روزنامه جمهوري اسلامي 20/01/1385 صفحه مقالات
گستردگي موضوعات نهج البلاغه


نگاهي به گستردگي و تقسيم بندي موضوعات در نهج البلاغه
علاوه بر فصاحت و بلاغت و زيبايي لفظي و آرايش هنري بي نظير در نهج البلاغه , معاني ژرف و مفاهيم والاي نهج البلاغه است كه به اين كتاب بي نظير به در ازاي تاريخ , جاودانگي بخشيده است ; مفاهيم عميقي كه با فطرت انسان گره خورده و از سرچشمه وحي مايه گرفته و از آبشار كلام علي عليه السلام ـ در بستر زمان , بر پهن دشت زندگي انسان ها جريان يافته است .
نهج البلاغه كتاب زندگي , كتاب چگونه زيستن , كتاب چگونه پرستيدن است , كتاب چگونه در پيچ و خم هاي زندگي با مشكلات دست و پنجه نرم كردن است . كتاب مكتبي حركت كردن و ارزشي حكومت كردن است . نهج البلاغه , كتاب زهد است , كتاب عشق است , كتاب جنگ است , كتاب پرستش است , كتاب حكمت و فلسفه است , كتاب سياست و حكومت است , كتاب چگونه استفاده كردن از نعمت هاي دنيا براي زندگي جاودان آخرت است ....
به تعبير استاد فرزانه مرحوم شهيد مطهري :
از امتيازات برجسته سخنان اميرالمومنين ـ عليه السلام ـ كه به نام « نهج البلاغه » امروز در دست ماست ـ اين است كه محدود به زمينه خاصي نيست . علي ـ عليه السلام ـ به تعبير خودش ـ تنها در يك ميدان اسب نتاخته است ; در ميدان هاي گوناگون ـ كه احيانا بعضي با بعضي متضاد است ـ تكاور بيان را به جولان درآورده است . نهج البلاغه شاهكار است اما نه تنها در يك زمينه , مثلا موعظه يا حماسه , يا فرضا عشق و غزل , يا مدح و هجا و غيره , بلكه در زمينه هاي گوناگون . علي ـ عليه السلام ـ سخن را براي خود سخن و اظهار سخن وري ايراد نكرده است . سخن براي او وسيله بوده نه هدف ; او نمي خواسته است به اين وسيله يك اثر هنري و يك شاهكار ادبي از خود باقي بگذارد. بالاتر اينكه سخنش كليت دارد و محدود به زمان و مكان و افراد معيني نيست , مخاطب او انسان است و به همين جهت نه مرز مي شناسد و نه زمان . (1 )
مرحوم سيد رضي گردآورنده نهج البلاغه نيز در مقدمه خويش بر اين كتاب به ابعاد گوناگون سخنان امام ـ عليه السلام ـ اشاره دارد آنجا كه مي نويسد :
و از فضيلت هاي شگفت آور ـ كه علي ـ عليه السلام ـ بدان ممتاز است و در آن بي انباز ـ اين است كه اگر كسي در گفتار او بنگرد كه در پارسايي و موعظت است و در بازداشتن از دنيا و پرداختن به آخرت و بدان ننگرد كه اين فقره ها گفته كسي است كه صاحب قدري است والا , و فرماني است روا , گردن ها در طاعتش خم , و حكمش بر همه مسلم ; بي هيچ گمان آن را سخن زاهدي داند گوشه نشين , و عابدي خلوت گزين , در به روي خود بسته , در گوشه خانه اي به عزلت نشسته , يا از شهر و مردمش بريده و در دل كوهي خزيده , كه جز نفس خود آوازي نشنود , و جز پيكر خودش كسي را نبيند; و هرگز نپذيرد كه اين عبارت ها گفته رزم آوري است كه با تيغ آهيخته در ميدان ستيزد و با دليران درآويزد , سرها بيندازد و تنها به خاك و خون آميزد و از كارزار بازگردد در حالي كه از شمشير او خون روان است , خوني كه از دل كشتگان است , با اين همه در چنين حالي او پيشواي از دنيا گذشتگان است و قدوه برگزيدگان .
اين فضيلت هاي شگفت انگيز و اين ويژگي هاي ظرافت خيز , تنها در او گرد آمده است كه صفت هاي ضد يكدگر را در خود فراهم آورده و ناسازواران را با هم سازواري داده . (2 )
دسته بندي هاي موضوعي نهج البلاغه
برپايه آنچه گفته شد , نهج البلاغه از موضوعات مختلف و ميدان هاي متفاوتي سخن به ميان آورده است , كه در تقسيم بندي موضوعي مطالب آن , تاكنون كتاب هاي گوناگون به رشته تاليف درآمده است . ما براي آشنايي اجمالي خوانندگان گرامي , نمونه هايي از آن را به اختصار مي آوريم .
استاد شهيد مرحوم مطهري در كتاب سيري در نهج البلاغه خويش درباره تقسيم بندي كلمات نهج البلاغه مي نويسد :
مباحث نهج البلاغه ـ كه هر كدام شايسته بحث و مقايسه است ـ به قرار ذيل است :
.1 الهيات و ماورا الطبيعه ; .2 سلوك و عبادت ; .3 حكومت و عدالت ; .4 اهل بيت و خلافت ; .5 موعظه و حكمت ; .6 دنيا و دنياپرستي ; .7 حماسه و شجاعت ; .8 ملاحم و مغيبات ; .9 دعا و مناجات ; .10 شكايت و انتقاد از مردم زمان ; .11 اصول اجتماعي ; .12 اسلام و قرآن ; .13 اخلاق و تهذيب نفس ; .14 شخصيت ها , و يك سلسله مباحث ديگر . (3 )
آن گاه استاد در ضمن مباحث , به توضيح هر يك از موضوعات فوق به اجمال و اختصار مي پردازند.
استاد مرحوم دكتر سيد جواد مصطفوي نيز در كتاب « پرتوي از نهج البلاغه » در مورد تقسيم بندي موضوعي نهج البلاغه مي نويسد :
موضوعات نهج البلاغه از لحاظ اهميت به سه دسته تقسيم مي شوند :
دسته اول : مطالبي كه زياد تكرار شده و با مضامين و عبارت مختلف آمده و در درجه اول اهميت است .
دسته دوم : مطالبي كه كمتر تكرار شده و از نظر اميرالمومنين ـ عليه السلام ـ در درجه دوم اهميت است .
دسته سوم : متفرقات و مطالبي كه تكرار نشده و حضرت روي آنها تكيه نكرده و فقط به صورت اشاره بيان فرموده اند; مانند علم نجوم و...
دسته سوم حدود پنج درصد نهج البلاغه را تشكيل مي دهد و نود و پنج درصد ديگر مربوط به دو دسته ديگر است .
دسته اول شامل ده موضوع است : .1 خداشناسي , صفات جلال و جمال ; .2 نظر جهان و وظيفه انسان در اين جهان ; .3 پيامبر اسلام و اهميت رهبري او; .4 جهاد در راه خدا; .5 سيماي علي در نهج البلاغه ; .6 نقش قرآن در رهبري امت اسلام ; .7 حكومت در اسلام , وظايف حاكم و مردم ; .8 حق و عدالت ; .9 تقوا و پرهيزكاري ; .10 بيت المال و خزانه كشور اسلامي .
دسته دوم : در نهج البلاغه كمتر تكرار شده و شامل دوازده موضوع است : .1 معاصرين حضرت اعم از نيك و بد; .2 درباره علم و دانش ; .3 عبادات , فروع دين ; .4 موقعيت زن ; .5 اهميت وحدت كلمه و زيان اختلاف ; .6 خصلت هاي ناپسند , عجب , تكبر و .... ; .7 اسلام و خصوصيات دين ; .8 ملاحم و مغيبات ; .9 صبر و بردباري ; .10 اصلاح ذات البين ; .11 همسايگان و حقوق آنان ; .12 دستگيري از ايتام و فقرا . (4 )
آن گاه ايشان در نوع تقسيم بندي موضوعي مي نويسند :
روش ديگر اين است كه يكي از موضوعاتي را كه تقريبا شامل همه آن بيست و سه موضوع باشد انتخاب كنيم و آن موضوع « ويژگي هاي حكومت علي ـ عليه السلام ـ است . چون نود و هشت درصد خطبه ها (و نامه ها) در زمان حكومت آن حضرت صادر شده و كلمات قصار را هم نمي دانيم چون مدركي نداريم كه چه وقت صادر شده . بنابراين , اين موضوع تقريبا همه نهج البلاغه را پوشش مي دهد و موضوعي بسيار با اهميت است ; زيرا حكومت آن حضرت با اينكه چهار سال و نه ماه بيشتر طول نكشيد حكومت نمونه اسلامي و حق و عدل بود و در تاريخ زندگي بشر و در ميان حاكمان و واليان ديگر بي نظير بود. ويژگي هايي داشت كه در ساير حكومت ها نبوده است . اين خصوصيات دوازده تاست كه بدين شرح است : اول : آنكه حضرت همواره خدا را در نظر داشت ; دوم : با آزادي كامل و راي صد در صد مردم انتخاب شد....; سوم : به كليه مسايل جامعه و امور جزئي و كلي مردم رسيدگي مي كرد.... چهارم : به مردم آزادي مي داد و آنها را به كاري مجبور نمي كرد , پنجم : با صداقت و صريح اللهجه بود و از شيادي و دغل كاري و دسيسه بازي برحذر بود; ششم : زندگي ساده اي داشت و مانند فقيرترين افراد جامعه زندگي مي كرد; هفتم : حكومت كردن براي او وسيله بود نه هدف ; هدف او اعلاي كلمه حق و پيشرفت اسلام بود; هشتم : عدالت را در حد بسيار بالا رعايت مي كرد; نهم : در تقسيم بيت المال مساوات را رعايت مي كرد; دهم : سنت پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ را ملاك عمل خويش قرار داده بود و پيروي از آن را موجب سعادت مي دانست ; يازدهم : اتلاف وقت نمي كرد و از لحظات عمرش به نفع مسلمين استفاده مي فرمود; دوازدهم : براي رضاي خدا مي جنگيد و هدف توسعه طلبي و افزون خواهي و استعمار و استثمار و خونريزي نداشت , و جنگ هاي آن حضرت ـ كه اكثر عمر حكومتش را در جنگ گذرانيد ـ در اين بخش قابل بررسي است . اينها ابعاد مختلف حكومت علي ـ عليه السلام ـ است كه در گفتار بعد به توضيح آن خواهيم پرداخت . » (5 )
شيخ ثروت منصور هيكل مصري در كتاب خود « هدي و نور من كلام اميرالمومنين ـ عليه السلام ـ » سخنان آن حضرت را در هفت موضوع گردآوري كرده است , بدين ترتيب :
.1 شناسايي خدا; .2 توصيف آفريده هاي زمين و آسمان ; .3 بعثت پيامبران ; .4 جلوگيري از بدعت ها و ياد مرگ ; .5 نكوهش اهل تكبر; .6 تلاش براي دنيا نه دلبستگي به آن ; .7 كلماتي كه به صورت شعر و نثر در زمينه هاي سفارش و اندرز و دعا و مناجات از آن حضرت به جاي مانده است . (6 )
دسته بندي استاد لبيب بيضون
استاد لبيب بيضون نيز در كتاب ارزشمند خود « تصنيف نهج البلاغه » در ابتدا كل نهج البلاغه را در ده باب دسته بندي مي كند , آن گاه با تفكيك سخنان آن حضرت از يكديگر اين ده باب را به 430 فصل و مبحث مي رساند و هر بخش از كلام آن حضرت را در جاي خود قرار مي دهد. ايشان در مقدمه كوتاه خود بر اين كتاب مي نويسند :
به راستي چه دشوار است كتابي همانند نهج البلاغه را ـ كه در آن انبوهي از مفاهيم و معاني و دريايي از افكار وجود دارد ـ بتوان در ابواب و فصول و مباحثي جاي داد.... و من نهج البلاغه را در ده باب اساسي بدين گونه جاي دادم :
اصول دين (عقايد); .2 فروع دين (عبادات و معاملات ); .3 پيشوايي و پيشوايان ; .4 سيره امام علي بن ابي طالب ـ عليه السلام ـ ; .5 حوادثي كه در خلافت امام علي ـ عليه السلام ـ به وقوع پيوست ; .6 سياست كشورداري ; .7 شوون اجتماعي ; .8 انسان و ابعاد مختلف آن ; .9 اندرزها و راهنمايي ها; .10 فهرستي از اخلاقيات پسنديده و خصلت هاي نكوهيده .
آن گاه هر يك از اين ابواب را به چند فصل و هر فصلي را به چند مبحث تقسيم كردم كه تعداد اين مباحث به 430 مي رسد .
سپس ايشان به عنوان مثال در باب اول , اصول دين را به نه فصل زير تقسيم بندي مي كنند : فصل اول : توحيد و شناخت خدا; فصل دوم : پرستش براي خدا; فصل سوم : آفرينش و آفريدگان ; فصل چهارم : عدل الهي و تكليف ; فصل پنجم : قضا و قدر; فصل ششم : نبوت و انبيا; فصل هفتم : قرآن و سنت ; فصل هشتم : اسلام و ايمان ; فصل نهم : معاد و حساب . (7 )
دسته بندي موضوعي به گونه اي ديگر
البته به نظر نگارنده دسته بندي موضوعي ديگري را در مورد مجموعه سخنان آن حضرت به ويژه نهج البلاغه مي توان مورد توجه قرار داد , بدون اينكه مجبور باشيم كلمات آن حضرت را مگر در حد ضرورت قطعه قطعه كنيم . در اين دسته بندي روح كلي حاكم بر كلام امام عليه السلام ـ ملاك تقسيم بندي قرار مي گيرد , بدين صورت كه بيش از دو سوم از سخنان امام ـ عليه السلام ـ مربوط به دوران حكومت آن حضرت و مشكلاتي است كه در برخورد با جريانات انحرافي با آن مواجه بودند. اين بخش را مي توان بدين شكل دسته بندي كرد :
.1 موضوع « متقين » : حكومت عدالت خواهانه آن حضرت , شيوه ها و اسلوب حكومت برپايه آرمان ها و ارزش هاي الهي , خطابه هايي كه حضرت در اين رابطه القا فرمودند , دستورالعمل ها و نامه هاي وي به استانداران و كارگزارانشان در بيان آداب چگونگي معاشرت با مردم . كه همه اين عناوين ـ بدون اينكه خطبه ها و نامه ها قطعه قطعه شود ـ تحت عنوان متقين آورده مي شود.
.2 موضوع « غاصبين » : دوران بيست و پنج ساله سكوت و خانه نشيني آن حضرت , سخنان مربوط به ماجراي سقيفه , موضع گيري هاي آن حضرت در زمان حكومت عمر و ابوبكر جريان شوراي شش نفره و مواضع آن حضرت در زمان خلافت عثمان و سخناني كه از آن حضرت در نهج البلاغه و جاهاي ديگر در اين ارتباط آمده است .
.3 موضوع « ناكثين » : سخنان و نامه هاي حضرت در اين زمينه و در مورد جنگ جمل و پي آمدهاي آن .
.4 موضوع « قاسطين » : افشاگري و روشنگري هاي آن حضرت در مورد معاويه و حزب مرموز اموي و نفوذ آنان در دستگاه خلافت اسلامي , و نامه هاي مكرر آن حضرت به معاويه , جنگ صفين و پي آمدهاي آن .
.5 موضوع « مارقين » : جريان خوارج و چگونگي شكل گيري آنان , روشنگري ها و سخنان آن حضرت در مذاكرات و گفتگو با آنان , شعارها و عملكرد خوارج و اصول برخورد با تفكر , شعارها و عملكرد آنان ; جنگ نهروان و پي آمدهاي آن .
.6 موضوع « ساكتين » : افرادي كه خود را از صحنه هاي سياسي ـ اجتماعي بركنار مي دانستند و به علي و معاويه كاري نداشتند و ورود در اين مسائل را فتنه مي ديدند; ريشه يابي اين تفكر و سخنان آن حضرت در مورد اين جريان .
علاوه بر اين شش موضوع , ساير سخنان و نامه ها و كلمات كوتاه آن حضرت را مي توان در موضوعات زير جاي داد :
.7 اصول دين و عقايد : سخنان مربوط به ذات ربوبي خداوند متعال و صفات جلال و جمال او , آفرينش جهان و موجودات , جايگاه فرشتگان , عالم پس از مرگ , قيامت , داستان پيامبران و....
.8 مواعظ و اخلاق : نكوهش دنيا و دنياخواهي و مقام پرستي , نكوهش خصلت هاي ناپسند , نظير بخل , حسد , تكبر و.... توجه دادن انسان ها به ابعاد معنوي و فلسفه وجودي و مبدا پيدايش خويش و اندرزهاي مربوط به حكمت عملي در زندگي .
.9 اشعار , ادعيه و مناجات هاي كوتاه و بلند آن حضرت .
.10 روايات فقهي و فلسفه احكام : سخنان مربوط به نماز , روزه , حج و.... و قضاوت هاي آن حضرت .
.11 ملاحم و مغيبات : پيش بيني ها و پيشگويي هاي آن حضرت در مورد حوادث و مشكلات پس از خود , بشارت به آمدن حضرت مهدي (عج ) و...
اين شيوه تقسيم بندي براي پژوهش در نهج البلاغه و تدريس موضوعي آن بسيار راهگشا خواهد بود. از سوي ديگر , چون غرض مرحوم سيد رضي در گردآوري نهج البلاغه ـ همان طور كه خود نيز در مقدمه نهج البلاغه يادآور مي شود(7 ) تنها گردآوري سخنان آن حضرت در سه محور « خطبه ها » , « وصايا و نامه ها » و « كلمات قصار » آن حضرت بوده و ترتيب ديگري را رعايت نكرده اند لذا كسي كه براي مطالعه , نهج البلاغه را مي گشايد و از ابتدا شروع به خواندن مي كند , با موضوعات بسيار پراكنده اي روبه رو مي شود و در هر خطبه مساله جديدي را مي يابد. و با تنظيم موضوعي سخنان آن حضرت با توجه به روح حاكم بر كلام بدون تقطيع آن , تا حدودي اين مشكل را مي توان برطرف نمود . (8 )
1 ـ سيري در نهج البلاغه , ص .31
2 ـ نهج البلاغه , از مقدمه شريف رضي .
3 ـ مرتضي مطهري , همان , ص .31
4 ـ پرتوي از نهج البلاغه , ص 14 با تلخيص .
5 ـ همان , ص 15 ـ.18 ايشان در پنج مقاله بعدي خود ـ كه پياده شده چند جلسه درس ايشان بوده است ـ يعني تا صفحه 134 به توضيح اين ويژگي ها پرداخته اند.
.6 ر . ك : نهج البلاغه و گردآورنده آن , انتشارات بنياد نهج البلاغه , .182
.7 ر . ك : لبيب بيضون , تصنيف نهج البلاغه , چاپ دوم , دفتر تبليغات اسلامي , 1408 ق .
8 ـ مرحوم سيد رضي در مقدمه نهج البلاغه مي نويسد : .... به توفيق خدا به كار پرداختم و نخست خطبه هاي اعجاب انگيز , پس نامه هاي دلاويز , سپس سخنان كوتاه حكمت آميز را فراهم ساختم , و براي هر يك بابي گشودم و در هر باب برگ هايي افزودم تا آنچه تاكنون در نظرم نيايد و در آينده به دست آيد در آن جاي دهيم ...
9 ـ نگارنده به هنگام تدريس نهج البلاغه از اين دسته بندي بسيار سود برده است . و دانش ويژه با پي گيري حوادث و مسائل پيرامون سخن امام ـ عليه السلام ـ و دنبال نمودن خطبه ها و نامه ها و كلمات قصار به صورت يك رشته به هم پيوسته , به خوبي مي تواند از آن بهره مند شود و آن را در ذهن خود جاي دهد.
يك مبحث از مباحث فوق , يعني موضوع « مارقين » كه برپايه « چهل » سخن از بيانات امام ـ عليه السلام ـ , از نهج البلاغه و غيرنهج البلاغه تنظيم شده و حوادث تاريخي و توضيحاتي مربوط به آن ذيل هر سخن آمده , تحت عنوان « خارجيگري » به چاپ رسيده است , اميدوارم ساير موضوعات نيز با توفيق خداوند متعال در اختيار علاقمندان قرار گيرد.
ثمحمود صلواتي