
نگاهي بر سابقه تاريخي و اوضاع سياسي اجتماعي سامرا در دوران امامت
عسكريين عليهما السلام به بعد ـ 2
اشاره :
بخش نخست مقاله « سامرا; شهري در آسمان شهادت » كه
نگاهي بر سابقه تاريخي و اواضع سياسي اجتماعي سامرا
در دوران امامت عسكريين عليهماالسلام به بعد بود را در
روز يكشنبه مورخه 21 اسفند 84 در صفحه عقيدتي
مطالعه فرموديد , آنچه پيش روي شماست بخش دوم اين
مقاله است كه از نظر شما مي گذرد. لازم به ذكر است در
تحرير اين مقاله مطالبي از كتاب « طوفان امت و كشتي
نجات » آيت الله سيد محمد مهدي موسوي خلخالي
اقتباس شده است
امامت امام عسگري (ع )
پس از شهادت امام هادي (ع ) امام حسن عسگري , در سن 22
سالگي به امامت شيعيان رسيد و در همان شهر سامرا شبكه وسيع
ارتباطي با شيعيان برقرار نمود.
ايشان كه در سال (232 ) هـ . ق در مدينه متولد شده بود در سن
چهار سالگي به همراه پدر بزرگوارشان به سامرا مهاجرت نمود و در
سال (254 ) هـ . ق پس از 24 سال مهاجرت به شهر سامرا به مدت 6
سال امامت شيعيان را بر عهده گرفت . ايشان در اين مدت كوتاه امامت با
سه نفر از خلفاي عباسي به نامهاي
1 ـ المعتز بالله (252 ـ255 )
2 ـ المهتدي بالله (255 ـ276 )
3 ـ المعتد بالله (256 ـ279 )
معاصر بودند كه فشارهاي زيادي را به اين امام همام وارد كردند.
ابعاد هفتگانه اقدامات امام عسگري عليه السلام در برابر حكومت
عباسي
امام عسگري عليه السلام , با وجود همه اين فشارها و كنترلها و
مراقبتهاي بي وقفه حكومت عباسي , يك سلسله اقدامات سياسي و
اجتماعي و علمي در جهت حفظ اسلام و مبارزه با افكار ضد اسلامي
انجام مي داد كه مي توان آنها را بدين گونه خلاصه كرد :
1 ـ كوششهاي علمي در دفاع از آيين اسلام و رد اشكالها و شبهات
مخالفان , و نيز تبيين انديشه صحيح اسلامي .
2 ـ ايجاد شبكه ارتباطي با شيعيان مناطق مختلف از طريق تعيين
نمايندگان و اعزام پيكها و ارسال پيامها
3 ـ اقدامات سري سياسي به رغم تمامي كنترلها و مراقبتهاي حكومت
عباسي
4 ـ حمايت و پشتيباني مالي از شيعيان , بويژه ياران خاص خود
5 ـ تقويت و توجيه سياسي رجال و عناصر مهم شيعه در برابر
مشكلات
6 ـ استفاده گسترده از آگاهي غيبي براي جلب منكران امامت و دلگرمي
شيعيان
7 ـ آماده سازي شيعيان براي دوران غيبت فرزند خود امام
دوازدهم .
ايجاد شبكه ارتباطي با شيعيان
در زمان امام عسگري عليه السلام تشيع در مناطق مختلف و
شهرهاي متعددي گسترش و شيعيان در نقاط فراواني تمركز يافته بودند.
شهرها و مناطقي مانند : كوفه , بغداد , نيشابور , قم , آبه (آوه ) , مدائن ,
خراسان , يمن , ري , اذربايجان , سامرا , جرجان و بصره از پايگاههاي
شيعيان به شمار مي رفتند. در ميان اين مناطق , به دلائلي , سامرا , كوفه ,
بغداد , قم و نيشابور از اهميت ويژه اي برخوردار بود . (4 )
گستردگي و پراكندگي مراكز تجمع شيعيان , وجود سازمان ارتباطي
منظمي را ايجاب مي كرد تا پيوند شيعيان را با حوزه امامت از يك سو , و
ارتباط آنان را با همديگر از سوي دوم برقرار سازد , و از اين رهگذر ,
آنان را از نظر ديني و سياسي رهبري و سازماندهي كند.
اين نياز , از زمان امام نهم احساس مي شد و چنانكه در سيره آن
حضرت و امام دهم توضيح داديم , شبكه ارتباطي وكالت و نصب
نمايندگان در مناطق گوناگون , به منظور برقرار چنين سيستمي , از آن
زمان به مورد اجرا گذاشته مي شد.
اين برنامه در زمان امام عسگري عليه السلام نيز تعقيب گرديد : به
گواهي اسناد و شواهد تاريخي , امام عسگري عليه السلام نمايندگاني از
ميان چهره هاي درخشان و شخصيتهاي برجسته شيعيان , برگزيده در
مناطق متعدد منصوب كرده و با آنان در ارتباط بود و از اين طريق پيروان
تشيع را در همه مناطق زير نظر داشت . از ميان اين نمايندگان , مي توان از
« ابراهيم بن عبده » نماينده امام در « نيشابور » ياد كرد.
امام طي نامه مفصلي خطاب به « اسحاق بن اسماعيل » و شيعيان
نيشابور , پس از توضيح نقش امامت در هدايت امت اسلامي , تشريح
ضرورت و اهميت پيروي از امامان و هشدار از سرپيچي از فرمان امام
نوشت :
« ... اي اسحاق ! تو فرستاده من نزد ابراهيم بن عبده هستي تا وي به
آنچه من در نامه اي كه توسط محمد موسي نيشابوري فرستاده ام عمل
كند تو و همه كيانت كه در شهر تو هستند موظفيد براساس نامه مزبور
عمل كنيد.
ابراهيم بن عبده اين نامه مرا براي همه بخواند تا جاي سوال و
ابهامي باقي نماند... درود و رحمت فراوان خدا بر ابراهيم بن عبده و بر
تو و همه پيروان ما باد! همه كساني كه از پيروان من و از مردم شهر تواند
و اين نامه را بخوانند و كساني كه در آن ناحيه منحرف نشده اند , بايد
حقوق مالي ما را به ابراهيم بن عبده بپردازند و او نيز بايد آن را به
« رازي » (5 ) ويا به كسي كه وي معرفي كند , تحويل بدهد , و اين دستور
من است ... » (6 )
از اين نامه , علاوه بر موضوع جمع اوري وجوه مالي شيعيان كه
اهميت بسزايي در تقويت و تحكيم وضع اقتصادي جبهه تشيع داشت ,
استفاده مي شود كه نمايندگان امام داراي سلسله مراتبي بودند و حوزه
فعاليت هر كدام از آنان مشخص بود ووجوه جمع آوري شده مي باست
در نهايت به دست وكيل اصلي برسد و او به امام برساند.
يكي ديگر از نمايندگان امام « احمد بن اسحاق بن عبدالله قمي
اشعري » از ياران خاص امام و از شخصيتهاي بزرگ شيعي در قم بود.
بعضي از دانشمندان علم رجال , از او به عنوان رابط بين قمي ها و
امام و از جمله اصحاب خاص آن حضرت ياد كرده اند (7 ) اما دانشمندان
ديگر , او را وكيل و نماينده امام دانسته اند(8 ) از روايتي در « بحارالانوار »
استفاده مي شود كه او نماينده امام در موقوفات قم بوده است .
(9 )
« محمد بن جرير طبري » مي نويسد : احمد بن اسحاق قمي اشعري ,
استاد شيخ صدوق , نماينده امام ابو محمد عسكري بود. وقتي كه آن
حضرت درگذشت , وكالت حضرت صاحب الزمان را به عهده گرفت . از
طرف حضرت نامه هايي خطاب به او صادر مي شد , و او وجوه و حقوق
مالي قم و اطراف آن را گردآوري نموده و به امام مي رساند (10 ) احمد بن
اسحاق صد و شصت كيسه طلا و نقره را كه از شيعيان قم گرفته بود , به
امام تسليم كرد (11 ) و اين حجم چشمگير وجوه جمع آوري شده را
نشان مي دهد.
« ابراهيم بن مهزيار » اهوازي , يكي ديگر از وكلاي امام بود. اموالي
از بيت المال نزد او جمع آوري شده بود و موفق نشده بود به حضرت
عسگري عليه السلام تحويل دهد. پس از شهادت امام , هنگامي كه
ابراهيم بيمار شد , به فرزندش محمد وصيت كرد كه آن اموال رابه محضر
حضرت صاحب الزمان برساند. او نيز اين ماموريت را انجام داد و به
جاي پدرش به نمايندگي امام دوازدهم منصوب گرديد . (12 )
در راس سلسله مراتب وكلاي امام , « محمد بن عثمان عمري » قرار
داشت كه وكلاي ديگر , به وسيله او با امام در ارتباط بودند. آنان نوعا
اموال و وجوه جمع آوري شده را به وي تحويل مي دادند و او به محضر
امام مي رساند . (13 )
اقدامات سري سياسي
امام عسگري عليه السلام بر رغم تمامي محدوديتها و كنترلهايي كه
از طرف دستگاه خلافت به عمل مي آمد , يك سلسله اقدامات سري
سياسي را رهبري مي كرد كه با گزينش شيوه هاي بسيار ظريف پنهان
كاري , از چشم بيدار و مراقب جاسوسان دربار , بدور مي ماند. در اين
زمينه نمونه هاي فراواني به چشم مي خورد كه ذيلا موردي از نظر
خوانندگان محترم مي گذرانيم :
« عثمان بن سعيد عمري » كه از نزديكترين و صميمي ترين ياران امام
بود (14 ) زير پوشش روغن فروشي فعاليت مي كرد . شيعيان و پيروان
حضرت عسگري عليه السلام اموال و وجوهي را كه مي خواستند به امام
تحويل دهند , به او مي رساندند و او آنها را در ظرفها و مشكهاي روغن
قرار داده و به حضور امام مي رساند . (15 )
حمايت و پشتيباني مالي از شيعيان
يكي ديگر از موضعگيريهاي امام عسگري عليه السلام حمايت و
پشتيباني مالي از شيعيان , بويژه از ياران خاص و نزديك آن حضرت ,
بود. با يك مطالعه در زندگاني آن حضرت , اين مطلب بخوبي آشكار
مي شود كه گاهي برخي از ياران امام , از تنگناي مالي , در محضر امام
شكوه مي كردند و حضرت , گرفتاري مالي آنان را برطرف مي ساخت گاه
حتي پيش از آنكه اظهار كنند , امام مشكل آنان را برطرف مي كرد. اين
اقدام امام مانع از آن مي شد كه آنان زير فشار مالي , جذب دستگاه
حكومت ستمگر عباسي شوند
تقويت و توجيه سياسي رجال و عناصر مهم شيعه
از جالبترين اقدامات سياسي امام عسگري عليه السلام تقويت و
توجيه سياسي رجال مهم شيعه در برابر فشارها و سختيهاي مبارزات
سياسي , در جهت حمايت از آرمانهاي بلند تشيع بود. از آنجا كه
شخصيتهاي بزرگ شيعه در فشار بيشتري بودند , امام به تناسب مورد ,
هر يك از آنان را به نحوي دلگرم و راهنمايي مي كرد و روحيه آنان را بالا
مي برد تا ميزان تحمل و صبر و آگاهي آنان در برابر فشارها , تنگناها و فقر
و تنگدستيها فزوني يابد و بتواند مسئوليت بزرگ اجتماعي و سياسي و
وظايف ديني خود را بخوبي انجام دهند.
« محمدبن حسن بن ميمون » مي گويد : نامه اي از امام عسكري (ع )
نوشتم و از فقر و تنگدستي شكوه كردم . ولي بعدا پيش خود گفتم : مگر
امام صادق (ع ) نفرموده كه : فقر با ما بهتر از توانگري با ديگران است , و
كشته شدن با ما بهتر از زنده ماندن با دشمنان ما است .
امام در پاسخ نوشت :
هر گاه گناهان دوستان ما زياد شود , خداوند آن ها را به فقر گرفتار
مي كند و گاهي از بسياري از گناهان آنان در مي گذرد. همچنان كه پيش
خود گفته اي , فقر با ما بهتر از توانگري با ديگران است . ما براي كساني
كه به ما پناهنده شوند , پناهگاهيم , و براي كساني كه از ما هدايت
بجويند , نوريم . ما نگهدار كساني هستيم كه (براي نجات از گمراهي ) به
ما متوسل مي شوند. هر كس ما را دوست بدارد , در رتبه بلند (تقرب به
خدا) با ماست , و كسي كه پيرو راه ما نباشد , به سوي آتش خواهد
رفت . (16 )
نمونه ديگر در اين زمينه نامه اي كه امام عسكري (ع ) به « علي بن
حسين بن بابويه قمي » , يكي از فقهاي بزرگ شيعه , نوشته است . امام در
اين نامه پس از ذكر يك سلسله توصيه ها و رهنمودهاي لازم , چنين
يادآوري مي كند : صبر كن و منتظر فرج باش كه پيامبر فرموده است :
برترين اعمال امت من انتظار فرج است .
شيعيان ما پيوسته در غم و اندوه خواهند بود تا فرزندم (امام
دوازدهم ) ظاهر شود , همان كسي كه پيامبر بشارت داده كه زمين را از
قسط و عدل پر خواهد ساخت , همچنانكه از ظلم و جور پر شده باشد.
اي بزرگمرد و مورد اعتماد و فقيه من ! صبر كن و شيعيان مرا به صبر
فرمان بده ! زمين از آن خداست و هر كسي از بندگانش را كه بخواهد ,
وارث (حاكم ) آن قرار مي دهد. فرجام نيكو , تنها از آن پرهيزگاران است .
سلام و رحمت خدا و بركات او بر و بر همه شيعيان باد!(17 )
استفاده گسترده از آگاهي غيبي
مي دانيم كه امامان , در پرتو ارتباط با پروردگار جهان , از آگاهي
غيبي برخوردار بودند و در مواردي كه اساس حقانيت اسلام يا مصالح
عالي امت اسلامي (همچون مشروعيت امامت آنان ) در معرض خطر قرار
مي گرفت , از اين آگاهي به صورت « ابزار » هدايت استفاده مي كردند.
پيشگوييها و گزارشهاي غيبي امامان , بخش مهمي از زندگينامه آنان را
تشكيل مي دهد , اما با يك مطالعه در زندگاني امام عسكري چنين به نظر
مي رسد كه : آن حضرت بيش از امامان ديگر آگاهي غيبي خود را آشكار
مي ساخته است .
بر اساس تحقيق يكي از دانشمندان معاصر , از كرامات و گزارشهاي
غيبي و اقدامات خارق العاده امام عسكري (ع ) , « قطب راوندي » در
كتاب « خرائج » جمعا چهل مورد , « سيد بحراني » در « مدينه المعاجز »
صد و سي و چهار مورد , « شيخ حر عاملي » در « اثبات الهداه » صد و
سي و شش مورد , و « علامه مجلسي » در « بحارالانوار » هشتاد و يك
مورد را ثبت كرده اند(18 )و اين , بخوبي روشنگر فزوني بروز كرامات و
گزارشهاي غيبي از ناحيه آن حضرت مي باشد.
آماده سازي شيعيان براي دوران غيبت
از آنجا كه غائب شدن امام و رهبر هر جمعيت , يك حادثه
غيرطبيعي و نامانوس است و باور كردن آن و نيز تحمل مشكلات ناشي
از آن براي نوع مردم دشوار عرض كردم : پيشوا و امام بعد از شما كيست
حضرت به سرعت برخاست و به اطاق ديگر رفت و طولي نكشيد كه
برگشت , در حالي كه پسر بچه اي را كه حدود سه سال داشت و
رخسارش همچون ماه شب چهارده مي درخشيد به دوش گرفته بود.
فرمود : « احمد بن اسحاق » ! اگر پيش خدا و امامان محترم نبودي ,
اين پسرم را به تو نشان نمي دادم , او همنام و هم كينه رسول خداست ,
زمين را پر از عدل و داد مي كند چنانكه از ظلم و جور پر شده باشد. او
در ميان اين امت (از نظر طول غيبت ) همچون « خضر » و « ذوالقرنين »
است , او غيبتي خواهد داشت كه (در اثر طولاني بودن آن ) بسيار به شك
خواهند افتاد و تنها كساني كه خداوند آنان را در اعتقاد به امامت او
ثابت نگه داشته و توفيق دعا جهت تعجيل قيام و ظهور او مي بخشد , از
گمراهي نجات مي يابند ... » (19 )
شهادت امام عسكري (ع ) و توطئه هاي بي ثمر خليفه معتمد
عباسي
معتمد عباسي كه همواره از محبوبيت و نفوذ معنوي امام در جامعه
نگران بود , چون ديد توجه مردم به امام روز به روز بيشتر مي شود و
زندان و اختناق و مراقبت تاثير معكوس دارد , سرانجام به همان شيوه
مزورانه ديرينه متوسل شد و امام را پنهاني مسموم ساخت .
دانشمند نامدار جهان تشيع , « طبرسي » مي نويسد : بسياري از
دانشمندان ما گفته اند : امام عسكري (ع ) بر اثر مسموميت به شهادت
رسيد , چنانكه پدرش و جدش و همه امامان , با شهادت از دنيا
رفته اند . (20 ) و » كفعمي » دانشمند معروف شيعه , مي گويد : او را « معتمد »
مسموم ساخت (21 ) و « محمدبن جريربن رستم » , از دانشمندان شيعي
در قرن چهارم , معتقد است كه : امام عسكري (ع ) در اثر مسموميت به
درجه شهادت رسيد . (22 )
يكي از نشانه هاي شهادت امام توسط دربار عباسي , تحركها و
تلاشهاي فوق العاده اي بود كه معتمد عباسي در روزهاي مسموميت و
شهادت امام , براي عادي جلوه دادن مرگ آن حضرت از خود نشان داد.
« ابن صباغ مالكي » , يكي از دانشمندان اهل سنت , از قول « عبيدالله
بن خاقان » , يكي از درباريان عباسي ( كه از احترام او نسبت به امام ياد
كرديم ) مي نويسد :
هنگام درگذشت ابومحمد حسن بن علي عسكري (ع ) معتمد , خليفه
عباسي حال مخصوصي پيدا كرد كه ما از آن شگفت زده شديم و فكر
نمي كردم چنين حالي در او (كه خليفه وقت بود و قدرت را در دست
داشت ) ديده شود. وقتي « ابومحمد » (امام عسكري ) رنجور شد , پنج نفر
از اطرافيان خاص خليفه كه همه از فقيهان درباري بودند , به خانه او
گسيل شدند. معتمد به آنان دستور داد در خانه ابومحمد بمانند و هر چه
روي مي دهد به او گزارش كنند , نيز عده اي را به عنوان پرستار فرستاد تا
ملازم او باشند , و همچنين به « قاضي بن بختيار » فرمان داد ده نفر از
معتمدين را انتخاب كند و به خانه ابومحمد بفرستد و آنان هر صبح و
شام نزد او بروند و حال او را زير نظر بگيرند. دو يا سه روز بعد به خليفه
خبر دادند حال ابومحمد سخت تر شده و بعيد است بهتر شود. خليفه
دستور داد شب و روز ملازم خانه او باشند و آنان پيوسته ملازم خانه آن
بزرگوار بودند تا پس از چند روزي رحلت فرمود. وقتي خبر درگذشت
آن حضرت پخش شد , سامرا به حركت درآمد و سراپا فرياد و ناله
گرديد و بازارها تعطيل و مغازه ها بسته شد. بني هاشم , ديوانيان , امراي
لشكر , قاضيان شهر , شعرا , شهود و گواهان و ساير مردم براي شركت در
مراسم تشييع حركت كردند , سامرا در آن روز يادآور صحنه قيامت
بود.
وقتي جنازه آماده دفن شد , خليفه برادر خود , « عيسي بن متوكل » , را
فرستاد تا بر جنازه آن حضرت نماز بگزارد. هنگامي كه جنازه را براي
نماز روي زمين گذاشتند , عيسي نزديك رفت و صورت آن حضرت را
باز كرد. و به علويان و عباسيان و قاضيان و نويسندگان و شهود نشان داد
و گفت : اين « ابومحمد عسكري » است كه به مرگ طبيعي در گذشته است
و فلان و فلان از خدمتگزاران خليفه نيز شاهد بوده اند!! بعد روي جنازه
را پوشاند و بر او نماز خواند و فرمان داد براي دفن
ببرند ... » (23 )
البته اين نماز جنبه تشريفاتي داشت و طرحي بود كه رژيم حاكم
براي لوث كردن ماجراي شهادت امام ريخته بود و چنانكه در ميان
دانشمندان شيعه مشهور است , حضرت مهدي (عج ) به طور خصوصي
بر جنازه پدر بزرگوارش , امام عسكري (ع ) نماز گزارد . (24 )
ـــــــــ
پانوشت ها :
1 ـ مجلسي , بحارالانوار , ج 50 , ص .311
2 ـ مجلسي , همان ماخذ , ص .313
3 ـ شيخ طوسي , كتاب الغيبه , تهران , مكتبه نبوي الحديثه , ص
134 م .
4 ـ طبسي , شيخ محمد جواد , حياه الامام العسكري , ط 1 , قم , دفتر
تبليغات اسلامي , 1371 هش , ص 223 ـ 226 . و نيز ر . ك به : الشيخ
محمدحسين المظفر , تاريخ الشيعه , قم , مكتبه بصيرتي , صفحات : 62 ,
78 , .102
5 ـ ظاهرا مقصود . احمدبن اسحاق رازي , يكي از بزرگان شيعيان اهل
ري , و يكي ديگر از نمايندگان امام عسكري است . (ر. ك به :
حياه الامام العسكري , شيخ محمدجواد طبسي , ص 332 ) .
6 ـ طوسي , اختيار معرفه الرجال (معروف به رجال كشي ) , مشهد ,
دانشگاه مشهد , ص 575 ـ 580 , حديث 1088 ـ مجلسي بحارالانوار ,
ط 2 , تهران , 1359 هق , ج 50 , ص 219 ـ.323 اين نامه به اختصار در
تحف العقول (ص 484 ) نيز آمده است .
7 ـ نجاشي , فهرست اسما مصنفي الشيعه , قم , مكتبه الداوري , ص 66
شيخ طوسي , الفهرست , مشهد , دانشكده الهيات و معارف اسلامي ,
1351 هـ ش , ص .23
8 ـ طبسي , حياه الامام العسكري , ص .333
9 ـ ج 50 , ص .323
10 ـ دلائل الامامه , الطبعه الثالثه , قم , منشورات الرضي , 1363 هش ,
ص .272
11 ـ طبرسي , الاحتجاج , نجف , المطبعه المرتضويه , 1350 ,
ص .257
12 ـ شيخ مفيد , الارشاد , قم , مكتبه بصيرتي , ص 351 ـ طبرسي ,
الاعلام الوري , الطبعه الثالثه , تهران , دارالكتب الاسلاميه , ص 445 ـ
تستري , شيخ محمدتقي , قاموس الرجال , الطبعه الثالثه , قم ,
موسسه النشر الاسلامي التابعه لجامعه المدرسين , ج 1 , ص 316 ـ
كليني , اصول كافي , تهران , مكتبه الصدوق , 1381 هـ ق , ج 1 , ص
.518
13 ـ طوسي , اختيارمعرفه الرجال , مشهد , دانشكده الهيات و معارف
اسلامي , 1348 هـ ش , ص 532 , حديث 1015 ـ تستري , همان كتاب ,
ج 1 , ص 315 . عمري بعدها به وكالت از طرف حضرت صاحب الزمان ـ
عج ـ منصوب گرديد.
14 ـ عثمان بن سعيد بعدها به افتخار نمايندگي امام دوازدهم در غيبت
صغري نائل گرديد.
15 ـ شيخ طوسي , الغيبه , تهران , مكتبه نبوي الحديثه , ص 214 ـ حاج
شيخ عباس قمي , صفينه البحار تهران , كتابخانه سنائي , جلد 2 , ص
.158
16 ـ ابن شهراشوب , مناقب آل ابي طالب , قم , كتابفروشي مصطفوي ,
ج 4 , ص 435 ـ علي بن عيسي الاربلي , كشف الغمه , تبريز , مكتبه بني
هاشمي , 1381 هـق , ج 3 , .211
17 ـ ابن شهر اشوب , همان كتاب , ج 4 , ص 425 ـ حاج شيخ عباس
قمي , الانوار البهيه , مشهد , كتابفروشي جعفري , ص 161 ـ
تتمه المنتهي , چاپ دوم , تهران , كتابفروشي مركزي , 1333 هـ ق . ص
299 با اندكي اختلاف در الفاظ .
با توجه به اين كه شهادت امام عسكري (ع ) در سال 260 و در
گذشت علي بن حسين بابويه در سال 329 يعني 69 سال پس از شهادت
حضرت عسكري رخ داده , برخي , نگارش چنين نامه اي را با عناويني
مانند : بزرگمرد و فقيه و مورد اعتماد من , از طرف امام به وي كه در آن
زمان جواني بيست ساله بوده , بعيد شمرده اند , مگر آنكه بگوييم : وي در
عين جواني از نظر فضيلت و شخصيت معنوي در چنان رتبه والايي قرار
داشته كه شايسته ذكر چنين القابي بوده است (تاريخ الغيبه الصفري ,
محمدصدرا , الطبعه الاولي , بيروت , دار التعارف للمطبوعات , 1392 هـ
ق , ص 196 ) .
18 ـ طبسي , شيخ محمدجواد , حياه الامام العسكري , الطبعه الاولي , قم ,
دفتر تبليغات اسلامي , 1413 هـ ق , ص .121
19 ـ صدوق , كمال الدين , قم , موسسه النشر الاسلامي (التابعه )
الجماعه المدرسين , 1405 هـ ق , ج 2 , ص 384 (باب 38 ) .
20 ـ اعلام الوري , الطبعه الالثالثه , دارالكتب الاسلاميه , ص .367
21 ـ حاج شيخ عباس قمي , الانوار البهيه , مشهد , كتابفروشي جعفري ,
ص .162
22 ـ دلائل الامامه , نجف , منشورات المكتبه الحيدريه , 1383 هـ . ق ,
ص .223
23 ـ الفصول المهمه , چاپ قديم , ص 307 ـ 308 . اين قضيه را
مرحوم شيخ مفيد در ارشاد و فتال نيشابوري در روضه الواعظين و
طبرسي در اعلام الوري و علي بن عيسي الاربلي از قول احمد پسر
عبيدالله بن خاقان نقل كرده اند. اين گزارش نشان مي دهد كه امام در
جامعه چه موقعيتي داشته و حكومت عباسي چرا نگران بوده است و نيز
روشن مي كند كه خليفه از برملا شدن مسموميت و قتل امامان تا چه حد
وحشت داشته است و لذا با زمينه سازي قبلي كوشيده است شهادت
امام را مرگ طبيعي قلمداد كند!
24 ـ صدوق , كمال الدين , قم , موسسه النشر الاسلامي , التابعه )
لجماعه المدرسين بقم المشرفه , 1405 هـ . ق , باب 43 , ص 475 ـ
مجلسي , بحارالانوار , الطبعه الثانيه , تهران , المكتبه السلاميه , 1395 ,
هـ . ق , ج 50 , ص 332 ـ .333
به گواهي اسناد و شواهد تاريخي , امام عسكري (ع )
نمايندگاني از ميان چهره هاي درخشان و شخصيت هاي
برجسته شيعيان , برگزيده , در مناطق متعدد منصوب كرده و
با آنان در ارتباط بود و از اين طريق پيروان تشيع را در همه
مناطق زير نظر داشت . از ميان اين نمايندگان , مي توان از
« ابراهيم بن عبده » نماينده امام در « نيشابور » ياد كرد
شيعيان ما پيوسته در غم و اندوه خواهند بود تا
فرزندم (امام دوازدهم ) ظاهر شود , همان كسي كه پيامبر
بشارت داده كه زمين را از قسط و عدل پر خواهد ساخت ,
همچنانكه از ظلم و جور پر شده باشد
معتمد عباسي كه همواره از محبوبيت و نفوذ معنوي
امام عسكري (ع ) در جامعه نگران بود , چون ديد توجه
مردم به امام روز به روز بيشتر مي شود و زندان و اختناق و
مراقبت تاثير معكوس دارد , سرانجام به همان شيوه
مزورانه ديرينه متوسل شد و امام را پنهاني مسموم ساخت

|