نصرالله مرداني از شعراي متعهد و دردآشناي دوران معاصر است . وي
كه به غزلسراي حماسي مشهور بود از آغاز انقلاب اسلامي ايران طبع موزون
خود را در خدمت ارزشهاي اسلامي انقلاب و دفاع مقدس و نيز مدح و
منقبت اهل بيت عليهم السلام به كار گرفت . از آثار او مي توان « خون نامه
خاك » , « ستيغ سخن » , « آتش ني » , « قيام نور » , « سمند صاعقه » , « چهارده
نور ازلي » , « شهيدان شاعر » , « منظومه شهادت » و نيز تصحيح ديوان حافظ
نام برد . وي در اسفند 82 پس از بازگشت از حرم حسيني در كربلا دارفاني را
وداع گفت .
اي بارقه ي پاكي مهر از تو شكوفا شد
تو معني لولاكي هستي ز تو پيدا شد
تولم يزلي بودي نور ازلي بودي
هم راز علي بودي آدم ز تو گويا شد
مي آمده مست از تو سرمستي هست از تو
در صبح الست از تو گل غنچه ي دل واشد
اي چشمه ي زاينده در جاري آينده
هستي ز تو پاينده عالم ز تو برپا شد
خوش بو شده گل با تو انديشه ي كل با تو
اي ختم رسل با تو عشق آمد و شيدا شد
روييده گل از نامت وز خرمي كامت
بازمزم پيغامت رود آمد و دريا شد
تو از من و ما دوري سرمنزل منظوري
در وادي شب نوري روشن ز تو سينا شد
بوي احدي بويت خوي صمدي خويت
خورشيد دل از رويت سر برزد و زهرا شد
آيين درخشانت گل خانه ي قرآنت
پيمانه ي پيمانت پويايي فردا شد
نصرالله مرداني

|
باده در مينا
|

علامه اقبال لاهوري فيلسوف و متفكر نوانديش جهان اسلام در پنجاب
هند به دنيا آمد. وي در رشته فلسفه تحصيل نمود و در همان حال به فراگيري
زبان فارسي و عربي پرداخت . وي با بسياري از فلاسفه ي نامدار عصر خود
آشنايي داشت و رساله ي دكتراي خود را با عنوان « سير فلسفه در ايران »
تدوين نمود. اقبال كه صاحب آثاري در زمينه فلسفه مي باشد بيشتر اشعار
خود را به فارسي سرود. وي كه در فعاليت هاي سياسي نيز شركت داشت
پيشنهاد جدايي از هند و تشكيل دولت پاكستان را مطرح ساخت و به پدر
معنوي پاكستان معروف شد.
اقبال از پيشتازان دعوت به وحدت امت اسلامي بود و همواره مسلمانان
جهان را به اتحاد و برادري براي مقابله با توطئه هاي دشمنان اسلام توصيه
مي كرد.
اي ظهور تو شباب زندگي
جلوه ات تعبير خواب زندگي
اي زمين از بارگاهت ارجمند
آسمان از بوسه ي بامت بلند
شش جهت روشن زتاب روي تو
ترك و تاجيك و عرب هندوي تو
از تو بالا پايه ي اين كائنات
فقر تو سرمايه ي اين كائنات
در جهان شمع حيات افروختي
بندگان را خواجگي آموختي
بي تو از نابودمندي ها خجل
پيكران را اين سراي آب و گل
تادم تو آتشي از گل گشود
توده هاي خاك را آدم نمود
ذره دامن گير مهر و ماه شد
يعني از نيروي خويش آگاه شد
تا مرا افتاد بر رويت نظر
از اب و ام گشته اي محبوب تر
عشق در من آتشي افروخته است
فرصتش بادا كه جانم سوخته است
ناله اي مانند ني سامان من
آن چراغ خانه ي ويران من
از غم پنهان نگفتن مشكل است
باده در مينا نهفتن مشكل است
مسلم از سر نبي بيگانه شد
باز اين بيت الحرم بت خانه شد
اقبال لاهوري

|
نظر اول
|

نظر به سال روز ميلاد باسعادت حضرت ختمي مرتبت , برگزيده ي خلق
خدا محمدمصطفي (ص ) و در سالي كه به نام نامي آن بزرگوار نام گذاري
شده , و با توجه به تبليغات منفي رسانه هاي غربي بر ضد اسلام و شخص
پيامبراكرم (ص ) , اين صفحه به صورت ويژه اختصاص به ايشان يافته و
متون و اشعار آن به عطر دلكش حضرتش معطر مي باشد.

|
خيز بگو مطربالله
|
جامه سيه كرد كفر , نورمحمد(ص )رسيد
طبل بقا كوفتند , ملك مخلد رسيد
روي زمين سبز شد , جيب دريد آسمان
باردگر مه شكافت , روح مجرد رسيد
گشت جهان پرشكر , بست سعادت كمر
خيز كه باردگر , آن قمرين ضد رسيد
دل چو سطرلاب شد , آيت هفت آسمان
شرح دل احمدي , هفت مجلد رسيد
چند كند زير خاك , صبر روان هاي پاك
هين زلحد برجهيد , نصر مويد رسيد
دوش درا ستارگان , غلغله افتاده بود
كز سوي نيك اختران , اخترا سعد رسيد
عقل در آن غلغله , خواست كه پيدا شود
كودك هم كودك است , گر چه به ابجد رسيد
خيز كه دوران ماست , شاه جهان آن ماست
چون نظرش جان ماست , عمر موبد رسيد
رغم حسودان دين , كوري ديو لعين
كحل دل و ديده در چشم مرمد رسيد
از پي نامحرمان , قفل زدم بر دهان
خيز بگو مطربا , عشرت سرمد رسيد
مولانا جلال الدين محمد بلخي

|
زبان انديشه
|
زيبايي اگر كمال در آفرينش است , « هنر » زبان شيواي بيان اين كمال
است . انديشه ي متعالي انسان ها , هم چون حكمت و فلسفه و علم طبيعي , نزد
صاحب فكري گرد هم مي آيد و انديشيده مي شود. آن گاه به قالب كلمات و
عبارات نازل مي گردد و زبان , وظيفه ي انتقال مفاهيم را برعهده مي گيرد. اما
آن چه نيانديشيدني و حس كردني است , به زبان نمي گنجد; گويش خاص
خود را مي طلبد. صورت زيباي يك گل , رايحه ي دل انگيزش و لطافت
حضورش را محمل واژگان تاب حمل ندارد. اين جاست كه شيوه اي ناب
قدم پيش مي گذارد و نه انديشه را , كه « حس » را به ديگري مي رساند و هرچه
نيكوتر , شيواتر و هرچه خالص تر , گوياتر. هنر عين گل را برايت به تصوير
مي كشد; آن گونه كه آن را همان طور كه هست احساس كني . هنر يك كليد
است , كه با گشودن دريچه ي اندرونت به روي ديگران , در اسرار سرشتت
شريكشان مي سازد.
روح انساني , سرشار از معاني و مراتب است ; هرچه بالاتر قابل
عرضه تر. و اين خميرمايه اي است كه از مجراي هنر بايد جاري شود. روح
خالي هنر را به پستي مي كشاند و به نابودي . آن چه هنر رسالت بيانش را
دارد , بايد لايق باشد و آن قدر گوهرين كه هنر از نقلش به خود ببالد.
از سوي ديگر , به نهايت رسيدگان را هم چاره اي جز بيان مطلب با هنر و
هنر بيان مطالب نيست . اين دو لازم و ملزومي تفكيك ناپذيرند كه بدان ها
انسان اوج مي گيرد و متعالي مي شود. فقدان يكي , زوال محتوم ديگري را رقم
مي زند.
از نديدن همين نكته ي ظريف است كه برخي وهن مستعدانه را هنر
مي پندارند و ريش خند شبه هنر را استعداد. كه تاريكي و نازيبايي
انديشه هاي خود را در برابر نور گسترده ي عالم گير برنمي تابند و خشم
مايوس خود را به آزادي هنر مي آويزند و دندان به دندان مي سايند. و چه
اشتباه تكرار شده اي !
« وخداوند , بري است از آن چه به او نسبت مي دهيد. و رسول
راست گويش نيز , و خاندان پاكش »

|
مقام سدره
|
بدان كه حضرت جلت از عنايت بي علت خواجه عليه السلام
را نسبت از آدم و آدميان منقطع مي كند و نسبت او با عامل ] پيامبراكرم (ص ) [
نبوت و رسالت درست مي كند كه « ماكان محمد ابااحد من رجالكم » (احزاب
33 ) محمد نه از شما و عالم شما بود , و لكن رسول خدا و خاتم انبيا بود .
همه ي عالم را از نور او روشنايي است , او را با آب وگل چه آشنايي است
آدم طفيل محمد بود , تو مپندار كه محمد طفل آدم بود.
تا ظن نبري كه ما ز آدم بوديم
كان دم كه نبود آدم آن دم ما بوديم
بي زحمت ع وش وق و گل و دل
معشوقه و ما و عشق همدم بوديم
خواجه عليه السلام مي گفت : مالي و للدنيا انما مثلي كمثل راكب في يوم
صائف فنزل واستراح في ظل شجره ثم ركب وراح . من از كجا و دنيا از كجا
من آنم كه در مقام سدره هرچه در خزانه ي غيب بود از جواهر ملك و
ملكوت جمله بر من عرضه كردند. به گوشه ي چشم همت به جمله
بازننگريستم كه اذ يغشي السدره ما يغشي مازاغ البصر و ما طغي » (نجم 53 )
اين كه شنيده اي كه خواجه را سايه نبود راست است زيرا كه از يك
وجه , خواجه آفتاب بود كه « وداعيا الي الله باذنه و سراجا منيرا »
(احزاب 33 ) و آفتاب را سايه نباشد و از وجهي ديگر خواجه را سايه نبود
كه خواجه خود سايه ي حق بود كه السلطان ظل الله في الارض و سايه را
سايه نباشد. چون سروكار او با خلق بودي آفتاب نوربخش بودي . خلق اولين
و آخرين را از پرتو نور محمد آفريدند و چون با حضرت عزت افتادي
سايه ي آن حضرت بودي تا هر كه خواستي كه در حق گريزد در پناه دولت او
گريختي « ولاتطردالذين يدعون ربهم باالغداده والعشي يريدون وجهه »
(انعام 6 ) و هر وقت كه با خود افتادي در حق گريختي و از خود بگريختي .
فرمود كه فضلت علي الانبيا بست . مرا بر انبيا فضيلت دادند به شش
چيز : اول آن كه هر پيغمبري را مسجدي معين بود كه نماز در آن مسجد كردي
و جايگاه ديگر نشايستي . چون نوبت به من رسيد همه بساط زمين را از بهر
من مسجد كردند كه هركجا كه من وامت خواهيم نمازبگذاريم . ديگر آن كه
تصرف كيميائي نبوت بدان كمال نبود هيچ كس را كه مال نجس كافران چون
غنيمت شدي حلال و پاك كردي و ديگر آن كه هيچ پيغمبر را از حجاب نفس
به كلي خلاص نداده بودند و نيافته بودند تا به شفاعت ديگري بپردازند بلكه
جمله نفس نفس زنند و ديگر آن كه قوت و شوكت هر يك از انبيا چندان بود
كه چون در مقابل خصم افتادندي دفع خصم بكردندي و لكن چون خصم
دورتر افتادي او را هزيمت نتوانستندي كرد و ديگر آن كه قوت نبوت چندان
بود كه هر كس را در حال حيوه رهبري امت كند بعد از ممات به پيغمبري
ديگر حاجت افتادي تا رهبري كند , ولكن چون نوبت نبوت به خواجه
عليه السلام رسيد كه محبوب ازل و ابد بود كيميا نبوت او به كمال قوتي بود
كه تصرف آن چنان نفوذ يافت كه جمله زمين دنيا را كه اقطاع شيطان و
نامنظور رحمان بود خانه ي خدا و مساجد عبادالرحمن گردانيد و ديگر اين
كه هر نبي اي معين بودي براي كاري و فعلي از كيمياگري نور نبوت مقدس
زمين دنيا , و وي را روضه ي اخروي . آري چه عجب كه ختم نبوت بدو
باشد.
برگرفته از مرصادالعباد شيخ نجم الدين رازي

|
خبرهاي ادبي ـ هنري
|
جشن ميلاد مهر در هفدهمين نمايشگاه كتاب
خبرگزاري مهر ـ به مناسبت هفته ي وحدت و ميلاد پيامبراكرم (ص ) و
به واسطه تقارن اين اعياد با هفدهمين نمايشگاه كتاب تهران , مراسم ويژه اي
شامل نمايش كتاب ها , پايان نامه ها , تابلوها و آثار هنري و حجمي مرتبط با
پيامبراسلام (ص ) , انتخاب نويسنده , ناشر و پايان نامه ي برتر با موضوع
پيامبراكرم (ص ) برگزار مي شود. اين مراسم به مدت ده روز و همراه با
مسابقه اي به همين نام در هر روز و در دو سطح كودكان و بزرگسالان صورت
مي پذيرد.
مسابقه مقاله نويسي شخصيت زن از نگاه پيامبر اسلام
ايرانيوز ـ خانه فرهنگ نور به مناسبت نام گذاري سال 85 به نام
پيامبرعظيم الشان اسلام , اقدام به برگزاري مسابقه مقاله نويسي تحت عنوان
تبيين شخصيت زن از ديدگاه پيامبراكرم (ص ) نموده است . اين مسابقه در
قالب موضوعات « نگرش جامعه به زن , احياي حقوق زن در جامعه , نقش
زن در صحنه هاي گوناگون اجتماع و ضوابط و شرايط حضور زنان در
اجتماع » برگزار مي شود و علاقه مندان مي توانند مقاله ي خود را درباره يكي
از موضوعات يادشده تا پايان خردادماه سال جاري به نشاني بلوار آيت الله
كاشاني , بعد از ميدان نور , جنب شهر كتاب ارسال نمايند.
برپايي نمايشگاه نگارگري در نگارخانه سعدآباد
به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان در اين نمايشگاه آثاري از مينياتور و
نگارگري ايراني از دوره قاجار تاكنون به نمايش گذاشته مي شود. اين
نمايشگاه از 25 فروردين تا هفتم ارديبهشت در نگارخانه سعدآباد برپاست .
قدرداني از مجيد مجيدي به خاطر انصراف از جشنواره فيلم
دانمارك
به گزارش شبكه خبر دانشجو , دانشجويان دانشگاه پيام نور اصفهان در
اقدامي نمادين از مجيد مجيدي , به خاطر انصراف از جشنواره فيلم « نات »
دانمارك قدرداني كردند و آن را عملي را در جهت اصول انقلاب و اسلام
دانسته و ستودند. مجيد مجيدي كه قرار بود با فيلم بيد مجنون در اين
جشنواره شركت كند , طي نامه اي به دليل اعتراض به توهين نشريات
دانمارك به پيامبراكرم از شركت در اين جشنواره انصراف داد.
نمايشگاه خوش نويسي « كلام جاودانه صلوات » در مشهد
خبرگزاري ايسنا ـ نمايشگاه خوشنويسي « كلام جاودانه صلوات » كه به
آثار علي اكبر اسماعيلي قوچاني اختصاص دارد در نگارخانه ي اشراق حوزه
هنري استان خراسان برگزار مي شود. اين نمايشگاه همزمان با ميلاد حضرت
ختمي مرتبت (ص ) گشايش مي يابد و تا 3 ارديبهشت ماه از ساعت 9,30
الي 11,30 و 16,30 الي 19 برپا مي ماند .
متن درسي فيلم نامه ي بچه هاي آسمان در دبيرستان هاي ژاپن
تدريس مي شود
ايسكانيوز ـ فيلم نامه ي بچه هاي آسمان اثر مجيد مجيدي به عنوان يكي
از متون درسي كتاب آموزش زبان انگليسي دوره دبيرستان در ژاپن انتخاب و
استفاده شده است . اين فيلم نامه تحت عنوان يك جفت كفش و در ده صفحه
همراه با عكس هايي از اين فيلم به چاپ رسيده است .

| | | |
|
|
|