
اشاره :
گزارش زير به بررسي نقش سازمان هاي غير دولتي بين المللي
در اوضاع سياسي آفريقا مي پردازد و مشكلات اين گونه سازمان ها را
از ابعاد مختلف نظير مشكلات مالي و ارتباط آن با دولت هاي
افريقايي مورد بررسي قرار مي دهد. با هم پي
مي گيريم :
سازمان هاي غيردولتي تقريبا هم زمان با ورود قدرت هاي
استعماري , حضوري فعال در قاره آفريقا يافتند و در ابتدا به صورت
گروه هاي داوطلب و همچنين هيات هاي مذهبي , به ترويج آئين مسيح
پرداختند. قدرت هاي استعمارگر بيشتر درصدد تقويت ساختارهاي
استمار بودند و توجهي به وضعيت رفاهي و معيشتي بوميان نداشتند ,
درمناطق روستايي و دورافتاده , نمادهاي استعمار چندان حضور
گسترده اي نداشت و به همين جهت گروه هاي داوطلب و مبلغان
مسيحي , حوزه فعاليت خود را در اين مناطق متمركز
نمودند.
تلاش هاي اين گروه ها و نيز مبلغان مسيحي به هيچ وجه در تضاد با
منافع استعماري قرار نداشت بلك بيشتر نقشي مكمل را در جهت
استحكام آن ايفا مي كرد. در بعضي موارد از اين سازمان ها در جهت
سركوب جنبش هاي مردمي و بومي نيز استفاده شد مانند آنچه در كنيا به
هنگام قلعه و قمع جنبش موسوم به « مائومائو » روي داد كه طي آن از دو
سازمان غير دولتي « انجمن زنان كنيا » و همچنين « شوراي مسيحي كنيا »
براي غلبه بر جنبش مزبور كمك گرفته شد.
به مرور بر تعداد و نيز تنوع اين گروه ها افزوده شد و رقابت بين
قدرت هاي اروپايي براي بسط قلمرو استعماري , سبب شد تا تقريبا
تمامي فرق مذهبي مسيحي فعاليت هاي خود را در قاره افريقا به عنوان
يك سرزمين بكر و زرخيز گسترش بيشتري دهند. شماري از تاريخ
نگاران معتقدند كه فعاليت هاي سازمان هاي غير دولتي مسيحي موجبات
تحكيم استعمار را فراهم كرد و بيداري ملل آفريقايي و خيزش استقلال
طلبي تا حد زيادي از پيامدهاي جنگ جهان گير دوم و ورود ايدئولوژي
چپ به عرصه روابط بين الملل ناشي گرديد.
سازمان هاي مذكور باتوجه به پيشينه استعماري خود , در دوران
استعمارزدايي و استقلال طلبي توانستند با منطبق ساختن با شرايط
روز , مانع از زوال در افكار عمومي افريقا شوند. جنگ سرد و رقابت بين
شرق و غرب و همچنين ورود آمريكا به عرصه سياست هاي جهاني و
آفريقا , به عنوان پرچمدار صيانت جهان آزاد از تهاجم كمونيست ,
زمينه جديدي را براي اين سازمان ها در جهت جلوگيري از گسترش
كمونيسم فراهم كرد. سازمان هاي مذكور به مرور رنگ و روي بومي به
خود گرفتند. به اين ترتيب كه ابتدا بوميان بيشتري را در صفوف خود
وارد كردند و سپس عنوان خود را نيز از ريخت استعماري خارج كردند
و عنوان هاي عامه پسندتري را جايگزين ساختند و خود را به عنوان
سازمان هايي كه درجهت كمك به توسعه آفريقا عمل مي كنند معرفي
كردند . از جمله مي توان به سازمان خيريه « كريستين ايد » 1 اشاره نمود
كه جايگزين سازمان هاي مشابه در دوران استعمار گرديد.
در دوران جنگ سرد , گروه دومي از سازمان هاي خيريه در آفريقا
حضور يافتند. اين سازمان ها هيچ گونه سابقه استعماري نداشتند و در
اصل براي كمك به قربانيان و بازماندگان جنگ جهاني دوم ايجاد شده و
به تدريج حيطه فعاليت خود را به آفريقا نيز كشاندند. سازمان هايي مانند
« اكسفام » « نجات كودك » , « اقدام بين الملل » و « طرح بين الملل » از
جمله سازمان هاي دسته اخير محسوب مي شوند كه از آن ها اغلب به
عنوان سازمان هاي غير دولتي بين المللي نيز ياد مي شود و تعداد آن ها در
حال حاضر بالغ بر 25000 سازمان در سطح جهان ارزيابي مي گردد .
در دهه 1970 (دهه 1350 ) با ورود جدي تر ارگان هاي وابسته به
سازمان ملل , بانك جهاني و صندوق بين الملل پول به افريقا ,
سازمان هاي غير دولتي فعال در زمينه هاي مرتبط با برنامه هاي عمران و
توسعه آفريقا در حد وسط ارگان هاي رسمي قرار گرفتند. تحولات واقع
شده در عرصه اقتصاد بين المللي و آسيب پذيرتر شدن كشورهاي در
حال توسعه به ويژه آفريقايي به جهت افزايش بهاي نفت و ساير
توليدات صنعتي مورد نياز و كاهش بهاي صادراتي سنتي كه اغلب به
صورت مواد خام و توليدات كشاورزي بود , سبب افزايش بيشتر
سازمان هاي غير دولتي در آفريقا گرديد به طوري كه طي سال هاي 1978
الي 1988 (1357 الي 1367 ) تعداد اين سازمان ها درشماري از
كشورهاي افريقايي تا حد 134 سازمان افزايش يافت .
اين سازمان ها در ابتدا فعاليت خود بين 8 الي 10 درصد از كل
كمك هاي اعطايي به كشورهاي در حال توسعه را توزيع كردند.
دولت هاي غربي نيز درصدد برآمدند به دلايل خاص خودشان , بخشي از
كمك هاي اعطايي خود را از طريق اين سازمان ها توزيع كنند , به عنوان
نمونه دولت انگليس از طريق « اداره كمك هاي بين المللي » خود 8
درصد از بودجه خود را به سازمان هاي غير دولتي اختصاص داد. دولت
آمريكا نيز تصميم گرفت نزديك به 40 درصد از كمك هاي خود را در
اختيار سازمان هاي غير دولتي بين المللي قرار دهد. تلقي عمومي اين
بود كه به جهت فساد رايج در دولت هاي افريقايي , كمك ها به نيازمندان
حقيقي آن نمي رسد. در نتيجه ظرف دو دهه گذشته حجم كمك هاي
دولتي به اين سازمان ها با افزايش چشمگيري مواجه گرديد.
در اوائل دهه 1970 (دهه 1350 ) كمتر از دو درصد از منابع
سازمان هاي غير دولتي از طريق اهدا كنندگان رسمي تامين مي شد. در
اواسط دهه 1990 (دهه 1370 ) اين ميزان تا حد 30 درصد افزايش
يافت . طي سال هاي 1984 الي 1994 (1363 الي 1373 ) دولت
انگليس ميزان پرداختي هاي خود را به سازمان هاي غير دولتي را تا حد
400 درصد بالا برد و تا سقف 68,7 ميليون پوند افزايش داد .
سازمان هاي غير دولتي بين المللي بخش قابل توجهي از بودجه اداره
كمك هاي بين المللي انگليس را دريافت نمودند . طي سال هاي 1998
الي 1999 (1377 الي 1378 ) رقم پرداختي دولت انگليس به اين
سازمان ها بالغ بر 2,33 ميليارد پوند به ثبت رسيد و طي سال هاي
2001 الي 2002 (1380 الي 1381 ) حجم وجوه پرداختي توسط
دولت انگليس بالغ بر يك ميليارد پوند افزايش يافت و به 3,22 ميليارد
پوند رسيد. ساير كشورهاي غربي مانند استراليا , فنلاند , نروژ و سوئد بر
ميزان پرداختي هاي خود به سازمان هاي غيردولتي افزودند. شايان ذكر
است كه براساس بررسي هاي انجام شده حدود 75 درصد از وجوه
پرداختي به اين سازمان ها صرف هزينه هاي اداري وجاري آن هاي
مي شود.
امكانات و توانايي هاي مالي اين سازمان ها سبب شده تا از نفوذ و
جايگاه برتري نزد نخبگان افريقايي برخوردار شوند. اگر نمايندگان
سازمان هاي غير دولتي بين المللي در كشورهاي خود چندان محلي از
اعراب ندارند , در كشورهاي آفريقايي به عنوان « شخصيت هاي خيلي
مهم » تلقي مي شوند و اغلب دسترسي آساني به بالاترين مقامات
سياسي اين كشورها دارند و در تصميم هاي مهم اقتصادي , طرف رايزني
قرار مي گيرند. آثار روابط نزديك اين سازمان ها با مراكز مهم
تصميم گيري به هنگام اعطاي امتياز بهره برداري از منابع طبيعي و يا
مناقصه هاي دولتي ونظاير آن عيان مي گردد. در اغلب موارد شركت هاي
مورد حمايت اين سازمان ها برنده مناقصه هاي دولتي در كشورهاي
آفريقايي مي شوند. به عنوان نمونه شماري از شركت هاي زيمبابوه كه
براساس قراردادهاي منعقده به بهره برداري از جنگل هاي كنگو اشتغال
داشتند , اغلب توسط سازمان هاي غيردولتي بين المللي به عنوان
نابودكنندگان محيط زيست معرفي مي شدند و سرانجام تعدادي شركت
از آفريقاي جنوبي جايگزين همتايان خود از زيمبابوه شدند و بحث
تخريب جنگل هاي كنگو نيز به دست فراموشي سپرده شد. اين
سازمان ها همچنين در ميزان و نحوه پرداخت كمك هاي مستقيم
كشورهاي اهدا كننده به بودجه ساليانه كشورهاي آفريقايي موثر
مي باشند. در خور ذكر است كه اغلب كشورهاي آفريقايي زير صحرا قادر
به تامين بودجه ساليانه از محل درآمدهاي خود نيستند و كشورهاي
اهدا كننده به طور مستقيم به بودجه اين كشورها كمك مي كنند در مورد
غنا اين ميزان تا حد 40 درصد بودجه ارزيابي مي شود .
امروزه اين سازمان ها به عنوان بخش مهم ماشين توسعه در آفريقا
به شمار مي آيند . تعداد آن ها بالغ بر 3000 سازمان ريز و درشت ارزيابي
مي شود . حدود 100 گروه داوطلب انگليسي در افريقا حضور دارند كه
مدعي داشتن دانش تخصصي در نحوه كار با دولت ها و جوامع آفريقايي
هستند. اين سازمان ها در واقع ادامه دهنده اهدافي به شمار مي آيند كه
پيشتر توسط اسلاف آن ها يعني ميسيونر يا هيات هاي مذهبي و ساير
سازمان هاي داوطلب كه به استعمار اروپا در بسط كنترل ها بر افريقا كمك
كردند , دنبال مي شد.
اين سازمان ها ماموريت خود را در آفريقا را كمك به برنامه هاي فقر
زدايي معرفي مي كنند ولي نكته نمايان در اين است كه تلاش هاي آنان
چندان همخواني با مساعي مردم آفريقا در رهايي از اختناق سياي
اجتماعي و اقتصادي ندارد.
واكنش ها
سازمان هاي غير دولتي مي توانند ايفاگر نقش هايي در راستاي تحقق
آرمان هاي مردم آفريقا نيز باشند و چه بسا كه تعدادي از آنها نيز در
همين جهت قرار داشته باشند ولي ايفاي چنين نقشي مستلزم بازتعريفي
از جايگاه آنان خواهد بود كه از يك موجوديت ميسيونري وابسته به
قدرت امپرياليستي به يك نهاد مردمي و مستقل از ملاحظات سياسي
تغيير ماهيت بدهد.
سازمان هاي غير دولتي بين المللي حيطه فعاليت هاي متفاوتي
دارند و طبعا سازمان هاي مسيحي حضور به مراتب گسترده تري در
افريقا دارند « جامعه سنت ايجيديو » از جمله اين سازمان ها است كه در
تير ماه گذشته ميزبان نشستي آشتي جويانه در رم بين ناسينبه رئيس
جمهوري توگو و « گلكريست المپيو » رهبر مخالفان راديكال اين كشور
گرديد تا با نزديك تر كردن ديدگاههاي طرفين به ايجاد وفاق و آشتي در
كشور كمك نمايد.
شماري از رهبران آفريقايي نسبت به اهداف سازمان هاي غير
دولتي بين المللي ظنين هستند , از جمله ايادما رئيس جمهوري متوفي
توگو. وي آنان را دنبال كشورهاي غربي به شمار مي آرود و معتقد بود كه
در نا آرامي هاي سياسي كشور دست دارند و به مخالفان سياسي كمك
مي كنند. به اعتقاد اين دسته از رهبران آفريقايي , دولت هاي غربي بي
آنكه حساسيتي ايجاد كنند , از طريق سازمان هاي غير دولتي با سهولت
بيشتري به اهداف خود دست مي يابند.
تني چند از تحليلگران سياسي آفريقا نسبت به نقش سازمان هاي
غير دولتي مسيحي بلژيكي در تحريك و دامن زدن به كشتارهاي روندا
ظنين هستند و حتي حوادث دارفور را تا حدي ناشي از تحريكات
سازمان هاي غير دولتي مسيحي تلقي مي كنند.
نخبگان اغلب كشورهاي در حال توسعه نظر چندان مثبتي به
سازمان هاي غير دولتي ندارند. به عنوان مثال سوهارتو رئيس جمهوري
سابق اندونزي معتقد بود كه بخشي از ناآرامي هاي ايجاد شده در ماه مه
1998 (ارديبهشت 1377 ) كه به بركناري وي از قدرت منجر گرديد ,
توسط شماري از سازمان هاي غير دولتي بين المللي طراحي و اجرا شد.
نخبگان سياسي اندونزي استقلال تيمور شرقي و جدايي آن از
اندونزي را در اثر تحريكات سازمان هاي غير دولتي وابسته به كليساي
كاتوليك و دولت پرتغال قلمداد مي كنند و در كل معتقدند كه با زوال
اردوگاه شرق , غرب مي كوشد ميراث باقي مانده از استعمار خود را ولو
اندك هم كه باشد احيا كند. از اين روي علاقمندي جديدي به بقاياي
استعمار پيدا كرد كه تيمور شرقي و همچنين صحراي غربي از جمله آن
تلقي مي شوند كه گر چه سرزمين هاي كوچك و جمعيت اندكي را
دربرمي گيرند ولي احيانا آن ها از جهت منافع دراز مدت غرب , حائز
اهميت به نظر مي رسد.
شمار در خور توجهي از نخبگان در كشورهاي در حال توسعه
معتقدند كه غرب درصدد است از طريق سازمان هاي غير دولتي
بين المللي تغييرات دلخواه خود را در كشورهاي جنوب پديد آورد , زيرا
فقر بستر مناسبي براي حضور و فعاليت اين سازمان هاي ايجاد
مي كند.
نتيجه گيري
گر چه سازمان هاي غير دولتي بين المللي , به عنوان بازيگران
غيررسمي مي توانند بر حسب اقتضاي منافع بازيگران رسمي ايفاگر
نقش هاي متفاوتي باشند , ولي ارائه تحليلي جامع از چند گانگي نقش
آن ها در كشورهاي آفريقايي , مستلزم بررسي ميداني است ولي بازخواني
نشانه هاي موجود حكايت از آن دارد كه وجود ديدگاههاي متضاد از
عملكرد اين سازمان ها , چندان بي محل نيست . قدر مسلم اين است كه
سازمان هاي غير دولتي بين المللي باتوجه به كمك هاي دريافتي از جانب
دولت هاي متبوع خود بايد به عنوان بازوي اجرايي آنان عمل كنند ,
حداقل آن اين است كه در جهت حفظ يا اشاعه ارزش هاي غربي عمل
كنند. مهم توان مديريتي كشورهاي آفريقايي در نحوه برخورد با آن ها
است . از ديد تحليلگران بومي آفريقا , ايفاي نقش هاي سياسي توسط
سازمان هاي غير دولتي بيشتر از ضعف هاي موجود در ديوان سالاري
ناتوان آفريقايي ناشي مي شود. به ميزاني كه دستگاه ديوان سالاري
ناتوان بتواند هوشمندانه عمل كند , به همان ميزان نقش آفريني
سازمان هاي غير دولتي بين المللي نيز منحصر به فعاليت هاي اجتماعي
وعمراني تعريف شده خواهد بود.
دفتر مطالعات سياسي و بين المللي
وزارت امور خارجه
نمايندگان سازمان هاي غير دولتي بين المللي كه در
كشورهاي خود چندان محلي از اعراب ندارند , در
كشورهاي آفريقايي به عنوان « شخصيت هاي خيلي مهم »
تلقي مي شوند و اغلب دسترسي آساني به بالاترين مقامات
سياسي اين كشورها دارند و در تصميم هاي مهم اقتصادي ,
طرف رايزني قرار مي گيرند
آثار روابط نزديك سازمان هاي غيردولتي غربي با
مراكز مهم تصميم گيري به هنگام اعطاي امتياز بهره برداري
از منابع طبيعي و يا مناقصه هاي دولتي ونظاير آن عيان
مي گردد. در اغلب موارد شركت هاي مورد حمايت اين
سازمان ها برنده مناقصه هاي دولتي در كشورهاي
آفريقايي مي شوند
اين سازمان ها در واقع ادامه دهنده اهدافي به شمار
مي آيند كه پيشتر توسط اسلاف آن ها يعني ميسيونر يا
هيات هاي مذهبي و ساير سازمان هاي داوطلب كه به
استعمار اروپا در بسط كنترل ها بر افريقا كمك كردند , دنبال
مي شد
نخبگان سياسي اندونزي استقلال تيمور شرقي و جدايي
آن از اندونزي را در اثر تحريكات سازمان هاي غير دولتي
وابسته به كليساي كاتوليك و دولت پرتغال قلمداد
مي كنند
شمار در خور توجهي از نخبگان كشورهاي در حال
توسعه معتقدند كه غرب درصدد است از طريق سازمان هاي
غير دولتي بين المللي تغييرات دلخواه خود را در
كشورهاي جنوب پديد آورد , زيرا فقر بستر مناسبي براي
حضور و فعاليت اين سازمان هاي ايجاد مي كند

|