيه شريفه : كل شي هالك الا وجهه , يعني : « هر چيز فاني است جز وجه خداي متعال , » فرمود : « نحن الوجه الذي يوتي الله منهم » يعني « ماييم آيينه اي كه خداوند از آن آيينه شناخته ميشود. » بنابراين امام صادق (ع ) فرموده است او آيينه ذات حق تعالي است .
شيخ مفيد در ارشاد مي نويسد : علومي كه از آن حضرت نقل كرده اند به اندازه اي است كه ره توشه كاروانيان شد و نامش در همه جا انتشار يافت . دانشمندان در بين ائمه (ع ) بيشترين نقل ها را از امام صادق روايت كرده اند. هيچ يك از اهل آثار و راويان اخبار بدان اندازه كه از آن حضرت بهره برده اند از ديگران سود نبرده اند. محدثان نام راويان موثق آن حضرت را جمع كرده اند كه شماره آنها , با صرف نظر از اختلاف در عقيده و گفتار , به چهار هزار نفر مي رسد.
بيشترين حجم روايات , احاديثي است كه از امام صادق (ع ) نقل شده است , اهميت معارف منقول از جعفر بن محمد (ص ) به ميزاني است كه شيعه به ايشان منسوب شده است : « شيعه جعفري » كمتر مسئله ديني (اعم از اعتقادي , اخلاقي و فقهي ) بدون رجوع به قول امام صادق (ع ) قابل حل است . كثرت روايات منقول از امام صادق (ع ) به دو دليل است :
يكي اينكه از ديگر ائمه عمر بيشتري نصيب ايشان شد و ايشان با شصت و پنج سال عمر شيخ الائمه محسوب شود (148 , 83 هجري ) , و ديگري كه به مراتب مهمتر از اولي است , شرائط زماني خاص حيات امام صادق (ع ) است . دوران امامت امام ششم مصادف با دوران ضعف مفرط امويان , انتقال قدرت از امويان به عباسيان و آغاز خلافت عباسيان است . امام با حسن استفاده از اين فترت و ضعف قدرت سياسي به بسط و اشاعه معارف ديني همت گمارد. گسترش زائد الوصف سرزمين اسلامي و مواجهه اسلام و تشيع با افكار , اديان , مذاهب و عقايد گوناگون اقتضاي جهادي فرهنگي داشت و امام صادق (ع ) به بهترين وجهي به تبيين , تقويت و تعميق « هويت مذهبي تشيع » پرداخت . از عصر جعفري است كه شيعه در عرصه هاي گوناگون كلام , اخلاق , فقه , تفسير و صاحب هويت مستقل مي شود. عظمت علمي امام صادق (ع ) در حدي است كه ائمه مذاهب ديگر اسلامي از قبيل ابوحنيفه و مالك خود را نيازمند به استفاده از جلسه درس او مي يابند. مناظرات عالمانه او با ارباب ديگر اديان و عقايد نشاني از سعه صدر و وسعت دانش امام است . اهميت اين جهاد فرهنگي امام صادق (ع ) كمتر از قيام خونين سيد الشهدا (ع ) نيست .
امام و فقه اسلامي
فقه شيعه اماميه كه به فقه جعفري مشهور است منسوب به جعفر صادق (ع ) است . زيرا قسمت عمده احكام فقه اسلامي بر طبق مذهب شيعه اماميه از آن حضرت است و آن اندازه كه از آن حضرت نقل شده است از هيچ يك از (ائمه ) اهل بيت عليهم السلام نقل نگرديده است . اصحاب حديث اسامي راويان ثقه كه از او روايت كرده اند به 4000 شخص بالغ دانسته اند.
در نيمه اول قرن دوم هجري فقهاي طراز اولي مانند ابوحنيفه و امام مالك بن انس و اوزاعي و محدثان بزرگي مانند سفيان شوري و شعبه بن الحجاج و سليمان بن مهران اعمش ظهور كردند. در اين دوره است كه فقه اسلامي به معني امروزي آن تولد يافته و روبه رشد نهاده است . و نيز آن دوره عصر شكوفايي حديث و ظهور مسائل و مباحث كلامي مهم در بصره و كوفه بوده است .
حضرت صادق (ع ) در اين دوره در محيط مدينه كه محل ظهور تابعين و محدثان و راويان وفقهاي بزرگ بوده , بزرگ شد , اما منبع علم او در فقه نه « تابعيان » و نه « محدثان » و نه « فقها » ي آن عصر بودند بلكه او تنها از يك طريق كه اعلا و اوثق طرق بود نقل مي كرد و آن همان از طريق پدرش امام محمد باقر(ع ) و او از پدرش علي بن الحسين (ع ) و او از پدرش حسين بن علي (ع ) و او از پدرش علي بن ابيطالب (ع ) و او هم از حضرت رسول (ص ) بود و اين ائمه بزرگوار در مواردي كه روايتي از آبا طاهرين خود نداشته باشند خود منبع فياض مستقيم احكام الهي هستند.
احسان زكات نعمتها است و شفاعت و پا درمياني , زكات مقام و منزلت است و بيماريها زكات بدنها است و عفو و گذشت زكات پيروزي است . و آنچه زكاتش پرداخت گرديده تضمين شده است و از دست رفتني نيست .
از كلمات قصار و سخنان حكمت آموز امام صادق عليه السلام
آثار امام صادق (ع ) :
غالب آثار امام (ع ) به عادت معهود عصر , كتابت مستقيم خود ايشان نيست و غالبا املاي امام (ع ) يا بازنوشت بعدي مجالس ايشان است . بعضي از آثار نيز منصوب است و قطعي الصدور نيست .
1 ـ از آثار مكتوب امام صادق (ع ) رساله به عبدالله نجاشي (غير از نجاشي رجالي ) است . نجاشي صاحب رجال معتقد است كه تنها تصنيفي كه امام به دست خود نوشته اند همين اثر است .
2 ـ رساله اي كه شيخ صدوق در خصال و به واسطه اعمش از حضرت روايت كرده است شامل مباحث فقه و كلام .
3 ـ كتاب معروف به توحيد مفضل , در مباحث خداشناسي و رد دهريه كه املا امام (ع ) و كتاب مفضل بن عمر جعفي است .
4 ـ كتاب الاهليلجه كه آن نيز روايت مفضل بن عمر است و همانند توحيد مفضل در خداشناسي و اثبات صانع است و تماما در بحار الانوار مندرج است .
5 ـ مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه كه منسوب به امام صادق (ع ) و بعضي از محققان شيعه از جمله مجلسي , صاحب وسايل (حر عاملي ) و صاحب رياض العلما , صدور آن را از ناحيه حضرت رد كرده اند.
6 ـ رساله اي از امام (ع ) خطاب به اصحاب كه كليني در اول روضه كافي به سندش از اسماعيل بن جابر ابي عبدالله نقل كرده است .
7 ـ رساله اي درباب غنائم و وجوب خمس كه در تحف العقول مندرج است .
8 ـ بعضي رسائل كه جابربن حيان كوفي از امام (ع ) نقل كرده است .
9 ـ كلمات القصار كه بعدها به آن نثرالدرد نام داده اند كه تماما در تحف العقول آمده است .
10 ـ چندين فقره از وصاياي حضرت خطاب به فرزندش امام موسي كاظم (ع ) سفيان شوري , عبدالله بن جندب , ابي جعفر نعمان احول , عنوان بصري , كه در حليه الاوليا و تحف العقول ثبت گرديده است .
همچنين ادعيه امام صادق (عليه السلام ) (الصحيفه الصادقيه و الصادصيه الجامعه ) : مجموعه ادعيه معتبره اي است كه از دو امام بزرگوار پنجم و ششم (عليهماالسلام ) در كتب روايي شيعه وارد شده و دانشگاه امام صادق (ع ) آن را به مناسبت بيستمين سالگرد تاسيس دانشگاه همزمان با ميلاد مسعود نبي اكرم اسلام (ص ) و امام جعفر صادق (ع ) منتشر كرده است .
محمد (ص ) در آيينه تاريخ
... و آنگاه كه عيسي پسر مريم گفت : اي بني اسرائيل بدرستي كه من فرستاده خدايم بسوي شما , تصديق كننده آنچه كه پيش از من بود از تورات و مژده دهنده رسولي كه بعد از من ميآيد با نام او احمد است ...(صف , آيه 6 )
آفتاب , روز جمعه 17 ربيع الاول سال 570 ميلادي مدتي است دميده و كم كم از پشت كوههاي شرق مكه بالا آمده و بر خانه هاي سمت غربي شهر تابيده است ... آمنه در بستر دراز كشيده بود. با ورود عبدالمطلب و برخي از پسران او كه همراه پدر , به ديدنش آمده بودند , ميخواست برخيزد و در بستر بنشيند. عبدالمطلب با اشاره دست او را از اين كار بازداشت و سپس پيش رفت و ولادت نوزاد را به او تبريك گفت .
آمنه با ديدن پدر و برادران شوهرش , به ياد همسرش عبدالله افتاد , دلش فشرده شد و اشك در چشمانش حلقه بست , آهي كشيد و در پاسخ تبريك پدر شوهر , لبخندي زد و تشكر كرد و به چهره كودك دلبندش كه در كنار وي در خواب ناز فرو رفته بود , نگريست ... كودك دستهاي كوچك و زيبايش رامشت كرده و در كنار صورت مليح و گرد خود نگهداشته بود. موهاي تيره رنگش مثل يك دسته سنبل تازه رسته برق مي زد.
عبدالمطلب كنار او آمد و نشست . در چشمهاي پدر بزرگ پير , برق شادماني ديده ميشد. خم شد و در حاليكه مي كوشيد بچه بيدار نشود , گونه هاي چون برگ گل او را بوسيد. معلوم نبود كودك با كدام فرشته سخن مي گفت زيرا همان طور كه پلكهايش را بر هم فشرده و در خواب بود , لبخند شيريني بر لب داشت (... هنگامي كه از شير گرفته شد خدا بزرگترين فرشته از فرشتگانش را شب و روز همنشين او فرمود تا راههاي بزرگواري را پيمود و خويهاي نيكوي جهان را فراهم نمود . نهج البلاغه , خطبه 192 )
روز هفتم ولادت كودك , عبدالمطلب قوچي براي نوه عزيز خود « عقيقه » كرد و با آن ميهماني باشكوهي ترتيب داد كه عموم سران قريش و خاندان بني هاشم , در آن شركت داشتند پس از صرف ناهار , عبدالمطلب كودك را كه در جامه سپيدي پوشانده بودند سردست گرفت و به همگان نشان داد و گفت :
خدا را سپاس مي گزارم كه به ما فرزندي عزيزي عطا فرمود , امروز صبح او را به خانه كعبه بودم و خداي را سپاس گفتم و نام او را « محمد » گذاشتم (مادر رسول خدا پيش از آن نام او را احمد گذارده بود (سيره جلسي , ج 1 , ص 92 به بعد نقل از فروغ ابديت , تاليف آيه الله سبحاني ).
در قرآن نام « محمد » صلي الله عليه وآله و سلم تنها چهار بار آمده است .
محمد نيست مگر پيامبري از جانب خدا كه پيش از او نيز پيامبراني بودند ... (آل عمران , 144 )
محمد پدر هيچ يك از مردان شما نيست ليكن او رسول خدا و خاتم انبيا است ... (احزاب , 40 )
و آنان كه به خدا گرويدند و نيكوكار شدند و به قرآني كه بر محمد(ص ) نازل شد كه البته بر حق و از جانب خدا بود ايمان آوردند خدا از گناهانشان درگذشت و امرشان را اصلاح فرمود . (محمد , 2 )
محمد فرستاده خداست و ياران و همراهانش بر كافران بسيار سخت دل و با يكديگر بسيار مشفق و مهربانند . (فتح , 29 )
2 ـ بنا به روايتي از خود رسول اكرم صلي الله و آله (بحار الانوار , ج 15 , ص 105 ) ذكر اجداد رسول خدا از « عدنان » جد بيستم پيامبر فراتر نبايد رفت ما به پيروي از دستور پيامبر گرامي , اين شجره طيبه را همان تا عدنان , ذكر ميكنيم كه در آن هيچ اختلافي نيست : محمد , عبدالله , عبدالمطلب , هاشم , عبدمنافي , قصي , كلاب , مره , كعب , لوي , غالب , فهر , مالك , نضر , كنانه , خزيمه , مدركه , الياس , مضر , نزار , معه , عدنان .
عبدالمطلب :
دوازده پسر و شش دختر داشت , پسرانش عبارتند از : عبدالله (پدر گرامي رسول خدا(ص ) , ابوطالب , حمزه , عباس , زيبر , حارث (بزرگترين پسر اوست ) حجل , مقوم , ضرار , ابولهب .
هاشم پدر عبدالمطلب , (در يكي از سفرهاي خود به يثرب با سلمي دختر عمر و خزرچي ازدواج كرد و عبدالمطلب تولد يافت او در يثرب نزد مادر خود مانده بود و هنوز پسر نابالغي بود كه هاشم وفات يافت مطلب بن عبدمناف بعد از برادرش هاشم امر مكه و سقايت و مهمانداري حاجيان را به عهده گرفت . مطلب سفري به يثرب كرد و برادر زاده خود را كه اينك بزرگ شده بود با اجازه مادر وي به مكه آورد و چون او را در رديف خويش برشتر سوار كرده بود مردم بي خبر از حقيقت امر گفتند مطلب , بنده اي خريده است ولي مطلب به آنان مي گفت : واي بر شما اين فرزند برادر هاشم است او را به مدينه ميآورم اما از آن روز نام عبدالمطلب بر وي كه نام اصيلش عامر بود , باقي ماند.
وقتي مطلب در يمن وفات يافت عبدالمطلب در مكه بر سروري رسيد و قريش او را به برتري پذيرفتند.
عبدالمطلب خدا را به يگانگي مي پرستيد و از پرستش بت بر كنار بود و سنتهايي نهاد كه بيشتر آنها بعدا در قرآن و در سنت رسول خدا(ص ) آمده است از جمله : وفاي به نذر , پرداخت صد شتر در ديه , حرمت نكاح با محارم , بريدن دست دزد , نهي از زنده بگور كردن دختران , حرمت زنا و...
پيامبر در مورد جد خود فرموده است كه خدا در رستخيز جد من عبدالمطلب را به تنهايي در هيات پيامبران و هيبت پادشاهان محشور خواهد فرمود.
3 ـ عبدالله : پدر گرامي حضرت رسول اكرم (ص ) فرزند عبدالمطلب , مادرش فاطمه دختر عمر وبن عائدبن عمران بن مخزوم ...
وي از 24 سالگي با آمنه دختر وهب بن عبدمناف ازدواج كرد و آمنه پيامبر را از او به روايت كليني (صاحب كتاب اصول كافي ) در ايام تشريق (يازده , دوازده , سيزده ذي الحجه ) يكسال پس از آنكه عبدالمطلب براي آزادي عبدالله از كشته شدن صد شتر فديه داد... در خانه اي واقع در نزديكي جمره وسطي متعلق به شوهرش عبدالله باردار شد و سپس در خانه اي واقع در شعب ابي طالب پيامبر را به دنيا آورد. (پيامبر اين خانه را به عقيل بن ابي طالب بخشيده بودند و فرزندان او بعدها آنرا به محمد بن يوسف ثقفي برادر حجاج بن يوسف فروختند.مادر هارون الرشيد بعد آن را مسجد كرد).
عبدالله در بيست و پنج سالگي در بازگشت از سفر شام , در خانه اي از خانه هاي بني النجار (دائي هاي پدرش ) معروف به دارالنابغه , بنا به مشهور پيش از ولادت پيامبر وفات يافت .
با استفاده از :
1 ـ داستان پيامبران , علي موسوي گرما رودي , انتشار قدياني , چاپ يازدهم 1379
2 ـ نهج البلاغه , ترجمه دكتر سيد جعفر شهيدي , انتشارات علي فرهنگي , چاپ دهم 1376
3 ـ ترجمه قرآن , استاد مهدي الهي قمشه اي
محمد فرستاده خداست و او و ياران و همراهانش به كافران بسيار سخت و با صلابت , و با يكديگر بسيار مشفق و مهربان هستند (قرآن كريم )
مالك بن انس پيشواي مشهور اهل سنت درباره امام جعفر صادق (ع ) مي گويد : « بهتر از جعفر بن محمد , هيچ چشمي نديده , هيچ گوشي نشنيده , و در هيچ قلبي خطور نكرده است »