روزنامه جمهوري اسلامي 22/01/1385 صفحه سرمقاله
چراغ سبز به تروريست ها


بسم الله الرحمن الرحيم
مي گويند كلاغ ماده وقتي مي خواهد جوجه خود را كه در سياهي و بدهيبتي , شهره آفاق است صدا كند او را « قناري » مي نامد و دائما قربان صدقه او رفته و از او به زيبايي و تحسين ياد مي كند. شايد از اين روست كه در برخي ولايات , نام فرد كچل را « زلفي گل » مي گذارند. از فكاهيات دوران ما نيز يكي اينست كه در سرزمين مصر كسي بر تخت فراعنه تكيه زده كه نام « مبارك » را يدك مي كشد كه اگر بخواهيم 10 نفر را در رديف « نامبارك » ترين سياستمداران جهان نام ببريم , قطعا او را در زمره آن ها خواهيم يافت .
فرد مذكور در مصاحبه با شبكه تلويزيوني العربيه كه به موضعگيري ضد شيعي معروف شده , درباره اوضاع عراق گفت : عراق در حال حاضر جنگ داخلي را تجربه مي كند و خروج آمريكائيها در شرايط كنوني مصيبت بار است چرا كه باعث گسترش دايره خشونت خواهد شد. وي سپس ادعا كرد كه جمهوري اسلامي ايران در جستجوي گسترش نفوذ خود در منطقه است و از اين نفوذ براي دخالت در امور داخلي عراق استفاده مي كند . حاكم 78 ساله مصري در ادامه گفت : با هشدار نسبت به گسترش نفوذ ايرانيان بر خاورميانه , شيعيان در منطقه بيش از اينكه تابع كشور خود باشند , تابع ايران هستند.
اين اظهارات غيراصولي و بي منطق از چند جنبه قابل بررسي است : نخست آنكه اين سخنان از فردي صادر مي شود كه به گواهي تاريخ از عاملين اصلي بدبختي و فلاكت مردم عراق است . مردم عراق فراموش نكرده اند كه مبارك در تاريك ترين دوران كشورشان از حاميان اصلي رژيم جنايتكار صدام بود و همواره اين جنايتكار را در كشتار ملت عراق و جنگ عليه ايران حمايت مي كرد. كيست كه نداند صدام با حمايت هاي مالي و سياسي اعراب منطقه بويژه رژيم هاي مصر و اردن توانست جنگي را در منطقه و عليه همسايه مسلمان عراق برافروزد كه سالها منابع انساني كشورهاي اسلامي را به تباهي كشانده و چرخهاي اقتصادي صنايع نظامي كشورهاي غربي را به حركت درآورد ! هشت سال جنگ تحميلي صدام عليه ملت هاي ايران و عراق نتيجه دخالتهاي مزدوراني همچون شاه حسين اردني و نامبارك مصري بود كه با سفرهاي مكرر به بغداد , همپالگي قديمي خود و جنايتكار امروز را تشويق به جنگ افروزي و مسلمان كشي مي كردند , ولي امروز با وارونه كردن پوستين , همچون هنرپيشه هاي هاليوودي داعيه دار حمايت از مسلمانان و منافع ملت عراق شده اند.
قطعا براي كسي كه رويارويي علني با مسلمانان را از سياستهاي اصلي و رسالت هاي بنيادين خود مي داند و براي مسلمان كشي و انداختن فرش قرمز زير پاي آمريكا و رژيم صهيونيستي در منطقه معروف شده , چنين اظهاراتي دقيقا از همان عجايب روزگاران ماست .
رئيس رژيم حاكم بر مصر با بيش از دو دهه تلاش براي دوركردن مردم مصر از هويت و اصالت فرهنگي و مذهبي خويش و همچنين نوكري براي آمريكا و صهيونيستها بزرگترين خيانت را در حق ملت مسلمان مصر و جهان اسلام مرتكب شده و اين چيزي نيست كه با سخنان عوامفريبانه به بوته فراموشي سپرده شود , زيرا پرونده سياسي مبارك آنچنان مملو از فعاليت هاي نوكرمابانه براي آمريكا و واردكردن رژيم هاي عرب به چرخه برقراري رابطه با رژيم صهيونيستي است كه با هيچ سفيد كننده اي هم پاك نمي شود.
مبارك در تاريخ و در ميان مردم مصر و ملتهاي مسلمان به عنوان وارث پيمان ننگين كمپ ديويد و عادي ساز روابط با رژيم صهيونيستي شناخته مي شود. مردم مصر اين پيمان را سرآغاز ذلت خود و اعراب در برابر رژيم صهيونيستي مي دانند كه نه تنها صلحي را براي منطقه به ارمغان نياورد بلكه صهيونيستها را در ادامه مسير سلطه از نيل بر فرات , گستاخ تر و شرورتر از قبل كرد. متاسفانه به خاطر همين عملكرد سياه رژيم مبارك عليرغم آن كه مصر در روزگاراني دروازه اسلام بود , اكنون به دروازه آمريكائيها و صهيونيستها تبديل شده و اين رژيم به عنوان عامل صهيونيستها و دلال آنها در منطقه و در جهان اسلام عمل مي كند.
نكته دوم آنكه سخنان مبارك صرفا در راستاي اظهارات كينه توزانه سال گذشته پادشاه تازه كار اردن عليه شيعيان مي باشد كه نسبت به تشكيل هلال شيعي در منطقه سخن گفت و ضمن هشدار به اعراب , زمينه فعاليتهاي تروريستي عليه شيعيان عراق را فراهم كرد. مصاحبه اخير مبارك با شبكه ضدشيعي العربيه نيز در واقع به عنوان يك چراغ سبز به تروريستها در گسترش بخشيدن جنايات عليه شيعيان است كه اين روزها در عراق تشديد شده است . بنظر مي رسد مبارك پس از 24 سال زمامداري در مصر و دلالي براي آمريكائيها اكنون كه به مراحل بازنشستگي نزديك شده به عنوان يك مهره سوخته در جريان يك بازي خطرناك ماموريت يافته تا در برنامه هاي ضدشيعي آمريكا در منطقه ايفاي نقش كند.
آمريكائيها معتقدند اجراي اين ماموريت از دست افراد سرسپرده اي مثل مبارك برمي آيد كه در نهايت وابستگي بسر مي برند و ضمنا آبرويي هم براي از دست دادن ندارند ولي ملتهاي مسلمان به آنچنان درجه اي از آگاهي رسيده اند كه تشخيص دهند اولا : تاريخ مصرف حكومتهايي از قبيل رژيم مبارك به سرآمده و اين رژيم ها عليرغم همه خوش خدمتي هايشان براي واشنگتن و تل آويو به پايان عمر خود رسيده اند كه نتايج انتخابات سال گذشته مصر نيز بر اين امر مهر تاييد مي زند. ثانيا : تحولات منطقه بر اين نكته صحه گذاشته كه ملتهاي مسلمان از آنچنان قدرت و درايت سياسي براي تشخيص منافع و مصالح خود برخوردار شده اند كه اعتنايي به سخنان افراد وابسته اي همچون مبارك نداشته و راه خود را در بيرون راندن اشغالگران و نوكران آنها ادامه دهند.