نقش تبليغي حضرت زينب (س ) در احيا فرهنگ انقلابي
امام حسين (ع )
اشاره :
نهضت خونبار حسيني , نمايش عظيم ترين و زيباترين حماسه ,
صلابت ايمان و عرفان و پايداري است . شخصيت امام حسين (ع ) و
پروانگان شمع وجودشان با ايماني بي بديل و فداكاري بي نظير ,
حماسه اي تكرار ناپذير در صحنه گيتي پديد آوردند كه آموزه هاي آن بر
تارك تاريخ انسانيت براي هميشه نقش بست .
بجاست بگوييم كه درخشش اين حماسه در بعد از واقعه عاشورا
بدست بازماندگان مكتب كربلايي است و زينب (س ) , يكي از آن نقش
آفرينان است كه برق افشاگري ستمگران را در دست داشت و با كمك
امام سجاد(ع ) همسر و دختران آن امام همام (ع ) غبار تيرگي و ابهام را از
دلها بر تافت و با مشعل فروزان سخنان و خطبه هاي حيدري خود خط
مشي بسياري از حق طلبان را روشن ساخت .
در اين مقاله بر آن شديم تا نمود و جلوه اي از حضور حضرت
زينب (س ) و نقش ايشان را در احيا و فرهنگ عاشورا , بعنوان يكي از
نقش آفرينان قيام حسيني در قالبهاي زير بياوريم :
الف . عصر عاشورا
ب . بازار كوفه
ج . ورود به شام
,1 ج . مجلس ابن زياد
,2 ج . بازار شام
د. بازگشت به مدينه
اوج عظمت عقيله بني هاشم را در واژه ها و سخنان تبليغي ايشان ميتوان
يافت . و بطور كلي خطبه ايشان مجموعا چند قسمت است :
1 ـ ملامت
حضرت زينب (س ) خطاب به كوفيان فرمود :
« يا اهل الكوفه : يا اهل الختل , و الغدر و الخدل : الا فلا... الا الصلف
و العجب »
« اي كوفيان , اي حيله گران و دغلبازاني كه به هنگام ياري دست باز
ميداريد! هان كه اشكتان خشك و آهتان سرد باد. داستان شما به كسي
ماند كه ... آيا جز چاپلوسي و خودبيني و ... در ميان شما چيزي هست »
2 ـ آگاه ساختن آنها به اشتباهشان :
« فابكوا فانكم احربا بالبكا , فقد... و مدره حججكم و منار
حجتكم »
« پس بگرييد كه سزوارا گريه ايد. راستي كه شما به عار اين كار
گرفتار آمديد و به ننگ آن مبتلا گشتيد و هرگز اين لكه ننگ را نتوانيد
شست و كجا ميتوانيد ننگ كشتن زاده ختم نبوت و معدن رسالت سرور
جوانان بهشتي و پشتيبيان جنگتان و جايگاه سلامتي خود و طبيب
زخمهايتان و پناه مشكلاتتان و بيانگر حجتتان و مشعلگاه راهتان را
بشوئيد.
3 ـ تحريك عواطف : كه با پيغمبر چه كرديد :
« ويلكم انذرون اي كبد لرسول الله و اي دم له سفكتم »
واي بر شما ميدانيد چه جگري از رسول خدا بريديد چه پيماني
شكستيد و چه دختراني از او در عرض ديد آورديد چه حرمتي از او
دريديد و چه خوني از او ريختيد ... » راستي كه كار ناپسندي كرديد كه
نزديك است آسمانها از شدت آن بشكافد »
4 ـ انتقام الهي
« فلا يستخفنكم المهل فانه عزوجل لا يخفره البدار و لا يخشي
عليه ... كلا ان ربك لنا و لهم لبالمرصاد »
« پس اين مهلت الهي شما را سبكسار نسازد كه عجله و شتاب , خدا
را به شتاب نيندازد و بيم از دست رفتن انتقام به خدا نرود. هرگز كه
خداوند در كمين ما و آنها نشسته است .
عصر عاشورا
زينب كبري (س ) وقتي احساس كرد مسئوليت بزرگ جهاد در راه
دين خدا و پيكار و مبارزه با بي دينان به دوشش آمده و در اين راه بايد از
مال و منال و شوهر و فرزند بگذرد حتي اگر لازم شود از دادن جان نيز
دريغ نكند با كمال شهامت و فداكاري از خانه و كاشانه و شوهر و زندگي
مرفه عريض و طويلي كه داشت دست كشيد و فرزند يا فرزندان خود را
نيز براي قرباني بهمراه خود به قربانگاه نينوا آورد , و در همه جا , ياري
مهربان و دلسوز براي رهبر عاليقدر اين قيام و نهضت مقدس يعني
حضرت اباعبدالله الحسين ـ روحي ارواح العالمين له الفدا ـ بود.
و چون عصر عاشورا شد و آن حجت به درجه شهادت رسيد و
سهم عمده ديگري از اين مسئوليت سنگين بدوش اين بانوي شجاع
نهاده شد با كمال شهامت و بزرگواري و گذشت و فداكاري همچون
كوهي پولادين و سدي آهنين در برابر دشمنان منحرف و گرگان خونخوار
ضد دين و انسانيت قيام كرد , و حتي در موارد چندي جان فرزند برومند
امام (ع ) و حجت الله زمان يعني حضرت سجاد (ع ) را از مرگ حفظ
كرد. و در سخت ترين شرايط و پرخفقان ترين محيطها در برابر
جنايتكاران و ستمگران بي دين بدون هيچ واهمه و بي مهابا از دين و
آئين خود و مسلمانان دفاع كرد , و هر كلمه از سخنان پرمعنا و روح بخش
و نيز هر جمله از نطقها و سخنراني هايش همچون تير كاري و شهاب
سوزاني بود كه بر قلب دشمنان مي نشست .
آري , تجلي زينب (س ) از عصر عاشوراست , رئيس قافله اوست ,
پرستاري امام زين العابدين هم بدست اوست . هنگاميكه اهل بيت با
خواهش از قتلگاه حسين (ع ) عبور كردند زينب (س ) خودش را به بدن
مقدس اباعبدالله مي رساند و آن را به يك وضعي مي بيند كه تا آن وقت
نديده بود... آنچنان دلسوز ناله كرد كه فابكت و الله كل عدو و صديق
دوست و دشمن به گريه درآمدند.
از مرحوم سيد (ره ) در كتاب لهوف نقل شده كه از حميد بن مسلم
روايت مي كند :
عصر عاشورا زنان را از خيمه ها بيرون ريختند و آن خيمه ها را آتش
زدند , در اين وقت زنان صيحه مي زدند و چون چشمشان به كشتگان
افتاد لطمه بصورت زدند.
راوي گويد : به خدا سوگند دختر علي (ع ) را فراموش نمي كنم كه در
مرثيه برادرش حسين (ع ) با صوتي حزين و دلي غمگين مي گفت :
« يا محمدا صلي عليك ملائكه السما هذا حسين مرمل بالدما
مقطع الاعضا و بناتك سبايا اهلي الله المشتكي . والي محمد المصطفي
و الي علي المرتضي , و الي فاطمه بتول و الي حمزه سيد الشهدا يا
محمدا هذا حسين بالعرا تسفي عليه الصبا. قتيل اولاد البغايا! و اكربا!
اليوم مات جدي رسول الله , يا اصحاب محمدا هولا ذريد المصطفي
سياقون سوق السبايا » !
اي محمد درود فرستند بر تو فرشتگان آسمان , اين حسين است به
خون آغشته و اعضاي بدنش از هم جدا گشته و دخترانت اسير گرديده ,
شكوه ما به درگاه خدا است و به پيشگان محمد مصطفي و علي مرتضي
و فاطمه زهرا و حمزه سيد الشهدا! اي محمد! اين حسين است كه در
اين دشت روي زمين افتاده و باد صبا بر پيكر او گرد و غبار مي افشاند اي
دريغا! و اي افسوس كه امروز (براستي ) جدم رسول خدا كشته شد! اي
اصحاب و ياران محمد! آخر اينان فرزندان حضرت مصطفي هستند كه
همچون اسيران آنانرا مي برند!
از آنچه بانوي شجاع و قهرمان كربلا در آن صحنه پر از رعب و
وحشت و پيش روي سربازان رذل و پست عمر بن سعد و سرلشگران
مغرور و سرمست , بصورت شكوه و مرثيه ذكر مي كند بخوبي ميتوان
درك كرد كه دختر اميرالمومنين (ع ) با چه شجاعت و شهامتي جنايات
آنها را به رخشان مي كشد , و چگونه اعمال وحشيانه آنانرا محكوم
مي كند , و چه بذري براي انقلابهاي آينده در دل آنها و ديگران كه آن
سخنان بگوششان مي رسيد , مي پاشد و چگونه ضد اسلام بودن
حكومت و عمال جنايتكار او بگوش لشگرياني كه هر گروه آنها از شهر و
دياري جداگانه بودن مي رساند! تا آنجا كه مي فرمايد : « امروز جدم
رسول خدا كشته شد... » !
گويا مي خواهد بگويد : امروز با كشتن حسين در حقيقت پيغمبر را
كشتيد! قرآن و احكام و شريعت مقدس او را كشتيد! زحمات و رنجهاي
چندين ساله او را كشتيد! و...
زينب مي داند كه اين سخنان او در آنجا يادداشت مي شود و ضبط
مي شود و بگوش مردم ميرسد , و آنها كه در آنجا حضور دارند و هر گروه
ودسته اي از شهر و دياري به آنجا آمده اند هر كدام بصورت نوارهاي
ضبط صوتي هستند كه اين جملات را بخاطر مي سپارند و احيانا بعنوان
خبرنگار آنها را يادداشت كرده , و پس از مراجعت شهرهاي خود آنها را
بازگو مي كنند... و بالاخره در تاريخ ثبت مي شود.
وقتي در بازار كوفه آن سخنراني پرشور و بليغ و جالب را در ميان
آن جمعيت انبوه كه مركب از ده ها هزار جمعيت بود ايراد فرمود , مردم
چرت زده بهم نگاه مي كردند و دستها را به دندان مي گزيدند , و راوي آن
خطبه نقل مي كند پيرمردي را كه در ميان من ايستاده بود مشاهده
مي كردم كه چنان تحت تاثير سخنراني دختر اميرالمومنين قرار گرفته و
مي گريست كه ريشش از اشك چشمش تر شده بود , و دست بسوي
آسمان بلند كرده و مي گفت :
پدر و مادرم فداي ايشان كه سالخوردگان بهترين سالخوردگان و
خردسالان ايشان بهترين خردسالان , و زنانشان بهترين زنان , نسل آنها
والاتر و برتر از همه نسلها است .
كهولهم خير الكلهون و نسلهم
از اعد نسل لايبور و لا يخزي
و هنگامي كه در برابر آن مردم پليد و جنايتكار يعني پسر زياد قرار
گرفت چنان با فضاحت و بلاغت پاسخش را داد و بدين وسيله او را
سرجاي خود نشانيد.
آري , مقام شامخ زينب (س ) در تبليغ او بروز كرد آنهم در سخنان
فصيح و بليغ . كار اباعبدالله (ع ) حساب شده بود , يعني اين سفر را به
دست دشمن درست كرد , دشمن اين سفر را بوجود آورد. دشمن به خيال
خودش اسير حمل مي كرد اما در حقيقت دارد مبلغ مي فرستد.
دختر با شهامت علي و زهرا (عليهما السلام ) سخن خود را در قالب
مرثيه و بعنوان گريه و زاري بر كشته برادر , از اسارت دختران پيغمبر و
كشته شدن فرزندان آن حضرت شروع مي كند , و اين جنايت غير قابل
جبران را كه بدست همان شنوندگان و تماشاچيان صورت گرفته بود به
يادشان مي آورد , و رسوايي و ننگي را كه با كشتن فرزند دلبند پيغمبر
براي خود خريداري كردند به رخشان مي كشد , و ضمنا براي ثبت شدن
در تاريخ جزئيات اين جنايت تاريخي را كه چگونه آن حضرت را بقتل
رساندند يادآور مي نمايد.
زينب (س ) مي دانست كه اين گريه ها انقلابهايي را بدنبال دارد , و
همين قطرات اشك دير يا زود بصورت سيل بنيان كني درآمده و كاخ
بيدادگري يزيد و عمال ننگينش را ويران خواهد كرد , بلكه همين سخنان
بصورت حماسه هايي درخواهد آمد كه با نقل و ذكر آنها در مجالس و
محافل هميشه و در طول تاريخ مانع ظلم و تجاوز و طغيان و سركشي
ستمگران ديگري همچون يزيد خواهد بود!
ورود به شام
الف ـ مجلس يزيد
از اين بانوي قهرمان پس از ورود به شام اوضاع و احوال خاصي
نقل نشده , مگر پس از ورود به مجلس يزيد كه در آن جا چنان غرور و
نخوت يزيد را در هم مي شكند و او را با چند جمله كوبنده و يك
سخنراني فصيح چنان رسوا مي كند كه مجال هر گونه عوام فريبي و
عذرخواهي از او سلب مي شود. و چنان حساب شده و دقيق و با قوت
قلب , او را به محاكمه مي كشد.
ب ـ بازار شام
در اينجا بهترين فرصت بدست زينب (س ) آمد تا حقايق را بگويد و
رفتار ننگين يزيد اين بهانه را بدست دختر علي (ع ) داد تا او دودمان بني
اميه را براي هميشه در تاريخ رسوا كند و صولت و قدرت توخالي و
پوشالي خونخوار و ستمگر تاريخ اسلام را درهم بشكند و اين درس را
به همه زنان آزاده و بلكه مردان روزگار بدهد و از اين رو با سخنراني
جالب و آتشين و خطابه اي بليغ و نسبتا كوتاه همه چيز را گفته , بطوري
حساب شده و جامع سخنراني كرد كه راه هر گونه عذر و بهانه را بر
دشمن خونخوار و ضد انساني بست و خلاصه از اين فرصت كوتاه و
حساس حداكثر استفاده را براي محكوم ساختن و كوبيدن جبار و ياغي
زمان خود نمود و پرده از جناياتشان برداشت .
بازگشت به مدينه
با ورود اهل بيت به مدينه , شهر بصورت يكپارچه ماتم و عزا و
شيون درآمد و هر روز كه از ورود آنان به شهر مي گذشت گويا مصيبت
تازه تر مي شد و زمينه تازه اي براي انقلاب بر ضد حكومت مركزي شام
فراهم ميگرديد تا همانگونه كه مي دانيم و در تاريخ ثبت شده پس از
گذشت يكي دو سال شهر مدينه بر ضد بني اميه و يزيد قيام كرد تدريجا
در شهرهاي ديگر نيز چون مكه و كوفه پرچم مخالفت با يزيد برافراشته
شد و شهرهاي مزبور از دست يزيد خارج شد و چهار سال يا قدري
بيشتر طول نكشيد كه شر اين خاندان كثيف يعني فرزندان ابوسفيان از
سر مسلمانان دور شد و حكومت بني اميه از بين رفت .
بطور قطع اگر حضرت زينب (س ) به مدينه آمده باشد , در انجام اين
خدمت بزرگ سهم بسزايي دارد و به همين نسبت به گردن مسلمانان
جهان براي هميشه حق بزرگي را داراست .
جا دارد در انتها مطلبي را هم از يكي از نويسندگان مصري اهل
سنت بياوريم :
استاد توفيق ابوعلم , رئيس هيئت مديره مسجد نفيسه خاتون و
معاون اول وزارت دادگستري مصر در كتاب « فاطمه زهرا » درباره
دخترش زينب (س ) مي نويسد :
« هر كس تاريخ مبارزات « عقيله بني هاشم » زينب را به دقت بررسي
نمايد , با ما هم عقيده خواهد شد كه نهضتي كه حسين (ع ) عليه كفر و
ارتداد برپا نمود , اگر زينب نمي بود و وظايف سنگين خود را پس از
شهادت برادر انجام نمي داد و زمام امر را در مراحل اسارت خانواده
پيغمبر در دست نمي گرفت , اين چنين آن رستاخيز خونين به چنين
نتيجه مطلوب نمي رسيد.
آري , خلود و جاودانگي نهضت حسيني تنها در گرو همت عالي اين
بانوي بزرگ است كه در واقع , حلقه اتصال و پيوند آن فاجعه با قرون و
نسلهاي آينده گرديده است .
ليلا ذوالفقاري
كارشناس ارشد علوم قرآني
منابع :
1 ـ فرازهايي از زندگاني حضرت زهرا(س ) و زينب كبري (س ) ,
حجت الاسلام والمسلمين سيد هاشم رسولي محلاتي .
2 ـ حماسه حسيني , شهيد مطهري , ج .2
3 ـ سياست حسيني از ديدگاه مقام معظم رهبري
از آنچه بانوي شجاع و قهرمان كربلا در آن صحنه پر از
رعب و وحشت و پيش روي سربازان رذل و پست عمر بن
سعد و سرلشگران مغرور و سرمست , بصورت شكوه و مرثيه
ذكر مي كند بخوبي ميتوان درك كرد كه دختر
اميرالمومنين (ع ) با چه شجاعت و شهامتي جنايات آنها را
به رخشان مي كشد
بطور قطع اگر حضرت زينب (س ) به مدينه آمده باشد ,
در انجام اين خدمت بزرگ سهم بسزايي دارد و به همين
نسبت به گردن مسلمانان جهان براي هميشه حق بزرگي را
داراست
|