بسم الله الرحمن الرحيم
سفر ناگهاني و بدون اعلام قبلي وزراي خارجه آمريكا و انگليس به
عراق , بيش از آنكه حرص شديد واشنگتن و لندن را به دخالت در تعيين
دولت دلخواه خود براي بغداد نشان دهد نشانه احساس مالكيت دولتمردان
آمريكائي و انگليسي نسبت به عراق است .
اين سفر كه در ظاهر بدون برنامه ريزي قبلي صورت گرفته , در واقع يكي
از برنامه ريزي شده ترين اقدام آمريكا و انگليس براي هرچه بيشتر محكم
كردن جاي پاي خود در عراق و ماندن دراز مدت در اين كشور است . همين
واقعيت تلخ نشان ميدهد مردان سياسي و مذهبي عراق كه تاكنون سياست
نرمش در برابر آمريكا را پيشه خود كرده اند , مرتكب اشتباهي بزرگ و
تاريخي شده اند كمااينكه دولتمردان ايراني نيز سخت در اشتباهند كه فكر
مي كنند از مذاكره با آمريكا درباره مسائل عراق , طرفي خواهند
بست .
هنگامي كه سيد عبدالعزيز حكيم پيشنهاد مذاكره ايران و آمريكا بر سر
عراق را در هفته پاياني اسفند گذشته مطرح كرد و دولتمردان ايراني نيز آنرا
پذيرفتند , همان زمان راديو آمريكا با گستاخي و تمسخر گفت : از سيد
عبدالعزيز حكيم استفاده ابزاري شده و در برابر اين سخن يك عضو
كميسيون امنيت ملي مجلس شوراي اسلامي ايران كه گفته بود آمريكا براي
نجات خود از باتلاق عراق دست به دامن ايران شده , گفت : ايران براي نجات
خود از باتلاق پرونده اتمي اش ترفند مذاكره با آمريكا را اكنون مطرح كرده
است .
در برابر مخالفت گروه هاي اهل سنت عراق كه به سيد عبدالعزيز حكيم
اعتراض كردند چرا ايران را وارد ماجراي عراق مي كند , زلماي خليل زاد ,
سفير افغاني آمريكا در بغداد گفت اين مذاكره براي آنست كه ميخواهيم به
دخالت ايران در عراق پايان دهيم . هر چند وزير امورخارجه ايران نيز گفت
هدف از اين مذاكره پايان دادن به اشغال عراق توسط آمريكاست , ولي آنچه
در رسانه هاي خارجي انعكاس يافت و خوراك تبليغاتي دشمنان دو ملت
ايران و عراق شد , اعتراض به ايران و اظهارات ضد ايراني سفير مداخله گر
آمريكا در عراق بود نه آنچه در پاسخ به اين سخنان گفته شد.
اين واقعيت ها نشان ميدهد آمريكا و انگليس درصدد هستند از هر
فرصتي حداكثر استفاده را براي تحكيم پايه هاي سلطه خود بر عراق و منطقه
بعمل آورند و در همان حال , با تلاش فزاينده , به تضعيف مخالفان خود و در
راس آنها جمهوري اسلامي ايران بپردازند.
در اين ميان , تصور اينكه سياست نرمش در برابر اشغالگران , راه به
جائي خواهد برد , قطعا يك محاسبه غلط است كه فقط به اشغالگران فرصت
خواهد داد هرچه ميخواهند پايه هاي سلطه خود بر عراق و منطقه را تحكيم
نمايند. كما اينكه مذاكره با آمريكا نيز نتيجه اي جز مشروعيت بخشيدن به
اشغال نخواهد داشت .
شرايط موجود در عراق درحال حاضر از نظر مردمي بشدت به زيان
اشغالگران است . مردم عراق از آمريكا و انگليس شديدا متنفرند و اين تنفر
اكنون در اوج قرار دارد. سياستمداران عراقي و بيش از آنها علماي ديني
ميتوانند از اين موقعيت بسيار مناسب براي به راه انداختن يك قيام مردمي
عليه اشغالگران استفاده كنند و كار آمريكا را در عراق يكسره
نمايند.
موقعيت علماي ديني در عراق اكنون بسيار عالي و مثبت است . آنها در
شرايط حساس امروز , كه آمريكا و انگليس دخالت در امور عراق را با
وقاحت و صراحت به اوج رسانده اند , بهتر از هر زماني مي توانند مردم را
عليه اشغالگران بسيج نمايند و نقطه عطفي در تاريخ عراق به ثبت برسانند كه
از يكطرف اشغالگران را براي هميشه پشيمان كند و از طرف ديگر اراده مردم
عراق را بر سرنوشت خود و كشورشان حاكم نمايند. غفلت از اين فرصت
تاريخي , ضايعه اي بسيار بزرگ است كه هرگز فرصت ديگري براي جبران آن
پيدا نخواهد شد.
درست است كه اختلافات داخلي , وجود گروه هاي افراطي و مزدوران
بي واسطه و با واسطه اشغالگران , موانع غيرقابل اغماضي بر سر اين راه
هستند اما به نظر مي رسد عامل اصلي مدارا با اشغالگران محافظه كاري مبتني
بر ملاحظات غيرواقعي است . تكيه بيش از حد بر اين ملاحظات ممكن است
كاسه صبر مردم عراق را لبريز كند و كار به جائي برسد كه غيرقابل كنترل
باشد. در آنصورت , اهرم بسيار كارآمد نفوذ مذهبي كه اكنون در اختيار است ,
كارائي خود را از دست خواهد داد و كفه به نفع اشغالگران سنگين خواهد
شد. بدين ترتيب , آيا فرصت دادن به اشغالگران يك گناه بزرگ تاريخي
نيست !
|