
علي معصومي (وزوايي )
اگر بخواهيم هر تحليلي را با محور قراردادن « تحليل گر » , تقسيم بندي
كنيم , از يك نظر به دو نوع تحليل دست مي يابيم . نوع اول , تحليلي است كه
بر درك صحيح از واقعيت ها استوار است و همه اجزاي تحليل , مستند بر
واقعيت هاي بيروني است و نفسانيت و بافته هاي خيالي و ذهني تحليل گر در
آن دخالت ندارد و اهداف و خواسته هاي تحليل گر نيز در جهت دادن به
تحليل نقشي ايفا نمي كند. نوع دوم , تحليلي است كه با واقعيت هاي بيروني
كاملا بيگانه مي باشد و آنچه به عنوان تحليل ارائه مي گردد , مملو از عناصري
است كه در خارج ذهن تحليل گر , هيچ استناد و هيچ جايگاهي ندارد و تحليل
مذكور تماما براساس ذهنيات , نفسانيات و اهداف و خواست هاي تحليل گر
شكل مي گيرد. اين نوع تحليل ها , برعكس تحليل هاي نوع اول كه برون گرايانه
و مبتني بر واقعيت هاي بيروني است و به عبارت ديگر , بازتاب واقعيت هاي
بيروني است , نه تنها هيچ تطابقي با واقعيت هاي بيروني ندارد , بلكه بازتاب
واقعيت هاي شخصيت و ذات و رنگ دروني تحليل گر است .
درباره فناوري هسته اي ايران نيز در كل جهان دو نوع تحليل وجود دارد.
تحليل اول مبتني بر واقعيت هاي بيروني است و آن هايي كه تحليل هاي
واقع گرايانه دارند , بر اين باورند كه فناوري هسته اي ايران , نه تنها هيچ
خطري براي صلح جهاني ندارد بلكه عاملي است كه به صلح و امنيت جهاني
و منطقه اي كمك مي كند , زيرا سبب نوعي توازن و تعادل تثبيت كننده
مي شود و كانون هاي فتنه گر را به سكون و پذيرفتن واقعيت ها وامي دارد.
تحليل دوم , تحليلي است كه سردمداران جهان استكبار از موضع
فناوري هسته اي ايران دارند. اين تحليل , بازتاب واقعيت هاي بيروني نيست
بلكه آينه تمام نمايي از ذهن و سرشت شيطاني درون آن ها مي باشد. چون
آن ها از هر چيزي استفاده ابزاري مي نمايند و هر چيزي را به ديده ابزاري
براي زورگويي و سلطه و چپاول ديگران مي نگرند , گمان مي كنند ديگران نيز
همين روحيه و همين اهداف و همين سرشت شيطاني را دارند.
واقعيت اين است كه سردمداران جهان استكبار , نخستين كساني بودند
كه از انرژي هسته اي براي تحميل سلطه خود بهره بردند و كشتارهاي مهيب
و بي سابقه اي به راه انداختند.
چون سردمداران جهان استكبار سرشت ضداخلاقي و رذيلانه و
شيطاني دارند , تاكنون هر تواني كه در زمينه هاي علمي و فني و اقتصادي به
دست آورده اند , از آن ها در راه هاي غيراخلاقي استفاده كرده اند. بنابراين ,
« توان علمي و فني داشتن » نيست كه صلح و امنيت را به خطر مي اندازد و
سبب اعمال و رفتار ضداخلاقي مي شود , بلكه « ذات و نفس شيطاني و
غيراخلاقي داشتن » است كه فتنه ها به بار مي آورد و كشتارهاي هول انگيز را
سبب مي شود , يعني همان چيزي كه سردمداران استكبار در حد وفور آن را
دارند و از هر چيزي استفاده نامشروع و غيراخلاقي و به نفع سلطه خويش
مي نمايند.
امام خميني درباره سرشت شيطاني سردمداران استكبار و استفاده
ضداخلاقي آن ها سلاح هاي مرگبار چنين مي فرمايد :
آن چيزي كه دنيا را تهديد مي كند , سلاحها و سرنيزه ها و موشكها و
امثال اين نيست . آن چيزي كه دارد اين سياره ما را در سراشيبي انحطاط قرار
مي دهد , انحراف اخلاقي است . اگر انحراف اخلاقي نباشد , هيچ يك از اين
سلاحهاي جنگي به حال بشر ضرر ندارد. آن چيزي كه دارد اين انسانها را و
اين كشورها را روبه هلاكت و روبه انحطاط مي كشاند , اين انحطاطهايي است
كه در سران كشورها و در دست به كارهاي اين حكومتها , از انحطاط اخلاقي ,
دارد تحقق پيدا مي كند و همه بشر را دارد سوق مي دهد به سراشيب انحطاط
و نم دانيم كه عاقبت امر اين بشر چه خواهد شد. شما ملاحظه بفرماييد كه
اين سلاحهايي بزرگ مدرن , كه الان در دست ابرقدرتهاست , اين سلاحها در
چه امري از امور كار مي رود آيا براي خير بشر است براي تامين صلح
است , چنانچه مدعي هستند يا براي هلاكت بشر و براي خودخواهيهايي كه
اين سران دارند
اينكه در روايات ما هست كه حب الدنيا راس كل خطبيئه اين يك
واقعيتي است . و اساس حب دنيا هم , ريشه حب دنيا هم حب نفس است كه
آن هم حب دنياست . تمام فسادهايي كه در بشريت پيدا شده است , از اولي
كه بشريت تحقق پيدا كرده است تاكنون و تا آخر , منشاش همين حب نفس
است . از حب نفس است كه حب به جاه , حب به مقام , حب به مال و حب به
همه انگيزه هاي شهواني پيدا مي شود . (صحيفه امام , جلد 16 , ص 161 و
162 )
جهان اسلام چندين قرن پيشتاز علم و فناوري و نوآوري در كل جهان
بود , ولي در تاريخ حتي يك مورد پيدا نمي شود كه مسلمانان از نوآوري هاي
فني و علمي خويش بهره برداري غيراخلاقي كرده باشند. حتي بدترين
حاكمان دوره تمدن اسلامي نيز به دليل بازدارندگي ويژه تعاليم اسلامي ,
استفاده غيراخلاقي از دستاوردهاي علمي و فني خود نكردند; زيرا
مي دانستند اگر چنين كنند , پيش از آنكه ديگران آن ها را سرزنش نمايند , خود
مسلمان ها و خود جامعه اسلامي چنان حاكماني را طرد خواهند
كرد.
البته سردمداران استكبار غرب به خوبي اين مسائل را مي دانند , ولي
آن ها از روزگاري مي ترسند كه شرق اسلامي , توانايي علمي و فني را بر تعالي
اخلاقي كه هميشه از آن برخوردار بوده است , بيفزايد و بازار آن ها را كساد
كند , زيرا جهان غرب اكنون توان دارد , ولي اخلاق ندارد. به همين دليل در
سراشيبي سقوط است . اگر زماني شرق اسلامي , برتوان خود بيفزايد و آن را
به حد قابل قبول برساند , يقينا جهان به سويي مي رود كه هم اخلاق و هم
توان دارد. پيش آمدن چنين وضعيتي است كه براي سردمداران استكبار
غرب كابوس وحشتناكي پديد آورده و آن ها را واداشته است تا از توان يافتن
ايران اسلامي و اوج گرفتن فناوري هسته اي ايران , تحليل هايي كه كاملا
شايسته خود آن ها و با روح شيطاني آن ها مطابق است , ارائه بدهند و جهان
را فريب بدهند.
تحليل سردمداران جهان استكبار از موضوع فناوري
هسته اي ايران دارند , بازتاب واقعيت هاي بيروني نيست بلكه
آينه تمام نمايي از ذهن و سرشت شيطاني درون آن ها
مي باشد. چون آن ها از هر چيزي استفاده ابزاري مي نمايند و
هرچيزي را به ديده ابزاري براي زورگويي و سلطه و چپاول
ديگران مي نگرند , گمان مي كنند ديگران نيز همين روحيه و
همين اهداف و همين سرشت شيطاني را دارند
چون سردمداران جهان استكبار سرشت ضداخلاقي و
رذيلانه و شيطاني دارند , تاكنون هر تواني كه در زمينه هاي
علمي و فني و اقتصادي به دست آورده اند , از آن ها در
راه هاي غيراخلاقي استفاده كرده اند. بنابراين , « توان علمي و
فني داشتن » نيست كه صلح و امنيت را به خطر مي اندازد و سبب
اعمال و رفتار ضداخلاقي مي شود , بلكه « ذات و نفس شيطاني
و غيراخلاقي داشتن » است كه فتنه ها به بار مي آورد و
كشتارهاي هول انگيز را سبب مي شود , يعني همان چيزي كه
سردمداران استكبار در حد وفور آن را دارند و از هر چيزي
استفاده نامشروع و غيراخلاقي و به نفع سلطه خويش
مي نمايند
امام خميني : آن چيزي كه دنيا را تهديد مي كند , سلاحها و
سرنيزه ها و موشكها و امثال اين نيست . آن چيزي كه دارد اين
سياره ما را در سراشيبي انحطاط قرار مي دهد , انحراف
اخلاقي است . اگر انحراف اخلاقي نباشد , هيچ يك از اين
سلاحهاي جنگي به حال بشر ضرر ندارد. شما ملاحظه بفرماييد
كه اين سلاحهايي بزرگ مدرن , كه الان در دست
ابرقدرتهاست , اين سلاحها در چه امري از امور كار مي رود
آيا براي خير بشر است براي تامين صلح است , چنانچه مدعي
هستند يا براي هلاكت بشر و براي خودخواهيهايي كه اين
سران دارند
جهان اسلام چندين قرن پيشتاز علم و فناوري و نوآوري در
كل جهان بود , ولي در تاريخ حتي يك مورد پيدا نمي شود كه
مسلمانان از نوآوري هاي فني و علمي خويش بهره برداري
غيراخلاقي كرده باشند. حتي بدترين حاكمان دوره تمدن
اسلامي نيز به دليل بازدارندگي ويژه تعاليم اسلامي , استفاده
غيراخلاقي از دستاوردهاي علمي و فني خود نكردند; زيرا
مي دانستند اگر چنين كنند , پيش از آنكه ديگران آن ها را
سرزنش نمايند , خود مسلمان ها و خود جامعه اسلامي چنان
حاكماني را طرد خواهند كرد
اكنون جهان غرب توان دارد , ولي اخلاق ندارد. به همين
دليل در سراشيبي سقوط است . اگر زماني شرق اسلامي , بر
توان خود بيفزايد و آن را به حد قابل قبول برساند , يقينا جهان
به سويي مي رود كه هم اخلاق و هم توان دارد. پيش آمدن
چنين وضعيتي است كه براي سردمداران استكبار غرب كابوس
وحشتناكي پديد آورده و آن ها را واداشته است

|
حديث نور
|
تسخير لانه جاسوسي
1358,8,13
همزمان با سالروز تبعيد امام خميني از ايران به تركيه , گروهي از نيروهاي
مسلمان دانشگاهي با نام « دانشجويان مسلمان پيرو خط امام » سفارت آمريكا در
تهران را اشغال كرده و پس از شكستن مقاومت تفنگداران آمريكايي نگهبان
سفارت , جاسوسان آمريكايي را بازداشت كردند. سندهاي بدست آمده از
سفارت به تدريج در بيش از 50 جلد كتاب تحت عنوان « اسناد لانه جاسوسي
آمريكا در ايران » منتشر گرديد.
اشغال سفارت آمريكا كه در فرهنگ انقلاب اسلامي به نام « اشغال لانه
جاسوسي » معروف گرديده است , رسوايي بزرگي براي هيئت حاكمه آمريكا بود.
يك روز پس از اين واقعه دولت موقت آقاي بازرگان با پذيرش استعفا از
سوي امام خميني سقوط كرد. استعفاي شتابزده رئيس دولت موقت به اين اميد
مطرح شده بود كه امام خميني واكنش نشان داده و دانشجويان را براي تخليه
محل اشغال شده تحت فشار قرار دهد اما امام خميني بلافاصله استعفا را پذيرفت
و فرصت را براي حاكميت نيروهاي انقلابي و كوتاه كردن دست محافظه كاراني كه
در مدت كوتاه دولتشان با برخوردهاي ضعيف , ايران را در معرض اغتشاشات
ضدانقلاب قرار داده بودند , از دست نداد.
امام خميني از حركت انقلابي دانشجويان حمايت كرد و آنرا انقلابي بزرگتر
از انقلاب اول ناميد.
ايشان يك روز پس از اشغال لانه جاسوسي آمريكا فرمودند : « و آن مركزي
هم كه جوان هاي ما رفتند گرفتند ـ آنطور كه اطلاع دادند ـ مركز جاسوسي و مركز
توطئه بوده است . آمريكا توقع دارد كه شاه را ببرد به آنجا مشغول توطئه ,
پايگاهي هم اينجا براي توطئه درست كنند و جوانهاي ما بنشينند و تماشا كنند.
باز ريشه هاي فاسد به فعاليت افتاده بودند كه ما هم دخالتي بكنيم و جوانها را
بگوييم كه شما بيرون بياييد از آنجا كه رفتند. »
پذيرش استعفا بازرگان
1358,8,15
به دنبال استعفاي مهندس بازرگان از نخست وزيري , امام خميني ضمن
پذيرش استعفاي ايشان , مسئوليت رسيدگي و اداره امور كشور را به شوراي
انقلاب واگذار نمودند. در بخشي از حكم ايشان آمده است : « چون جناب آقاي
مهندس مهدي بازرگان با ذكر دلايلي براي معذور بودن از ادامه خدمت در تاريخ
58,8,14 از مقام نخست وزيري استعفا نمودند , ضمن قدرداني از زحمات و
خدمات طاقت فرساي ايشان در دوره انتقال , و با اعتماد به ديانت و امانت و
حسن نيت مشاراليه استعفا را قبول نمودم . شوراي انقلاب را مامور نمودم براي
رسيدگي و اداره امور كشور در حال انتقال , و نيز شورا در اجراي امور زير بدون
مجال , ماموريت دارد :
1 ـ تهيه مقدمات همه پرسي قانون اساسي
2 ـ تهيه مقدمات انتخابات مجلس شوراي ملي
3 ـ تهيه مقدمات تعيين رئيس
جمهور. »
ملاقات با نمايندگان كارتر , ممنوع
1358,8,16
به دنبال تسخير لانه جاسوسي آمريكا در تهران توسط دانشجويان پيرو خط
امام و تلاش نمايندگان ويژه كارتر , رئيس جمهور موقت آمريكا به ايران به منظور
ملاقات و مذاكره با مسئولين ايران , امام خميني با انتشار پيامي , سفر آنان به
ايران و گفتگو درباره گروگانهاي آمريكا را ممنوع اعلام كردند. متن پيام امام به
اين شرح است :
« از قرار اطلاع نمايندگان ويژه كارتر در راه ايران هستند و تصميم دارند به
قم آمده و با اينجانب ملاقات نمايند. لهذا لازم مي دانم متذكر شوم دولت آمريكا
كه بانگهداري شاه , اعلام مخالفت آشكار با ايران را نموده است و از طرفي ديگر
آنطور كه گفته شده است سفارت آمريكا در ايران محل جاسوسي دشمنان ما عليه
نهضت مقدس اسلامي است , لذا ملاقات با من به هيچ وجه براي نمايندگان ويژه
ممكن نيست و علاوه بر اين :
1 ـ اعضاي شوراي انقلاب اسلامي به هيچ وجه نبايد با آنان ملاقات نمايند .
2 ـ هيچ يك از مقامات مسئول حق ملاقات با آنان را ندارند .
3 ـ اگر چنانچه آمريكا شاه مخلوع ـ اين دشمن شماره يك ملت عزيز ما ـ را به
ايران تحويل دهد و دست از جاسوسي بر ضد نهضت ما بردارد , راه مذاكره در
موضوع بعضي از روابطي كه به نفع ملت است بازمي باشد. »
قابل ذكر است كه نمايندگان رئيس جمهوري آمريكا , « رمزي كلارك » و
« ويليام ميلر » بودند و در حالي كه به تركيه رسيده بودند و خود را براي سفر به
ايران آماده مي كردند پيام فوق از سوي حضرت امام صادر شد و آنان بدون گرفتن
نتيجه به آمريكا بازگشتند.
پيام كوتاه و مختصر حضرت امام بلافاصله در جهان و رسانه هاي گروهي
بين المللي انعكاس گسترده و كم نظيري يافت .
يادگار امام مرحوم حجت الاسلام والمسلمين آقاي سيداحمدخميني در اين
باره تصريح مي كند : « حضرت امام به محض اطلاع , اعلاميه اي صادر فرمودند و
در آن اطلاعيه , هيات آمريكايي را نپذيرفتند و به همه اعضاي شوراي انقلاب ,
هيات دولت موقت و ساير مسئولين تذكر دادند كه هيچ كس حق ملاقات با اين
هيات آمريكايي را ندارد. نكته قابل توجه در اين اعلاميه آن است كه اين تنها
اعلاميه حضرت امام است كه بدون « بسم الله الرحمن الرحيم » است همانند سوره
برائت در قرآن كريم » .
لانه جاسوسي آمريكا , مركز فساد
1358,8,16
امام خميني در ديدار با گروهي از دانشجويان و با توجه به تسخير لانه
جاسوسي آمريكا در تهران توسط گروهي از دانشجويان بيانات مهمي در رابطه با
عجز آمريكا از دخالت نظامي در ايران ايراد فرمودند.
ايشان در بخشي از سخنان خود فرمودند : « شما مي بينيد كه الان مركز فساد
آمريكا را جوان ها رفته اند گرفته اند , و آمريكايي ها هم كه درآنجا بودند گرفتند , و
آن لانه فساد را به دست آوردند و آمريكا هم هيچ غلطي نمي تواند بكند و جوان ها
هم مطمئن باشند كه آمريكا هيچ غلطي نمي تواند بكند. بيخود صحبت اينكه اگر
, مگر آمريكا مي تواند دخالت نظامي در اين مملكت بكند ] كند [ دخالت نظامي
امكان برايش ندارد. تمام دنيا توجهشان الان به اينجاست مگر آمريكا مي تواند
مقابل همه دنيا بايستد و دخالت نظامي بكند غلط ميكند دخالت نظامي بكند.
نترسيد , نترسانيد... همان طور كه ملت همه ما دشمن شماره اول خودش را امروز
آمريكا مي داند , براي اينكه دشمن شماره اول ما را ـ محمدرضا ـ را برده است
آمريكا نگه داشته است » .

|
|