روزنامه جمهوري اسلامي 21/01/1385 صفحه عقيدتي
تشخص اجتماعي و نقش تلاش و ابزار




هميشه در عالم خيال سير مي كرد. خودش را كسي مي يافت . دوست داشت نزد اين و آن خودي بنمايد. به يك نفر و دو نفر هم بسنده نمي كرد , هر كه را مي يافت از خودش و دانش و توانايي هايي كه نداشت تعريف مي كرد!
دلش مي خواست به « شهرت » برسد , ولي چيزي در چنته نداشت و خودش هم مي دانست ! با اين وصف در تب و تاب نام آوري و شهير و معروف شدن مي سوخت و آرام و قرار نمي يافت .
وقتي او را ديدم آثار بي ميلي از ديدار من در چهره اش نمايان شد. بعد از سلام و احوالپرسي چيزي گفت كه انگيزه بي ميلي اش را از ديدار من مشخص كرد :
باز شروع نكني ها! ديگر دلم نمي خواهد نصيحت بشنوم .
لبخندي زدم و گفتم :
چرا از واقعيت فرار مي كني !
راستش را بخواهي , چه واقعيت , و چه غيرواقعيت , دلم نمي خواهد از لاك خودم بيرون بيايم و فكر و خواسته هام را رها كنم .
چرا
سكوت مي كند. بعد مي گويد :
فقط اين را مي دانم كه دلم مي خواهد « جمع » مرا بپذيرد و برايم ارزش قائل شود. دلم مي خواهد به شهرت برسم و همه جا مطرح باشم .
آخر اين كار با توهم و خيال كه جوردر نمي آيد! هر ايده و آرماني با تلاش و وسيله كسب مي شود.
نگفتم باز شروع مي كني !
مگر دروغ مي گويم
نه , ولي .
ولي چي
هيچي , نمي دانم .
سرش را پائين مي اندازد. از من فاصله مي گيرد و در خود فرو مي رود.
من هم او را رها مي كنم و تنهايش مي گذارم . احساس مي كنم گفتني ها را با او در ميان گذاشته ام و تكرار آنها ضرورت ندارد. او بيش از هر چيز به « تفكر » احتياج داشت .
شبيه اين آدمها كم نيستند. بعضي از « ثروت » و « مال » تشخص اجتماعي و شهرت مي جويند , برخي از « علم » و « دانش » , برخي از « رياست » و « مقام » و « ميز » و « عنوان » , و بعضي از « جمال » و « زيبايي » ... ولي هيچ كدام از آنان به « واقعيت » توجه ندارند!
راستي اين آدمها به دنبال چه مي گردند چه چيز كم دارند و به چه چيز مي انديشند
بررسي و تحليل فشرده اين موضوع , پرسش مزبور را پاسخ مي دهد.
ث ث ث
زندگي اجتماعي و فعاليت هاي مستمري كه در عرصه هاي مختلف آن صورت مي پذيرد علاوه برآثار و فوايدي كه متوجه جامعه انساني مي سازد و پيشرفت و تكاملي كه مي آفريند , آثار فردي ارزشمندي نيز بر جاي مي نهد و صاحبان تعهدو كارداني در اثر تلاش و فعاليت هاي پي گير خويش به نتايج قابل توجه اي دست مي يابند.
نتايج حاصل شده از فعاليت در اجتماع دوگونه اند :
الف ـ نتايج « مادي » كه به ميزان تلاش و فعاليت هايي كه با پشتوانه نظم و سامان و آگاهي و بينش همراه باشد , به دست مي آيد و آدمي در پرتو اين حاصل و نتيجه به رفع نيازمنديهاي خود مي پردازد و گشايش و تسهيلات لازم را در زندگي خانوادگي خويش به ارمغان مي آورد.
ب ـ نتايج « اجتماعي » كه خود به دو نوع تقسيم بندي مي شود : نوع اول سود و بهره اي است كه به جمع مي رسد و موجبات رشد جامعه و رفع مضايق و تنگناهاي اجتماعي را فراهم مي آورد.


نوع دوم منزلت و تشخصي است كه صاحبان تلاش هاي مستمر اجتماعي در جمع بدست مي آورند و به اين وسيله اعتبار و مرتبت مي يابند و مورد اكرام واقع مي شوند.
يكي از جلوه هاي تشخص اجتماعي « شهرت » است . شهرت و نام آوري داراي دو جنبه مثبت و منفي است . جنبه مثبت آن عبارت است از نام آور شدن و شهره گشتن در اثر فعاليت هاي سالم و خالصانه و به دور از تمايلات نفساني .
در اين نوع شهرت ونام آوري , شخص از ابتدا هيچ هدف و انگيزه نفساني را دنبال نمي كند و براي به دست آوردن آوازه و مقام و معروف گشتن در جمع فعاليتي را انجام نمي دهد .او كار خويش را مي كند و بدون توجه به نام آوري و شهرت جويي به اهداف خود نزديك مي شود.
وقتي كار و تلاش به طور خالصانه و هدفمند انجام پذيرد و بدون انگيزه هاي نفساني به نتايج لازم برسد , طبيعي است كه فاعل آن به دليل انجام صحيح عمل و استحكام و نفع و بهره اي كه به دنبال مي آورد , به مرور در جامعه معروف و مشهور مي گردد.
اين نوع شهرت , از نوع « شهرت ممدوح » مي باشد و چون بدون انگيزه نفساني بدست آمده , مذموم و نكوهيده نيست .
جنبه منفي شهرت عبارت است از نام آور و شهره گشتن دراثر انگيزه هاي ناصواب و تمايلات نفساني .
اين نوع شهرت از خودخواهي هاي افراطي وانحرافي ناشي مي شود و هيچ انگيزه صحيحي در وراي اين تمايلات , انديشه و عمل شخص را هدايت نمي كند.
شهرت خواهي مثبت وسازنده كه به طور طبيعي در اثر فعاليت هاي سالم و خالصانه اجتماعي به دست مي آيد , بر خلاف شهرت جويي هاي ناصواب , داراي ضابطه و بنيان است . يكي از اين ضوابط كه از اهميت ويژه اي برخودار مي باشد و بدون آن هيچ شهرت و آوازه اي در اجتماع حاصل نمي شود , « ابزار و وسيله » است .
هر حركت و هر فعاليتي متكي به وسيله است . انسان بدون وسيله قادر به تلاش و فعاليت براي تحقق اهداف و آمالي كه در سر مي پروراند نخواهد بود.
اين اصل اساسي و زيربنايي در باره شهرت يابي مثبت و سازنده به همان اندازه قابل توجه است كه در هر حركت و فعاليت سالم و سازنده ديگر موردنظر مي باشد. بدين ترتيب كه انساني كه نام آوري مثبت دراجماع را دوست مي دارد و درصدد تحقق آن است , بايد به اين اصل توجه كند كه بدون ابزار و وسيله صحيح قادر به كسب شهرت سالم نخواهد بود. اين ابزار و وسيله هم « دانش » است و هم « پشتكار » و هم « نظم و سامان » .
ابزار و وسيله ها هرچه باشند از اركان اساسي نيل به هر هدف و مقصود از جمله شهرت جويي مفيد و سازنده به شمار مي روند.
با اين وصف بديهي است كه يكي از مهمترين جلوه هاي جهل و ناداني را بايد در افرادي به وضوح به نظاره نشست كه انتظار دارند بدون وسيله و ابزار به اين هدف نائل آيند!
اين افراد از حكم اوليه عقل و خردكه تحقق هر هدفي را در پرتوبكارگيري و سايل لازم امكان پذير مي داند , سرپيچي مي كنند و درصددند بدون تلاش و وسيله به شهرت اجتماعي دست يابند , و طبيعي است كه اين تفكر چون خلاف عقل و خرد است , محكوم مي باشد.
علاوه بر شهرت اجتماعي كه در صورت انگيزه صحيح و انساني , براي تحقق آن بايد ابزار مورد نياز به كارگرفته شوند , « شرف و بزرگواري » نيز فقط به استخدام درآوردن وسايل لازم تحقق مي يابد.
در اجتماع انساني كم نيستند كساني كه طالب شرف و بزرگواري بدون زحمت و رنج هستند و هيچ تلاش و فعاليتي را بر خويش لازم و ضروري نمي دانندو نابرده رنج خواهان گنج مي باشند.
اين تفكر نادرست به آن دليل كه از پشتوانه « عمل » تهي است و از ابزار و وسايل لازم بهره وري نمي كند , بوجود آورنده ضد ارزشي به نام « لاف زني » و « گزافه گويي » است . زيرا وقتي كسي در جستجوي شرف اجتماعي باشد و در عين حال بدون وسيله و عمل و تلاش انتظار داشته باشد كه به اين هدف و آرزو نائل آيد , طبيعي است كه آنجه حاصل ونتيجه مي دهد , لاف زني است .
لاف زني كه عبارت است از دعوي باطل و دروغگويي , بارزترين خصيصه كساني است كه با آنكه هيچ اثري از فضيلت و شرف اجتماعي در روح و روانشان يافت نمي شود , ادعاي بزرگواري مي كنند و بر سر هر كوي و برزيني خويشتن را مي نمايانند و از مردم انتظار دارند كه در برابرشان كرنش و فروتني كنند.!
گرفتاري بزرگ اين آدمها , جهالت است . زيرا هر خصال نيكو و هر فضيلت و شرفي در پرتو عمل مستمر و سازنده تحقق مي يابد و كساني ه اين اصل طبيعي را پذيرا نمي گردند از بهره گيري و استفاده صحيح از نيروي عقل خويش عاجز و درمانده اند و خلاف انتظار نيست كه در دامان جهل در غلتند و جاهل و نادان نام گيرند.
در تعاليم اجتماعي اسلام هم « شهرت بي وسيله و بيجا » و هم « گزافه گويي فاقد شرف و بزرگواري » , جهل و كم عقلي معرفي مي شوند :
« از دلائل حمق و كم عقلي , شهرت جويي بي وسيله و بيجا , و گزافه گويي و لاف زني بدون داشتن شرف و بزرگواري است . (1 )
اين روايت همچنان كه شهرت بي وسيله وگزاف گويي بدون بزرگواري را نفي مي كند و مذموم و زشت معرفي مي نمايد , ترويج گر هر آوازه و شهرتي است كه وسيله سالم را در خدمت مي گيرد , و نيز هر شرف و عزت اجتماعي كه با عمل و تلاش صحيح قرين وهمراه باشد.

پاورقي :
1 ـ اين روايت از حضرت علي (ع ) است كه دركتاب غررالحكم ثبت و ضبط گرديده است . از اينگونه روايات در متون ديني فراوان يافت مي شود و جملگي بر نقش تلاش و وسيله براي نيل به هر پيروزي و موفقيت در ابعاد و عرصه هاي مختلف زندگي اجتماعي تاكيد دارند و اين موضوع را از بديهيات عقل و خرد سالم معرفي مي نمايند و خلاف اين تفكر و بينش را , نوعي جهل وناداني دانسته و بدين ترتيب صاحبان اين انديشه انحرافي را به بهره وري صحيح از نيروي عقل براي راهيابي به سعادت و پيشرفتهاي اجتماعي ترغيب مي نمايند.
وقتي كار و تلاش به طور خالصانه و هدفمند انجام پذيرد و بدون انگيزه هاي نفساني به نتايج لازم برسد , طبيعي است كه فاعل آن به دليل انجام صحيح عمل و استحكام و نفع و بهره اي كه به دنبال مي آورد , به مرور در جامعه معروف و مشهور مي گردد. اين نوع شهرت , از نوع « شهرت ممدوح » مي باشد و چون بدون انگيزه نفساني به دست آمده , مذموم و نكوهيده نيست
« لاف زني » كه عبارت است از دعوي باطل و دروغگويي , بارزترين خصيصه كساني است كه با آنكه هيچ اثري از فضيلت و شرف اجتماعي در روح و روانشان يافت نمي شود , ادعاي بزرگواري مي كنند و بر سر هر كوي و برزني خويشتن را مي نمايانند و از مردم انتظار دارند كه در برابرشان كرنش و فروتني كنند!
در تعاليم اجتماعي اسلام هم « شهرت بي وسيله و بيجا » و هم « گزافه گويي فاقد شرف و بزرگواري » , جهل و كم عقلي معرفي مي شوند. زيرا هر خصال نيكو و هر فضيلت و شرفي در پرتو عمل مستمر و سازنده تحقق مي يابد و كساني كه اين اصل طبيعي را پذيرا نمي گردند از بهره گيري و استفاده صحيح از نيروي عقل خويش عاجز و درمانده اند و خلاف انتظار نيست كه در دامان جهل در غلتند و جاهل و نادان نام گيرند