روزنامه جمهوري اسلامي 15/01/1385 صفحه عقيدتي
روايتگر عصر پرالتهاب


نقش تبليغي حضرت زينب (س ) در احيا فرهنگ انقلابي امام حسين (ع )
اشاره :
نهضت خونبار حسيني , نمايش عظيم ترين و زيباترين حماسه , صلابت ايمان و عرفان و پايداري است . شخصيت امام حسين (ع ) و پروانگان شمع وجودشان با ايماني بي بديل و فداكاري بي نظير , حماسه اي تكرار ناپذير در صحنه گيتي پديد آوردند كه آموزه هاي آن بر تارك تاريخ انسانيت براي هميشه نقش بست .
بجاست بگوييم كه درخشش اين حماسه در بعد از واقعه عاشورا بدست بازماندگان مكتب كربلايي است و زينب (س ) , يكي از آن نقش آفرينان است كه برق افشاگري ستمگران را در دست داشت و با كمك امام سجاد(ع ) همسر و دختران آن امام همام (ع ) غبار تيرگي و ابهام را از دلها بر تافت و با مشعل فروزان سخنان و خطبه هاي حيدري خود خط مشي بسياري از حق طلبان را روشن ساخت .
در اين مقاله بر آن شديم تا نمود و جلوه اي از حضور حضرت زينب (س ) و نقش ايشان را در احيا و فرهنگ عاشورا , بعنوان يكي از نقش آفرينان قيام حسيني در قالبهاي زير بياوريم :
الف . عصر عاشورا
ب . بازار كوفه
ج . ورود به شام
,1 ج . مجلس ابن زياد
,2 ج . بازار شام
د. بازگشت به مدينه
اوج عظمت عقيله بني هاشم را در واژه ها و سخنان تبليغي ايشان ميتوان يافت . و بطور كلي خطبه ايشان مجموعا چند قسمت است :
1 ـ ملامت
حضرت زينب (س ) خطاب به كوفيان فرمود :
« يا اهل الكوفه : يا اهل الختل , و الغدر و الخدل : الا فلا... الا الصلف و العجب »
« اي كوفيان , اي حيله گران و دغلبازاني كه به هنگام ياري دست باز ميداريد! هان كه اشكتان خشك و آهتان سرد باد. داستان شما به كسي ماند كه ... آيا جز چاپلوسي و خودبيني و ... در ميان شما چيزي هست »
2 ـ آگاه ساختن آنها به اشتباهشان :
« فابكوا فانكم احربا بالبكا , فقد... و مدره حججكم و منار حجتكم »
« پس بگرييد كه سزوارا گريه ايد. راستي كه شما به عار اين كار گرفتار آمديد و به ننگ آن مبتلا گشتيد و هرگز اين لكه ننگ را نتوانيد شست و كجا ميتوانيد ننگ كشتن زاده ختم نبوت و معدن رسالت سرور جوانان بهشتي و پشتيبيان جنگتان و جايگاه سلامتي خود و طبيب زخمهايتان و پناه مشكلاتتان و بيانگر حجتتان و مشعلگاه راهتان را بشوئيد.
3 ـ تحريك عواطف : كه با پيغمبر چه كرديد :
« ويلكم انذرون اي كبد لرسول الله و اي دم له سفكتم »
واي بر شما ميدانيد چه جگري از رسول خدا بريديد چه پيماني شكستيد و چه دختراني از او در عرض ديد آورديد چه حرمتي از او دريديد و چه خوني از او ريختيد ... » راستي كه كار ناپسندي كرديد كه نزديك است آسمانها از شدت آن بشكافد »
4 ـ انتقام الهي
« فلا يستخفنكم المهل فانه عزوجل لا يخفره البدار و لا يخشي عليه ... كلا ان ربك لنا و لهم لبالمرصاد »
« پس اين مهلت الهي شما را سبكسار نسازد كه عجله و شتاب , خدا را به شتاب نيندازد و بيم از دست رفتن انتقام به خدا نرود. هرگز كه خداوند در كمين ما و آنها نشسته است .
عصر عاشورا
زينب كبري (س ) وقتي احساس كرد مسئوليت بزرگ جهاد در راه دين خدا و پيكار و مبارزه با بي دينان به دوشش آمده و در اين راه بايد از مال و منال و شوهر و فرزند بگذرد حتي اگر لازم شود از دادن جان نيز دريغ نكند با كمال شهامت و فداكاري از خانه و كاشانه و شوهر و زندگي مرفه عريض و طويلي كه داشت دست كشيد و فرزند يا فرزندان خود را نيز براي قرباني بهمراه خود به قربانگاه نينوا آورد , و در همه جا , ياري مهربان و دلسوز براي رهبر عاليقدر اين قيام و نهضت مقدس يعني حضرت اباعبدالله الحسين ـ روحي ارواح العالمين له الفدا ـ بود.
و چون عصر عاشورا شد و آن حجت به درجه شهادت رسيد و سهم عمده ديگري از اين مسئوليت سنگين بدوش اين بانوي شجاع نهاده شد با كمال شهامت و بزرگواري و گذشت و فداكاري همچون كوهي پولادين و سدي آهنين در برابر دشمنان منحرف و گرگان خونخوار ضد دين و انسانيت قيام كرد , و حتي در موارد چندي جان فرزند برومند امام (ع ) و حجت الله زمان يعني حضرت سجاد (ع ) را از مرگ حفظ كرد. و در سخت ترين شرايط و پرخفقان ترين محيطها در برابر جنايتكاران و ستمگران بي دين بدون هيچ واهمه و بي مهابا از دين و آئين خود و مسلمانان دفاع كرد , و هر كلمه از سخنان پرمعنا و روح بخش و نيز هر جمله از نطقها و سخنراني هايش همچون تير كاري و شهاب سوزاني بود كه بر قلب دشمنان مي نشست .
آري , تجلي زينب (س ) از عصر عاشوراست , رئيس قافله اوست , پرستاري امام زين العابدين هم بدست اوست . هنگاميكه اهل بيت با خواهش از قتلگاه حسين (ع ) عبور كردند زينب (س ) خودش را به بدن مقدس اباعبدالله مي رساند و آن را به يك وضعي مي بيند كه تا آن وقت نديده بود... آنچنان دلسوز ناله كرد كه فابكت و الله كل عدو و صديق دوست و دشمن به گريه درآمدند.
از مرحوم سيد (ره ) در كتاب لهوف نقل شده كه از حميد بن مسلم روايت مي كند :
عصر عاشورا زنان را از خيمه ها بيرون ريختند و آن خيمه ها را آتش زدند , در اين وقت زنان صيحه مي زدند و چون چشمشان به كشتگان افتاد لطمه بصورت زدند.
راوي گويد : به خدا سوگند دختر علي (ع ) را فراموش نمي كنم كه در مرثيه برادرش حسين (ع ) با صوتي حزين و دلي غمگين مي گفت :
« يا محمدا صلي عليك ملائكه السما هذا حسين مرمل بالدما مقطع الاعضا و بناتك سبايا اهلي الله المشتكي . والي محمد المصطفي و الي علي المرتضي , و الي فاطمه بتول و الي حمزه سيد الشهدا يا محمدا هذا حسين بالعرا تسفي عليه الصبا. قتيل اولاد البغايا! و اكربا! اليوم مات جدي رسول الله , يا اصحاب محمدا هولا ذريد المصطفي سياقون سوق السبايا » !
اي محمد درود فرستند بر تو فرشتگان آسمان , اين حسين است به خون آغشته و اعضاي بدنش از هم جدا گشته و دخترانت اسير گرديده , شكوه ما به درگاه خدا است و به پيشگان محمد مصطفي و علي مرتضي و فاطمه زهرا و حمزه سيد الشهدا! اي محمد! اين حسين است كه در اين دشت روي زمين افتاده و باد صبا بر پيكر او گرد و غبار مي افشاند اي دريغا! و اي افسوس كه امروز (براستي ) جدم رسول خدا كشته شد! اي اصحاب و ياران محمد! آخر اينان فرزندان حضرت مصطفي هستند كه همچون اسيران آنانرا مي برند!
از آنچه بانوي شجاع و قهرمان كربلا در آن صحنه پر از رعب و وحشت و پيش روي سربازان رذل و پست عمر بن سعد و سرلشگران مغرور و سرمست , بصورت شكوه و مرثيه ذكر مي كند بخوبي ميتوان درك كرد كه دختر اميرالمومنين (ع ) با چه شجاعت و شهامتي جنايات آنها را به رخشان مي كشد , و چگونه اعمال وحشيانه آنانرا محكوم مي كند , و چه بذري براي انقلابهاي آينده در دل آنها و ديگران كه آن سخنان بگوششان مي رسيد , مي پاشد و چگونه ضد اسلام بودن حكومت و عمال جنايتكار او بگوش لشگرياني كه هر گروه آنها از شهر و دياري جداگانه بودن مي رساند! تا آنجا كه مي فرمايد : « امروز جدم رسول خدا كشته شد... » !
گويا مي خواهد بگويد : امروز با كشتن حسين در حقيقت پيغمبر را كشتيد! قرآن و احكام و شريعت مقدس او را كشتيد! زحمات و رنجهاي چندين ساله او را كشتيد! و...
زينب مي داند كه اين سخنان او در آنجا يادداشت مي شود و ضبط مي شود و بگوش مردم ميرسد , و آنها كه در آنجا حضور دارند و هر گروه ودسته اي از شهر و دياري به آنجا آمده اند هر كدام بصورت نوارهاي ضبط صوتي هستند كه اين جملات را بخاطر مي سپارند و احيانا بعنوان خبرنگار آنها را يادداشت كرده , و پس از مراجعت شهرهاي خود آنها را بازگو مي كنند... و بالاخره در تاريخ ثبت مي شود.
وقتي در بازار كوفه آن سخنراني پرشور و بليغ و جالب را در ميان آن جمعيت انبوه كه مركب از ده ها هزار جمعيت بود ايراد فرمود , مردم چرت زده بهم نگاه مي كردند و دستها را به دندان مي گزيدند , و راوي آن خطبه نقل مي كند پيرمردي را كه در ميان من ايستاده بود مشاهده مي كردم كه چنان تحت تاثير سخنراني دختر اميرالمومنين قرار گرفته و مي گريست كه ريشش از اشك چشمش تر شده بود , و دست بسوي آسمان بلند كرده و مي گفت :
پدر و مادرم فداي ايشان كه سالخوردگان بهترين سالخوردگان و خردسالان ايشان بهترين خردسالان , و زنانشان بهترين زنان , نسل آنها والاتر و برتر از همه نسلها است .
كهولهم خير الكلهون و نسلهم
از اعد نسل لايبور و لا يخزي
و هنگامي كه در برابر آن مردم پليد و جنايتكار يعني پسر زياد قرار گرفت چنان با فضاحت و بلاغت پاسخش را داد و بدين وسيله او را سرجاي خود نشانيد.
آري , مقام شامخ زينب (س ) در تبليغ او بروز كرد آنهم در سخنان فصيح و بليغ . كار اباعبدالله (ع ) حساب شده بود , يعني اين سفر را به دست دشمن درست كرد , دشمن اين سفر را بوجود آورد. دشمن به خيال خودش اسير حمل مي كرد اما در حقيقت دارد مبلغ مي فرستد.
دختر با شهامت علي و زهرا (عليهما السلام ) سخن خود را در قالب مرثيه و بعنوان گريه و زاري بر كشته برادر , از اسارت دختران پيغمبر و كشته شدن فرزندان آن حضرت شروع مي كند , و اين جنايت غير قابل جبران را كه بدست همان شنوندگان و تماشاچيان صورت گرفته بود به يادشان مي آورد , و رسوايي و ننگي را كه با كشتن فرزند دلبند پيغمبر براي خود خريداري كردند به رخشان مي كشد , و ضمنا براي ثبت شدن در تاريخ جزئيات اين جنايت تاريخي را كه چگونه آن حضرت را بقتل رساندند يادآور مي نمايد.
زينب (س ) مي دانست كه اين گريه ها انقلابهايي را بدنبال دارد , و همين قطرات اشك دير يا زود بصورت سيل بنيان كني درآمده و كاخ بيدادگري يزيد و عمال ننگينش را ويران خواهد كرد , بلكه همين سخنان بصورت حماسه هايي درخواهد آمد كه با نقل و ذكر آنها در مجالس و محافل هميشه و در طول تاريخ مانع ظلم و تجاوز و طغيان و سركشي ستمگران ديگري همچون يزيد خواهد بود!
ورود به شام
الف ـ مجلس يزيد
از اين بانوي قهرمان پس از ورود به شام اوضاع و احوال خاصي نقل نشده , مگر پس از ورود به مجلس يزيد كه در آن جا چنان غرور و نخوت يزيد را در هم مي شكند و او را با چند جمله كوبنده و يك سخنراني فصيح چنان رسوا مي كند كه مجال هر گونه عوام فريبي و عذرخواهي از او سلب مي شود. و چنان حساب شده و دقيق و با قوت قلب , او را به محاكمه مي كشد.
ب ـ بازار شام
در اينجا بهترين فرصت بدست زينب (س ) آمد تا حقايق را بگويد و رفتار ننگين يزيد اين بهانه را بدست دختر علي (ع ) داد تا او دودمان بني اميه را براي هميشه در تاريخ رسوا كند و صولت و قدرت توخالي و پوشالي خونخوار و ستمگر تاريخ اسلام را درهم بشكند و اين درس را به همه زنان آزاده و بلكه مردان روزگار بدهد و از اين رو با سخنراني جالب و آتشين و خطابه اي بليغ و نسبتا كوتاه همه چيز را گفته , بطوري حساب شده و جامع سخنراني كرد كه راه هر گونه عذر و بهانه را بر دشمن خونخوار و ضد انساني بست و خلاصه از اين فرصت كوتاه و حساس حداكثر استفاده را براي محكوم ساختن و كوبيدن جبار و ياغي زمان خود نمود و پرده از جناياتشان برداشت .
بازگشت به مدينه
با ورود اهل بيت به مدينه , شهر بصورت يكپارچه ماتم و عزا و شيون درآمد و هر روز كه از ورود آنان به شهر مي گذشت گويا مصيبت تازه تر مي شد و زمينه تازه اي براي انقلاب بر ضد حكومت مركزي شام فراهم ميگرديد تا همانگونه كه مي دانيم و در تاريخ ثبت شده پس از گذشت يكي دو سال شهر مدينه بر ضد بني اميه و يزيد قيام كرد تدريجا در شهرهاي ديگر نيز چون مكه و كوفه پرچم مخالفت با يزيد برافراشته شد و شهرهاي مزبور از دست يزيد خارج شد و چهار سال يا قدري بيشتر طول نكشيد كه شر اين خاندان كثيف يعني فرزندان ابوسفيان از سر مسلمانان دور شد و حكومت بني اميه از بين رفت .
بطور قطع اگر حضرت زينب (س ) به مدينه آمده باشد , در انجام اين خدمت بزرگ سهم بسزايي دارد و به همين نسبت به گردن مسلمانان جهان براي هميشه حق بزرگي را داراست .
جا دارد در انتها مطلبي را هم از يكي از نويسندگان مصري اهل سنت بياوريم :
استاد توفيق ابوعلم , رئيس هيئت مديره مسجد نفيسه خاتون و معاون اول وزارت دادگستري مصر در كتاب « فاطمه زهرا » درباره دخترش زينب (س ) مي نويسد :
« هر كس تاريخ مبارزات « عقيله بني هاشم » زينب را به دقت بررسي نمايد , با ما هم عقيده خواهد شد كه نهضتي كه حسين (ع ) عليه كفر و ارتداد برپا نمود , اگر زينب نمي بود و وظايف سنگين خود را پس از شهادت برادر انجام نمي داد و زمام امر را در مراحل اسارت خانواده پيغمبر در دست نمي گرفت , اين چنين آن رستاخيز خونين به چنين نتيجه مطلوب نمي رسيد.
آري , خلود و جاودانگي نهضت حسيني تنها در گرو همت عالي اين بانوي بزرگ است كه در واقع , حلقه اتصال و پيوند آن فاجعه با قرون و نسلهاي آينده گرديده است .
ليلا ذوالفقاري
كارشناس ارشد علوم قرآني
منابع :
1 ـ فرازهايي از زندگاني حضرت زهرا(س ) و زينب كبري (س ) , حجت الاسلام والمسلمين سيد هاشم رسولي محلاتي .
2 ـ حماسه حسيني , شهيد مطهري , ج .2
3 ـ سياست حسيني از ديدگاه مقام معظم رهبري
از آنچه بانوي شجاع و قهرمان كربلا در آن صحنه پر از رعب و وحشت و پيش روي سربازان رذل و پست عمر بن سعد و سرلشگران مغرور و سرمست , بصورت شكوه و مرثيه ذكر مي كند بخوبي ميتوان درك كرد كه دختر اميرالمومنين (ع ) با چه شجاعت و شهامتي جنايات آنها را به رخشان مي كشد
بطور قطع اگر حضرت زينب (س ) به مدينه آمده باشد , در انجام اين خدمت بزرگ سهم بسزايي دارد و به همين نسبت به گردن مسلمانان جهان براي هميشه حق بزرگي را داراست